بررسی محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری محافظه‌کارانه و غیرمحافظه‌کارانه

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

3 کارشناس‌ارشد حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

چکیده

تحقیق حاضر رابطه بین محافظه­کاری در گزارشگری مالی و محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری را بررسی می‌کند. استفاده از درجات بالاتر قابلیت اتکا برای شناسایی و ثبت سودها و در مقابل، استفاده از درجات پایین­تر قابلیت اتکا برای شناسایی و ثبت زیان­ها محافظه­کاری نامیده می‌شود. همچنین، توانایی عایدات برای تبیین بازده­های بازار بیانگرمحتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری است. در این مطالعه برای اندازه‌گیری محافظه‌کاری از مدل باسو (1997) و برای اندازه‌گیری محتوای اطلاعاتی از مدل ایستون و هَریس (1991) استفاده شده است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و جامعه آماری تحقیق، شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. 764 مشاهده از 145 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به صورت شرکت-سال طی دوره زمانی 1380 تا 1387 انتخاب شده است. برای آزمون فرضیات تحقیق از مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که بین محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری و محافظه‌کاری رابطه غیرخطی برقرار است. همچنین، رابطه غیرخطی بین محافظه‌کاری و هزینه سرمایه شرکت یافت شد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigation Information Content of Conservative and Non-Conservative Accounting Earnings

نویسندگان [English]

  • Y Badavar Nahandi 1
  • Gh Talebnia 2
  • M Khanlari 3
1 Department of Accounting, Faculty of Economic, Management and Accounting, Islamic Azad University-Tabriz Branch, Iran
2 Department of Accounting, Faculty of Economic, Management and Accounting, Islamic Azad University-Teharan Branch, Iran
3 Department of Accounting, Faculty of Economic, Management and Accounting, Islamic Azad University-Tabriz Branch, Iran
چکیده [English]

  The present research examines the relationship between conservatism in financial reporting and information content of accounting earnings. Conservatism is defined as applying the high degree of reliability in recognizing and recording good news and in contrast applying the low degree of reliability in recognizing and recording bad news. Information content of accounting earnings is its ability in determining market returns. In this study conservatism was measured by Basu (1997) model and information content was measured by Easton and Harris (1991) model. This study is applied and its method is ex post facto (casual-comparative). Statistic population is firms listed in Tehran Stock Exchange. By using the firm-year method during the years 1380 to 1387, 764 observations from 145 firms listed in Tehran Stock Exchange has been selected. The multiple regression test has been used to test research hypotheses. The results show a non-linear relationship between information content of accounting earnings and conservatism. In addition, the results suggest a non-linear relationship between conservatism and cost of capital.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Information Content
  • Accounting Earnings
  • Conservatism

 

اهداف­ گزارشگری مالی و مبانی حسابداری ایجاب می­کند، اطلاعاتی که گزارشگری مالی فراهم می­آورد، از ویژگی­های معینی برخوردار باشد. یکی از این خصوصیات محافظه­کاری است که از آن با عنوان احتیاط نیز یاد شده است. محافظه­کاری از ویژگی­های بارز گزارشگری مالی است که حداقل از ابتدای قرن بیستم تا کنون، کیفیتی چشمگیر و غالب در عرصه حسابداری و گزارشگری مالی بوده است ]8[. این که آیا محافظه­کاری ویژگی مطلوب برای صورت­های مالی است یا خیر، موضوعی دیرینه در ادبیات حسابداری است. از سوی دیگر، اطلاعات حسابداری زمانی دارای محتوای اطلاعاتی است که استفاده‌ کنندگان از صورت­های مالی آنها را در ارزیابی­های خود مربوط و قابل اتکا تشخیص دهند]11[.

 

2- بیان مسأله

در حسابداری سنتی «محافظه­کاری» بر اساس پدیده عدم اطمینان قرار گرفته است]10[. از نظر گیولی و هاین[1]، محافظه­کاری عبارت است از انتخاب یک راهکار حسابداری تحت شرایط عدم اطمینان که در نهایت به ارائه کمترین دارایی­ها و درآمدها بینجامد و کمترین اثر مثبت را بر حقوق صاحبان سهام داشته باشد]8[. در بیانیه مفاهیم شماره 2 هیات استانداردهای حسابداری مالی امریکا، محافظه­کاری این گونه تعریف شده است: "نشان دادن واکنش محتاطانه به وجود ابهام به منظور ایجاد اطمینان خاطر از اینکه ابهام و خطرهای احتمالی همراه با آن، در حد کافی مورد توجه واقع شده­اند" ]8[. در حالی که در بند 18 فصل دوم مفاهیم نظری گزارشگری مالی ایران، محافظه­کاری (احتیاط) به عنوان یک زیر­ویژگی کیفی برای قابلیت اتکا، این گونه تعریف شده است: "احتیاط عبارت است از کاربرد درجه ای از مراقبت که در اعمال قضاوت برای انجام برآورد در شرایط ابهام مورد نیاز است؛ به گونه­ای که درآمدها یا دارایی­ها بیشتر از واقع و هزینه­ها و بدهی­ها کمتر از واقع ارائه نشود" ]4[.

