بررسی رابطه بین تخصص صنعت حسابرس و کیفیت سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

نویسندگان

1 دانشیار گروه حسابداری دانشگاه تربیت مدرس تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه تهران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری دانشکده علوم اقتصادی تهران

چکیده


تحقیقات گذشته بیان می‌کنند که تخصص صنعت حسابرس می‌تواند باعث بهبود کیفیت حسابرسی گردد]5[. از این رو، تعداد 117 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در طی دوره زمانی 1381 تا 1386، به منظور بررسی این موضوع مورد آزمون قرار گرفته اند. در این تحقیق، سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری و ضریب واکنش سود در شرکت هایی که توسط حسابرسان متخصص صنعت، رسیدگی شده‌اند، با شرکت‌هایی که توسط حسابرسان متخصص صنعت رسیدگی نشده‌اند، مقایسه شده است. این تحقیق محدود به حسابرسانی است که معتمد بورس اوراق بهادار تهران هستند تا از این طریق، حسن شهرت آنان نیز کنترل شود. همچنین، از رویکرد سهم بازار به منظور تعیین حسابرس متخصص صنعت بهره گرفته شده است. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که شرکت‌هایی که حسابرس آنها، متخصص صنعت است، دارای سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری کمتر و ضریب واکنش سود بالاتری نسبت به شرکت‌هایی که حسابرس آنها، متخصص صنعت نیست، هستند؛ به عبارت دیگر، حسابرسان متخصص صنعت، حسابرسی با کیفیت تری به صاحبکاران خود ارایه می‌کنند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Relationships between Auditor Industry Specialization and Earnings Quality in Listed Companies on Tehran Stock Exchange

نویسندگان [English]

  • H Etemadi 1
  • A Mohammadi 2
  • M Nazemi Ardakani 3
1 Associate Professor, Department of Accounting, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
2 M.A. student of Accounting, Faculty of Management, Department of Accounting, University of Tehran, Iran
3 M.A of Accounting,Department of Accounting, School of Economic Sciences, Tehran, Iran
چکیده [English]

Abstract:
Former studies have hypothesized that auditor industry specialization contributes to audit quality. Thus, 117 listed firms on TSE for time period 1381-1386 were selected. This study examines the association between measures of earnings quality and auditor industry specialization.
Extending this literature, we compare the absolute level of discretionary accruals (DAC) and earnings response coefficients (ERC) of firms audited by industry specialists with those which are not audited by industry specialists. We restrict our study to clients of auditors who are accepted for Stock and Exchange Organization (SEO) to control the brand name. Because industry specialization is unobservable, we use market share approach for it. After controlling for variables established in previous works to be related to DAC and the ERC, we find clients of industry specialist auditors have lower DAC and higher ERC than clients of non-specialist auditors. This finding is consistent with clients of industry specialists having higher earnings quality than clients of non-specialists.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords: Industry Specialization
  • Discretionary accruals
  • Earnings Response Coefficient
  • Audit Quality
  • Earnings Quality

 

سرمایه‌گذاری از نیازهای اولیه جهت گذار از یک اقتصاد توسعه نیافته به توسعه یافته است. بدون شک، برای هدایت سرمایه‌های افراد علاقه‌مند  به سرمایه‌گذاری، نیازمند جلب اعتماد آنان هستیم. برای این منظور، سرمایه‌گذاران خواهان اطلاعاتی هستند که به آنها در جهت انجام یک سرمایه‌گذاری موفق یاری رساند.

سود حسابداری و اجزای مربوط به آن، از جمله اطلاعاتی محسوب می‌شود که در هنگام تصمیم گیری توسط افراد در نظر گرفته می‌شود. این رقم بر مبنای ارقام تعهدی محاسبه و شناسایی می‌گردد. بر اساس رویکرد تعهدی در صورت تحقق درآمدها و وقوع هزینه‌ها می‌توان سود را گزارش کرد و از آنجا که در مبنای تعهدی لزوماً شناسایی درآمدها و هزینه‌ها همراه با دریافت و پرداخت وجه نقد نبوده، و در محاسبه سود نیز از پیش‌بینی‌ها و برآوردها استفاده می‌شود، از این رو، این پرسش مطرح می‌شود که تا چه میزان می‌توان به این رقم در هنگام اخذ تصمیم اطمینان کرد؛ پاسخ به این پرسش از آن جهت اهمیت پیدا می‌کند که اخذ تصمیم نادرست به سبب اطلاعات ناکافی و ناصحیح، موجب می‌شود که تسهیم منابع به صورت ناعادلانه انجام شود]2[.

نقش حسابرسی در اعتبار بخشی نسبت به اطلاعات سود شرکت‌ها در پی تجدید ارایه اخیر سود شرکت‌ها و ورشکستگی شرکت‌های بزرگ، از اهمیت درخور توجهی برخوردار شده است. تفاوت‌های ناشی از کیفیت حسابرسی به صورت تفاوت در اعتبار ارایه شده توسط حسابرسان و کیفیت سود صاحبکار آنها خود  را نشان می‌دهد. از آنجایی که کیفیت حسابرسی دارای ابعاد متفاوتی است و به طور ذاتی غیرقابل مشاهده است، مشخصة حسابرسی خاصی وجود ندارد که به عنوان شاخصی برای آن در نظر گرفته شود. اغلب مطالعات گذشته از حسن شهرت حسابرس به عنوان شاخصی برای کیفیت حسابرسی استفاده نموده و رابطة بین حسن شهرت و کیفیت سود را بررسی کرده اند]8[،]23[. علاوه بر این، محققان دیگری  علاوه بر حسن شهرت، فرض خود را این گونه بنا نهاده‌اند که تخصص صنعت حسابرس به طور مستقیم به اعتبار ارایه شده توسط حسابرس کمک می کند ]10[،]7[. شواهد حاکی از آن است که حسابرسان متخصص صنعت، حسابرسی اثر بخش‌تری را ارایه می‌کنند و تغییرات ساختاری در شرکت‌های حسابرسی در جهت دستیابی به تخصص صنعت، حاکی از آن است که تخصص صنعت نقش مهمی را در کیفیت حسابرسی بازی می کند]14[،]24[.

