مدیریت سود به ‌منظور دستیابی به نقاط مبنا

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه الزهرا

2 کارشناسی ارشد، شرکت نفت و گاز پارس،تهران

چکیده

پژوهش­های پیشین نشان داده­اند که مدیران تمایل دارند اولین رقم سود گزارش شده شرکت را به سمت بالا گرد کنند.براساس این پژوهش­ها، وقوع این رفتار به­ علت وجود پدیده روانی " 199تومانی" است که براساس آن کالایی که اولین رقم سمت چپ آن کوچکتر باشد، به طور غیرعادی ارزانتر ارزیابی می­شود. در این پژوهش تلاش شد تا مشخص شود که آیا مدیران شرکت­های ایرانی پذیرفته شده در بورس نیز به این رفتار دست می­زنند؟ وآیا وقوع این رفتار با ویژگی­های اندازه ،میزان بدهی و سطح عملکرد عملیاتی شرکت؛رابطه دارد؟ هدف از این پژوهش، مقایسه توزیع مشاهده شده با توزیع مورد انتظار در دومین رقم سمت چپ سودهای گزارش شده شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.این پژوهش شامل بررسی اطلاعات مربوط به صورت­های مالی 245 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال 1387و اطلاعات صورت­های مالی همان شرکت­ها در بازه زمانی 1388- 1377 است. برای این پژوهش، دو فرضیه طراحی و با استفاده از توزیع بنفورد(Benford's Distribution)،به عنوان توزیع مورد انتظار، آزمون شد. نتایج این پژوهش بیان می­کند که مدیران شرکت­های ایرانی تمایل ندارند در زمان مواجهه با عدد بزرگی مانند نه در دومین رقم سمت چپ سود، با هدف افزایش یک واحدی اولین رقم آن، سود عملیاتی را به سمت بالا گرد کنند؛در حالی که بررسی این پدیده در ارتباط با سود خالص شرکت­ها، نتایج مربوط­تری ارائه می­کند. به­علاوه شرکت­های بزرگ و شرکت­های دارای عملکرد عملیاتی پایین تمایل بیشتری برای انجام این کار در سود خالص خود دارند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Earning Management to Achieve Cognitive Reference points

نویسندگان [English]

  • S.H Alavitabari 1
  • A Bakeri 2
1 Associated Professor, Alzahra University
2 Master of Science, Pars Oil & Gas Company, Tehran
چکیده [English]

Previous studies have shown that companies' managers tend to round-up the first digit of reported earnings. According to these studies, this type of behavior is inspired by the existence of the so-called 199 Toumans phenomenon, where a good with smaller first left digit is perceived as being abnormally lower than the other goods. In the current study, we try to determine whether managers of Iranian listed companies in TSE, also engage in this type of earnings rounding-up behavior? Is incidence of this type of earnings rounding-up behavior related to specific company characteristics (size, level of debt rate & degree with operating performance)? In this research we aimed to compare the observed and expected frequencies for the second left digit in reported earnings of Iranian listed companies. In this study, financial statements data of 245 Iranian listed companies in 1387 and financial statements data of the same companies between 1377-1388 was analyzed. To accomplish this research we designed two hypotheses are set testing them by using Benford’s Law as expected frequencies. The results suggest that managers of Iranian listed companies don't tend to round-up reported operating income, in a way that increases the first digit by one, when they are faced with a nine in the second left digit. While testing this behavior by net income of companies offers more relevant result. Furthermore, the large companies and the companies with lesser degree of operating performance have more tendencies to do this behavior in net income.
 
 
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Benford's Distribution
  • Earnings management
  • 199 Toumans Phenomena
 

 

سود حسابداری، محصول اصلی فرآیند حسابداری تعهدی است. به­نظر می­رسد که هیچ عدد دیگری در صورت­های مالی، بیش از آن مورد توجه اقشار مختلف قرار نمی­گیرد. آنچه که بیش از میزان سود برای استفاده­کنندگان و حافظان منافع آن­ها (حسابرسان) مهم است، قابل اتکا بودن و واقعی بودن اطلاعات مربوط به سود است؛ زیرا مدیران این انگیزه را دارند که سود را مدیریت کنند.

مدیریت سود زمانی اتفاق می­افتد که مدیران به منظور گمراه نمودن برخی از ذی نفعان (شامل سهامداران، اعتباردهندگان، کارکنان، دولت، سرمایه‌گذاران و ...) درباره عملکرد اقتصادی شرکت یا تحت تاثیر قراردادن نتایج قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده، وابسته است، با استفاده از قضاوت­های خود، در گزارش­های مالی و ساختار مبادلات تغییر ایجاد ­کنند[7].

یکی از راه­های ممکن برای مدیریت سود، گردکردن آن به سمت بالاست، زیرا نوعی افزایش دادن سود در چشم افراد به­شمار می­رود که شرکت­ها درصدد دستیابی به آن هستند. گردکردن در صورتی انجام می­شود، که سود اندکی کمتر از نقاط مبنا[1] باشد.این اقدام می­تواند درک سهامداران نسبت به سودآوری شرکت را تغییر دهد و موجب ارتقای وضعیت مالی شرکت در ذهن سهامداران شود. انجام چنین تغییراتی در سود گزارش شده ممکن است به‌طور نسبی ناچیز و کم اهمیت به­نظر آید؛ اما اثری قابل توجه بر درک سهامداران دارد.در این نوع از مدیریت سود،مدیران در مواجهه با اعداد بزرگی مانند 8،7و9 در دومین رقم سمت چپ سود؛آن­ را به سمت بالا گرد می­کنند و از این طریق اولین رقم سود را به میزان یک واحد افزایش می­دهند. برای نمونه، سود 27میلیارد ریالی خود را 30 میلیارد ریال گزارش می‌کنند. به­طور معکوس؛مدیران در مواجهه با ارقام کوچک در دومین رقم سمت چپ زیان ؛آن­را به سمت پایین گرد می­کنند و مثلا زیان 30 میلیارد ریالی را 29 میلیارد ریال گزارش می­کنند. اگر این پدیده وجود داشته باشد، انتظار می­رود در دومین رقم سمت چپ اعداد سود، توزیع غیرعادی از اعداد وجود داشته باشد که در آن ارقام بزرگ به گونه­ای غیرعادی، کمتر و اعداد کوچکتر به­طور غیرعادی، بیشتر وجود داشته باشند [11]. بررسی توزیع ارقام سود، رویکردی است که در چند دهه گذشته؛ به­منظور شناسایی مدیریت سود مورد توجه قرار گرفته است؛ که به ­نوعی مشکلات مدل­های مبتنی بر اقلام تعهدی را ندارد. بر این اساس، در این پژوهش تلاش شد تا مشخص شود که آیا مدیران شرکت­های ایرانی نیز به این رفتار دست می­زنند؟ و آیا وقوع این رفتار با ویژگی­های اندازه، میزان بدهی و سطح عملکرد عملیاتی شرکت، رابطه دارد؟

