بررسی اثر هموارسازی سود بر آگاهی بخشی قیمت سهام

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه الزهرا

2 عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور بیرجند

چکیده

  مدیران شرکت­ها می­کوشند از طریق هموار سازی سود، نوسان­های سودآوری شرکت را کاهش دهند تا باعث افزایش اطمینان سرمایه­گذاران و تامین انتظارات آن­ها شود. در مورد انگیزه­های مدیریت برای هموارسازی سود، دو فرضیه وجود دارد: در فرضیه اول، مدیران به قصد تحریف اطلاعات و در جهت منافع خود و در فرضیه دوم به قصد انتقال و گزارش اطلاعات محرمانه خود درباره سودهای آتی، اقدام به هموارسازی سود می­نمایند. در این پژوهش، مفید بودن هموارسازی سود از طریق اثر گذاری بر سطح آگاهی دهندگی قیمت سهام درباره عملکرد آتی شرکت بررسی شده است. مدل مبنا برای آزمون فرضیات تحقیق، مدل زاروئین (2002) است و هموارسازی سود براساس دو معیار همبستگی منفی بین تغییرات اقلام تعهدی و جریان­های نقدی و نسبت انحراف استاندارد سود به جریان­های نقدی برای 140 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال­های86-1382 اندازه گیری شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می­دهد، قیمت سهام شرکت­هایی که بیشتر اقدام به هموارسازی سود نموده­اند، از اطلاعات بیشتری درباره میزان سودآوری و جریان­های نقدی آتی برخوردار می‌باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analysis of the Effect of Income Smoothing on Informative of Stock Prices

نویسندگان [English]

  • A Rahmani 1
  • N Bashirimanesh 2
1 Assistant professor, Department of Accounting,Alzahra University
2 Department of Accounting, Birjand Payam Noor University
چکیده [English]

  Managers of companies try to satisfy investors’ expectations through earnings management, and show profitability growth. Regarding the income smoothing motivation two hypotheses exist. According to the first hypothesis, management’s intention is distortion of information and the second hypothesis indicates that management’s intention is transferring and reporting their private information regarding future earnings. This study investigates the impact of income smoothing on stock price informative for firm performance evaluation. The Model that is used for hypothesis testing is Zarowin’s model (2002). Income smoothing is measured as (1) negative correlation between changes in accruals and changes in cash flows, and (2) the variation of net income relative to the variation in cash flows. We use 140 firms listed in Tehran stock exchange during a period of 1382-1386, as research sample. The results of study show, that firms with greater income smoothing have more informative stock prices about the firm’s future profitability and cash flows.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Income smoothing
  • future earnings
  • response coefficient
  • future cash flow
 

 

گزارش­های مالی، از منابع مهم اطلاعاتی برای تصمیم گیری­های اقتصادی به شمار می­روند. از آنجایی که اطلاعات تهیه کنندگان و استفاده­کنندگان یکسان نیست، بین مدیران و سرمایه­گذاران عدم تقارن اطلاعات ایجاد می­شود.عدم تقارن اطلاعات، وضعیتی است که مدیران در مقایسه با سرمایه گذاران، دارای اطلاعات افشا نشده بیشتری دربارة عملیات و دیگر خصیصه­های شرکت هستند. همین امر سبب می شود که مدیران انگیزه و فرصت مدیریت سود را داشته باشند.

هموارسازی سود عبارت است از تلاش مدیریت واحد تجاری برای کاستن نوسان­های غیرعادی سود، تا آن اندازه که اصول حسابداری و صلاحدید مدیریت اجازه داده باشند [1]. پدیده هموارسازی سود به طور بالقوه می­تواند در رفتار استفاده کنندگان از صورت­های مالی مؤثر واقع گردد. بسیاری از سرمایه گذاران، سرمایه گذاری در شرکت­هایی را ترجیح می­دهند که از روند ثابت سودآوری برخوردارند، زیرا شرکت­هایی که سود پرنوسان گزارش می­کنند، نسبت به شرکت­هایی که سودهای هموار گزارش می­کنند، دارای ریسک بیشتری تصور می­شوند.

اگرچه پدیده هموارسازی سود در دهه­های اخیر به طور گسترده­ای در ادبیات حسابداری و مالی بررسی شده است، اما تاثیر اطلاعاتی آن در پیش­بینی سودها و جریان­های نقدی آتی چندان شناخته شده نیست. این تحقیق برآن است که به بررسی منافع هموارسازی سود بپردازد. از سویی، اگر مدیران از اختیار خود برای انتقال ارزیابی خود از سودهای آتی استفاده کنند، هموارسازی سود از لحاظ پیش­بینی سودهای آتی مفیدتر خواهد بود. به عبارت دیگر، در این حالت سود شرکت­هایی که اقدام به هموارسازی سود می­کنند، با استفاده از سودهای گذشته دارای قابلیت پیش بینی بیشتری است. از دیگر سوی، اگر مدیران بی آنکه دارای این گونه اطلاعات از وضعیت آتی شرکت باشند، سودهای شرکت را به صورتی غیرواقعی گزارش کنند، آن گاه هموارسازی سود دردسر ساز خواهد بود، چرا که بروز مشکلات در واحدهای دارای عملکرد ضعیف، در آینده­ای نزدیک می تواند خطرناک باشد، و پنهان کردن مشکلات از طریق هموارسازی، کتمان واقعیتی است که سرانجام آن همچون شرکت انرون خواهد بود.

در ادامه مقاله، ابتدا مبانی نظری و پیشینه تحقیق ارائه می­شود. سپس روش تحقیق شامل: فرضیات تحقیق، جامعه آماری و انتخاب شرکت­ها و مدل­های رگرسیونی برای آزمون فرضیات بیان شده است. در ادامه، برازش مدل­های تحقیق، یافته­های حاصل از آزمون فرضیات و تجزیه و تحلیل آن ارائه شده است. دربخش نهایی نیز نتیجه گیری تحقیق بیان شده است.