این پژوهش تأثیر تخصص حسابرس را بر (1) سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری [1](DAC) و (2) ضریب واکنش سود[2] (ERC) بررسی می نماید.

در ادامه مقاله، ابتدا مبانی نظری و پیشینة پژوهش مرور می‌شود. سپس روش پژوهش شامل: فرضیه‌های پژوهش، جامعه آماری و انتخاب شرکت‌ها، روش گردآوری داده‌ها و روش تجزیه و تحلیل داده‌ها مطرح می‌شود. آنگاه یافته‌های تحقیق شامل: آمار توصیفی و برازش مدل‌های تحقیق ارایه می‌شود. در ادامه، یافته‌های آزمون فرضیه تجزیه و تحلیل و تفسیر می‌شود. بخش نهایی نیز به نتیجه‌گیری اختصاص می‌یابد.

 

مبانی نظری و پیشینه پژوهش

تخصص صنعت حسابرسی:

در مطالعه ای که توسط کند ] 17[ و از طریق پرسشنامه انجام شد و پاسخ دهندگان آن، مؤسسات حسابرسی بودند تخصص صنعت حسابرس بدین گونه تعریف شد:

  • دانش خاص یک صنعت که توسط یک مؤسسه حسابرسی در جهت کمک به فهم بهتر از آنچه که صاحبکاران در آن صنعت انجام می‌دهند و همچنین ریسک‌های حسابرسی که آن ها با آن مواجه‌اند، به‌کار گرفته می‌شود.
  • مهارت‌های خاص حسابرسی که یک مؤسسه حسابرسی در جهت کمک به صاحبکارانش از طریق فراهم نمودن راه کارهایی (حسابداری و انواع دیگر) برای مواجهه با موضوع‌های صنعت مورد نظر و همچنین ریسک‌های حسابرسی (مثل قوانین، انواع مالیات و غیره) ارایه می‌نماید.
  • مهارت‌های خاص غیر حسابرسی که از طریق درگیری مؤسسه حسابرسی به‌کار گرفته و تحصیل می‌شود و می‌تواند ارزش افزوده‌ای برای کسب و کار صاحبه‌کارانش داشته باشد]17[.

موارد فوق را می‌توان به طور خلاصه این گونه بیان نمود:

" تخصص صنعت حسابرس شامل خلق ایده‌های سازنده جهت کمک (خلق ارزش افزوده) به صاحبه‌کاران، همچنین فراهم نمودن دیدگاه‌ها و یا راه کارهای تازه برای برخی از موضو ع‌هایی که صاحبه‌کاران در صنایع مربوط به خود با آن مواجه می‌شوند]17[."

  از آنجایی که حالات مختلف تخصص صنعت حسابرس به طور مستقیم قابل مشاهده نیست، تحقیقات گذشته شاخص های مختلفی را برای اندازه گیری تخصص صنعت حسابرس به‌کار گرفته اند. رویکردهای سهم بازار و سهم پرتفوی غالباً به‌عنوان شاخص هایی برای تخصص صنعت حسابرس به کار گرفته می‌شوند.

 

رویکرد سهم بازار[3]:

    رویکرد سهم بازار، یک متخصص صنعت را به عنوان یک مؤسسه حسابرسی که خودش را از سایر رقبایش از نظر سهم بازار در یک صنعت خاص متمایز کرده است، تعریف می‌نماید .این رویکرد فرض می کند که با مشاهده  سهم  نسبی بازار مؤسسات حسابرسی که به  یک صنعت خاص ارایه خدمت می کنند، می توان به میزان دانش تخصص صنعت مؤسسه حسابرسی پی برد. مؤسسه‌ای که سهم بزرگتری از بازار را در اختیار دارد، از دانش تخصصی بالاتری در مورد آن صنعت خاص برخوردار است. بعلاوه، سهم معنادار بازار در یک صنعت نشان دهندة سرمایه‌گذاری معناداری است که در مؤسسات حسابرسی در توسعة فن آوری‌های حسابرسی خاص صنعت  صورت گرفته است به‌طوری که انتظار می‌رود مزایای ناشی از بهبود کیفیت حسابرسی و صرفه اقتصادی (صرفه جویی‌های ناشی از مقیاس تولید انبوه)، افزایش یابد.

 

رویکرد سهم پرتفوی[4]:

    رویکرد سهم پرتفوی، توزیع نسبی خدمات حسابرسی را در صنایع مختلف را برای هر مؤسسه حسابرسی مورد لحاظ قرار می‌دهد. این رویکرد بیشتر به راهبردهای مؤسسه حسابرسی  مربوط است. صنایع صاحبه‌کار مؤسسه حسابرسی با بیشترین سهم پرتفوی، نشان دهندة صنایعی هستند که مؤسسات حسابرسی دانش پایه‌ای معناداری را در ارتباط با آن صنایع ایجاد کرده‌اند و سهم بزرگ پرتفوی نشان‌ دهندة این است که سرمایه گذاری معناداری توسط مؤسسات حسابرسی در توسعه فن آوری‌های حسابرسی مربوط به آن صنعت صورت گرفته است. با به‌کارگیری این رویکرد، احتمالاً مؤسسات بیشترین منابع را برای توسعه دانش خاص صنعت اختصاص داده‌اند، حتی اگر آنها سهم عمده بازار را در آن صنعت در اختیار نداشته باشند. رویکرد سهم پرتفوی برخلاف رویکرد سهم بازار، مزیت نسبی بر سایر حسابرسان را در تعیین تخصص صنعت حسابرس دخالت نمی‌دهد.