در مورد محافظه­کاری حسابداری، دو دیدگاه کاملاً متفاوت وجود دارد. برخی از محققان، محافظه‌کاری را برای استفاده­کنندگان و تحلیلگران صورت­های مالی مفید می­دانند و برای آن نقش اطلاعاتی قائلند. برخی دیگر از محققان آن را به زیان تهیه­کنندگان و استفاده­کنندگان صورت­های مالی قلمداد می­کنند. به اعتقاد طرفداران دیدگاه اول، محافظه­کاری باعث افزایش حجم اطلاعات گزارش شده در بازارهای اوراق بهادار و بهبود کیفیت اطلاعات ارائه شده از سوی مدیریت و کاهش منافع حاصل از مدیریت سود می­شود. به طورکلی، طرفداران رویکرد محافظه­کاری معتقدند که محافظه‌کاری موجب افزایش محتوای اطلاعاتی و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین تهیه­کنندگان صورت‌های مالی و استفاده­کنندگان صورتهای مالی می­شود. در مقابل مخالفان رویکرد محافظه­کاری معتقدند که محافظه‌کاری باعث کاهش کیفیت اطلاعات ارائه شده در صورت­های مالی اساسی می‌شود و این امر می‌تواند زیان­های هنگفتی برای سرمایه­گذاران و سایر استفاده­کنندگان از صورت­های مالی به همراه داشته باشد ]5[. اکنون، با توجه به دیدگاه­های مطروحه در مورد محافظه­کاری، این پرسش­ها مطرح است: آیا اطلاعات حسابداری محافظه­کارانه دارای محتوای اطلاعاتی برای همۀ استفاده­کنندگان است؟ آیا تفاوتی در محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری محافظه­کارانه و غیرمحافظه­کارانه وجود دارد؟

 

3- پیشینه تحقیق

3-1.تحقیقات خارجی

بلچنردان و مهنرام[2] ]12[ به بررسی رابطه بین محافظه­کاری و محتوای اطلاعاتی پرداختند. آنها محافظه­کاری را به صورت جانبداری رو به پایین در ارزش­های دفتری و عدم تقارن زمانی عایدات با استفاده از رویکرد بسط داده شده پنمن و ژانگ (2002) و باسو (1997) اندازه­گیری کردند. آنها هیچ شواهدی را مبنی بر ارتباط محافظه­کاری صعودی (مشروط یا نامشروط) با محتوای اطلاعاتی نزولی نیافتند. در واقع، آنها شواهدی یافتند که محافظه­کاری نامشروط صعودی با سطح بالاتری از محتوای اطلاعاتی ارزش­های دفتری مرتبط است. در مجموع، یافته­های آنها بیانگر این است که نسبت دادن محتوای اطلاعاتی صعودی به محافظه­کاری صعودی در حسابداری معقولانه نیست.

براون، هی و تِیتیل[3] ]14[ با استفاده از نمونه­هایی از شرکت­های20 کشور، بررسی کردند که آیا محافظه­کاری مشروط محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری را تحت تاثیر قرار می­دهد؟ آنها دریافتند که ارتباط محافظه­کاری مشروط با محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری به سطح (استفاده از روش) تعهدی آن کشور بستگی دارد. در کشورهایی با سطح تعهدی بیشتر، محافظه­کاری مشروط با محتوای اطلاعاتی رابطه مثبت دارد. نتایج آنها با این موضوع که محافظه­کاری مشروط نقش قراردادی مفیدی در کاهش رفتار فرصت­طلبانه مدیریت در استفاده از اقلام تعهدی دارد، سازگار است. هرچند، نتایج آنها بیانگر این است که مزایای محافظه­کاری مشروط محیطی است (بستگی به شرایط دارد) و در کشورهایی با سطح تعهدی پایین­تر مزیتی ندارد.

روی­چادوری و واتز[4] ]18[ رابطه بین عدم تقارن زمانی سود و زیان و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری را به عنوان معیارهای محافظه­کاری شرطی و غیرشرطی، بررسی کردند. نتایج تحقیق بیانگر وجود یک رابطه منفی معنی­دار بین این دو معیار سنجش محافظه­کاری بود. همچنین آنها دریافتند هر چه دوره برآورد معیار عدم تقارن زمانی طولانی­تر شود، این رابطه منفی کمتر می­شود. آنها نشان داده­اند که سطوح بالای محافظه­کاری با تداوم زیان­های اقلام خاصی ارتباط دارد.

بتی و دیگران[5] ]13[و ژانگ[6] ]19[ به شواهدی دست پیدا کردند که اثبات می­کرد محافظه­کاری نقش موثری در قراردادهای بدهی دارد و محافظه­کاری منافع مشترکی برای وام­دهندگان و وام­گیرندگان به وجود می­آورد.