 

پیشینه تحقیق

هموارسازی سود عبارت است از اعمال نظر و صلاحدید مدیریت شرکت در تقدم و تاخر ثبت حسابداری هزینه­ها و درآمدها و یا انتقال آن­ها به سال­های بعد؛ به گونه­ای که باعث می­شود شرکت در طول چند سال مالی متوالی از روند سود بدون تغییرات عمده برخوردار باشد. هدف مدیریت این است که شرکت را در نظر سهامداران و بازار سرمایه با ثبات و پویا نشان دهد. هموارسازی سود یک هدف روشن دارد و آن ایجاد جریان رشد ثابت در سود است. وجود این نوع دستکاری نیازمند آن است که شرکت سود زیادی داشته باشد تا بتواند ذخایر لازم را برای منظم کردن جریان­ها در هنگام نیاز تامین کند و به طور کلی، هدف آن، کاهش تغییرات سود است. محققان هموارسازی سود از این باور تبعیت می­کنند که مشارکت کنندگان بازار با جریان ثابت سود گمراه مـــــی­شوند. این باور براساس مشاهدات علَی و روش تخمین ریسک است. تغییرات سود معیاری برای ریسک است. بنابراین، اگر ما برای کل سود، تغییرات را کاهش دهیم، تصور بازار را از ریسک تغییر خواهیم داد.

این فرضیه که ممکن است شرکت­ها به طور تعمدی سود را هموار سازند، برای اولین بار توسط «هپ ورث» [9] بیان شد. هیپ ورث هیچ گونه آزمون تجربی انجام نداد و صرفا تحقیقاتی چند برای تکنیک­های احتمالی هموارسازی انجام داد. تکنیک­های حسابداری مطرح شده توسط هیپ ورث برای هموارسازی عبارت است از دستکاری در درآمد به منظور انتقال درآمد به سال­های آتی، روش قیمت گذاری موجودی­ها،روش­های محاسبه استهلاک و دارایی­های نامشهود. این محقق همچنین مزیت­های هموارسازی را که شامل بهبود روابط با اعتباردهندگان، سرمایه گذاران و کارگران است، بیان نمود.

پس از ارائه نظریه هپ ورث، تحقیقات مختلفی درباره وجود پدیده هموارسازی سود و آثار آن بر بازار سرمایه صورت گرفت. به برخی از این تحقیقات در زیر اشاره شده است.

سابرامانیام (1996) [15] تعهدات اختیاری را بررسی کرد. یافته­های وی نشان داد، بازده سهام با تعهدات اختیاری کاملا در ارتباط است و اینکه تعهدات اختیاری باسود و جریان نقدی آتی شرکت ارتباط مثبتی داردو می­توان چنین نتیجه گرفت که تعهدات اختیاری اطلاعاتی درباره دورنمای آتی وضعیت شرکت ارائه می­کند

میچلسون، واگنر و ووتون (1999) [13] ارتباط بین هموارسازی سود و عملکرد بازار را در بورس اوراق بهادار نیویورک مورد آزمون قرار دادند .نتایج نشان می­دهد شرکت­هایی که سودشان را هموارسازی می­کنند، میانگین بالاتری از بازده­های غیرعادی سالانه در مقایسه با سایر شرکت­ها گزارش کرده، ارزش بالاتری دارند.

هانت و همکارانش (2000) [10] رابطه بین نوسان­های سود، مدیریت سود و ارزش سهام را بررسی کردند. آنها دریافتند، هموارسازی سود به تقویت رابطه سود و قیمت سهام منجر می­شود. در نتیجه آنها ادعا می­کنند، هموارسازی سود، سطح آگاهی دهندگی سودها را افزایش می­دهد.

یانفن (2003) [18] به بررسی محتوای اطلاعاتی هموارسازی سود پرداخت. در این مقاله فرض می‌شود مدیران برای ارائه اطلاعاتی درباره وضعیت آتی شرکت اقدام به مدیریت سود می­کنند. نتایج نشان می­دهد، شرکت­هایی که از عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری برخوردارند. روشهای مدیریت سود را برای ارائه اطلاعات بیشتر درباره عملکرد آتی شرکت انتخاب می‌کنند. بررسی دقیق بازده سهام نشان می‌دهد، بازار سرمایه محتوای اطلاعاتی مدیریت سود را درک نموده، آن را در تعیین قیمت سهام دخیل می‌کند.

مارکارت و ویدمن(2004)[12] اثر مدیریت سود برارزش اطلاعات حسابداری را بررسی کردند. سوال مطرح شده در این مطالعه، این است که آیا مدیریت سود (به صورت فرصت طلبانه) برارزش مربوط به سود خالص و ارزش دفتری جهت تعیین قیمت سهام اثر می­گذارد؟ نتایج نشان داد، ارزش اطلاعات مربوط سود خالص کاهش می­یابد و مساله افشای مناسب اطلاعات می­تواند بر نتایج اثر گذار باشد.

کرشین هیتر و ملوماد (2005) [7] به بررسی رابطه کیفیت سود با هموار سازی سود پرداختند. آنها نشان دادند، مدیرانی که با آگاهی از وضعیت مطلوب آینده اقدام به هموار سازی سود می­کنند، با کاهش نوسان­های در سود و افزایش اطمینان سرمایه گذار نسبت به ثبات در سودآوری، به افزایش کیفیت سود گزارش شده منجر می­شوند. آنها همچنین دریافتند که سودگزارش شده، امکان برآورد جریان­های نقدی آتی را برای سرمایه گذاران امکان پذیر می سازد.

گراهام (2005) [6] در پ‍ژ‍وهشی با عنوان کاربردهای اقتصادی گزارش­های مالی شرکت­ها به این مساله اشاره می کند، که حدود 97 درصد شرکت‌های اصلی تجزیه و تحلیل مالی در بررسی های خود شرکت­های هموار کننده سود را ترجیح می‌دهند، زیرا آنها معتقدند که کاهش نوسان­های سود به کاهش هزینه سرمایه شرکت منجر شده، همچنین دقت بیشتر تحلیلگران در پیش بینی سود را همراه خواهد داشت.

توکر و زاروئین )2006) [16] به بررسی اثر هموارسازی بر افزایش سطح آگاهی دهندگی سود درباره سود­های آتی و جریان­های نقدی پرداختند. در این تحقیق از رویکرد کولینز و همکاران (1994) استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان داد، شرکت­های هموارکننده سود اطلاعات بیشتری درباره سودآوری آتی ارائه می­کنند.