به طور خلاصه، رویکردهای فوق در قالب معیارهای زیر نمایان می‌شوند، اما باید توجه داشت که  معیارهایی که در ادامه می‌آید، اغلب انواع مختلفی از رویکرد سهم بازار است، بر اساس این فرض که تخصص صنعت از طریق شهرت در محیط‌های مشابه حاصل می شود و حجم وسیع (تعداد زیاد) مؤسسات تجاری در یک صنعت نشان دهندة تخصص صنعت هستند. با وجود این ، سهم بازار به عنوان معیاری از تخصص دارای چندین محدودیت است. برای مثال، مشخص نیست که  فواید متخصص شدن در یک صنعت از حسابرسی تعداد زیادی از مشتریان به‌دست می‌آید یا از تعداد کمی از مشتریان بزرگ. برای خاطر نشان ساختن این کمبودها، ما از چند شاخص موجود در ادبیات در رابطه با این موضوع بهره می‌گیریم. این معیارها شامل سهم مستمر بازار[5] و متغیرهای مجازی که نشان دهندة سهمی عمده در بازار/ تسلط صنعت[6]می شود ]54[.

 معیار اول، بر طبق تحقیق پالم رز ]22[ متخصص صنعت این گونه تعریف می‌شود: "بزرگترین فروشنده در هر صنعت، همچنین دومین و سومین فروشنده بزرگ در صنایعی که تفاوت‌های قابل مشاهده‌ای بین دومین و سومین یا سومین و بقیة فروشندگان وجود دارد."

 معیار دوم، تخصص صنعت حسابرس را از لحاظ تسلط صنعت تعریف می‌نماید. این تعریف محدود کننده‌تر از معیار پالم رز ]22[ است. بر اساس تحقیق می هو و ویلکینز]20[، هنگامی حسابرس به عنوان متخصص صنعت در نظر گرفته می شود که او بزرگترین فروشنده (ارایه دهنده خدمات) در صنعت باشد و تفاوت بین اولین و دومین فروشنده در صنعت حداقل 10 درصد فروشنده سوم باشد. برای  اندازه‌گیری تخصص صنعت از سهم مستمر بازار بر مبنای فروش به مشتریان استفاده می‌شود.

معیار سوم از تعداد صاحبکاران به عنوان مبنا بهره می‌گیرد. استفاده از چنین مبنایی از یک‌سونگری[7]حاصل از صاحبکاران بزرگ که با به‌کارگیری فروش به عنوان مبنا حاصل می‌شود، اجتناب می‌کند. بنابراین، در وضعیت‌هایی که یک حسابرس دارای تعداد صاحبکاران کوچک در یک صنعت است، از این معیار استفاده می‌شود.

 معیار چهارم، متخصص صنعت را حسابرسی تعریف می نماید که دارای بیشترین تعداد صاحبکار در صنعت است.

معیار پنجم، از سهم بازار استفاده می‌کند که مبتنی بر تعداد صاحبکاران است، نه حجم فروش به آن‌ها (صاحبکاران).

معیار ششم، تعداد صاحبکاران حسابرسی شده به‌وسیلة حسابرس است.

در این تحقیق، از سهم بازار به عنوان شاخصی برای اندازه‌گیری تخصص صنعت حسابرس بهره گرفته می‌شود، زیرا اولویت صنعت را نسبت به سایر حسابرسان نشان می‌دهد. هر چه سهم بازار حسابرس بیشتر باشد، تخصص صنعت و تجربه حسابرس نسبت به سایر رقبا بالاتر است. داشتن سهم بالای بازار (سهم غالب بازار) همچنین به این نکته اشاره دارد که حسابرس به طور موفقیت آمیزی خودش را از سایر رقبا از لحاظ کیفیت حسابرسی متمایز می‌کند]20[.

سهم بازار حسابرسان نیز به‌صورت زیر محاسبه می‌شود:

مجموع دارایی‌های تمام صاحبه‌کاران یک مؤسسه حسابرسی خاص در یک صنعت خاص تقسیم بر  مجموع دارایی‌های صاحبه‌کاران در این صنعت تقسیم و با پیروی ازپالم رز]22[، مؤسساتی در این تحقیق به عنوان متخصص صنعت در نظر گرفته می شوند که سهم بازارشان (یعنی معادلة فوق) بیش ا ز             ] 2/1× . شرکت‌های موجود در یک صنعت/1.[ باشد.

 

کیفیت سود

کیفیت سود مفهومی ‌واضح و قابل مشاهده نیست و در تحقیقات گذشته تعاریف متعددی در مورد آن  بیان شده است و اجماعی بر روی تعریف آن وجود ندارد. در اکثر مطالعات حسابرسی برای اندازه گیری کیفیت سود از اقلام تعهدی اختیاری بهره گرفته می‌شود؛ با این استدلال که اقلام تعهدی اختیاری معیار مستقیمی‌از مدیریت سود است و عاملی است که به کیفیت سود کمک می‌نماید. برخی دیگر از نویسندگان از معیارهای دیگری برای کیفیت سود بهره می‌گیرند که منتج به مدیریت سود به گونه‌ای متفاوت از استفاده از اقلام تعهدی می‌شود. برای مثال، ضرایب واکنش سود و توانایی سود برای پیش‌بینی جریان‌های نقدی که در نگاره شماره 1 بخوبی مشخص است]5[.

بر اساس تحقیق خواجوی و ناظمی، کیفیت سود را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: پایداری سود، سطوح ارقام تعهدی و سودی که منعکس کننده معاملات اقتصادی مربوط است. پایداری سود به معنای تکرارپذیری(استمرار) سود جاری است. هرچه پایداری سود بیشتر باشد؛ یعنی شرکت توان بیشتری برای حفظ سودهای جاری دارد و فرض می‌شود کیفیت سود شرکت بالاتر است. به طور کلی، هرچه سود گزارش شده به استفاده کنندگان کمک کند تا تصمیمات بهتری اتخاذ نمایند، آن سود باکیفیت تر محسوب می‌شود]2[.