چن، لین و استرانگ[7] ]15[ دریافتند که محافظه‌کاری پیش­رویدادی (محافظه­کاری نامشروط یا ترازنامه) با اطلاعات حسابداری با کیفیت بالاتر و هزینه سرمایه پایین­تر و محافظه­کاری پس­رویدادی (محافظه­کاری مشروط یا عایدات) با اطلاعات حسابداری با کیفیت پایین­تر و هزینه سرمایه بالاتر در ارتباط هستند.

کوسنیدیس، لاداس و نگاکیس[8] ]17[ به بررسی محتوای اطلاعاتی عایدات پرداختند. نتایج تحقیق آنها نشان دهنده این است که یک رابطه غیر­خطی بین گزارشگری محافظه­کارانه و میزان مربوط بودن عایدات وجود دارد، به ویژه میزان مربوط بودن با گرایش از شرکت­های کمتر محافظه­کار به سمت شرکت­های نیمه محافظه­کار افزایش و با گرایش به سمت شرکت­های بیشتر محافظه­کار کاهش می­یابد.

کیم و پوزنر ]16[ مزایای اطلاعاتی محافظه­کاری مشروط برای سهامداران را بررسی کردند. نتایج تحقیق بیانگر وجود ارتباط بین محافظه­کاری مشروط جاری بالاتر با احتمال پایین­تر اخبار بد آتی است. همچنین، آنها به شواهد ضعیفی از واکنش قوی­تر (ضعیف­تر) بازار سهام به اخبار خوب (بد) عایدات شرکت­های با محافظه­کاری مشروط دست یافتند.

3-2.تحقیقات داخلی

کردستانی و امیر­بیگی لنگرودی ]6[ به بررسی رابطه عدم تقارن زمانی سود و نسبت ارزش بازار به دفتری سهام (MTB) به عنوان معیار شناخته شده­ای از محافظه­کاری پرداخته­اند. نتایج تحقیق آنها بر وجود رابطه­ای منفی بین عدم تقارن زمانی سود و نسبت MTB به عنوان دو معیار سنجش محافظه­کاری دلالت دارد که از نظر آماری معنی­دار است. هر چه دوره برآورد معیار عدم تقارن زمانی سود طولانی­تر شود، این رابطه نیز قوی­تر می­شود.

رضازاده و آزاد ]3[ به تبیین رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه­گذاران و میزان محافظه­کاری در گزارشگری مالی با استفاده از اطلاعات مربوط به نمونه­ای از شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره 1381 تا 1385 پرداختند. آنها برای اندازه­گیری عدم تقارن اطلاعاتی و محافظه­کاری به ترتیب از دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام استفاده کردند. نتایج تحقیق بیانگر وجود رابطه مثبت و معنی­دار میان عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه­گذاران و سطح محافظه­کاری اعمال شده در صورت­های مالی است. علاوه بر این، نتایج تحقیق نشان می­دهد که تغییر عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه­گذاران موجب تغییر در سطح محافظه­کاری می­شود.

حساس یگانه و شهریاری ]1[ به بررسی رابطه بین تمرکز مالکیت و محافظه کاری پرداختند. نتایج تحقیق آن­ها بیانگر وجود رابطه منفی معنادار میان تمرکز مالکیت و محافظه کاری است. این نتیجه گیری مطابق با فرضیات منافع شخصی و اتحاد استراتژیک و ناهماهنگ با فرضیه نظارت فعال است.

بهرامفر و حسنی ]2[ به بررسی تاثیر ویژگی­های هیأت مدیره بر میزان محافظه­کاری پرداخته­اند. یافته‌های آن­ها گویای وجود رابطه مثبت و معنا­دار بین مالکیت اعضای هیأت مدیره و محافظه­کاری و نیز رابطه منفی و معنادار بین نسبت اعضای غیرموظف هیأت مدیره و محافظه­کاری است.

مهرانی، حلاج و حسنی ]9[ به بررسی محافظه‌کاری در سود حسابداری و رابطه آن با اقلام تعهدی پرداختند. نتایج تحقیق آنها حاکی از این است که سود حسابداری حدود 66/3 مرتبه نسبت به بازده منفی سهام حساس­تر از بازده مثبت سهام است و حدود 78 درصد از عدم تقارن زمانی در سود حسابداری توسط اقلام تعهدی توضیح داده می­شود.

مشایخی، محمدآبادی و حصارزاده ]7[ به بررسی رابطه محافظه­کاری با میزان توزیع سود و پایداری آن پرداختند. یافته­های آنها با استفاده از داده­های 98 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1385-1379 نشان می­دهد که با افزایش محافظه­کاری توزیع سود سهام کاهش می­یابد. همچنین، شواهد متقاعد کننده­ای که حاکی از کاهش پایداری سود همزمان با افزیش محافظه­کاری، باشد وجود ندارد.