قائمی (1382)[2] " تاثیر هموارسازی سود بر بازده سهام شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران" را مطالعه نمود . نتایج کلی به دست آمده از این تحقیق، نمایانگر آن است که هموارسازی را نمی­توان ابزاری مؤثر بر بازده سهام شرکت­ها دانست.

کریمی (1385)[4] به بررسی نقش مدیریت سود در بازار سرمایه پرداخت. نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین نرخ رشد قیمت سهام شرکت­های با هموارسازی سود نسبت به شرکت­های مشابه وجود ندارد.

صمدی (1388)[3] در مطالعه­ای به بررسی تأثیر هموارسازی سود بر محتوای اطلاعاتی آن پرداخت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه­های تحقیق نشان می‌دهد هموارسازی سود، توانایی سودهای گذشته و جاری را در پیش­بینی سود و جریان­های نقدی عملیاتی آتی افزایش می­دهد، در حالی که توانایی مذکور در پیش­بینی اقلام تعهدی آتی از طریق هموارسازی سود افزایش نمی­یابد.

حقیقت و رایگان (1387) [1] به بررسی نقش هموارسازی سود بر محتوای اطلاعاتی سودها در خصوص پیش بینی سودهای آتی پرداختند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که قیمت جاری سهام شرکت­هایی که بیشتر اقدام به هموارسازی سود کرده اند، حاوی اطلاعات کمتری درباره سودها و جریان­های نقدی آتی بوده است. بنابراین هموارسازی سود، بیشتر به قصد تحریف- و نه انتقال اطلاعات محرمانه مدیریت- انجام شده است.

 

فرضیات تحقیق

با توجه به پیوستگی چرخۀ عملیات تجاری، زمانی که یک واحد تجاری به تدریج درآمدهای جاری خود را شناسایی می­کند، اطلاعات با اهمیتی درباره درآمدهای آتی خود دراختیار دارد. هرچه اطلاعات واحد تجاری دربارۀ آینده بیشتر باشد، با توفیق بیشتری می­تواند روند سودهای خود را هموار سازد. همچنین، اطلاعات دربارۀ درآمدهای آتی قبل ازآنکه توسط واحد تجاری شناسایی شود، به خوبی در رفتار گزارشگری آن آشکار می­شود. این اطلاعات در تغییرات قیمت جاری سهام اعمال می­شود. بنابراین، تغییر در قیمت جاری سهام، تغییر در انتظارات سرمایه گذاران دربارۀ درآمدهای آتی را در خود دارد. در این تحقیق قدرت این رابطه به وسیلۀ ضریب پاسخ سودهای آتی(FERC) در چارچوب مدل زاروئین (2002) [19] اندازه گیری می­شود. اگر هموارسازی سود، سودها را از نظر اطلاعاتی مفیدتر سازد، آنگاه بازده­ها باید اطلاعات بیشتری را دربارۀ سودهای آتی در خود داشته باشند و FERC شرکت‌های دارای سود هموارتر باید بیشتر باشد. و اگر هموارسازی سود صرفاً تحریف اطلاعات باشد، آنگاه بازده­ها اطلاعات کمتری را دربارة سودهای آتی منعکس نموده، FERC شرکت­های دارای سود هموارتر باید کمتر باشد.

به منظور بررسی مساله فوق دو فرضیه به شرح زیر ارائه گردید:

فرضیه اول : قیمت سهام شرکت­هایی که سود هموارتری دارند، اطلاعات بیشتری درباره سودآوری آتی شرکت دارد.

فرضیه دوم : قیمت سهام شرکت­هایی که سود هموارتری دارند، اطلاعات بیشتری درباره جریان­های نقدی آتی شرکت ارائه می دهد.

 

جامعه و نمونه آماری

محدوده مکانی این تحقیق شامل شرکت­های پذیرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران است. جامعه آماری این تحقیق دربرگیرنده شرکت­هایی است که سهام آن­ها طی سال­های 1378 تا پایان 1386 در بورس اوراق بهادار تهران معامله شده است. برای انتخاب نمونه دو ویژگی مد نظر قرار گرفت: 1.شرکت جزو شرکت­های سرمایه­گذاری و واسطه گری مالی نباشد؛ 2. شرکت­هایی که سال مالی آنها به 29/12 ختم می­شود. نمونه به دست آمده شامل 140 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به منظور برآورد پارامترهای مدل تعدیل شده جونز از داده­های مربوط به سال­های 1381-1378 و برای آزمون مدل تعدیل شده جونز از اطلاعات مربوط به دوره 1386-1382 استفاده شد.

 

روش تجزیه و تحلیل داده‌ها

در این تحقیق، رابطه بین تغییر در انتظارات سرمایه گذاران نسیت به سودآوری آتی شرکت و تغییر در قیمت سهام آن شرکت به وسیله ضریب پاسخ سودهای آتی(FERC) در چارچوب مدل زاروئین (2002) اندازه گیری می­شود .اگر هموارسازی سود، سودها را از نظر اطلاعاتی مفیدتر سازد، آنگاه بازده­ها باید اطلاعات بیشتری را دربارۀ سودهای آتی در خود داشته باشند و FERC شرکت­های دارای سود هموارتر باید بیشتر باشد. و اگر هموارسازی سود صرفاً تحریف اطلاعات باشد، آنگاه بازده­ها اطلاعات کمتری را دربارۀ سودهای آتی منعکس نموده، FERC  شرکت­های دارای سود هموارتر باید کمتر باشد.

Rt = a + b0Et-1 + b1Et + b2Et+1 + b3Rt+1 + ut

 

که در آن داریم:Rt، بازده خرید و نگهداری برای سال مالی t ؛Et، سود هر سهم برای سال مالی t تقسیم بر قیمت سهام در ابتدای سال مالی t؛Et-1، سود هر سهم برای سال مالی 1-t تقسیم بر قیمت سهام در ابتدای سال مالی t؛Et+1، سود هر سهم برای سال مالی 1+t تقسیم بر قیمت سهام در ابتدای سال مالی t؛Rt+1، بازده خرید و نگهداری برای سال مالی 1+t.

با توجه به تحقیقات وارفیلد و ویلد (1992) [17]، اتردج و دیگران (2005) [5] و توکر و زاروئین (2006)، b1 را ضریب عکس العمل سود می نامند. این ضریب درجه ای از بازده را متناظر با سود همان زمان منعکس می کند. اینجا b2 ضریب عکس العمل سود پیش­بینی شده است که بیانگر میزان رابطه بین بازده­ها و سود آتی است.