 

 

 

 

 

نگاره (1) مرور کلی تحقیق


پیشینة تحقیق

در تحقیقات مالی خارج از کشور، تأثیر تخصص صنعت حسابرس بر مدیریت سود و کیفیت سود بخوبی مستند شده است، اما در داخل تا به‌حال در این ارتباط تحقیقی صورت نگرفته است.

کریشنان ]18[ رابطة بین تخصص صنعت حسابرس و سطح مطلق اقلام اختیاری صاحبه‌کار را  بررسی می‌نماید. او به این نتیجه دست یافت که صاحبه‌کارانی که از حسابرسان متخصص صنعت استفاده نمی‌کنند، نسبت به آن‌هایی که استفاده می‌کنند، دارای اقلام تعهدی اختیاری بالاتری هستند. ری نولدز و فرانسیس] 23 [بیان می‌کنند که حسابرسان با کیفیت بالا قادر به کشف مدیریت سود هستند، زیرا از دانش بیشتر و بالاتری نسبت به سایر حسابرسان برخوردارند و سعی می‌کنند تا از مدیریت فرصت‌طلبانه سود ممانعت به عمل آورند و شهرت خویش را حفظ نمایند. این تحقیق نشان می‌دهد که صاحبکاران  شش مؤسسه بزرگ حسابرسی از اقلام تعهدی اختیاری پایین تری نسبت به سایر حسابرسان برخوردارند.

جنکینز و همکاران ]15[  به بررسی تأثیر حسابرسان متخصص صنعت بر کاهش کیفیت سود در اواخر دهه 1990 می‌پردازند؛ بدین صورت که آیا حسابرسان متخصص صنعت در قطع نمودن کاهش کیفیت سود موجود در اواخر دهه 1990 نقشی داشته‌اند؟ یافته‌های تحقیق آن‌ها بیانگر افزایش معنادار در میزان اقلام تعهدی اختیاری و کاهشی معنادار در ضرایب واکنش سود بود که این یافته‌ها به‌منزله کاهش کیفیت سود در طی این دوره است، اما افزایش در اقلام تعهدی اختیاری و کاهش در ضرایب واکنش سود برای شرکت‌هایی که از حسابرسان متخصص صنعت استفاده می‌کردند، کمتر از سایر شرکت‌ها بود.

بالسام و همکاران ]5[ اقلام تعهدی اختیاری و ضرایب واکنش سود شرکت‌هایی را که توسط متخصصان صنعت حسابرسی شده‌اند، با شرکت‌هایی که توسط متخصصان صنعت رسیدگی نشده‌اند، مقایسه و بررسی نمودند. در این تحقیق برای کنترل متغیر حسن شهرت[8] حسابرس  از صاحبکاران  شش مؤسسة بزرگ حسابرسی (بعداً چهار مؤسسة بزرگ) استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که مشتریان حسابرسان متخصص صنعت دارای اقلام تعهدی اختیاری پایین تر و ضریب واکنش سود بالاتر نسبت به صاحبه‌کاران حسابرسانی هستند که متخصص صنعت نیستند. بنابراین، یافته‌های این تحقیق موافق با این دیدگاه است که صاحبه‌کاران حسابرسان متخصص صنعت از کیفیت سود بالاتری نسبت به صاحبه‌کاران حسابرسان غیر متخصص صنعت برخوردارند.

بالسام و همکاران ]4[ به بررسی رابطة بین تخصص صنعت حسابرس و ضریب واکنش سود از طریق مقایسه ضرایب واکنش سود صاحبه‌کارانی که توسط حسابرسان متخصص صنعت رسیدگی شده‌اند و سایر صاحبه‌کاران می‌پردازند. نتایج این تحقیق نیز نشان داد که صاحبه‌کاران حسابرسان متخصص صنعت از ضریب واکنش سود بالاتری برخوردارند. دان و همکاران ]12[ دریافتند که صاحبه‌کاران  مؤسسات حسابرسی متخصص صنعت از لحاظ کیفیت افشا توسط تحلیلگران مالی در رده بالاتری رتبه‌بندی می‌شوند.

 گراملینگ و همکاران ]13[ از ضرایب واکنش سود و توانایی سود برای پیش بینی جریان‌های نقدی به عنوان معیارهایی برای کیفیت سود استفاده نمودند و  نشان دادند که سود صاحبکاران حسابرسان متخصص صنعت جریان‌های نقدی آتی را دقیقتر از سایر صاحبکاران پیش‌بینی می‌کنند.

 

 روش پژوهش

این تحقیق از نوع علّی مقایسه‌ای و در زمره تحقیقات شبه تجربی در حوزه تحقیقات اثباتی حسابداری است که از حیث هدف کاربردی است. نرم افزار آماری مورد استفاده در این تحقیق SPSS15 و نیز صفحه گسترده اکسل است.

 

 فرضیه های پژوهش

الف) اقلام تعهدی اختیاری شرکت‌هایی که حسابرس آن متخصص صنعت است، از اقلام تعهدی اختیاری شرکت‌هایی که حسابرس آن متخصص صنعت نیست، کمتر است.

ب) ضریب واکنش سود شرکت‌هایی که حسابرس آن متخصص صنعت است، از ضریب واکنش سود شرکت‌هایی که حسابرس آن متخصص صنعت نیست، بیشترند.

 

جامعه آماری و انتخاب شرکت‌ها

جامعه آماری این مطالعه، شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است و نمونه آماری این تحقیق با اعمال پنج معیار زیر انتخاب گردیده است:

  1. سال مالی شرکت منتهی به پایان اسفندماه هر سال باشد.
  2. شرکت طی سال های 1381 تا 1386، تغییر سال مالی نداده باشد.
  3. شرکت تا قبل از پایان سال مالی 1380 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده باشد.
  4. معاملات سهام شرکت به طور مداوم در بورس اوراق بهادار تهران صورت گرفته باشد و توقف معاملاتی بیش از یک ماه در مورد سهام یاد شده اتفاق نیفتاده باشد.
  5. شرکت جزو شرکت های واسطه گری مالی نباشد.