پژوهش­های انجام شده در شاخه مدیریت بازار، سال­هاست که وجود پدیده­ای با عنوان"قیمت 199 تومانی" را اثبات کرده است. این پدیده بیان می­کند که برای خریدار، کالایی که 199 تومان قیمت دارد، به شکلی غیرعادی بسیار ارزانتر از کالای 200 تومانی است. برخی از محققان دلیل این پدیده را محدودبودن میزان حافظه انسان­ها می­دانند؛ به لحاظ این­که ، آن­ها از این میزان محدود برای نگهداری مهمترین بخش قیمت استفاده می­کنند. معمولا اولین رقم سمت چپ قیمت، بیشترین اهمیت را برای افراد دارد ،به این دلیل کالایی که اولین رقم آن "یک" است، به ­نظر افراد ارزانتر از کالایی است که اولین رقم آن "دو" است؛ حتی اگر این اختلاف بسیار اندک باشد [4]. به­نظر می­رسد این پدیده در مورد هرگونه اطلاعات کمی که بر اساس واحد پولی است، از جمله سود شرکت­ها نیز صادق باشد.

از سوی دیگر، بررسی­ روان‌شناسان نشان داده است که افراد برای ارزیابی و سنجش اهمیت یک عدد، آن را به مضربی از 10 گرد می­کنند و از آنجا که گردکردن به سمت بالا پیچیده­تر است، فرد به­جای آنکه، به عنوان نمونه عدد 698 را به 700 گرد کند به 690 یا 600 گرد می­کند [5]. این پدیده می­تواند این انگیزه را ایجاد کند که عدد مورد نظر به ­گونه­ای تغییر داده شود تا وقتی فرد آن عدد را در ذهن خود به سمت پایین گرد می­کند، حداقل آن را معادل 700 بداند.

استفاده­کنندگان صورت­های مالی از مضرب­های 10 به عنوان مبنا استفاده می­کنند. آن­ها عدد سود را به مضرب­هایی از 10 () تبدیل می­کنند (N اولین رقم سمت چپ عدد سود و K برابر است با تعداد ارقام عدد سود)؛ و این شیوه را برای ارزیابی عملکرد شرکت­ به­کار می­برند [1]. بنابراین، یکی از راه­های ممکن برای مدیریت سود، گردکردن آن به سمت بالاست. زیرا باعث ارتقا، وضعیت مالی شرکت در ذهن سهامداران و بنابراین، افزایش ارزش سهام آن می­شود. وجود این نوع از مدیریت سود به ایجاد توزیع غیرعادی از اعداد در سود منجر می‌شود[11].

پ‍ژوهش­های انجام شده، نشان داده است که در برخی از کشورها، شرکت­ها مبادرت به انجام این نوع از مدیریت سود می­کنند. این پدیده برای اولین بار توسط کارسلو (1988) در میان شرکت­های نیوزلندی بررسی شد. او مشاهده کرد که میزان وقوع صفر و نه به ­ترتیب، بیشتر و کمتر از آن میزانی است که به­ طور تصادفی انتظار آن می­رفت [5]. در ادامه کار وی، توماس (1989) نشان داد که این پدیده در میان شرکت­های آمریکایی نیز وجود دارد. او همچنین نشان داد که توزیع دومین رقم سمت چپ در زیان، مخالف با توزیعی است که در دومین رقم سودها دیده می­شود؛ یعنی در دومین رقم سمت چپ زیان، رقم نه و صفر به­ ترتیب بیشتر و کمتر از حد موردانتظار وجود دارد[12]. نیسکانن و کلوهارجو (2000) به­منظور بررسی پدیده گرد کردن سود در میان شرکت­های فنلاندی؛ سود شرکت­های فنلاندی را بررسی کردند. با آن­که در این کشور نرخ مالیات تقریبا بالاست و سیستم حسابداری نیز به شدت تحت تاثیر قوانین مالیاتی قرار دارد، آن­ها مشاهده کردند که شرکت­های فنلاندی نیز سود خود را به سمت بالا گرد می­کنند، در حالی­که سود خالص آن­ها، مشمول مالیات می­شود و گردکردن سود به سمت بالا برای آن­ها بسیار هزینه­بر خواهد بود [10].

ارتس و دیگران (2008)،با هدف بررسی نقش نقاط مبنا در رویه تقسیم سود شرکت­های آمریکایی، سود تقسیمی هر سهم[2] شرکت­های آمریکایی را بررسی کردند. نتایج نشان داد که به ­طور قابل توجهی، عدد صفر بیشتر و اعداد بزرگتر کمتری در دومین رقم سمت چپ اعداد سود تقسیمی وجود دارد. همچنین به طور غیرعادی، تعداد زیادی از شرکت­ها به­ طور سیستماتیک عدد صفرو تعداد محدودی از آن­ها اعداد بزرگ را در دومین رقم سود تقسیمی خود گزارش می­کنند. آن­ها نتیجه گرفتند که مدیران سود تقسیمی شرکت­های خود را با هدف رسیدن به سطح مبنا یا بیش از آن به سمت بالا گرد می­کنند[1].

گوان و همکاران (2008)،با هدف بررسی و مقایسه میزان پدیده گرد کردن سود در میان صنایع مختلف،پس از تقسیم کردن شرکت­های آمریکایی به هشت صنعت عمده، سود خالص آن­ها را بررسی کردند. این پژوهشگران، پس از بررسی توزیع دومین رقم سمت چپ سود، به این نتیجه رسیدند که در دومین رقم سود در تمامی صنایع، بیش از حد موردانتظار، عدد صفر وجود دارد. در شش صنعت هم کمتر از حد موردانتظار، عدد نه­ وجود دارد. در واقع، نتایج نشان ­داد با آنکه پدیده گردکردن سود در همه صنایع وجود دارد، اما شدت و میزان آن یکسان نیست[6].

جردن و همکاران (2008)،به­منظور بررسی تمایل شرکت­های آمریکایی برای گرد کردن سود به سمت بالا، در پژوهشی سود(زیان) عملیاتی آن­ها را بررسی کردند. آن­ها نتیجه گرفتند که در شرکت‌های زیان ده توزیع دومین رقم سمت چپ زیان مشابه توزیعی است که به­طور تصادفی انتظار آن می‌رفت. در مورد شرکت­های سودده آن­ها به نتیجه­ای مشابه با نتیجه توماس رسیدند. به­ علاوه، آن­ها نشان دادند که شرکت­های کوچک و شرکت­های با نسبت بدهی پایین، تمایل بیشتری برای انجام این کار دارند و شرکت­های با عملکرد قوی نسبت به شرکت­های با عملکرد ضعیف، محتاطانه­تر دست به این نوع از مدیریت سود می­زنند [8].