به منظور تعیین عکس العمل جریان نقدی آتی مدل زیر تخمین زده شده است:

Rt = a + b0CFt-1 + b1CFt + b2CFt+1 + c0ACCt-1 + c1ACCt + c2ACCt+1 + b3Rt+1 + ut

 

که در آن CFt-1 جریان وجه نقد برای سال مالی 1-t تقسیم بر قیمت سهام در ابتدای سال مالی t، CFt جریان وجه نقد برای سال مالی t تقسیم بر قیمت سهام در ابتدای سال مالیt و CFt+1 جریان وجه نقد برای سال مالی1+ t تقسیم بر قیمت سهام در ابتدای سال مالی tو ACCt-1 تعهدات سال مالی 1-t تقسیم بر قیمت سهام در ابتدای سال مالی t، ACCt تعهدات سال مالی t تقسیم بر قیمت سهام در ابتدای سال مالی t و ACCt+1 تعهدات سال مالی 1+t تقسیم بر قیمت سهام در ابتدای سال مالی t هستند. در این مدل ضریب مورد نظر b2 (ضریب عکس العمل جریان­های نقدی آتی) است. این ضریب نشانگر آگاهی دهندگی است. هر چه مقدار این ضریب بیشتر باشد، بازده سال جاری دربرگیرنده اطلاعات بیشتری درباره جری­های نقدی آتی خواهد بود.

اکنون به بررسی این مساله می­پردازیم که آیا در شرکت­های دارای سود هموارتر (مساله هموارسازی مدنظر نیست) بازده سهام از سطح آگاهی دهندگی بالاتری برخوردار است؟ بدین منظور 1) ضریب پیرسون تغییرات در اقلام تعهدی کل و جریان­های نقدی عملیاتی (ΔACC, ΔCFO) Corr در فاصله سالهای t و4 t- محاسبه می­شوند (تمام متغیرها تقسیم بر دارائی­های ابتدای دوره سال tشده اند.) و 2) نسبت انحراف استاندارد سود به انحراف استاندارد جریان وجه نقد عملیاتی δNI/δcfo در فاصله سال­های t و3 t- محاسبه می شوند (تمام متغیرها تقسیم بر دارایی­های ابتدای دوره سال tشده­اند.) به منظور کنترل تأثیرات صنعت و زمان، ضرایب محاسبه شده به طور مجزا در هر یک از صنایع بین (0و1) رتبه بندی می­شوند. رتبه حاصله به عنوان متغیر Dt تعریف شده، با استفاده از آن مدل رگرسیون زیر اجرا می شود:

 

Rt = a + b0Et-1 + b1Et + b2Et+1 + b3Rt+1 + αDt + β0DtEt-1 + β1DtEt + β2DtEt+1 + β3DtRt+1 + ut

ضریب مورد نظر در این مدل β2 است. ضریب منفی β2 بدین معناست که شرکت­های دارای سود هموارتر ضریب عکس العمل سود آتی و ضریب عکس العمل جریان وجه نقد آتی بالاتری خواهند داشت. لذا قیمت سهام شرکت­های دارای سود هموار محتوای اطلاعاتی بیشتری درباره وضعیت آتی شرکت خواهد داشت و ضریب مثبت β2 مفهوم عکس دارد.

در مرحله بعد به بررسی این مساله می‌پردازیم که آیا شرکت‌های هموارکننده سود به افزایش محتوای اطلاعاتی قیمت سهام درباره وضعیت آتی شرکت منجر می‌شوند؟ در مراحل قبل مدل‌ها نشان خواهند داد، قیمت سهام شرکت­های دارای سود هموار، اطلاعات بیشتری درباره میزان سودآوری و جریان­های نقدی آتی شرکت ارائه می­کند. از آنجایی که سود هموار اغلب شرکت‌های پذیرفته شده در بورس عمدتا بر اساس تکنیک های هموارسازی سود حاصل می‌شود، لذا می توان نتیجه گرفت که هموارسازی سود بر محتوای اطلاعاتی قیمت سهام اثر می­گذارد. برای اطمینان از این مساله لازم است معیارهای هموار سازی سود در مدل­های فوق جایگزین شود.

با استفاده از مدل تعدیل شده جونز، تعهدات اختیاری محاسبه می­شود وبا استفاده از آن معیارهای هموارسازی سود محاسبه می­شود.

مدل ارائه شده جونز به شرح زیر است:

Accruals t = a (1/Assets t-1) + b ΔSales t + c PPE t

 

در این رابطه، Accruals معرف مجموع اقلام تعهدی، Assets مجموع دارایی­ها،Sales مجموع درآمد (فروش) و PPE اموال، ماشین آلات و تجهیزات ناخالص است. پس از تخمین پارامترهای مدل (1) ازطریق مدل­های سری زمانی و یا مقطعی، اقلام تعهدی غیر اختیاری (NDAP) به شرح زیر برای دوره برآورد حساب می­شوند:

NDAP = NI – CFO

در این رابطه، NI سود خالص قبل از اقلام غیر مترقبه و CFO جریان وجه نقد عملیاتی است. در مرحله آخر اقلام تعهدی اختیاری (DAP) به شرح زیر محاسبه می­شود:

DAP= Accruals - NDAP

 

مدل جونز با افزوده شدن متغیر بازده دارایی­ها (ROA) به عنوان یک متغیر کنترلی توسط کوتاری و همکاران تعدیل گردید، زیرا تحقیقات قبلی (دیچو و همکاران 1955 [4]، کوتاری و همکاران 2005 [8]) به این نتیجه رسیده اند که مدل جونز برای واحدهای دارای عملکرد خوب یا ضعیف مناسب نیست. مدل حاصله به شرح زیر است:

Accrualst .a(1/ Assetst−1 ) bΔSalest +cPPEt dROAt +et

 

که در آن؛ تعریف متغیرها مشابه تعریف ارائه شده در مدل جونز است و ROA ( بازده دارایی­ها) به عنوان یک متغیر کنترلی افزوده شده است.

