بررسی رابطه محافظه‌کاری و رابطه ارزشی سود با چرخه تجاری شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

نویسندگان

1 دانشیار گروه حسابداری دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 مربی گروه حسابداری دانشگاه شهید باهنر کرمان.

3 کارشناس ارشد حسابداری دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

  ارتباط بین بازده سهام و سود به چرخه تجاری حساس است؛ به ویژه در تحقیقات اخیر ضریب واکنش سود در طول دوران رونق، نسبت به ادوار رکودی بیشتر نشان داده شده است . در این تحقیق، ارتباط محافظه­کاری و رابطه ارزشی سود با چرخه تجاری در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. در این راستا، 164 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1377 تا 1388 به شیوه حذفی سیستماتیک انتخاب شدند. برای سنجش محافظه­کاری از مدل باسو استفاده شد و فرضیه­های آن از طریق رگرسیون خطی چند متغیره مورد آزمون قرار گرفت. نتایج آماری نشان می­دهد که رابطه محافظه­کاری و رابطه ارزشی سود جاری در طول دوره­های رکود اقتصادی بالاتر است، اما رابطه ارزشی سود مورد انتظار آتی در طول دوره­های رونق بیشتر است و این بدین معناست که همبستگی بین اطلاعات تاریخی حسابداری و فرصت­های رشد آتی به طور حتم تقلیل می‌یابد .

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Investigation of the Relationship between Conservatism and Value Relevance of Earnings with Business Cycle

نویسندگان [English]

  • A Khodamipour 1
  • B Karamshahi 2
  • A Taftian 3
1 Associate Professor of Accounting, Shahid Bahonar University of Kerman, Iran
2 Lecturer of Accounting, Faculty of Literature and Humanities, Shahid BahonarUniversity of Kerman, Iran
3 Master of Accounting, Faculty of Literature and Humanities, Shahid BahonarUniversity of Kerman, Iran
چکیده [English]

The relation between stock returns and earnings is sensitive to the business cycle. In particular, the Earnings Response Coefficient has been shown to be higher during economic boom period compared to the recession period. In this research, we investigate the relationship between earnings conservatism and business cycle in the companies listed in the Tehran stock exchange. To conduct this study,164 listed companies in Tehran stock exchange were selected during 1377-1388. Our measure of conservatism uses the regression identified by Basu (1997). In this research, we demonstrate that the conservatism and value relevance of current earnings is actually higher during economic recessions. We further demonstrate that the value-relevance of expected future earnings is higher during boom period, meaning that the association between historical accounting information and future growth opportunities would be weakened.

کلیدواژه‌ها [English]

  • valuerelevance
  • Conservatism
  • Business Cycle
 


صورت­های مالی بخش اصلی فرایند گزارشگری مالی را تشکیل می­دهد. هدف صورت­های مالی، ارائه اطلاعاتی تلخیص و طبقه­بندی شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف­پذیری مالی واحد تجاری است که برای طیف گسترده‌ای از استفاده‌کنندگان صورت­های مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع گردد.[3]

اهداف گزارشگری مالی و مبانی حسابداری ایجاب می­کند، اطلاعاتی که گزارشگری مالی فراهم می‌آورد، از ویژگی­های معینی برخوردار باشد (مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی، 1386)[3]. از جمله این ویژگی­ها که از آنها به عنوان خصوصیات کیفی یاد می­شود، محافظه­کاری (احتیاط) و رابطه ارزشی است.

محافظه­کاری مکانیزمی است که اگر به درستی اعمال شود، به حل بسیاری از مسائل نمایندگی و عدم تقارن اطلاعاتی منجر خواهد شد که به طور کلی، از شکاف روزافزون بین مدیران و تأمین­کنندگان منابع مالی واحدهای تجاری ناشی می­شود [2]. از طرف دیگر، استفاده­کنندگان از اطلاعات مالی، تمایلی به استفاده از گزارش‌هایی که در آن، درآمدها و دارایی­ها به طور غیر واقعی کمتر از واقع و هزینه‌ها و بدهی­ها به طور افراطی بیشتر از واقع نشان داده شود، ندارند. آگاهی از متغیرهای موثر بر این ویژگی‌ها سبب بهبود تصمیمات سرمایه­گذاران و مدیران و حسابرسان می‌شود.