با توجه به این معیارها، از میان شرکت‌های حاضر در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1386- 1381، 117 شرکت انتخاب شدند و کلیه اطلاعات مورد نیاز، از طریق سایت‌های بورس اوراق بهادار تهران و نرم افزارهای دیگر استخراج شد.

 

 روش تجزیه و تحلیل داده ها

مدل اقلام تعهدی اختیاری

   در این تحقیق، اقلام تعهدی اختیاری با استفاده از نسخة مقطعی مدل جونز]16[ یعنی مدل دفوند و جیامبالوو ]10[ برآورد می‌شود، زیرا نتایج تحقیق نیکومرام و همکاران(1388) که در مورد ارزیابی مدل‌های مبتنی بر اقلام تعهدی برای کشف مدیریت سود صورت گرفت، نشان داد که ویرایش‌های بعدی مدل جونز از توان قابل قبولی برای کشف مدیریت سود برخوردارند ]3[. کل اقلام تعهدی بر اساس تغییر در فروش و میزان دارایی‌های ثابت برای هر سال با به‌کارگیری تمام سال-شرکت‌ها پیش‌بینی می‌شود.

 

TACCit / Ait - 1 = α1 (1/Ait - 1) + α2 (∆REVt / Ait - 1) + α3 (PPEit / Ait - 1) + αit  

که در آن: TACC کل اقلام تعهدی؛∆REV درآمدها در سال t منهای درآمدها در سال 1t-؛ PPE ناخالص اموال، ماشین آلات و تجهیزات؛A :مجموع دارایی‌ها؛  :e باقی مانده؛ اندیس i  و t نشان دهندة شرکت و سال است و باقی ماندة e نشان دهندة DAC برای شرکت i  در سال t است.

سپس مدل چند متغیره، سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری را بر اساس متغیر تخصص صنعت و متغیرهای کنترل پیش‌بینی می‌کند]5[.

Abs(DACit)= α0 + α1*SPit + α2*LTAit + α3*CFOit + α4*LEVit + α5*Abs (TACC) it+ εit

که در آن: :SPمعیار تخصص صنعت؛ :LTA لگاریتم کل دارایی‌ها و به عنوان اندازة شرکت به‌کار گرفته می‌شود؛ :CFO جریان های نقد حاصل از عملیات بر حسب دارایی ها؛ :LEV نسبت بدهی‌های بلندمدت به کل دارایی‌ها؛ :Abs(TACC) قدر مطلق اقلام تعهدی و اندیس i و t به ترتیب نشان دهندة شرکت و سال است.

بکر و همکاران ]8[ و ری نولدز و فرانسیس ]23[، اندازه شرکت و جریان‌های نقد حاصل از عملیات را به عنوان متغیرهای تأثیر‌گذار بر اقلام تعهدی در نظر می‌گیرند.اهرم نیز در نظر گرفته می‌شود، به‌دلیل اینکه تحقیقات قبلی اسنتاد کرده‌اند که شرکت‌های با سطوح بالای بدهی، انگیزه‌ای برای درگیر شدن در مدیریت سود برای افزایش سود خود را دارند (همانند تحقیق واتز و زیمرمن]25[).

بعد از کنترل سایر عوامل مشخص شده، تفاوت در قدر مطلق DAC بین مشتریان حسابرسان متخصص و غیر متخصص از طریقa در معادلة (2) حاصل می‌شود.

اگر گزارش‌های منتشر شده توسط مشتریان متخصص صنعت از کیفیت بالاتری برخوردار باشد، انتظار می‌رود قدر مطلق DAC پایین‌تر باشد، که دلالت بر این دارد که ضریب a  منفی خواهد شد.

 

مدل ضریب واکنش سود

برای بررسی تأثیر تخصص بر ERC، از رگرسیون حداقل مربعات عادی[9](OLS)  استفاده می شود.

 

CARit = λ0 + λ1UEit + λ2UEitNEGit + λ3UEitSPit + λ4UEitMBit + λ5UEitLTAit

+ εit(3)

که در آن: :CARبازده غیرعادی انباشته اطراف هفت روز معاملاتی ؛ :UE سود غیر منتظره]1[ ؛ :NEG متغیر شاخصی است که در صورتی که سودهای غیر متظره منفی باشند، مقدار 1 می گیرد؛ :SP متغیر تخصص صنعت؛ :MB نسبت ارزش بازار به دفتری؛ :LTA لگاریتم مجموع دارایی ها؛ اندیس i و t نشان دهندة شرکت و سال (به ترتیب) است.

از آنجا که انتظار می‌رود این متغیرها بر ERC تأثیر بگذارد ( یک ضریب شیب)، در رگرسیون به عنوان متغیرهای تأثیرگذار بر متغیر سود در نظر گرفته می شوند، UE . بعد از کنترل سایر عوامل مشخص شده،تفاوت در ERC از حسابرسان متخصص و حسابرسان غیر متخصص  از طریق l3 حاصل می شود.اگر سود مشتریان متخصص صنعت با اعتبارتر در نظر گرفته شود،ERC برای چنین شرکت هایی بزرگتر خواهد شد،که سبب می شود  l3 مثبت گردد.

شاخص دیگر، NEG، برای بیان شرکت‌هایی استفاده می‌شود که دارای سود غیرمنتظره منفی هستند، زیرا تحقیقات گذشته (برای مثال باسو ]6[) نشان می‌دهند که بازار، بین  سود منفی و سود غیرمنتظره منفی تفاوت قائل می‌شود. با پیروی از تحقیقات گذشته، کنترل‌های اضافی برای اندازه شرکت لحاظ شده است که از طریق لگاریتم مجموع  دارایی‌ها اندازه‌گیری می‌شود و  رشد نیز ، از طریق نسبت ارزش بازار به دفتری حقوق صاحبان سهام، کنترل شده است.


نگاره 2- آمار توصیفی متغیرها به تفکیک حسابرس متخصص صنعت.