براساس اطلاعات به دست آمده از مدل فوق، معیارهای هموارسازی سود، یعنی :1) ضریب پیرسون بین تغییرات در اقلام تعهدی اختیاری و سود از پیش تعیین شده اختیاری Corr(Δ DAP,ΔPDI) در فاصله سال‌های t و 4t-  محاسبه می­شوند (تمام متغیرها تقسیم بر دارائی­های ابتدای دوره سال tشده­اند.) و 2) نسبت انحراف استاندارد سود به انحراف استاندارد سود از پیش تعیین شده اختیاری δNI/δPDI در فاصله سال‌های t وt-3 محاسبه می شوند (تمام متغیرها تقسیم بر دارائی­های ابتدای دوره سال tشده اند.) به منظور کنترل تأثیرات صنعت و زمان، ضرایب محاسبه شده به طور مجزا در هر یک از صنایع بین (0و1) رتبه بندی می­شوند. رتبه حاصله به عنوان متغیر Dt تعریف شده و با استفاده از آن مدل رگرسیون زیر اجرا می­شود:

Rt = a + b0Et-1 + b1Et + b2Et+1 + b3Rt+1 + αDt + β0DtEt-1 + β1DtEt + β2DtEt+1 + β3DtRt+1 + ut

ضریب مورد نظر در این مدل β2 است. ضریب منفی β2 بدین معناست که شرکت­های هموارکننده­تر سود ضریب عکس العمل سود آتی و ضریب عکس العمل جریان وجه نقد آتی بالاتری خواهند داشت. لذا قیمت سهام شرکت­های دارای سود هموار محتوای اطلاعاتی بیشتری درباره وضعیت آتی شرکت خواهد داشت و ضریب مثبت β2 مفهوم عکس دارد.

 

یافته­های تحقیق و نتایج

به منظور بررسی اثر هموارسازی سود بر محتوای اطلاعاتی قیمت سهام، ابتدا لازم است رابطه بازده و سود آتی ( عکس العمل آتی سود) بررسی گردد. مدل به کار رفته در این تحقیق، مدل زاروئین (2002) است که با استفاده و تکمیل مدل کولینز و همکاران (1994) [3]، مدل پیشنهادی برای آزمون این رابطه به دست آمده است.

Rt = a + b0Et-1 + b1Et + b2Et+1 + b3Rt+1 + ut

 

با توجه به تحقیق زاروئین (2002)، b1 ضریب واکنش سود نامیده می­شود. این ضریب بیانگر میزان محتوای اطلاعاتی قیمت سهام درباره سود سال جاری است. و b2 ضریب واکنش سود آتی است که بیانگر میزان محتوای اطلاعاتی قیمت سهام درباره سود آتی است. ضریب b1 و b2 باید مثبت و b1 > b2 باشد، زیرا بازده سال جاری تحت تاثیر سود سال جاری تحقق یافته و قابل مشاهده است، در حالی که سود آتی براساس شواهد موجود قابل پیش بینی بوده، ولی هنوز تحقق نیافته است.

نتایج حاصل از آزمون این مدل به شرح زیر است:

 

 

جدول 1. تحلیل رگرسیون رابطه بازده و سود آتی

Rt = a + b0Et-1 + b1Et + b2Et+1 + b3Rt+1 + ut

متغیرها

Beta

آماره‌ی t

سطح معنی داری

(Constant)

18.12355

6.077789

0.000

Et-1

4.862387

0.560827

0.575

Et

37.86661

4.360198

0.000

Et+1

3.67107

3.595491

0.000

Rt+1

0.09936-

1.82884-

0.067

R2 تعدیل شده         86. 0

R2                92. 0

آماره F            329.14

سطح معنی داری         0.000

آماره دوربین-واتسون         6.1

تعداد مشاهدات         560

 

 

همان طور که در جدول 1 مشاهده می­شود، ضریب b1 و b2 مثبت و معنی­دار بوده، b1 > b2 است. این بدین معناست که در دوره تحقیق با اطمینان 99% اطلاعات مربوط به سود سال جاری و سود سال آتی در قیمت سهام منعکس شده است.

در مرحله بعد محتوای اطلاعاتی سود آتی درباره جریان­های نقدی و اقلام تعهدی بررسی می­شود. زاروئین (2002) بیان می­کند، هموارسازی سود انحرافات در سود را کاهش می­دهد و به افزایش قابلیت پیش بینی سود در سال­های آتی منجر شده و در نتیجه، ضریب واکنش سود آتی را افزایش خواهد داد. بنابراین، اگر سود آتی به کار رفته در مدل (3) به عنوان یک متغیر که براساس محتوای اطلاعاتی سودهای دوره­های قبل استنباط شده است، در نظر گرفته شود، مطمئنا ضریب واکنش سود آتی با معیارهای هموارسازی سود به طور منفی تغییر می‌کند. به منظور بررسی این مساله، زاروئین سود را به اجزای جریان وجه نقد عملیاتی و تعهدات تقسیم و با استفاده از مدل زیر نتایج را تحلیل می کند:

Rt = a + b0CFt-1 + b1CFt + b2CFt+1 + c0ACCt-1 + c1ACCt + c2ACCt+1 + b3Rt+1 + ut (4)

 

انتظار می رود، ضرایب در مدل (4) مشابه با ضرایب موجود در مدل (3) باشد؛ بدین معنی که ضرایب جریان وجه نقد جاری و آتی و تعهدات جاری و آتی (c2 b1, b2, c1,) باید مثبت و ضرایب b0 و c0 منفی باشند. همچنین روابط b1 > b2 و c1 > c2 نیز برقرار باشد.

نتایج حاصل از این مدل رگرسیون در جدول2 نشان داده شده است. همان طور که مشاهده می­شود، ضرایب مدل با پیش بینی­های انجام گرفته در مدل مبنا مطابقت دارد. برمبنای تحقیقات انجام شده درباره قیمت گذاری جریان نقد و تعهدات جاری توسط رای برن(1989) [14]، بوون و همکاران (1989)[2] و لوانت و زاروئین (1990) [11] انتظار می رود تعهدات نسبت به جریان وجه نقد از قابلیت پیش بینی بیشتری برخوردار باشد؛ یعنی b2 < c2 که نتایج به دست آمده موید این مطلب است. این بدین معناست که در دوره تحقیق با اطمینان 99% اطلاعات مربوط به جریان وجه نقد عملیاتی و تعهدات سال جاری و سال آتی در قیمت سهام منعکس شده است.