یکی از متغیرهایی که بر این دو ویژگی اثر می‌گذارد، چرخه­های تجاری است. منظور از چرخه‌های تجاری همان رکود و رونق اقتصادی است که توسط نشانگر­های اقتصادی، همچون نیروی کار،درآمد، ساختار جدید و... ارزیابی می­گردد. ما در این تحقیق به بررسی ارتباط این متغیر با محافظه‌کاری و رابطه ارزشی سود می­پردازیم؛ با این هدف که نتایج آن برای پیش­بینی­ها و تصمیم­گیری­های سرمایه­گذاران و شفاف­سازی برای ایجاد یک بازار کارا برای بورس اوراق بهادار مفید باشد.

 

تشریح و بیان موضوع

تحقیقات اخیر مستند کرده­اند که رابطه بین بازده سهام و سود، به چرخه تجاری حساس است؛ به ویژه ضریب ERC[1] (ضریب واکنش سود) در طول دوره‌های رونق نسبت به دوره­های رکود بالاتر نشان داده شده­است [16]. این نتیجه را می­توان به طور گسترده­تری با تعریف مشخصات اقتصاد کلان دوره‌های رونق مبتنی بر رشد اقتصادی بیان کرد. از این گذشته، ادوار همراه با رونق نوعاً طولانی­تر هستند و بنابراین، از ادوار رکودی پایدارتر هستند. رشد و پایداری بیشتر که در دوره­های رونق اقتصاد کلان موجب تغییر در انتظارات مرتبط با سود گزارش شده شرکت­های سهامی می­شوند، ERC بالاتری را منتج می­شوند [18] بنابراین، سابقه موضوع نشان می‌دهد که رابطه ارزشی سود در مقابل چرخه تجاری توسط عوامل پیچیده­تری، مثل رشد اقتصادی و پایداری سود تعیین می­شود [16].

از آنجا که در دوره­های رکودی تاکید و تمرکز مدیران و سرمایه­گذاران بر ریسک از دست دادن اصل سرمایه بیشتر است، ما فرض می­کنیم که این افزایش تمرکز حسابرسان و مدیران در دوره­های رکود اقتصادی، انگیزه را برای گزارش سود محافظه­کارانه­تر افزایش می­دهد. ریسک مطرح شدن دعاوی قضایی در طی دوره­های رکود اقتصادی بالاتر است، در حالی­که سقوط سریع قیمت سهام را در بازارهای سرمایه افزایش می­دهد. به­عنوان یک نتیجه، دوره­های رکودی با افزایش ریسک طرح دعاوی قضایی همراه هستند. یک شیوه برای کاهش این ریسک، گزارشگری محافظه­کارانه اقلام است [22]. محافظه‌کاری آثار رکود را با ایجاد اخبار ناخوشایند به سرعت برای طرفین دعوا افزایش می­دهد و طرح دعاوی سهامداران را کاهش می­دهد [21].

همچنین، در دوره­های رکود اقتصادی تقاضای سرمایه­گذاران برای حسابداری محافظه­کارانه­تر افزایش می­یابد و به تشدید عدم اطمینان درباره بازده‌های آتی منجر می­شود، زیرا در طی این دوره­ها به طور محتمل بازده منفی بیشتر می­شود و سرمایه‌گذاران سود محافظه­کارانه­تر را مورد تقاضا قرار می­دهند تا علایم بموقعی را برای بررسی وجود خالص ارزش فعلی منفی پروژه­ها فراهم کنند. بعلاوه، در دوره­های رکود، تأمین مالی داخلی اجبار بیشتری برای سودآوری شرکت­ها فراهم می­کند، اما شرکت‌ها با جستجوی منابع مالی خارجی واکنش نشان می­دهند و برای کاهش هزینه­های اطلاعات مرتبط با اطلاعات نامتقارن، حسابداری محافظه­کارانه­ای را در طول این دوره مورد تقاضا قرار می­دهند. پرواضح است که تغییر در محافظه­کاری سود، تغییر در رابطه ارزشی سود را به دنبال دارد.

به طور خلاصه، ابتدا بررسی می­کنیم که آیا محافظه­کاری در طول چرخه­های تجاری تغییر می­کند یا خیر؟ سپس رابطه ارزشی سود دوره جاری را در طی چرخه‌های تجاری بررسی می­کنیم و در نهایت، رابطه ارزشی سود مورد انتظار آتی را بررسی خواهیم کرد.