کینان و کسکلا (2003)،با هدف بررسی و مقایسه مدیریت سود، به­منظور دستیابی به نقاط مبنا در میان کشورهای مختلف ،به بررسی توزیع دومین رقم سمت چپ سود و زیان خالص در 22000 شرکت فعال در 18 کشور جهان پرداختند. آن­ها دریافتند که این نوع از مدیریت سود به­طور گسترده در سراسر جهان وجود دارد و در دومین رقم سمت چپ سود، به­طور قابل توجهی، میزان وقوع صفر و نه، به ­ترتیب بیشتر و کمتر از آن میزانی است که به­طور تصادفی انتظار آن می­رود و در زیان نیز الگویی متضاد وجود دارد [9].

بر اساس پژوهش­های انجام شده در سطح جهان به­نظر می­رسد که برخی از ویژگی­ها و یا شرایطی که شرکت­ها در آن قرار می­گیرند، انگیزه دست زدن به مدیریت سود را ایجاد می­کند. این پژوهش­ها نشان می­دهند که ویژگی­های میزان بدهی، اندازه شرکت و عملکرد عملیاتی با وقوع یا احتمال وقوع مدیریت سود رابطه دارد. پژوهش­های انجام شده در ایران نیز نشان می­دهد که در صورت بالا بودن بدهی شرکت، تمایل مدیران به مدیریت سود بیشتر خواهد شد[1]. در این پژوهش، به بررسی میزان تمایل شرکت­های ایرانی برای دست زدن به مدیریت سود با هدف دستیابی به نقاط مبنا و رابطه آن با برخی از ویژگی‌های شرکت پرداخته شد.

 

فرضیه­های این پژوهش به شرح زیر است:

فرضیه اصلی 1: بین توزیع ارقام در سود گزارش شده با مدیریت سود از طریق گردکردن به سمت بالا رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه اصلی 2: بین مدیریت سود از طریق گردکردن آن به سمت بالا و برخی از ویژگی­های شرکت رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه فرعی 2-1: بین اعمال مدیریت سود از طریق گردکردن آن به سمت بالا و اندازه شرکت ارتباط معناداری برقرار است.

فرضیه فرعی 2-2: بین اعمال مدیریت سود از طریق گردکردن آن به سمت بالا و نسبت بدهی ارتباط معناداری برقرار است.

فرضیه فرعی 2-3: بین اعمال مدیریت سود از طریق گردکردن به سمت بالا و عملکرد عملیاتی ارتباط معناداری برقرار است.

 

روش پژوهش

این پژوهش بر مبنای هدف، به لحاظ اینکه نتایج آن برای کلیه ذی‌نفعان، به خصوص سرمایه­گذاران بالقوه و بالفعل شرکت­ها در اخذ تصمیمات مناسب سرمایه­گذاری قابل استفاده است،کاربردی و بر مبنای روش توصیفی است. در این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع، پس از جمع­آوری داده­ها از آزمون‌های آماری و برای انجام این آزمون­ها از آمار استنباطی استفاده شد. همچنین، از توزیع بنفورد به عنوان توزیع موردانتظار برای دومین رقم سمت چپ سود استفاده شد.

در سال 1881 یک ریاضیدان و منجم به نام نیوکامب[3] مشاهده کرد که صفحات اولیه در جدول‌های لگاریتمی موجود در کتابخانه موسسه او بیش از صفحه­های بعدی کهنه شده است. او نتیجه‌گیری کرد اعدادی که با یک و یا دو شروع می‌شوند، بیشتر از اعدادی که با هشت و یا نه شروع می­شوند، دیده می‌شوند. در سال 1938 مهندسی به نام بنفورد به­طور مستقل از نتایج گرفته شده توسط نیوکامب، شاهد مواردی مشابه نیوکامب در همان جدول­های لگاریتمی بود. متوسط دفعاتی که یک رقم به­عنوان اولین رقم مهم دیده می­شود، از یک قانون لگاریتمی که توسط نیوکامب ارائه شده بود، پیروی می­کند [2].

 (1)

Fd = log (l + l/d)

Fd: تعداد دفعاتیاست که d به ­عنوان اولین رقم مهم دیده می­شود.

توزیع موردانتظار بر اساس قانون بنفورد[4] برای yبه عنوان دومین رقم به صورت زیر است:

           (2)

 

x: اولین رقم سمت چپ عدد است که می‌تواند دارای مقادیری از یک تا نه باشد.

نگاره زیر بر اساس فرمول بالا، توزیع موردانتظار برای دومین رقم سمت چپ را نشان می­دهد.


 نگاره 1: توزیع موردانتظار دومین رقم اعداد بر اساس توزیع بنفورد


 

 

 

نه

هشت

هفت

شش

پنج

چهار

سه

دو

یک

صفر

50/8

76/8

04/9

34/9

67/9

03/10

43/10

88/10

39/11

97/11

 

 

 

برخی از پژوهش­ها اثبات کرده­اند که نتایج به دست آمده از انجام عملیات ریاضی بر روی اعداد به­دست آمده از منابع متفاوت، از قانون بنفورد پیروی می­کنند [3]. بر این اساس، می­توان انتظار داشت که برخی از اعداد حسابداری، از جمله سود، از این قانون تبعیت کند و اگر این­گونه نباشد، احتمال وقوع مدیریت سود یا تقلب وجود دارد.

هدف از انجام این پژوهش، پاسخ به این سوال است که آیا توزیع ارقام مشاهده شده به عنوان دومین رقم سمت چپ سود شرکت­های نمونه با توزیع موردانتظار بر اساس توزیع بنفورد تطابق دارد؟ و در صورت وجود اختلاف، آیا بی­اهمیت و تصادفی است و یا قابل توجه و عمدی است؟

از آنجا که رقم دوم سمت چپ در هر عدد چندرقمی می­تواند شامل رقم­هایی از صفر تا نه باشد، میزان وقوع هر یک از این ارقام به عنوان دومین رقم اعداد سود شرکت­ها به صورت درصدی از حجم نمونه بیان و با درصد موردانتظار مستخرج از قانون بنفورد مقایسه می­شود. برای تعیین اینکه آیا انحراف مقادیر مشاهده شده از مقادیر موردانتظار به لحاظ آماری قابل توجه است یا خیر، لازم است این انحراف با معیار مشخصی مقایسه شود. معیار مناسب آماره­ (Z) است که با استفاده از فرمول 3 تعریف شده است.