بخش اول- آمار توصیفی متغیرهای شرکت‌هایی که حسابرس آن متخصص صنعت  است (SP=1)

UE

CAR

Abs(TACC)

LEV

CFO

LTA

Abs(DAC)

 

024/0

017/0

101/0

637/0

117/0

78/26

123/0

میانگین

017/0-

004/0

071/0

667/0

109/0

78/26

096/0

میانه

159/0

263/0

108/0

212/0

154/0

79/2

117/0

انحراف معیار

024/0-

034/0-

031/0

531/0

019/0

03/26

043/0

چارک اول

054/0

046/0

132/0

801/0

201/0

76/27

146/0

چارک سوم

بخش دوم- آمار توصیفی متغیرهای شرکت‌هایی که حسابرس آن متخصص صنعت نیست (SP=0)

019/0

011/0-

108/0

623/0

096/0

79/25

126/0

میانگین

017/0-

007/0-

065/0

668/0

076/0

09/26

077/0

میانه

163/0

284/0

130/0

224/0

176/0

20/3

136/0

انحراف معیار

017/0-

073/0-

029/0

547/0

014/0

53/25

040/0

چارک اول

020/0

048/0

139/0

772/0

177/0

85/26

172/0

چارک سوم

نگاره 3- تمامی‌شرکت‌ها

بخش اول- آمار توصیفی متغیرها

UE

CAR

Abs(TACC)

LEV

CFO

LTA

Abs(DAC)

 

000/0-

022/0

105/0

639/0

105/0

54/26

118/0

میانگین

001/0

017/0-

069/0

670/0

095/0

38/26

080/0

میانه

262/0

163/0

120/0

207/0

167/0

37/1

127/0

انحراف معیار

042/0-

020/0-

029/0

546/0

015/0

76/25

037/0

چارک اول

041/0

035/0

133/0

782/0

185/0

33/27

150/0

چارک سوم

بخش دوم- ضرایب همبستگی میان متغیرها

UE

CAR

Abs(TACC)

LEV

CFO

LTA

SP

Abs(DAC)

 

 

 

 

 

 

 

 

1

Abs(DAC)

 

 

 

 

 

 

1

001/0-

SP

 

 

 

 

 

1

**311/0

006/0-

LTA

 

 

 

 

1

067/0

067/0

*090/0-

CFO

 

 

 

1

*112/0-

075/0

021/0

032/0

LEV

 

 

1

069/0-

**147/0-

083/0-

030/0

**694/0

Abs(TACC)

 

1

002/0-

026/0-

**110/0

044/0

016/0

021/0

CAR

1

022/0

025/0-

022/0

015/0

019/0-

053/0

048/0

UE

** و * به ترتیب معنی دار در سطح خطای 1% و 5% .

 

 


یافته‌های تحقیق

آمار توصیفی

آمار توصیفی مربوط به متغیرهای تحقیق به تفکیک صاحبکاران حسابرسان متخصص صنعت و صاحبکاران حسابرسانی که متخصص صنعت نیستند، در بخش اول و دوم  نگاره 2، نشان داده شده است.

مطابق با آنچه در فرضیه اول ذکر شد، سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری برای شرکت‌هایی که حسابرس آنها، متخصص صنعت است (123/0)، کمتر از سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری سایر شرکت‌هاست. همچنین، این شرکت‌ها دارای مجموع دارایی‌ها، جریان‌های نقد عملیاتی و درجه اهرم بدهی بزرگتر نسبت به شرکت‌هایی که حسابرس آنها متخصص صنعت نیست، هستند. علاوه بر این، در مورد صاحبکاران حسابرسان متخصص صنعت، متوسط اقلام تعهدی کمتر از مابقی شرکت هاست.

از طرف دیگر، متوسط سود غیر منتظره و بازده غیر عادی شرکت‌هایی که حسابرس آنها، متخصص صنعت است، بیشتر از سود غیر منتظره و بازده غیر عادی شرکت‌هایی است که حسابرس آنها، متخصص صنعت نیست.

همچنین، وجود همبستگی منفی میان سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری و معیار تخصص صنعت حسابرس و همبستگی مثبت میان متغیرهای سود غیرمنتظره، معیار تخصص صنعت حسابرس و بازده غیرعادی (بخش دوم نگاره 3)، می‌تواند به نوعی تایید کننده فرضیه‌های تحقیق باشد.

 

 آزمون فرضیه‌ها

نتایج مربوط به برازش مدل 2، به منظور آزمون فرضیه اول تحقیق در نگاره 4 نشان داده شده است. ضریب تعیین تعدیل شده مربوط به این مدل بیش از پنجاه درصد است که همانند با تحقیقات مشابه است. همچنین متغیر‌های مربوط به اندازه شرکت و جریان‌های نقدی به طور معنا داری دارای رابطه مثبتی با سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری هستند. علاوه بر این، سطح مطلق اقلام تعهدی نیز با سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری، دارای رابطة معنادار و مثبت است.

 

 

نگاره 4- برازش مدل 2.

 

Abs(DACit)= α0 + α1*SPit + α2*LTAit + α3*CFOit + α4*LEVit + α5*Abs(TACC)it + αit

Abs(TACC)

LEV

CFO

LTA

SP

Constant

 

*865/0

059/0

**388/0

**068/0

133/0-

**839/1-

ضرایب

852/4

049/1

177/2

053/2

452/1-

108/2-

آماره t

000/0

295/0

030/0

041/0

147/0

035/0

معنی داری

983/0

R2 تعدیل شده

405/6515

آماره F

022/2

دوربین-واتسون

 

* و* * به ترتیب معنی‌داری در سطح خطای 1 و 5 درصد.