 

سؤال‌های اصلی تحقیق عبارتند از:

1-       آیا سود در دوره­های رکودی نسبت به دوره­های رونق از محافظه­کاری بیشتری برخوردار است؟

2-       آیا رابطه ارزشی سود جاری، در صورت کنترل سود آتی مورد انتظار، در طی دوره­های رکودی نسبت به دوره­های رونق بیشتر است؟

3-       آیا رابطه ارزشی سود آتی مورد انتظار در طی دوره­های رونق نسبت به دوره­های رکودی بیشتر است؟

 

مبانی نظری تحقیق

رابطه ارزشی

رابطه ارزشی اطلاعات حسابداری، توانایی ایجاد قدرت پیش­بینی در سرمایه­گذاران و سایراستفاده‌کنندگان ازاطلاعات حسابداری در اتخاذ تصمیمات آتی و تعدیل تصمیمات قبلی است. سرمایه­گذاران، اعتباردهندگان و سایر فعالان بازار سرمایه، خواستار اطلاعاتی هستندکه آنها را در رسیدن به بازده موردنظر یاری کند. رابطه ارزشی بالاتر اطلاعات حسابداری، این افراد را در رسیدن به هدف خود، کمک خواهد کرد (کمیته فنی سازمان حسابرسی، 1386)[3].

 

محافظه­کاری حسابداری

محققان تاکنون تعاریف گوناگونی از محافظه­کاری حسابداری ارائه داده­اند. برخی از آنها مانند باسو، محافظه­کاری حسابداری را چنین تعریف کرده‌اند: "روشی که طبق آن، در واکنش به اخبار ناخوشایند، شناسایی عایدات و خالص دارایی­ها کاهش می­یابد و این در حالی است که در واکنش به اخبار خوشایند شناسایی عایدات و خالص دارایی­ها افزایش نمی‌یابد"[9] اما بیشتر محققان در مباحث مربوط به ارزش­گذاری دارایی­ها، طبق مبانی حسابداری، بیشتر به تعاریفی که فلسام و اولسونز از محافظه­کاری دارند، اشاره می­کنند. آنها محافظه­کاری حسابداری را این­گونه تعریف می­کنند:" انتظار اینکه خالص ارزش دارایی­های گزارش شده توسط یک شرکت، در بلندمدت از ارزش بازار آن کمتر خواهد بود ".[19] به عبارت دیگر، فرض می­شود که بر اثر به کارگیری محافظه­کاری حسابداری، ارزش بازار دارایی­های گزارش شده بیشتر از ارزش دفتری آنها خواهد بود.   

 

چرخه­های تجاری

هادیان و‌هاشم پور تعریفی علمی از ادوار تجاری، به صورت زیر ارائه داده­اند:

"ادوار تجاری نوعی نوسان‌های باقاعده و منظم در فعالیت‌های کلان اقتصادی کشورها هستند که عمدتاً به وسیله بنگاه­های تجاری سازماندهی می‌شوند. یک چرخه با یک دوره رونق اقتصادی که همزمان در فعالیت‌های متعدد اقتصادی رخ می­دهد، شروع و به دوره رکود و انقباض منتهی می­شود. این سلسله از تغییرات بارها و بارها تکرار می­شوند، ولی حالت منظم دوره­ای ندارند. به عبارتی، مدت زمان ادوار تجاری ممکن است از یک سال تا 10 الی 12 سال متغیر باشد. این چرخه قابل تقسیم به دوره­های کوتاهتری نیست. "[5]

در این تعریف چهار نکته اساسی دیده می‌شوند که عبارتند از:

الف- این نوسان‌ها در فعالیت‌های عمده اقتصادی رخ داده که تنها مربوط به تولید ملی نمی‌شود، بلکه برخی متغیرهای دیگر، نظیر: اشتغال، سطح قیمت­ها و متغیرهای بازار مالی با اهمیت تلقی می­شوند.

ب- ادوار تجاری به بخش­های خاصی از اقتصاد یا تعدادی مشخص از متغیرها بستگی ندارد، بلکه رونق و رکود در زمان واحد در بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی به طور همزمان مطرح می­شوند. به این خصوصیت هم­حرکتی می­گویند.

ج- زمانی را که یک دوره تجاری طی می­کند، می­تواند از یک سال تا بیش از 10 سال متغیر باشد، اما نکته قابل تأمل آن است که وقتی رکود شروع شد، اقتصاد تمایل به عملکرد انقباض از خود نشان می‌دهد و این وضعیت برای یک سال یا بیشتر ادامه می‌یابد.

د- الگوی رکود و رونق پیوسته تکرار می­شوند، اما الگویی متناوب پدید نمی­آورند؛ بدین معنی که گسترش و مدت نوسان‌‌ها همواره برابر نیستند و دنباله رونق و رکود بارها و بارها در اقتصاد مشاهده می­شوند.