(3)

 

p: توزیع مشاهده شده

p0: توزیع مورد انتظار

n: حجم نمونه

 یک عامل اصلاح کننده است تا نمودارهای توزیع نرمال و دو جمله­ای به یکدیگر نزدیکتر شوند و تنها وقتی باید استفاده شود که به لحاظ عددی کوچکتر از  باشد [5].

برای تعیین اینکه آیا میزان اختلاف مشاهده شده به لحاظ آماری قابل توجه است، تعیین یک سطح معنی­دار لازم است. در این پژوهش، این سطح در اغلب موارد 90% و در برخی موارد 95% در نظر گرفته می­شود. بر اساس Z محاسبه شده و با استفاده از نگاره نرمال، p-value (میزان خطا) محاسبه خواهد شد. در حالتی که p-value کوچکتر از 1/0 باشد، تفاوت توزیع مشاهده شده و موردانتظار در دومین رقم در سطح 90% اطمینان به لحاظ آماری قابل توجه خواهد بود و اگر  p-valueکوچکتر از 05/0 باشد، آنگاه تفاوت در سطح 95% اطمینان به لحاظ آماری قابل توجه خواهد بود.

اگر مدیران به ­دنبال دست­یابی به نقطه مبنا در اولین رقم سمت چپ (افزایش یک واحدی اولین رقم) سود خود باشند، این کار را از طریق مدیریت کردن رقم دوم و گردکردن آن به سمت بالا انجام می­دهند.در صورت انجام این نوع مدیریت سود توسط مدیران،براساس توزیع بنفورد، این انتظار وجود دارد که در دومین رقم سود تعداد دفعاتی که ارقام بزرگی نظیر هشت و یا نه دیده می­شود، کمتر از حد موردانتظار و نیز تعداد دفعاتی که ارقام کوچکی نظیر صفر دیده می­شود، بیش از حد مورد انتظار باشد.

به منظور این که یافته­های پژوهش قابلیت اعتماد بیشتری داشته باشد، داده­ها عمدتا از طریق اسنادکاوی، مشاهده و مطالعه صورت­های مالی حسابرسی شده جمع­آوری می­گردد. به ­این منظور، اطلاعات مالی شرکت­ها از بانک اطلاعاتی تدبیر پرداز استخراج و جمع آوری شد. با انتقال داده­ها به صفحه گسترده Excel و انجام محاسبات لازم، اطلاعات برای تجزیه و تحلیل به نرم افزار آماری SPSS منتقل گردید.

 

نحوه آزمون فرضیه­های پژوهش

برای آزمون فرضیه اول، به اختلاف بین توزیع مشاهده شده در دومین رقم سمت چپ سود با توزیع بنفورد توجه می­شود. اگر این اختلاف قابل توجه باشد، نتیجه گرفته می­شود که سود شرکت­ها توسط مدیریت دستکاری می­شود و اگر این اختلاف بااهمیت بوده، در جهت پیش­بینی شده نیز باشد، نتیجه گرفته می­شود که سود مدیریت می­شود تا به نقطه مبنا در اولین رقم خود برسد.

برای آزمون فرضیه دوم نیز مشابه فرضیه اول عمل می­شود؛ با این تفاوت که برای آزمون رابطه ویژگی شرکت با مدیریت سود، شرکت­های مورد بررسی بر اساس سطح میانه آن ویژگی به دو گروه تقسیم­بندی می­شوند و سپس در مورد هر گروه رویه بیان شده در فرضیه اول انجام می­شود.

جامعهآماریونمونه­های پژوهش

جامعه آماری پژوهش شامل شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش، برای نمونه­گیری از روش حذف سیستماتیک استفاده شد. به عبارت دیگر، کل شرکت‌های عضو جامعه آماری که دارای ویژگی­های زیر بودند، به ­عنوان نمونه انتخاب شدند:

1- نام شرکت تا پایان سال 1386 در فهرست شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران درج شده باشد.

2- شرکت در دوره پژوهش زیان­ده نباشد.

3- شرکت در زمره شرکت­های سرمایه­گذاری و یا بانک­ها قرار نگیرد.

این پژوهش در دو بخش انجام شد: در بخش اول که قلمرو آن محدود به سال 1387 است، جامعه آماری شامل 245 شرکت بود، در بخش دوم که قلمرو آن بازه زمانی 12 ساله­ای از سال 1377 تا 1388 است، اطلاعات همان شرکت­ها بررسی شد.

 

یافته­های پژوهش

فرضیه اول به بررسی رابطه بین توزیع ارقام در سود گزارش شده با مدیریت سود از طریق گردکردن به سمت بالا می­پردازد.در این پژوهش به منظور بررسی این رابطه از سود عملیاتی و سود خالص گزارش شده شرکت­های پذیرفته شده در بورس تهران در سال 1387 و نیز بازه زمانی 1388-1377 استفاده ­شده است.

نتایج بررسی سود عملیاتی در سال 1387 نشان می­دهد که با وجود اختلاف معنادار بین توزیع مشاهده شده با توزیع بنفورد و اثبات وجود مدیریت سود، مدیریت سود به شکل موردنظر این پژوهش (گردکردن رو به بالا)،وجود ندارد(نگاره 2).

نتایج بررسی سود خالص در سال 1387 نشان می­دهد که اختلاف معناداری بین توزیع مشاهده شده با توزیع بنفورد در این حالت وجود ندارد، لذا هیچ نوعی از مدیریت سود، از جمله گردکردن به سمت بالا در این مورد وجود ندارد (نگاره 3).

نتایج بررسی سود عملیاتی در سال­های 1388- 1377 نشان می­دهد که در مورد برخی از اعداد، اختلاف معناداری بین توزیع مشاهده شده و توزیع بنفورد وجود داشته و بنابراین، نوعی از مدیریت سود در این مورد حاکم است.شایان ذکر است که نتایج حاکی از آن است که مدیریت سود به شکل مورد نظر این پژوهش در این مورد وجود ندارد(نگاره4).

نتایج بررسی سود خالص درسال­های 1388- 1377 نشان می­دهد که در مورد سود خالص تا حدودی اختلاف بین توزیع مشاهده شده و توزیع بنفورد وجود دارد و این نشان­دهنده وقوع مدیریت سود در سود خالص است. هرچند شواهد بیانگر وجود مدیریت سود از طریق گردکردن آن به سمت بالا بودند، اما این شواهد اطمینان 90

درصدی برای پذیرفتن این موضوع را فراهم نکردند(نگاره 5).