 

4- فرضیه تحقیق

الزام به کارگیری رویه­های محافظه­کارانه در متن استانداردها، بیش از هر چیز ناشی از توجه به قابلیت اتکای اطلاعات ارائه شده در گزارش­های مالی و برخورد محتاطانه با ابهامات محیط اقتصادی پیرامون واحد تجاری است. بحثی که همواره در متون حسابداری مطرح بوده، آن است که آیا توجه به اعمال رویکردهای محافظه­کارانه با محتوای اطلاعاتی گزارش­های مالی ارتباط دارد؟ برای پاسخ دادن به این سوال و تعیین رابطه محافظه­کاری و محتوای اطلاعاتی فرضیه زیر مطرح شده است:

فرضیه تحقیق: بین میزان محافظه­کاری و محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری ارتباط وجود دارد.

 

 

5- روش تحقیق و تجزیه و تحلیل اطلاعات

از آنجا که تحقیق حاضر اثر محافظه­کاری بر محتوای اطلاعاتی را بررسی می­کند، از نوع تحقیق پس-رویدادی (علی- مقایسه­ای) است. اطلاعات مبانی نظری و تئوریک تحقیق به صورت کتابخانه­ای و با استفاده از کتب و مقالات فارسی و لاتین جمع‌آوری شده است و اطلاعات لازم برای آزمون فرضیه تحقیق از منابع مختلفی، از جمله سایت بورس، سایت مدیریت پژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی، سایت پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران و نرم افزارهای ره آورد نوین و تدبیرپرداز استخراج شد، که پس از انتقال به صفحه گسترده EXCEL پردازش شده است. در ضمن، برای آزمون فرضیه تحقیق، از نرم­افزار SPSS.17 استفاده شده است.

باسو[9](1997)، استفاده از درجات بالاتر قابلیت اتکا برای شناسایی و ثبت سودها و اخبار خوشایند (افزایش ارزش) و در مقابل، استفاده از درجات پایین­تر قابلیت اتکا برای شناسایی و ثبت زیان ها و اخبار ناخوشایند (کاهش ارزش) را محافظه­کاری نامیده است ]8[. 

در این تحقیق، برای محاسبه میزان محافظه­کاری و تفکیک شرکت­ها به شرکت­های با محافظه­کاری بالا (HC)، متوسط (MC) و پایین (LC) از مدل باسو (1997) استفاده شده است که به شرح زیر است:

 

که در آن EPSi,t  سود هر سهم شرکت i در سال t ؛

Pi,t-1 قیمت سهام شرکت i در ابتدای دوره t ؛

 DTi,t  متغیر موهومی است که اگر بازده شرکت i در سال t منفی باشد، مقدار یک و در غیر این صورت صفر را اختیار می­کند؛

 Reti,t بازده سهام مرکب سالانه شرکت i در سال t ؛ و

RetDTi,t بازده سهام ضرب در DT موهومی مربوط است، (اگر بازده ها منفی باشند RetDTi,t = Reti,t در غیر اینصورت صفر).

به دلیل اینکه استفاده از شرکت­های بیشتر و سال‌های کمتر به وابستگی مقطعی در داده­ها منجر می­شود، از متغیرهای EPSmt و Retmt، که به ترتیب میانگین­های مقطعی سود هر سهم (EPS) و بازده سهام (Ret) هستند، به عنوان متغیر کنترلی استفاده شده است.

در مدل محافظه­کاری باسو فرض بر این است که خبرهای منفی (بازده­های منفی) سریعتر از خبرهای مثبت (بازده­های مثبت) در عایدات شناسایی می­شود. در مدل باسو β3، قدرت تبیینی اضافی بازده­های منفی نسبت به بازده­های مثبت برای عایدات را اندازه­گیری می­کند و از این رو، به عنوان معیار محافظه­کاری استفاد می­شود.

 مطابق با تعریف باسو، هر چقدر سطح محافظه‌کاری بیشتر باشد، عدم تقارن در شناخت خبرهای بد در مقابل خبرهای خوب بیشتر خواهد بود. بنابراین، هر چه سطح محافظه­کاری بیشتر باشد، مقدار ضریب β3 بیشتر خواهد بود. نهایتاً مطابق مشاهدات پوپ و والکر (1999)، عرض از مبدأ β0 بیانگر مقدار متوسط هزینه سرمایه شرکت­ها طی دوره زمانی مورد آزمون است.

خصوصیات کیفی اصلی مرتبط با محتوای اطلاعات، مربوط بودن و قابل اتکا بودن است. فرانسیس و شیپر[10] (2005) محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری را توانایی عایدات برای تبیین بازده­های بازار تعریف می­کنند ]16[.            

برای تخمین محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری از مدل ایستون و هریس[11] (1991) استفاده می­شود که به شرح زیر است:

 

که در آن ΔEPSi,t تغییرات عایدات هر سهم شرکت i بین دو مقطع زمانیt-1 و t و ΔEPSmt میانگین مقطعی تغییرات عایدات هر سهم است و بقیه متغیرها طبق تعاریف قبلی هستند. مدل ایستون و هریس برای هر یک از پرتفوی­های محافظه­کاری به طور جداگانه تخمین زده می­شوند. ضریب 1α حاصل از مدل ایستون و هریس برای تمام مشاهدات و هر پرتفوی نشان دهنده محتوای اطلاعاتی آنهاست.