 

ارتباط بین متغیر‌ها

چرخه تجاری و محافظه کاری

دلایل متعددی وجود دارد که نشان می­دهد محافظه­کاری شرطی درآمد، در طی دوره­های رکود اقتصادی بالاتر است:

اولاً: به طور کلی، در زمانی که ریسک دعاوی حقوقی در طی دوره­های رکودی تشدید می­یابد، شرکت­ها به طور معمول اقلام حسابداری را محافظه‌کارانه­تر گزارش می­کنند. چندین تحقیق در زمینه حسابرسی، شواهدی را برای تایید و پشتیبانی این عقیده فراهم آورده­اند که نشان می­دهند حسابرسان به ریسک دعاوی قضایی با محرک گزارش سود محافظه­کارانه­تر واکنش نشان داده­اند.

ثانیاً: شرکت­ها به طور معمول منابع داخلی تامین مالی را به منابع خارجی و از بین منابع خارجی، تامین مالی از طریق بدهی را به تامین مالی از طریق سرمایه ترجیح می دهند، اما در ادوار رکودی که سودآوری کاهش می­یابد، معمولا شرکت‌ها در جستجوی تامین مالی خارجی هستند. عرضه­کنندگان و متصدیان تامین مالی از طریق بدهی، بیشتر خواستار حسابداری محافظه­کارانه هستند، زیرا آن ریسک ناتوانی در پرداخت بدهی را بهتر گزارش می­کند. همچنین، هزینه سرمایه سهام به محافظه­کاری سود حساس است؛ به ویژه در طی دوره­های رکودی که رویدادهای اخبار ناخوشایند بیشتر اتفاق می­افتد.

برای اثبات ادعاهای مطرح شده، پژوهش­های تجربی منافع گزارشگری محافظه­کارانه را مستند کرده‌ و نشان داده­اند که محافظه­کاری به هزینه پایین‌تر سرمایه [13] و همچنین هزینه پایین‌تر بدهی [19] همبستگی دارد.

در مجموع، انتقال از تأمین مالی داخلی به تأمین مالی خارجی که در طی ادوار رکودی رخ می­دهد، افزایش در تقاضای اطلاعات حسابداری محافظه‌کارانه را در پی دارد.

بنابراین، با تمام استدلالاتی که در بالا بیان شد، ما فرض کردیم که شرکت‌ها در طی ادوار رکودی، گزارشگری مالی محافظه­کارانه­تری را ارائه می­کنند.

چرخه تجاری و رابطه ارزشی سود دوره جاری

تحقیقات پیشین نشان داده اند که ERC (ضریب واکنش سود) در طی چرخه­های تجاری تغییر می­یابد. به طور خاص، جانسون دریافت که ERC در طی دوره­های رونق بالاتر از دوره­های رکود است. [17]

ما فرض می­کنیم که رابطه ارزشی سود جاری در طول دوره­های رکود افزایش می­یابد. تفسیر و توضیح ما برای این پیش­بینی در زیر آمده است:

اولاً: اخبار ناخوشایند که در طی ادوار رکودی رخ می­دهد، به رویدادهای منفی اشاره دارد که ممکن است به ناسازگاری شرایط اقتصاد کلان حساس باشد. انتظارات سود آتی در طی چنین دوره­هایی بیشتر قضاوتی هستند و سرمایه گذاران بیشتر برای شکل دادن انتظاراتشان بر روی اطلاعات سود جاری تکیه می­کنند. از این گذشته، به طور مسلم، عدم اطمینان و ابهام، موجب می­شود شرایط جاری توسط بازار پایدارتر و پایاتر به نظر برسد. بنابراین، سود محافظه­کارانه به دلیل اینکه شرایط اقتصادی را بهتر منعکس می­کند و رابطه ارزشی بالاتری را داراست، پایدارتر به نظر می­رسد. به صورت خلاصه، اگرچه اخبارهای ناخوشایند به طور معمول پایداری کمتری دارند[9]، این مورد فقط در طی دوره­های رکودی اقتصادی اتفاق نمی­افتد، در حالی که اخبار ناخوشایند ویژگی­های پایدارتری به خود می­گیرد. از این جهت، بالا بودن محافظه­کاری سود دلالت ضمنی بر این موضوع دارد که سود جاری برای پیشگویی سود آتی استفاده می­شود که این هم باید بهERC بالاتری برای سود جاری منتج شود[19].