 

نگاره 2: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت سود در شرکتهای با سود مثبت - سود عملیاتی

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

کاهش

کاهش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

39/0

24/0

38/0

8/1

003/0

18/1

75/0

57/0

37/0

29/2

Z value

3697/0

3876/0

3712/0

079/0

3989/0

1989/0

3011/0

3391/0

2725/0

0283/0

P level

 

نگاره 3: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت سود در شرکت­های با سود مثبت - سود خالص

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

کاهش

کاهش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

35/0

03/0

66/0

03/1

24/0

87/0

77/0

55/0

09/0

9/0

Z value

3752/0

3988/0

3209/0

2347/0

3876/0

2732/0

2966/0

3429/0

3973/0

2661/0

P level

 

نگاره 4: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود عملیاتی در بازه زمانی 12 ساله

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

کاهش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

06/1

74/0

03/1

46/0

93/0

67/0

51/2

02/0

05/0

36/0

Z value

2275/0

3034/0

2347/0

3589/0

2589/0

3187/0

0171/0

3989/0

3984/0

3739/0

P level

 

نگاره 5: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود خالص در بازه زمانی 12 ساله

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

46/1

25/1

63/1

17/1

1/1

48/1

11/1

37/0

08/1

84/1

Z value

1374/0

1826/0

1057/0

2012/0

2179/0

1334/0

2155/0

3725/0

2227/0

0734/0

P level

 

 

 

بنابراین، فرضیه اول در همة حالت­ها رد شد.

فرضیه دوم به سه فرضیه فرعی تقسیم شد: فرضیه فرعی2-1 به بررسی رابطه بین اعمال مدیریت سود از طریق گردکردن آن به سمت بالا و اندازه شرکت مپردازد. به منظور بررسی اندازه شرکت­ها از میزان دارایی آن­ها استفاده گردید.نتایج بررسی این فرضیه با استفاده از سود عملیاتی سال 1387 نشان می­دهد که در شرکت­های کوچک و نیز شرکت­های بزرگ، در مورد برخی از ارقام بین توزیع مشاهده شده با توزیع بنفورد اختلاف معناداری وجود دارد. بنابراین، در این شرکت­ها مدیریت سود رخ داده است؛ هرچند از نوع گردکردن به سمت بالا نیست. بنابراین، رابطه­ای بین مدیریت سود از طریق گردکردن آن به سمت بالا با اندازه شرکت وجود ندارد(نگاره 6).

نتایج بررسی این فرضیه با استفاده از سود خالص سال 1387 نمایانگر آن است که توزیع اعداد سود خالص در شرکت­های کوچک با توزیع بنفورد مطابقت داشته، هیچ یک از تفاوت­ها معنادار نیستند. به عبارت دیگر، در شرکت­های کوچک مدیریت سود چندانی صورت نگرفته است، اما در شرکت‌های بزرگ در مورد برخی از اعداد تفاوت­های معناداری دیده می­شود که اگرچه فرضیه دستکاری به سمت بالا را با اطمینان 90% تایید نمی­کند، اما نشان دهنده وجود نوعی از مدیریت سود در این شرکت­هاست. این نتایج با نتایج به­دست آمده در برخی از پژوهش­ها که شرکت­های بزرگ را متمایل به مدیریت سود دانسته بودند؛ تا حد زیادی مطابقت دارد [8] (نگاره 7).

نتایج بررسی فرضیه فرعی2-1 در مورد سود عملیاتی در بازه زمانی 1388- 1377 نشان می­دهد که در شرکت­های کوچک و نیز شرکت­های بزرگ، توزیع مشاهده شده با توزیع بنفورد متفاوت است و بنابراین، مدیریت سود در این شرکت­ها رخ داده، اما از نوع گردکردن به سمت بالا نبوده است(نگاره 8).

نتایج بررسی فرضیه فرعی2-1 در مورد سود خالص در بازه زمانی 1388- 1377 نشان دادند که به­دلیل وجود تفاوت بین توزیع موردانتظار و توزیع بنفورد، در شرکت­های کوچک نوعی از مدیریت سود وجود دارد، هرچند از نوع مورد نظر این پژوهش نیست، اما در شرکت­های بزرگ شواهدی برای اثبات وجود مدیریت سود از هیچ نوع به­دست نیامد (نگاره 9).           

 

 

 

 

 

 

نگاره 6: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود عملیاتی در شرکت­های با اندازه بزرگ و کوچک

اندازه کوچک

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

5/0

4/0

29/0

5/0

86/1

44/2

02/1

05/0

52/0

45/2

Z value

3521/0

3683/0

3825/0

3521/0

0707/0

0203/0

2371/0

3984/0

3485/0

0158/0

P level

 

اندازه بزرگ

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

کاهش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

افزایش

کاهش

افزایش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

02/0

76/0

85/0

08/2

93/1

82/0

01/0

76/0

01/0

77/0

Z value

3989/0

2989/0

2780/0

0459/0

062/0

2850/0

3989/0

2989/0

3989/0

2966/0

P level

 

 

نگاره 7: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود خالص در شرکت­های با اندازه بزرگ و کوچک

اندازه کوچک

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

کاهش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

26/0

69/0

92/0

13/0

01/0

55/0

56/0

7/0

54/0

1/0

Z value

3857/0

3144/0

2613/0

3956/0

3970/0

3429/0

341/0

3123/0

3448/0

397/0

P level

 

اندازه بزرگ

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

کاهش

کاهش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

76/0

73/0

85/1

59/1

35/0

77/1

65/1

47/1

66/0

37/1

Z value

2989/0

3056/0

0721/0

1127/0

3752/0

0833/0

1023/0

1354/0

3209/0

1661/0

P level

                               

 

 

 

 

نگاره 8: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود عملیاتی در شرکت­های با اندازه بزرگ و کوچک در بازه زمانی 12 ساله

اندازه کوچک

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

کاهش

افزایش

افزایش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

44/0

35/1

37/3

45/1

56/5

14/6

33/4

35/0

44/2

73/7

Z value

3621/0

1604/0

001/0

139/0

000/0

000/0

000/0

375/0

02/0

0001/0

P level

اندازه بزرگ

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

کاهش

کاهش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

13/0

49/1

52/2

2/5

24/5

75/1

71/0

56/1

53/0

54/2

Z value

3956/0

1315/0

0167/0

0001/0

0001/0

0863/0

3103/0

1182/0

3467/0

0158/0

P level

 

نگاره 9: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود خالص در شرکت­های با اندازه بزرگ و کوچک در بازه زمانی 12 ساله

اندازه کوچک

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

17/1

15/0

72/1

23/1

24/0

84/0

32/0

46/0

71/0

14/1

Z value

2012/0

3945/0

0909/0

1872/0

3876/0

2803/0

379/0

3589/0

3101/0

2083/0

P level

اندازه بزرگ

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

کاهش

افزایش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

08/0

30/1

39/1

43/0

91/0

23/1

24/1

09/0

22/0

47/1

Z value

3972/0

1714/0

1518/0

3637/0

2637/0

1872/0

1849/0

3973/0

3894/0

1354/0

P level

 

 

 

بنابراین، فرضیه فرعی2-1 در همة حالت­ها رد شد.