 

 

 

ضریب مربوط به متغیر تخصص صنعت حسابرس در این مدل همان طور که انتظار می‌رفت، منفی است(133/0-)؛ اگر چه از سطح معنی‌داری بالایی برخوردار نیست (147/0). منفی بودن این ضریب نشان می‌دهد که سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری مربوط به آن دسته از شرکت‌هایی که توسط حسابرس متخصص صنعت رسیدگی شده‌اند، کمتر از شرکت‌هایی است که توسط حسابرس متخصص صنعت رسیدگی نشده‌اند. این مطلب نشان می‌دهد که حسابرس متخصص صنعت، حسابرسی با کیفیت‌تری ارایه می‌دهد. تحقیقات اخیر نیز نشان می‌دهد که حسابرسان متخصص صنعت، حسابرسی با کیفیت بهتری به صاحبه‌کاران خود ارایه می‌کنند] 5[.

علاوه بر این، در نگاره 5، شواهد مربوط به آزمون فرضیه دوم، از طریق برازش مدل 3 نمایش داده شده است. ضریب تعیین تعدیل شده مربوط به این مدل 014/0 است که در تحقیقات مشابه نیز تقریبا به همین میزان است.

همان‌طور که انتظار می‌رفت، در این نگاره، رابطة مثبتی میان بازدة غیرعادی و سود غیرمنتظره (343/0) وجود دارد، اما این رابطه معنی‌دار نیست. بر طبق فرضیه دوم، همان‌طور که بیان شد، تاثیر رابطه میان سود غیر منتظره و معیار تخصص صنعت حسابرس بر بازده غیر عادی، مثبت است (064/0)، که نشان می‌دهد صاحبه‌کاران حسابرس متخصص صنعت از ضریب واکنش سود بالاتری برخوردار هستند، اما همان طور که در نگاره 5 مشاهده می‌شود این ضریب نیز از معنی‌داری بالایی برخوردار نیستند.


نگاره 5- برازش مدل 3.

 

CARit = λ0 + λ1UEit + λ2UEitNEGit + λ3UEitSPit + λ4UEitMBit + λ5UEitLTAit+ εit

LTAUE

MBUE

SPUE

NEGUE

UE

Constant

 

019/0-

**025/0

064/0

*206/0

343/0

*039/0

ضرایب

811/0-

897/1

950/0

880/2

568/0

266/4

آماره t

418/0

058/0

342/0

004/0

570/0

000/0

معنی داری

014/0

R2 تعدیل شده

363/2

آماره F

862/1

دوربین-واتسون

 

* و* * به ترتیب معنی‌داری در سطح خطای 1 و 5 درصد.

 

با وجود این و مشابه با مدل 2، با کمی‌تردید این گونه می‌توان پذیرفت که ضریب واکنش سود شرکتی که حسابرس آن متخصص صنعت است، از ضریب واکنش سود شرکتی که حسابرس آن متخصص صنعت نیست، بیشتر است، که این نتایج با نتایج مربوط به تحقیقات قبلی سازگار است]4و5.[

بنابراین، به‌طور خلاصه این‌گونه می‌توان گفت که با توجه به برازش مدل‌های 2و 3، شواهدی مهیا گردید که نشان می‌دهد، حسابرسان متخصص صنعت، حسابرسی با کیفیت بهتری نسبت به حسابرسانی که متخصص صنعت نیستند، ارایه می‌کنند.

 نتیجه گیری

تحقیقات قبلی نشان می‌دهد که اقلام تعهدی اختیاری (بیکر وهمکاران، 1998؛ رینولدز و فرانسیس 2000) و ضریب واکنش سود (بالسام و همکاران،2003) برای شرکت‌هایی که توسط مؤسسات بزرگ حسابرسی رسیدگی شده‌اند، به ترتیب کمتر و بیشتر است، که دلیل عمده آن را کیفیت بالای حسابرسی توسط این موسسات دانسته‌اند. همچنین در تحقیقاتی تاثیر تخصص صنعت حسابرس را بر این موارد، بررسی نموده و بیان می‌کنند که حسابرس متخصص صنعت، رسیدگی با کیفیت بهتری ارایه می‌کند و این موضوع باعث بهبود کیفیت سود حسابرسی می‌گردد]5[. با توجه با این تحقیقات و با تعریف سهم بازار حسابرس، به عنوان معیار تخصص صنعت و با در نظر گرفتن شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه میان تخصص صنعت حسابرس و کیفیت سود گزارش شده بررسی گردید. نتایج این تحقیق مطابق با نتایج خارجی(]8 [، ]23[ و ]5[) است؛ به‌طوری که اقلام تعهدی اختیاری و ضریب واکنش سود شرکت‌های دارای حسابرس متخصص صنعت نسبت به سایر شرکت‌ها به ترتیب کمتر و بیشتر است.

معیار‌های کیفیت سود مورد استفاده در این تحقیق، سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری و ضریب واکنش سود است. شواهد حاصل از این بررسی نشان دهنده رابطه منفی میان تخصص صنعت حسابرس و سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری است، که مبین این موضوع است که شرکت‌هایی که صاحبکار مؤسسات حسابرسی متخصص صنعت هستند، از سود گزارش شدة با کیفیت بهتری برخوردارند؛ بدین معنی که حسابرسان متخصص صنعت، در ارایه رسیدگی‌های با کیفیت‌تر، از حسابرسانی که متخصص صنعت نیستند، بهتر عمل می‌کنند. علاوه بر این، رابطه مثبت مشاهده شده میان معیار تخصص صنعت حسابرس و ضریب واکنش سود، شواهدی مبنی بر واکنش مثبت بازار به کیفیت سود گزارش شده نشان می‌دهد. مثبت بودن رابطه میان معیار تخصص صنعت حسابرس و ضریب واکنش سود، مشابه با نتایج حاصل از بررسی سطح مطلق اقلام تعهدی اختیاری حاکی از این مدعاست که شرکت‌هایی که توسط حسابرسان متخصص صنعت رسیدگی می‌شوند، از سود با کیفیت تری نسبت به شرکت‌های رسیدگی شده توسط سایر حسابرسان برخوردار است که این موضوع در قالب واکنش بازار به سود اعلام شده است. در نتیجه، سرمایه‌گذاران می‌توانند با توجه به تخصص صنعت حسابرس در مورد کیفیت سود گزارش شده توسط شرکت‌ها تصمیم مناسب اتخاذ نمایند.