ثانیاً: سودهای محافظه کارانه حاوی اطلاعات مفیدتری دربارة اخبار ناخوشایند هستند که ریسک اطلاعاتی سرمایه­گذاران را پایین می­آورد. گزارشگری بموقع اخبار ناخوشایند به سرمایه گذاران کمک می‌کند تا افشای از دست دادن سرمایه را ارزیابی کنند و آن رابطه ارزشی سود جاری محافظه­کارانه را افزایش می­دهد.

تحقیقات پیشین شواهدی را ارائه دادند که رابطه مثبتی بین محافظه کاری و رابطه ارزشی وجود دارد؛ به ویژه بال و شیوا کومار(2005) [8] بیان کردند که تشخیص بهنگام زیان بر ضریب همبستگی بالایی بین اطلاعات حسابداری و ارزش‌های بازار دلالت دارد که آن هم بیانگر رابطه مثبتی بین محافظه کاری شرطی و رابطه ارزشی است. [8] به علاوه، گیولی و‌هاین اظهار می­کنند که محافظه­کاری بالاتر سود ممکن است تا اندازه­ای ضرایب بالاتر سود به قیمت سهام را توجیه کند. [14]

 

چرخه تجاری و ارتباط ارزشی سود دوره آتی

این تحقیق بر پایه استدلالات زیر فرض می­کند که سود آتی مورد انتظار همبستگی مثبتی با دوره‌های رونق دارد. اولاً: جانسون معتقد بود که مراحل مختلف چرخه تجاری، بی ثباتی در مجموعه فرصت‌های تامین مالی و سرمایه گذاری را منعکس می‌کند که آن هم بر بی ثباتی و تغییر پذیری رفتار بازار دلالت دارد که از اطلاعات سود برای دستیابی به انتظارات گردش وجوه نقد آتی استفاده می کند. [17] کاملا مشخص است که در طی ادواری که همراه با رونق است، بازار تمرکز بیشتری روی عوامل مؤثر رشد سود آتی دارد و کمتر بر عواملی مثل درجه محافظه­کاری در گزارشگری مالی و ریسک دعاوی حقوقی که علایم رکود اقتصادی هستند، متمرکز می‌شود.

ثانیاً: فرض می­شود که در طی دوره­های رونق، سرمایه گذاران بیشتر بر اطلاعات غیر تاریخی سود تکیه می­کنند تا سود آتی را پیش­بینی کنند و در تعیین ارزش بیشتر از سود آتی پیش­بینی­شده استفاده کنند. در مجموع، این عوامل اشاره می­کند که رابطه ارزشی سود آتی مورد انتظار در ادواری که همراه با رونق است، نسبت به ادوار رکودی بالاتر است.

 

تحقیقات انجام شده و ادبیات تحقیق

گیول، سرینیدهای و شیح در تحقیق خود، اثر رکود اقتصادی در کشور هنگ کنگ را روی میزان محافظه­کاری به کار رفته در حسابداری و نیز رابطه بین حسابداری محافظه­کارانه و حق­الزحمه­های حسابرسی را در قبل و در طول دوره رکود اقتصادی بررسی کردند. نتایج تحقیق آنها بیانگر این بود که سطح محافظه­کاری به کار رفته در شرکت­های هنک‌کنگی در دوره رکود اقتصادی نسبت به دوره قبل از رکود کمتر شده است. یافته دیگر تحقیق آنها این بود که اگر درجه­ محافظه­کاری در گزارشگری مالی بیشتر باشد، به دلیل اینکه در این حالت حسابرسان به بررسی‌های کمتری برای کشف اشتباهات نیاز دارند، حق­الزحمه­های حسابرسی کمتر خواهد شد و با لعکس. [15]

احمد با انجام تحقیقی به این نتیجه رسید که محافظه­کاری حسابداری مانع سرمایه­گذاری مدیران در پروژه­های با بازدهی منفی می شود. همچنین، رابطه مستقیمی بین درصد سهام متعلق به اعضای هیأت مدیره و محافظه­کاری وجود دارد. [6]

جنکینز در مقاله­ای با عنوان «محافظه­کاری و رابطه ارزشی سود در طی چرخه تجاری»، به بررسی رابطه بین محافظه­کاری سود و چرخه تجاری (شرایط اقتصادی انبساطی و انقباضی) و ارتباط بین رابطه ارزشی سود و چرخه تجاری پرداختند و به این نتیجه دست یافتند که رابطه ارزشی سود دوره جاری در ادوار انقباضی بیشتر از ادوار انبساطی است و همچنین، محافظه­کاری سود در ادوار انقباضی بالاتر از ادوار انبساطی است، اما رابطه ارزشی سود مورد انتظار آتی در ادوار انبساطی نسبت به ادوار انقباضی بیشتر است. [16]

پور‌حیدری و عالیپور  پژوهش خود را با عنوان «بررسی چگونگی رفتار داده‌های حسابداری» با توجه به چرخه‌های تجاری در بورس اوراق بهادار تهران انجام دادند.