فرضیه فرعی 2-2 به بررسی رابطه بین اعمال مدیریت سود از طریق گردکردن آن به سمت بالا و وضعیت بدهی شرکت­ها می­پردازد. به منظور بررسی وضعیت بدهی شرکت­ها از نسبت بدهی آن­ها­ استفاده گردید. نتایج بررسی این فرضیه با استفاده از سود عملیاتی سال 1387 نشان می­دهد که در شرکت­های با نسبت بدهی بالا و نیز در شرکت­های با نسبت بدهی پایین، نوزیع مشاهده شده با توزیع بنفورد اختلاف دارد و این به­معنای وجود مدیریت سود در هر دو گروه است؛ هرچند این موضوع وقوع مدیریت سود از طریق گردکردن به سمت بالا را تایید نکرد(نگاره 10).

نتایج بررسی این فرضیه با استفاده از سود خالص سال 1387 نمایانگر آن است که توزیع اعداد در شرکت­های با نسبت بدهی پایین تفاوت معناداری با توزیع بنفورد ندارد؛ بنابراین، هیچ نوعی از مدیریت سود، از جمله گردکردن به سمت بالا در این مورد وجود ندارد، اما در شرکت­های با نسبت بدهی بالا تفاوت نسبتا معناداری وجود دارد و این به­ معنای وجود مدیریت سود در این دسته از شرکت­هاست؛ هر چند که این مدیریت سود از نوع گردکردن نیست(نگاره 11).

نتایج بررسی فرضیه فرعی 2-2 با استفاده از سود عملیاتی در بازه زمانی 1388- 1377 نشان داد که در شرکت­های با نسبت بدهی زیاد و نیز در شرکت­های با نسبت بدهی کم، توزیع مشاهده شده در مورد برخی ارقام تفاوت معناداری با توزیع بنفورد دارد و این نشانه­ای از وقوع مدیریت سود در آن­هاست؛ هرچند این موضوع وقوع مدیریت سود از طریق گردکردن به سمت بالا در آن­ها را تایید نکرد(نگاره 12).

نتایج بررسی فرضیه فرعی 2-2 با استفاده از سود خالص در بازه زمانی 1388- 1377 نشان داد که در شرکت­های با نسبت بدهی کم و نیز در شرکت­های با نسبت بدهی زیاد، در مورد برخی از ارقام، توزیع مشاهده شده با توزیع بنفورد متفاوت است و این مطلب وقوع مدیریت سود در این شرکت­ها را اثبات می­کند؛ اگرچه شواهد بیانگر وجود مدیریت سود از طریق گردکردن آن به سمت بالا بودند، اما این موضوع با اطمینان 90 درصد تایید نشد(نگاره 13).

 

 

 

نگاره 10: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود عملیاتی در شرکت­های با نسبت بدهی کم و زیاد

نسبت بدهی پایین

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

25/0

88/1

28/0

58/1

82/0

61/1

82/0

04/0

17/0

49/1

Z value

3867/0

0671/0

3836/0

1145/0

2850/0

1092/0

2850/0

3986/0

3932/0

1315/0

P level

نسبت بدهی بالا

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

28/0

54/1

25/0

96/0

83/0

05/0

23/0

85/0

7/0

76/1

Z value

3836/0

1219/0

3867/0

2516/0

2827/0

3984/0

3885/0

2780/0

3123/0

0848/0

P level

 

 

نگاره 11: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود خالص در شرکت­های با نسبت بدهی کم و زیاد

نسبت بدهی پایین

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

کاهش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

افزایش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

08/0

7/0

92/0

22/1

31/1

09/1

72/0

19/1

22/0

41/1

Z value

3977/0

3123/0

2613/0

1895/0

1691/0

2203/0

3079/0

1965/0

3894/0

1476/0

P level

اندازه بزرگ

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

افزایش

کاهش

افزایش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

41/0

65/0

85/1

24/0

97/0

14/0

37/0

41/0

35/0

13/0

Z value

3668/0

323/0

0721/0

3876/0

2492/0

3951/0

3725/0

3668/0

3752/0

3956/0

P level

 

نگاره 12: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود عملیاتی در شرکت­های با نسبت بدهی کم و زیاد در بازه زمانی 12 ساله

نسبت بدهی پایین

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

79/0

11/6

16/1

94/3

19/4

2/5

32/3

06/1

25/0

85/4

Z value

292/0

0001/0

2036/0

0002/0

0001/0

0001/0

0016/0

2275/0

3867/0

0001/0

P level

نسبت بدهی بالا

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

کاهش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

36/1

99/5

3/0

71/2

89/3

81/0

21/0

27/2

65/1

41/5

Z value

1582/0

0001/0

3814/0

0101/0

0002/0

2784/0

3902/0

0303/0

1023/0

0001/0

P level

 

 

 

 

 

 

 

نگاره 13: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود خالص در شرکت­های با نسبت بدهی کم و زیاد در بازه زمانی 12 س

 

اله

نسبت بدهی پایین

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

63/0

46/0

74/1

35/1

63/1

84/1

11/1

23/0

05/1

94/1

Z value

3721/0

3589/0

0878/0

1604/0

1057/0

0734/0

2155/0

3885/0

2299/0

0608/0

P level

اندازه بزرگ

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

کاهش

کاهش

افزایش

افزایش

افزایش

کاهش

افزایش

کاهش

کاهش

افزایش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

03/1

34/1

06/1

09/0

09/0

23/0

46/0

33/0

42/0

45/1

Z value

2347/0

01626/0

2275/0

3973/0

3973/0

3885/0

3589/0

379/0

3653/0

2394/0

P level

 

 

بنابراین، فرضیه فرعی 2-2 در همة حالت­ها رد شد.