فرانسیس و شیپر (1999) استدلال کردند که محتوای اطلاعاتی عایدات با استفاده از معنی­داری ارتباط آماری عایدات با بازده تقریب می­شود که با استفاده از آماره t ضرایب عایدات و تغییر در متغیرهای عایدات و میزان نیکوئی برازش مرتبط (یعنی R2 تعدیل شده) اندازه­گیری می­شود.

برای آزمون فرضیه تحقیق ابتدا مدل باسو (1997) برای هر شرکت- سال برازش می­شود. سپس با استفاده از ضرایب به دست آمده، شرکت­های نمونه با توجه به مقدار ضریب β3، به عنوان معیار محافظه‌کاری، به طور جداگانه به سه پرتفوی محافظه­کاری بالا، متوسط و پایین تقسیم می­شوند. پس از آن محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری هر یک از پرتفوی­ها با استفاده از مدل ایستون و هریس (1991) محاسبه شده، سپس آزمون­های رگرسیون برای مطالعه اثر محافظه­کاری بر محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری صورت می­پذیرد.

 

6- جامعه آماری و نمونه آماری

جامعه آماری این تحقیق کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تعیین و نمونه آماری به روش حذفی بر اساس شرایط زیر انتخاب شده است:

1- دوره مالی شرکت­ها منتهی به تاریخ 29 اسفند هر سال باشد و طی قلمرو زمانی تحقیق سال مالی خود را تغییر نداده باشند.

2- معامله بر روی سهام آن­ها بیش از 3  ماه دچار وقفه نشده باشد، زیرا محاسبه متغیرهای مورد مطالعه مرتبط با بازار در مورد شرکت­های مزبور و استفاده از آنها در تحقیق می­تواند تاثیر نامطلوب بر نتایج تحقیق داشته باشد.

3- شامل شرکت­های سرمایه­گذاری و بانک­ها به سبب ماهیت خاص آنها نباشد.

4- کلیه داده­های مورد نیاز برای محاسبه متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق برای دوره زمانی تحقیق (از ابتدای سال 1380 لغایت انتهای سال 1387) موجود باشد.

5- هر یک از شرکت­های نمونه حداقل دارای چهار مشاهده باشند. این امر به منظور دستیابی به میزان محافظه­کاری قابل اتکاست.

پس از اعمال محدودیت­های فوق، نمونه نهایی تحقیق شامل 145 شرکت با 764 شرکت-سال مشاهده تعیین شده است.

 

7- تجزیه و تحلیل یافته­ها

آمار توصیفی صرفاً به توصیف جامعه می­پردازد و هدف آن محاسبه پارامترهای جامعه است. در این بخش کمیت‌های آماری متغیرها بر اساس مدل‌های استفاده شده بیان می‌شود. این کمیت‌ها شامل میانگین، میانه، انحراف معیار، کوچکترین و بزرگترین داده و مجموع داده­هاست.

 

 

نگاره 1: آمار توصیفی مربوط به متغیرهای استفاده شده در آزمون فرضیه‌ها

متغیر

تعداد

مشاهدات

میانگین

Mean

میانه

Median

انحراف معیار

Std.D.

حداقل

Min.

حداکثر

Max.

مجموع

Sum

EPSi,t

764

1043

5/741

06/1

2799-

9067

796652

Pi,t-1

764

8208

5/5236

02/1

671

88100

6271165

 

764

1589/0

14/0

17/0

82/2-

83/0

40/121

 

764

331/0-

082/0-

29/0

87/5-

04/1

32/25-

Ret

764

344/0

125/0

83/0

82/0-

58/6

83/262

 

EPSi,t : سود هر سهم، Pi,t-1 : قیمت ابتدای دوره، : نسبت سود هر سهم بر قیمت سهام،  : نسبت تغییرات سود هر سهم بر قیمت سهام، Ret : بازده.

با استفاده از مدل باسو میزان محافظه­کاری (β3) هر شرکت محاسبه شد و شرکت­های نمونه مطابق با سطح محافظه­کاری آنها به سه پرتفوی تقسیم شدند. به پیروی از بلچندران و مهنرام (2006)، گروه­بندی به صورت انتخاب پایین­ترین و بالاترین 30% به ترتیب برای دو پرتفوی با محافظه­کاری پایین و بالا و انتخاب 40% باقیمانده برای پرتفوی با محافظه­کاری متوسط صورت پذیرفت. کل نمونه شامل 145 شرکت با 764 مشاهده است. پرتفوی محافظه­کاری بالا شامل 43 شرکت با 232 مشاهده، پرتفوی محافظه­کاری متوسط شامل 59 شرکت با 309 مشاهده و پرتفوی محافظه­کاری پایین شامل 43 شرکت با 223 مشاهده است. نتیجه برآورد مدل باسو(1997) در نگاره 2 ارائه شده است.