 

 

 

جدول2. مدل رگرسیون عکس العمل جریان وجه نقد آتی

Rt = a + b0CFt-1 + b1CFt + b2CFt+1 + c0ACCt-1 + c1ACCt + c2ACCt+1 + b3Rt+1 + ut

متغیرها

Beta

آماره ی t

سطح معنی داری

(Constant)

1900.274

6.649592

0.000

CFt-1

33.9669-

4.14553-

0.000

CFt

3.57002

3.437725

0.000

CFt+1

9.673704

2.066391

0.039

ACCt-1

29.6423-

4.58178-

0.000

ACCt

21.92892

2.872303

0.004

ACCt+1

14.1621

3.733723

0.000

Rt+1

0.031-

0.60848-

0.54

R2 تعدیل شده      0.107

R2             0.118

آماره F        681.10

سطح معنی داری     0.000

آماره دوربین-واتسون    667.1

تعداد مشاهدات     560

 

 

 

در این مرحله، سطح آگاهی دهندگی بازده سهام در شرکت­های دارای سود هموارتر (بدون درنظر گرفتن مساله هموارسازی سود) در طی دوره تحقیق بررسی می­گردد. برای این منظور، از مدل رگرسیون زیر استفاده می گردد:

Rt = a + b0Et-1 + b1Et + b2Et+1 + b3Rt+1 + αDt + β0DtEt-1 + β1DtEt + β2DtEt+1 + β3DtRt+1 + ut

 

ضریب مورد نظر در این مدل β2 است. ضریب منفی β2 بدین معناست که شرکت­های دارای سود هموارتر ضریب عکس العمل سود آتی و ضریب عکس العمل جریان وجه نقد آتی بالاتری خواهند داشت. لذا قیمت سهام شرکت­های دارای سود هموار، محتوای اطلاعاتی بیشتری درباره وضعیت آتی شرکت در بردارد و ضریب مثبت β2 مفهوم عکس دارد. در جدول (3) نتایج مربوط به مدل رگرسیون فوق با در نظر گرفتن معیار اول و در جدول (4) نتایج مربوط به این مدل با در نظر گرفتن معیار دوم نمایش داده شده است.

 

 

 

جدول3. مدل رگرسیون محتوای اطلاعاتی بازده سهام در شرکت­های دارای سود هموار

Rt = a + b0Et-1 + b1Et + b2Et+1 + b3Rt+1 + αDt + β0DtEt-1 + β1DtEt + β2DtEt+1 + β3DtRt+1 + ut

متغیرها

Beta

آماره ی t

سطح معنی داری

(Constant)

30.15865

5.92654

0.000

Et-1

11.17643

0.48379

0.028

Et

28.03098

1.9468

0.052

 

29.24568

1.802404

0.069

Rt+1

0.11983-

1.45186-

0.147

Dt

24.8387-

2.80042-

0.005

DtEt-1

4.82867-

0.11555-

0.008

DtEt

7.82467-

0.30369-

0.061

D tEt+1

10.6488-

0.3294-

0.041

DtRt+1

0.193264

1.404043

0.160

R2 تعدیل شده      0.66

R2             0.81

آماره F        681.10

سطح معنی داری      0.000

آمارهدوربین-واتسون       5.1

تعداد مشاهدات     560

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همان طور که نتایج حاصله در جدول 3 نشان می­دهد، ضرایب Etو Et+1 مثبت و ضریبD tEt+1 منفی است. همچنین رابطه b1 > b2 برقرار است. این بدین معناست که در سطح اطمینان 95% شرکت­های دارای سود هموارتر ضریب عکس العمل سود آتی بالاتری دارند. بنابراین، بازده سهام شرکت­هایی که در سری­های زمانی سود هموارتری را گزارش نموده اند، از اطلاعات بیشتری درباره عملکرد آتی شرکت برخوردارند.

 

جدول4:. مدل رگرسیون محتوای اطلاعاتی بازده سهام در شرکت­های دارای سود هموار

Rt = a + b0Et-1 + b1Et + b2Et+1 + b3Rt+1 + αDt + β0DtEt-1 + β1DtEt + β2DtEt+1 + β3DtRt+1 + ut

متغیرها

Beta

آماره ی t

سطح معنی داری

(Constant)

14.17453

2.557383

0.010

Et-1

43.588-

1.74986-

0.080

Et

92.38788

3.710281

0.000

Et+1

54.62964

3.421605

0.000

Rt+1

0.13761-

1.51568-

0.130

Dt

7.941345

0.875738

0.381

DtEt-1

59.46111

2.000126

0.045

DtEt

65.9129-

2.16136-

0.031

D tEt+1

35.2479-

1.52455-

0.027

DtRt+1

0.01327-

0.07233-

0.942

R2 تعدیل شده

0.099

R2

0.113

آماره F

211.10

سطح معنی داری

0.000

آماره دوربین-واتسون

65.1

تعداد مشاهدات

560

 

همان طور که نتایج حاصله در جدول 4 نشان می­دهد، ضرایب Etو Et+1 مثبت و ضریبD tEt+1 منفی است. همچنین رابطهb1 > b2 برقرار است. این نتایج مشابه نتایج حاصله در تحقیق زاروئین (2002) است. این بدین معناست که در سطح اطمینان 95% شرکت­های دارای سود هموارتر ضریب عکس العمل جریان وجه نقد آتی بالاتری دارند. بنابراین، قیمت سهام شرکت­هایی که در سری های زمانی سود هموارتری را گزارش نموده اند، از اطلاعات بیشتری درباره میزان سودآوری و جریانات نقدی آتی شرکت برخوردارند.

در آزمون مدل­های رگرسیون بالا، نتایج نشان داد، قیمت سهام شرکت­هایی که در دوره زمانی تحقیق سود هموارتری گزارش می­کنند، از محتوای اطلاعاتی بالاتری درباره سود و جریان نقدی برخوردار است، اما این احتمال وجود دارد که معیارهای به کار رفته در مدل­های فوق تغییرات ذاتی تعهدات را منعکس کرده باشند. در واقع، به دلیل اینکه در مرحله قبل تعهدات اختیاری و غیر اختیاری از یکدیگر جدا نشدند، نمی­توان نتایج را به معنای مفید بودن هموارسازی سود برای بازار سرمایه و سرمایه گذار تلقی نمود. لذا در این مرحله با استفاده از مدل تعدیل شده جونز توسط کوتاری (2005) تعهدات اختیاری محاسبه گردیده و از معیارهای ذکر شده و مدل رگرسیون زیر برای بررسی این مساله استفاده شده است.