فرضیه فرعی 2-3 به بررسی رابطه بین اعمال مدیریت سود از طریق گردکردن آن به سمت بالا و عملکرد عملیاتی شرکت­ها می­پردازد.به منظور بررسی وضعیت عملکرد عملیاتی شرکت­ها از بازده دارایی آن­ها استفاده گردید. نتایج بررسی این فرضیه با استفاده از سود عملیاتی سال 1387 نشان می­دهد که در شرکت­های با عملکرد عملیاتی پایین و نیز در شرکت­های با عملکرد عملیاتی بالا، اختلاف معناداری بین فراوانی­ مشاهده شده و فراوانی موردانتظار در مورد برخی از اعداد وجود دارد و این مطلب وقوع مدیریت سود در این شرکت­ها را اثبات کرد؛ هرچند این موضوع وقوع مدیریت سود از طریق گردکردن به سمت بالا در آن­ها را تایید نکرد(نگاره 14).

نتایج بررسی این فرضیه با استفاده از سود خالص سال 1387 نشان می­دهد که که در شرکت­های با عملکرد عملیاتی پایین، توزیع مشاهده شده در مورد برخی اعداد تا حدودی با توزیع بنفورد متفاوت بوده است. این مطلب وقوع مدیریت سود در این شرکت‌ها را اثبات کرد؛ هرچند این موضوع وقوع مدیریت سود از طریق گردکردن به سمت بالا در آن‌ها را تایید نکرد. در شرکت­های با عملکرد عملیاتی بالا توزیع اعداد در دومین رقم سود از توزیع بنفورد تبعیت می‌کنند و این موضوع به آن معناست که هیچ نوعی از مدیریت سود در آن­ها رخ نداده است(نگاره 15).

نتایج بررسی فرضیه فرعی 2-3 با استفاده از سود عملیاتی در بازه زمانی 1388- 1377 ، حکایت از اعمال مدیریت سودی دارند که با شکل پیش‌بینی شده در این پژوهش مغایر است(نگاره 16).

نتایج بررسی فرضیه فرعی 2-3 با استفاده از سود خالص در بازه زمانی 1388- 1377 نشان می­دهد که در شرکت­های با عملکرد عملیاتی پایین، تفاوت بین توزیع مشاهده شده با توزیع بنفورد در مورد برخی از ارقام، به پذیرش وقوع مدیریت سود از طریق گردکردن سود به سمت بالا با اطمینان 95 درصدی منجر شد. در شرکت­های با عملکرد عملیاتی بالا نیز توزیع مشاهده شده با توزیع بنفورد متفاوت بود و این موضوع به­معنای وقوع مدیریت سود در آن­ها بود؛ هر چند که از نوع موردنظر این پژوهش نبوده است(نگاره 17).

 

 

 

نگاره 14: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود عملیاتی در شرکت­های با عملکرد عملیاتی بالا و پایین

 

عملکرد عملیاتی پایین

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

افزایش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

63/0

86/0

75/0

03/0

16/1

37/0

08/0

54/0

21/0

94/2

Z value

3271/0

2756/0

3011/0

3988/0

2036/0

3725/0

3977/0

3448/0

3902/0

0053/0

P level

عملکرد عملیاتی بالا

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

کاهش

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

09/0

2/1

29/1

57/2

15/1

3/1

14/1

26/0

73/0

31/0

Z value

3973/0

1942/0

1736/0

0147/0

2059/0

1714/0

2083/0

3857/0

3056/0

3802/0

P level

 

نگاره 15: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود خالص در شرکت­های با عملکرد عملیاتی بالا و پایین

 

عملکرد عملیاتی پایین

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

08/0

34/0

17/2

89/0

68/0

76/0

73/0

57/0

39/0

81/0

Z value

3977/0

3765/0

0372/0

2685/0

3166/0

2989/0

3056/0

3391/0

3697/0

2854/0

P level

عملکرد عملیاتی بالا

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

کاهش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

افزایش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

41/0

38/0

23/1

58/0

01/1

47/0

37/0

21/0

26/0

47/0

Z value

3668/0

3712/0

1872/0

3372/0

2396/0

3572/0

3725/0

3902/0

3857/0

3572/0

P level

 

 

 

 

نگاره 16: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود عملیاتی در شرکت­های با عملکرد عملیاتی بالا و پایین در بازه زمانی 12 ساله

 

عملکرد عملیاتی پایین

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

97/0

37/3

2/3

36/0

58/3

54/1

99/2

05/1

51/1

26/9

Z value

2492/0

0014/0

0024/0

3739/0

0007/0

1219/0

0046/0

2299/0

1276/0

001/0

P level

عملکرد عملیاتی بالا

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

کاهش

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

کاهش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

53/1

49/3

33/2

29/6

88/3

86/2

52/6

16/0

4/3

02/1

Z value

1238/0

0009/0

0264/0

0001/0

0002/0

0067/0

0001/0

3939/0

0012/0

2371/0

P level

 

نگاره 17: نتایج حاصل از بررسی اعمال مدیریت در سود خالص در شرکت­های با عملکرد عملیاتی بالا و پایین در بازه زمانی 12 ساله

 

عملکرد عملیاتی پایین

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

کاهش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

افزایش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

84/1

51/1

11/1

26/1

15/0

02/0

24/0

3/0

93/0

73/1

Z value

0329/0

0655/0

1335/0

1038/0

4404/0

4920/0

4052/0

3821/0

1762/0

0418/0

P level

عملکرد عملیاتی بالا

9

8

7

6

5

4

3

2

1

0

عدد

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

کاهش

کاهش

افزایش

کاهش

افزایش

افزایش

توزیع مشاهده شده نسبت به مورد انتظار

03/0

47/1

97/1

52/0

38/1

07/2

31/1

83/0

44/0

33/1

Z value

3988/0

1354/0

0573/0

3489/0

1539/0

0468/0

1691/0

2827/0

3621/0

1647/0

P level

 

 

فرضیه فرعی 2-3 تنها در مورد سود خالص (بازه 12 ساله) تایید شد و در سایر حالت­ها رد شد. بنابراین، ارتقای میزان عملکرد عملیاتی، دلیلی است که شرکت­ها به خاطر آن دست به گردکردن سود به سمت بالا می­زنند.

 

 

نتیجه­گیری

این پژوهش پدیده مدیریت سود با هدف دستیابی به نقاط مبنا را بررسی کرد. در این راستا و با توجه به ادبیات، دو فرضیه در ارتباط با وجود این پدیده و رابطه آن با برخی از ویژگی­های شرکت نظیر اندازه، میزان بدهی و سطح عملکرد عملیاتی­ طراحی شد.