 

 

نگاره 2 : نتایج حاصل از تخمین مدل باسو (1997)

 

متغیرهای توضیحی

تلفیقی (تجمعی)

LC

MC

HC

iβ

آماره t

P-value

iβ

آماره t

P-value

iβ

آماره t

P-value

iβ

آماره t

P-value

0)

07/0

09/2

04/0

02/0

23/0

82/0

09/0

29/2

02/0

09/0

08/2

04/0

1)DT

08/0-

61/1-

11/0

19/0-

96/1-

05/0

08/0-

07/1-

29/0

06/0

58/0

56/0

2)Ret

25/0

95/5

00/0

25/0

24/3

00/0

36/0

31/6

00/0

08/0

99/0

32/0

3)RetDT

12/0

37/2

02/0

14/0-

48/1-

14/0

21/0

10/3

00/0

43/0

62/4

00/0

4)EPSm

17/0

26/3

00/0

13/0

36/1

18/0

23/0

15/3

00/0

17/0

92/1

06/0

5)Retm

15/0-

83/2-

00/0

08/0-

75/0-

45/0

25/0-

41/3-

00/0

18/0-

87/1-

06/0

R2

151/0

110/0

311/0

187/0

R2 تعدیل شده

145/0

090/0

300/0

169/0

D-W

813/1

796/1

715/1

892/1

F

P-Valve

933/26

000/0

368/5

000/0

388/27

000/0

403/10

000/0

                                   

 

 

 

 

 

 

 

نگاره 3 : نتایج حاص از تخمین مدل ایستون و هریس (1991)

 

متغیرهای توضیحی

تلفیقی (تجمعی)

LC

MC

HC

iα

آماره t

P-value

iα

آماره t

P-value

iα

آماره t

P-value

iα

آماره t

P-value

0)

 

69/0-

49/0

 

52/0

60/0

 

93/0-

35/0

 

53/0-

60/0

 (α1)

33/0

40/8

00/0

42/0

24/4

00/0

36/0

58/6

00/0

29/0

10/4

00/0

2)

03/0-

69/0-

49/0

21/0-

11/2-

04/0

21/0

84/3

00/0

06/0-

93/0-

36/0

3)Retm

31/0

10/6

00/0

40/0

23/4

00/0

28/0

88/3

00/0

31/0

25/3

00/0

4)EPSm

04/0-

82/0-

42/0

12/0-

29/1-

20/0

05/0-

61/0-

54/0

04/0-

40/0-

69/0

5) ∆EPSm

01/0-

24/0-

81/0

00/0

05/0

96/0

03/0-

62/0-

53/0

01/0-

21/0-

84/0

R2

194/.0

196/0

333/0

156/0

R2 تعدیل شده

189/0

178/0

322/0

138/0

D-W

970/1

862/1

018/2

119/2

F

P-Valve

467/36

000/0

596/10

000/0

248/30

000/0

381/8

000/0

                                   

 

 

برای آزمون فرضیه تحقیق، مدل­های رگرسیونی برای کل نمونه تحقیق و هر یک از پرتفوی­های محافظه­کاری به کار برده شده است. همان طور که در نگاره 2 مشاهده می­شود، 000/0 P-value = در آماره F معنی­داری کل رگرسیون­ و فرض خطی بودن مدل را در سطح اطمینان 95% تایید می­کند. همچنین، آماره دوربین-واتسون برای تمام مشاهدات و هر یک از پرتفوی­ها بین 5/1 تا 5/2 قرار دارد که مبین عدم خود­همبستگی است. ضریب 12/0 (12/0=3β) در نگاره 2 بیانگر وجود محافظه­کاری در سیستم حسابداری و گزارشگری ایران است. با توجه به ضرایب 14/0- ، 21/0 و 43/0 به ترتیب برای هریک از پرتفوی­های محافظه­کاری پایین، متوسط و بالا مشاهده می­شود که مقدار 3β با حرکت از پرتفوی با محافظه­کاری پایین (LC) به طرف پرتفوی با محافظه­کاری بالا (HC) افزایش می­یابد.

در ارتباط با محتوای اطلاعاتی عایدات در نگاره 3، با توجه به ضریب 33/0=1α و آماره t مرتبط (40/8) متغیر عایدات قدرت تبیینی بالاتری برای بازده­ها دارد؛ بدین معنی که در سطح اطمینان 95 درصد رابطه مثبت و معنی­داری بین نسبت () و بازده (Ret) وجود دارد.

درباره ارتباط محافظه­کاری با محتوای اطلاعاتی عایدات، با توجه به نتایج تخمین مدل ایستون و هریس در نگاره 3، از آنجا که P-Value آماره t برای ضریب 1α از سطح خطای قابل قبول 5 درصد کمتر است (000/0P-Value=) و میزان محتوای اطلاعاتی با حرکت از پرتفوی محافظه­کاری پایین (LC) به سمت پرتفوی محافظه­کاری متوسط (MC) افزایش و با حرکت به سمت پرتفوی محافظه­کاری بالا (HC) کاهش می­یابد، می­توان نتیجه گرفت که یک رابطه غیرخطی بین میزان محافظه­کاری و محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری وجود دارد. بنابراین، فرضیه وجود ارتباط بین میزان محافظه­کاری به روش باسو و محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری در سطح اطمینان 95 درصد تایید می­شود. مقادیر ضریب تعیین تعدیل شده، بیانگر این است که پرتفوی محافظه­کاری متوسط (322/0R2=) از هر دو پرتفوی محافظه­کاری پایین (178/0R2=) و بالا (138/0R2=) بهتر عمل می­کند. پرتفوی محافظه­کاری پایین (LC) ضریب تعیین تعدیل شده بیشتری از پرتفوی محافظه­کاری بالا (HC) نشان می­دهد که بیانگر این است که به کارگیری بیش از حد محافظه‌کاری رابطه عایدات-بازده را بیش از به کارگیری کمتر از حد یا عدم به کارگیری آن تحریف می­کند.