Rt = a + b0Et-1 + b1Et + b2Et+1 + b3Rt+1 + αDt + β0DtEt-1 + β1DtEt + β2DtEt+1 + β3DtRt+1 + ut

 

در جدول (5) نتایج مربوط به مدل رگرسیون فوق با در نظر گرفتن معیار اول برای آزمون فرضیه اول و در جدول (6) نتایج مربوط به این مدل با در نظر گرفتن معیار دوم برای آزمون فرضیه دوم نمایش داده شده است.

 

جدول5. مدل رگرسیون محتوای اطلاعاتی بازده سهام در شرکت­های هموارکننده سود

Rt = a + b0Et-1 + b1Et + b2Et+1 + b3Rt+1 + αDt + β0DtEt-1 + β1DtEt + β2DtEt+1 + β3DtRt+1 + ut

متغیرها

Beta

آماره ی t

سطح معنی داری

(Constant)

12.41018

2.051911

0.040

Et-1

12.87926

0.683965

0.494

Et

50.46867

1.863556

0.062

Et+1

36.09044

1.902573

0.057

Rt+1

0.02322-

0.21288-

0.831

Dt

10.91903

1.12721

0.60

DtEt-1

6.62276-

0.25279-

0.052

DtEt

9.36324-

0.27426-

0.043

D tEt+1

27.4924-

1.10611-

0.042

DtRt+1

0.14839-

0.76019-

0.447

R2 تعدیل شده

0.076

R2

0.091

آماره F

131.6

سطح معنی داری

0.000

آماره دوربین-واتسون

6.1

تعداد مشاهدات

560

 

 

همان طور که نتایج حاصله در جدول 5 نشان می­دهد، ضرایب Etو Et+1 مثبت و ضریبD tEt+1 منفی است. همچنین، رابطه b1 > b2 برقرار است. این نتایج مشابه نتایج به دست آمده در جدول (3) و مؤید نتایج به دست آمده است.

 

جدول6. مدل رگرسیون محتوای اطلاعاتی بازده سهام در شرکت­های هموارکننده سود

Rt = a + b0Et-1 + b1Et + b2Et+1 + b3Rt+1 + αDt + β0DtEt-1 + β1DtEt + β2DtEt+1 + β3DtRt+1 + ut

متغیرها

Beta

آماره ی t

سطح معنی داری

(Constant)

13.62849

2.481356

0.013

Et-1

24.80451

1.091342

0.275

Et

54.05116

2.675868

0.007

Et+1

26.04415

1.567071

0.017

Rt+1

0.03794-

0.38624-

0.699

Dt

4.193918

0.473577

0.035

DtEt-1

22.5268-

0.76099-

0.046

DtEt

19.3626-

0.65014-

0.015

D tEt+1

13.58-

0.64533-

0.018

DtRt+1

0.08651-

0.45079-

0.625

R2 تعدیل شده

0.75

R2

0.9

آماره F

109.6

سطح معنی داری

0.000

آماره دوربین-واتسون

58.1

تعداد مشاهدات

560

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همان طور که نتایج حاصله در جدول 6 نشان می­دهد، ضرایب Etو Et+1 مثبت و ضریبD tEt+1 منفی است. همچنین رابطهb1 < b2 برقرار است. این نتایج مشابه نتایج بدست آمده در جدول (4) و مؤید نتایج به دست آمده است.

 

نتیجه گیری

با توجه به نتایج تحقیق، هموارسازی سود توانایی افزایش محتوای اطلاعاتی قیمت سهام درباره میزان سود آوری و جریان­های نقدی آتی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را دارد.

در این تحقیق، رابطه هموار سازی سود و محتوای اطلاعاتی قیمت سهام بررسی شد. هموارسازی سود به عنوان مدیریت اقلام تعهدی به منظور کاهش نوسان­های سود در دوره­های زمانی تعریف شد و محتوای اطلاعاتی قیمت سهام به عنوان میزان اطلاعات منعکس شده در بازده جاری سهام درباره سود یا جریان­های نقدی آتی تلقی گردید. هموارسازی سود براساس نسبت تغییرات سود خالص به تغییرات جریان وجه نقد عملیاتی یا، همبستگی بین تغییرات در اقلام تعهدی و تغییرات در جریان وجه نقد عملیاتی محاسبه گردید. براساس مدل­های رگرسیون، آزمون فرضیات تحقیق صورت گرفت.

نتایج حاصل از آزمون فرضیه تحقیق نشان داد، هموارسازی سود می­تواند سطح محتوای اطلاعاتی قیمت سهام درباره وضعیت آتی عملکرد شرکت را افزایش دهد، که در این صورت می­توان هموارسازی سود را دارای اطلاعات مثبت برای بازار سرمایه تلقی نمود. نتایج این تحقیق در راستای نتایج تحقیقات انجام شده توسط توکر و زاروئین (2006)، زاروئین (2002) و صمدی (1387) است. مدیریت شرکت­ها سعی می کنند با تقدم و تاخر در ثبت اقلام درآمد و هزینه، تغییرات سود در طی دوره های مالی را کم کنند تا بتوانند از این طریق شرکت خود را با ثبات و پویا نشان دهند. سرمایه گذاران نیز نوسان­های سود را به عنوان معیار مهم ریسک کلی شرکت قلمداد می‌کنند و سود هموارتر را یکی از عوامل کاهنده ریسک می­دانند. بنابراین، انتظار می­رود پدیده هموار سازی سود بتواند نیاز­ها و ترجیحات هر دو طرف (مالک و نماینده) را برآورده ساخته، تاثیر مثبتی بر عملکرد بازار داشته باشد.