نتایج بررسی­ها نشان داد که در دوره­های زمانی بررسی شده در این پژوهش، در سود عملیاتی شرکت­ها، مدیریت سود از طریق گردکردن به سمت بالا با هدف افزایش یک واحدی رقم اول آن، رخ نداده است (و اگر رخ داده است به لحاظ آماری قابل توجه نبوده است)، در حالی که بررسی این پدیده در میان سود خالص شرکت­ها در همان بازه زمانی، نتایج مربوط­تری ارائه می­کند. در بررسی­های انجام شده در مورد سود خالص، نتایج بیانگر این مطلب هستند که شرکت­های بزرگ تمایل بیشتری برای انجام این نوع از مدیریت سود دارند؛ هرچند این تمایل به ­لحاظ آماری معنادار نیست. همچنین، شرکت­های دارای عملکرد عملیاتی پایین، به­طور معناداری، تمایل بیشتری برای پرداختن به این نوع از مدیریت سود دارند. به­ طور کلی، می­توان گفت که بررسی­های انجام شده در اغلب موارد، بیانگر عدم وجود رابطه معنادار بین وقوع مدیریت سود از طریق گردکردن به سمت بالا و ویژگی­های بررسی شده در این پژوهش است. نتایج پژوهش­های انجام شده در این زمینه در سایر کشورها بیانگر نتایج کاملا متفاوتی است. نتایج این پژوهش­ها نشان می­دهند که مدیران سود عملیاتی و نیز سود خالص را به سمت بالا گرد می‌کنند [12] و نیز بین این نوع از مدیریت سود و ویژگی اندازه، میزان بدهی و عملکرد عملیاتی شرکت رابطه وجود دارد[8].

نتایج به­دست آمده از انجام این پژوهش به­طور خلاصه به شرح زیر است:

  • • افزایش دوره مورد بررسی، باعث تعدیل و مطلوبیت بیشتر نتایج در مورد هر دو نوع سود، در جهت پذیرش بیشتر فرضیه گردکردن شده­ است.
  • • در دوره 12 ساله، فرضیه تاثیرگذاری عملکرد عملیاتی بر اِعمال مدیریت سود به شکل گردکردن تایید می­شود؛ به این ترتیب که طبق برآوردها، شرکت­های با عملکرد عملیاتی پایین با 95% اطمینان، گردکردن به سمت بالا را انجام داده­اند.

 

محدودیت­های پژوهش

یکی از محدودیت­های پژوهش حاضر، کم بودن تعداد شرکت­های (سودده) پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بود که ممکن است تعمیم پذیری نتایج پژوهش به کلیه شرکت­های ایرانی را خدشه­دار کند. همچنین،آثار ناشی از تفاوت در روش­های حسابداری در ارتباط با اندازه گیری و گزارش رویدادهای مالی در شرکت­های مختلف ، می­تواند بر نتایج اثر گذاشته باشد.

 

پیشنهادهای پژوهش

از سوی دیگر، نتایج این پژوهش نشان می­دهد که مدیران شرکت­های ایرانی تمایل بیشتری برای گردکردن به سمت بالای سود خالص نسبت به سود عملیاتی دارند. دلیل احتمالی این پدیده می­تواند اثرگذاری قابل توجه سود عملیاتی شرکت­ بر سود مشمول مالیات آن و در نتیجه، میزان مالیات پرداختی توسط شرکت­ باشد. بنابراین، شایسته است این موضوع مورد توجه تحلیلگران بازار سرمایه، استفاده کنندگان از صورت­های مالی و مسؤولان مالیاتی کشور قرار گیرد.

با انجام هر پژوهش، راه به سوی پژوهش­های جدید باز می­شود و لزوم انجام پژوهش­های بیشتری احساس می­گردد.با انجام این پژوهش، به­نظر می­رسد که اجرای پژوهش­هایی در زمینه­های زیر نیز مفید به‌ نظر آید:

• بررسی پدیده گردکردن رو به پایین زیان در میان شرکت­های زیان­ده بورس اوراق بهادار تهران؛

• بررسی تاثیر انجام حسابرسی بر وقوع یا کاهش وقوع پدیده گردکردن سود به سمت بال



[1] Cognitive Reference Points (CRP)

[2] Dividend Per Share or DPS

[3] Newcomb

[4] Benford's Law

 

1- پورحیدری،امید و همتی،داود.(1383). «بررسی اثر قراردادهای بدهی،هزینه­های سیاسی،طرح­های پاداش و مالکیت بر مدیریت سود در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران»، بررسیهای حسابداری و حسابرسی، ش 36، صص 47-.63

2- Aerts, Walter, Van Campenhout, Geert, Van Caneghem, Tom. (2008). Clustering in Dividends: Do Managers Rely on Cognitive Reference Points?. Journal of Economic Psychology, 29, pp. 276–284.

3- Benford, Frank. (1938). The Law of Anomalous Numbers. Proceedings of the American PhilosophicalSociety, 78(4), pp. 551-572.

4- Boyle, Jeff. (1994). An Application of Fourier Series to The Most Significant Digit Problem. American Mathematical Monthly, 101(9), pp.879-886.

5- Brenner, Gabrielle A, Brenner, Reuven. (1982). Memory and Markets, or Why Are You Paying $2.99 for A Widget.Journal of Business, 55(1), pp. 147–158.

6- Carslaw, Charles A. (1988). Anomalies in Income Numbers: Evidence of Goal Oriented Behavior. Accounting Review, 63(2),pp. 321–327.

7- Guan, Liming, DaopingHe, Steven, McEldowney, John. (2008). Window Dressing in Reported Earnings. Commercial Lending Review; Accounting & Tax Periodicals, may/june, pp. 26.

8- Jones, Steward, Sharma, Rohit. (2001). The Impact of Free Cash Flow, Financial Leverage and Accounting Regulation on Earnings Management in Australia's Old and New Economics. Mangerial Finance, 27(12), pp.19-38.

9- Jordan,Charles E, Clark,Stanley J,Pate,Gwen R. (2008). Earnings Manipulation to Achieve Cognitive Reference Points in Income. Academy of Accounting and Financial Studies Journal, 12(3), pp. 97-112.

10- Kinnunen, Juha, Koskela, Markku. (2003).Who Is Miss World in Cosmetic Earnings Management? A Cross-National Comparison of Small Upward Rounding of Net Income Numbers Among Eighteen Countries. Journal of International Accounting Research, 2, pp. 39-68.

11- Niskanen, Jyrki ,Keloharju,Matti.(2000). Earnings Cosmetics in a Tax-Driven Accounting Environment . European Accounting Review, 9(3), pp. 443-452.

12- Skousen, Christopher J, Guan, Liming, Wetzel, T. Sterling. (2004). Anomalies and Unusual Patterns in Reported Earnings: Japanese Managers Round Earnings. Journal of International Financial Management and Accounting, 15(3), pp. 212–234.

13- Thomas, Jacob K. (1989).Unusual Patterns in Reported Earnings. Accounting Review, 64, pp. 773–787.