از مهمترین محدودیت‌های این تحقیق، عدم دسترسی به اطلاعات فصلی و میان ‌دوره‌ای است، چرا که با در نظر گرفتن این داده‌ها می‌توان به نتایج دقیقتری دست یافت. همچنین در این تحقیق، تنها از یکی از معیار‌های تعیین حسابرس متخصص صنعت بهره برده شده است.

با توجه به این موارد، می‌توان پیشنهاد نمود که محققان در تحقیقات بعدی بااستفاده از داده‌های فصلی و میان دوره‌ای و همچنین با استفاده از سایر معیارهای تعیین حسابرس متخصص صنعت، فرضیات مربوط به این تحقیق را در مقاطع مختلف و با تعداد شرکت‌های بیشتر مورد آزمون مجدد قرار دهند.

 



[1]-absolute level of discretionary accrual (DAC)

[2]-earnings response coefficient (ERC)

1- Market Share Approach

2- Portfolio Share Approach

1- continuous market share

2- a substantial market share/industry dominance

3- Bias

1-Brand name

[9]- ordinary least squares (OLS)

 

  1. ثقفی، علی و کردستانی، غلامرضا. (1383).«بررسی و تبیین رابطه بین کیفیت سود و واکنش بازار به تغییرات سود نقدی». بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، سال یازدهم، ش 37، پاییز1383، صص 51-72.
  2. خواجوی، شکرالله و ناظمی، امین. (1384).« بررسی ارتباط بین کیفیت سود و بازده سهام با تأکید بر نقش ارقام تعهدی در بورس اوراق بهادار تهران». بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، سال دوازدهم، ش 40، تابستان 1384، صص 37-60.
  3. نیکومرام، هاشم؛ نوروش، ایرج و علیرضا مهرآذین .(1388). ‹ارزیابی مدل های مبتنی بر اقلام تعهدی برای کشف مدیریت سود›. مجله پژوهش‌های مدیریت، سال 20،ش 82، پاییز 1388،صص1-20.
    1. Balsam, S., Krishnan, J., Yang, J.S., (2001). "Auditor industry specialization and the earnings response coefficient". Working paper, Temple University.
    2. Balsam. , S., Krishnan, J., Yang, J.S., (2003). "Auditor industry specialization and earnings quality". Auditing: A Journal of Practice and Theory 22-2, 71–97.
    3. Basu, S. (1997). "The conservatism principle and the asymmetric timeliness of earnings". Journal of Accounting and Economics 24 (December): 3-37.
    4. Beasley, M.S., and K. Petroni. (2001). "Board independence and audit firm type". Auditing: A Journal of Practice & Theory 20 (March): 97-114.
    5. Becker, C.L., M.L. DeFond, J. Jiambalvo, and K.R. Subramanyam. (1998). "The effect of audit quality on earnings management". Contemporary Accounting Research 15 (spring): 1-24.
    6. Collins, D. W., and S. P. Kothari. (1989). "An analysis of intertemporal and cross-sectional determinants of earnings response coefficient". Journal of Accounting and Economics 11 (July): 143-181.
    7. Craswell, A. T., J. R. Francis, and S. L. Taylor. (1995). "Auditor brand name reputations and industry specializations". Journal of Accounting and Economics 20 (December): 297-322.
    8. DeFond, M.L., and J. Jiambalvo. (1994). "Debt covenant violation and manipulation of accruals". Journal of Accounting and Economics 17 (January): 145-176.
    9. Dunn, K.A., B.W. Mayhew, and S.G. Morsfield. (2000). "Auditor industry specialization and client disclosure quality", Working Paper, Baruch College- CUNY, University of Wisconsin, and The Capital Markets Company.
    10. Gramling, A.A., V.E. Johnson, and I.K Khurana. (2001). "Audit firm industry specialization and financial reporting quality". Working Paper, Georgia State University and University of Missouri-Columbia.
    11.  Hogan, C.E., and D.C. Jeter. (1999). "Industry specialization by auditors". Auditing: A Journal of Practice & Theory 18 (Spring): 1-17.
    12.  Jenkins, D. S., Kane G. D. and Velury U (2006)."Earnings quality decline and the effect of industry specialist auditors: An analysis of the late 1990s", Journal of Accounting and public policy, Vol. 25, 71-90.
    13.  Jones, J. 1991. Earnings management during import relief investigations. Journal of Accounting Research 29 (Fall): 193-228.
    14. Kend M. (2008)."Client industry audit expertise: towards a better understanding", Pacific Accounting Review, Vol 20, pp. 49-62.
    15. Krishnan, G.V., (2003). "Does Big-6 auditor industry experience constrain earnings management?", Accounting Horizons 17 (Supplement), 1–16.
    16. Lipe, R. (1990). "The relation between stock returns and accounting earnings given alternative information". The Accounting Review 65 (January) 49-71.
    17. Mayhew, B., and M.S. Wilkins. (2002). "Audit firm industry specialization as a differentiation strategy: Evidence from fees charged for firms going public". Working Paper, University of Wisconsin – Madison and Texas A&M University.
    18. Moreland, K. A. (1995). "Criticisms of auditors and the association between earnings and returns of client firms". Auditing: A Journal of Practice & Theory 14 (Spring): 94-104.
    19. Palmrose, Z. (1986). "Audit fees and auditor size: Further evidence". Journal of Accounting Research 24 (Spring): 97-110.
    20. Reynolds, J.K., and J.R. Francis. (2000). "Does size matter? The influence of large clients on office-level auditor reporting decisions". Journal of Accounting and Economics 30 (December) 375-400.
    21. Solomon, I., M.D. Shields, and O.R. Whittington. (1999). "What do industry-specialist auditors know?". Journal of Accounting Research 37 (Spring): 191-208.
    22. Watts, R.L., and J.L. Zimmerman. (1986). "Positive Accounting Theory", Prentice Hall, New Jersey