همچنین نتایج نشان داد،، قیمت سهام شرکت­هایی که اقدام به هموارسازی سود نموده­اند، محتوای اطلاعاتی بیشتری درباره وضعیت جریان­های نقدی آتی شرکت دارند. سرمایه گذاران علاوه بر توجه به میزان سود آوری، میزان جریان‌های نقدی شرکت را یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد شرکت تلقی می‌کنند که در مدل تعیین ارزش سهام نقش کلیدی ایفا می­کند. با وجود سیستم تعهدی حسابداری، سرمایه گذاران برای دسترسی به اطلاعات جریان نقد آتی، از سود خالص حسابداری و پیش بینی سود استفاده می­کنند، در حالی که سود حسابداری خود دستخوش تغییراتی جهت هموار سازی سود گردیده است. بنابراین، از آنجا که پدیده هموارسازی سود برای بازار سرمایه مفید است و بر محتوای اطلاعات قیمت سهام درباره سود آوری آتی شرکت تاثیر می­گذارد، انتظار می رود بر محتوای اطلاعاتی قیمت سهام درباره میزان جریان‌های نقدی آتی شرکت نیز تاثیرگذار و مفید باشد.

پیشنهادها

1- در تحقیقات آتی می­توان نقش سرمایه گذاران نهادی را از این منظر که مالکیت نهادی تفاوتی در سطح نتایج حاصله ایجاد می کند یا خیر، بررسی نمود.

2- در تحقیقات آتی پیشنهاد می­شود با افزایش دوره­های زمانی تحقیق، نتایج بر اساس نوع صنعت و ارائه پیش بینی سود توسط مدیران به صورت مجزا ارائه شود. در این صورت می­توان اثر عامل صنعت و دقت در پیش بینی سود را نیز بر این روابط تجزیه و تحلیل نمود.

 

محدودیت­های پژوهش

1- در تحقیقات مالی دسترسی به اطلاعات کامل و صحیح رکن اصلی محسوب می­شود. در این پژوهش فقدان اطلاعات مورد نیاز در مورد برخی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به حذف برخی شرکت­ها منجر گردید.

2- در این تحقیق به دلیل محدودیت اطلاعاتی، سود آتی به عنوان سود واقعی تحقق یافته سال بعد از سال t تعریف گردید. به هر حال، جایگزین­های دیگر سود آتی می­تواند نتایج دیگری دربر داشته باشد.

 

 

 

 

1- حقیقت،حمید و احسان رایگان.( 1387). "نقش هموارسازی سود بر محتوای اطلاعاتی سودها در خصوص پیش بینی سودهای آتی". بررسی های حسابداری و حسابرسی. ش 54.

2- قائمی محمد حسین، قیطاسوند محمود,توجکی محمود.(1382)." تاثیر هموارسازی سود بر بازده سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران". بررسی های حسابداری و حسابرسی. ش 33.

 

 

 

3- صمدی،ولی ا... . (1388). "تأثیر هموارسازی سود بر محتوای اطلاعاتی آن در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران". تحقیقات حسابداری، ش1.

4- کریمی،محسن.(1385). بررسی مدیریت سود و نقش آن در بازار سرمایه، پایان نامه کارشناسی ارشد. به راهنمایی دکتر احمد احمد پور، دانشگاه مازندران، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی.

 

5- Beidleman, Carl. (1973). "Income Smoothing: The role of management ". The Accounting Review48(4) (October): 653-667.

6- Bowen, Robert, David Burghstaler, and lane Daley, (1989), “The Incremental Information Content of Accruals Versus Cash Flows”, The Accounting Review, 624-652

7- Collins, D. W., S. P. Kothari, J. Shanken, and R. Sloan.( 1994). "Lack of timeliness and noise as explanations for the low contemporaneous return-earnings association". Journal of Accounting and Economics 18 (3): 289–324.

8- Dechow, P., A. Hutton, and R. Sloan. (1995)." Detecting earnings management". The Accounting Review 70 (2) (April): 193-225.

9- Ettredge, M. L., S. Y. Kwon, D. B. Smith, and P. A. Zarowin. (2005). "The impact of SFAS No. 131 business segment data on the markets ability to anticipate future earnings". The Accounting Review 80 (3): 773–804

10-Graham, J., C. Harvey and S. Rajgopal. (2005). " The Economic Implications of Corporate Financial Reporting ". Journal of Accounting and Economics 40: 3-73

11- Kirschenheiter, M., and N. Melumad. (2002). "Can big Bath and earnings smoothing co-exist as equilibrium financial reporting strategies?". Journal of Accounting Research 40 (3) (June): 761-796.

12- Kothari, S. P., Leone, and C. Wasley. (2005). "Performance matched discretionary accruals". Journal of Accounting and Economics 39 (1)(February): 161-197.

13- Hepworth, S. r. (1993). "Smoothing Periodic Income. In: Financial Accounting Theory:Issues and Controversies ". New York:McGraw-Hill, p. 69

14- Hunt, A., S. Moyer, and T. Shevlin.(2000)." Earnings volatility, earnings management, and equity value ". Working paper. University of Washington.

15- Livnat, Joshua and Paul Zarowin .(1990)."The Incremental Information Content of Cash Flow Components". Journal of Accounting and Economics, 25-46

16- Marquardt C. and Wiedman C. I. ( 2004)." The effect of earnings management on the value relevance of accounting information ". Journal of Business , Finance and Accounting, Vol. 31. No3,4,pp. 297- 328 .

17- Michelson, S.E., Jordan-Wagner, J. & Wootton, C.W. (2000)." The relationship between the smoothing of reported income and risk-adjusted returns". Journal of Economics and Finance, Vol. 24 No.2, (Summer), pp.141-159.

18- Rayburn, Judy. (1986)."The Association of Operating Cash Flows and Accruals With Security Returns".Journal of Accounting Research, 112-138

19- Subramanyam, K. R. (1996). "The pricing of discretionary accruals ". Journal of Accounting and Economics 22: 249-281.

20- Tucker, W. Jennifer and. Paul A. Zarowin. (2006). "Does Income Smoothing Improve Earnings Informativeness?". The Accounting Review 81(1): 251-270.

21- Warfield, T. D., and J. J. Wild. (1992). "Accounting recognition and the relevance of earnings as an explanatory variable for returns". The Accounting Review 67 (4): 821–842

22- Yaunfeng Xue. (2003). "Information Content of Earnings Management: Evidence from Managing Earnings to Exceed Thresholds".working paper. Online. http://www.ssrn.com/id582601

23- Zarowin Paul. (2002)." Does Income Smoothing Make Stock Prices More Informative?". New York University Stern School of Business. http://www.ssrn.com/id315099