در نهایت، مطابق مشاهدات پوپ و والکر (1999)، ضریب 0β در مدل باسو، بیانگر هزینه سرمایه شرکت­ها در طی دوره زمانی آزمون است. با توجه به نگاره 1 آماره t ضریب 0β با حرکت از پرتفوی با محافظه­کاری پایین (LC) به طرف پرتفوی محافظه­کاری متوسط (MC) افزایش و با حرکت به طرف پرتفوی محافظه­کاری بالا (HC) کاهش می­یابد. با در نظر گرفتن 000/0 P-Value= مربوط به آماره t ضریب β0 هریک از پرتفوی­ها می­توان نتیجه­گیری کرد که در سطح اطمینان 95 درصد رابطه غیر خطی بین میزان محافظه­کاری و هزینه سرمایه (0β) وجود دارد.

 

8- نتیجه­گیری

در این تحقیق، تجزیه و تحلیل جامعی از تاثیر محافظه­کاری بر محتوای اطلاعاتی عایدات حسابداری در گزارشگری مالی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال­های 1380 تا 1387 صورت پذیرفت. محافظه­کاری با استفاده از مدل باسو (1997) و محتوای اطلاعاتی به روش ایستون و هریس (1991) محاسبه شد. نتایج آزمون فرضیه تحقیق بیانگر وجود یک رابطه غیرخطی است؛ بدین معنی که محتوای اطلاعاتی با حرکت از پرتفوی محافظه­کاری پایین به سمت پرتفوی محافظه­کاری متوسط افزایش و با حرکت به سمت پرتفوی محافظه­کاری بالا کاهش می­یابد. این نتیجه مطابق با مطالعات بلچندرام و مهنرام ]12[ و کوسنیدیس، لاداس و نگاکیس ]16[ است. همچنین، نتایج بیانگر تحریف رابطه عایدات-بازده در صورت به کارگیری بیشتر و کمتر از حد محافظه­کاری است. هرچند که رابطه عایدات-بازده در صورت به کارگیری بیشتر از حد محافظه­کاری، بیش از به کارگیری کمتر از حد محافظه­کاری تحریف می­شود. علاوه بر این، نتایج حاصل بیانگر وجود یک رابطه غیرخطی بین محافظه‌کاری و هزینه سرمایه است.

 

9- پیشنهادهای حاصل از تحقیق

نتایج آزمون فرضیه تحقیق، بیانگر این است که به کارگیری بیش از حد محافظه­کاری رابطه عایدات ‌بازده را بیش از به کارگیری کمتر از حد یا عدم به کارگیری آن تحریف می­کند، از این رو، پیشنهاد می‌شود که در تدوین استانداردهای حسابداری رویکرد واقع بینانه به جای رویکرد خوش­بینانه و بد‌بینانه اتخاذ شود.

به سازمان بورس اوراق بهادار توصیه می­شود شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس میزان محافظه­کاری آنها رتبه­بندی شوند.

به سرمایه­گذاران پیشنهاد می­شود برای ارزیابی محتوای اطلاعاتی گزارشگری مالی برای تصمیمات سرمایه­گذاری، سطح محافظه­کاری مربوط به شرکت‌ها را در کنار سایر اطلاعات مدنظر قرار دهند.

به مدیران پیشنهاد می­شود در گزارشگری مالی به طور کلی و گزارش اطلاعات مربوط به عایدات به طور خاص، از اتخاذ رویکردهای محافظه­کارانه بیشتر و کمتر از حد اجتناب و در جهت افزایش محتوای اطلاعاتی گزارشگری مالی رویکردی متعادل را به کار گیرند.

 

10- پیشنهادها برای تحقیقات آتی

با توجه به ادبیات و پیشینه تحقیق مرتبط با محافظه­کاری پیشنهاد می­شود موضوع­های زیر برای تحقیقات آتی مدنظر قرار گیرد:

1- بررسی رابطه بین میزان محافظه­کاری با سایر ویژگی­های کیفی، از جمله به موقع بودن و شفافیت اطلاعاتی؛

2- بررسی رابطه بین محافظه­کاری و قرارداد بدهی و هزینه نمایندگی؛

3- بررسی رابطه بین محافظه­کاری با حق‌الزحمه‌های حسابرسی.

 

11- محدودیت­های تحقیق

1. با توجه به شرایط متغیرهای تحقیق امکان انجام تحقیق، بر روی تمام شرکت­ها میسر نبود، لذا این امر به کاهش تعداد نمونه تحقیق منجر شد.

2. در اکثر مدل­های محافظه­کاری، دستیابی به میزان دقیق محافظه­کاری، مستلزم انتخاب نمونه­هایی با تعداد مشاهدات بالاست که در انجام این تحقیق میسر نبود.

3. مدل استفاده شده برای تشخیص محافظه­کاری برگرفته از بازارهای سرمایه کشور­های دیگر است که ممکن است به کارگیری آنها در بازار سرمایه ایران با توجه به میزان بازده و تفاوت در سطح الزامات افشای نتایج و الگوهای متفاوتی را طلب نماید و تشخیص محافظه­کاری و میزان آن دچار تغییرات اساسی گردد.



1- Givoly & Hayn

1- Balachandran & Mohanram

2- Brown & He & Teitel

3- Roychowdhury & Watts

4- Beatty & et al.

5- Zhang

6- Chen, Lin & Strong

1-Kousenidis & Ladas & Negakis

1-Basu

1-Francis & Schipper

2-Easton & Harris

 

1- حساس یگانه، یحیی و شهریاری، علیرضا.(1379). «بررسی رابطه بین تمرکز مالکیت و محافظه­کاری در بورس اوراق بهادار تهران»، مجله پژوهش­های حسابداری مالی، سال دوم، شماره دوم، صص77-94

2- حسنی، عباس.(1388). رابطه ترکیب هیئت مدیره و درصد مالکیت مدیران غیر­موظف هیئت مدیره با محافظه­کاری حسابداری، پایان­نامه کارشناسی­ارشد دانشگاه تهران.

3- رضازاده، جواد و آزاد، عبداله.(1387). «رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و محافظه­کاری در گزارشگری مالی»، بررسی­های حسابداری و حسابرسی، دوره 15، صص63-80.

4- سازمان حسابرسی.(1386). استانداردهای حسابداری، کمیته فنی، ش160.

5- شورورزی، محمدرضا و برزگر خاندوزی، عابدین.(1388). «نبود تقارن اطلاعاتی و نقش اطلاعاتی محافظه­کاری»، حسابدار، سال بیست و چهارم، ش 210، صص56-63.

6- کردستانی، غلامرضا و امیر بیگی لنگرودی، حبیب.(1387) «محافظه­کاری در گزارشگری مالی: بررسی رابطه عدم تقارن زمانی سود و MTB به عنوان دو معیار ارزیابی محافظه­کاری»، بررسی­های حسابداری و حسابرسی، دوره 15، ش 52، صص89-106

7- مشایخی، بیتا و محمدآبادی، مهدی و حصارزاده، رضا.(1388). «تاثیر محافظه­کاری حسابداری بر پایداری و توزیع سود»، بررسی­های حسابداری و حسابرسی،دوره 16، ش 56، صص107-124.

8- مهرانی، ساسان و محمدآبادی، مهدی.(1388). «روش­های اندازه­گیری محافظه­کاری»، حسابدار، سال بیست و سوم، ش 206، صص58-63

9- مهرانی، کاوه و حلاج، محمد و حسنی، عباس.(1388). «بررسی محافظه­کاری در سود حسابداری و رابطه آن با ارقام تعهدی در بورس اوراق بهادار تهران»، تحقیقات حسابداری، ش سوم، صص 88- 107

10- هندریکسن، الدون اس. و ون­بردا، مایکل اف. (1992). تئوری­های حسابداری، علی پارسائیان.تهران: ترمه.

 

11- Barth, M.E., Beaver, W.H., Landsman, W., 2001a. The relevance of value relevance research. Journal of Accounting and Economics 31,77–104.

12- Balachandran, S. V., & Mohanram, P. S. ,2006, Conservatism and the Value  Relevance of Accounting Information: Unpublished Working Paper, Columbia University.

13- Beatty, A., Weber, J., Yu, J., 2007. Conservatism and Debt. Journal of Accounting and Economics, forthcoming.

14- Brown, Jr. W. D., He, H., Teitel, K.,2006, Conditional Conservatism and the Value Relevance of Accounting Earnings: An International Study: European Accounting Review, 15:4, 605-621.

15- Chan, A. L.-C. & Lin, S. W.J. & Strong, N. ,2009, Accounting conservatism and the cost of equity capital: on line, http://www.ssrn.com.

16- Kim, B. H. & Pevzner, M., Conditional accounting conservatism and future negative surprises. Journal of Accounting and Public Policy ,27, 115–132, 2010.

17- Kousenidis, D. V., Ladas, A. C., Negakis, C. I. ,2009, Value relevance of conservative and non-conservative accounting information. Journal of Accounting, 44 , 219-238. 

18- Roychowdhury, S. & Watts, R. L., Asymmetric timeliness of earnings, market-to-market and conservatism in financial reporting. Journal of Accounting and Economics, 44(1), 2-32, 2007.

19- Zhang, J., 2008, The contracting benefits of accounting conservatism to lenders and borrowers. Journal of Accounting and Economics, 45, 27–54.