نتایج این تحقیق نشان می­دهد بین متغیرهای حسابداری مورد بررسی با چرخه­های تجاری ارتباط معناداری وجود ندارد، لیکن تحت تاثیر شرایط رکود و رونق اقتصادی بین فروش در دوران رکود و رونق اقتصادی و حاشیه سود ناخالص در دوران رونق اقتصادی با چرخه­های تجاری ارتباط معناداری وجود دارد. یافته­های این پژوهش بیانگر آن است که ارتباط چرخه­های تجاری در شرکت­هایی با اندازه بزرگ، نسبت به شرکت­های با اندازه کوچک تنها بر متغیرهای حسابداری حاشیه سود ناخالص، سود قبل از کسر مالیات و سود خالص معنادار است، و اثر آن قابل ملاحظه است. [1]

بیان عملیاتی فرضیه‌های تحقیق

فرضیه اول: سود در دوره­های رکودی نسبت به دوره­های رونق از محافظه­کاری بیشتری برخوردار است.

فرضیه دوم:رابطه ارزشی سود جاری، در صورت کنترل سود آتی مورد انتظار، در طی دوره­های رکودی نسبت به دوره­های رونق بیشتر است.

فرضیه سوم:رابطه ارزشی سود آتی مورد انتظار در طی دوره­های رونق نسبت به دوره­های رکودی بیشتر است.

جامعه آماری و انتخاب نمونه

جامعه آماری پژوهش، شامل شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در قلمرو زمانی بین سال­های 1377 تا 1388است. در این پژوهش، برای نمونه­گیری از روش حذف سیستماتیک استفاده شده است. بدین منظور جامعه آماری که دارای ویژگی­های زیر باشند، به عنوان نمونه انتخاب شده‌اند:

  1. سال مالی این شرکت­ها منتهی به 29 اسفند هر سال باشد.
  2. شرکت­های مورد نظر در دوره زمانی پژوهش و در تمامی سال‌های مورد بررسی در بورس اوراق بهادار حضور داشته باشند، توقف معاملات آنها بیش از 3ماه نباشد و داده­های مورد نیاز پژوهش برای آنها در طی قلمرو زمانی یاد شده موجود باشد.
  3. این شرکت­ها جزو مؤسسات مالی شامل بانک­ها، شرکت­های سرمایه­گذاری و لیزینگ نباشند.

در نظر گرفتن ویژگی­های فوق به انتخاب یک نمونه آماری شامل164شرکت منجر شد.

برای گردآوری داده­ها از روش اسنادکاوی استفاده گردید. شایان ذکر است که داده­های مورد نیاز، از صورت­های مالی شرکت­های مورد بررسی، اطلاعات منتشره توسط سازمان بورس اوراق بهادار و بانک­های اطلاعاتی رهاورد نوین و تدبیرپرداز استخراج شده است.

 

مدل‌های تحقیق

در این تحقیق برای سنجش محافظه کاری سود از معیار باسو استفاده خواهد شد، باسو در سال 1997 میلادی، محافظه‌کاری را در نتیجه انعکاس سریعتر اخبار بد نسبت به اخبار خوب در سود تفسیر کرد. [9]

بر اساس آنچه که گفته شد، باسو برای پیش‌بینی‌های خود از رگرسیون زیر استفاده کرد:

 

که در آن از β3به عنوان معیاری برای سنجش محافظه­کاری استفاده شده است؛ بدین صورت که اگر β3>0باشد، به این معنی خواهد بود که محافظه‌کاری در شرکت­های مورد بررسی وجود دارد.

به منظور تجزیه و تحلیل اثر چرخه تجاری بر محافظه کاری درآمد، ما مدل بالا را به صورت زیر تعدیل می­کنیم:

مدل شماره (1):

 

که درآن:

EPSi,t: سود هر سهم شرکتi  در سال t؛

Pi,t-1: قیمت بازار هر سهم شرکت  iدر ابتدای سالt ؛

:Reti,tبازده شرکتi  در سال t؛

DTi,t: متغیرمصنوعی (دامی) است که اگر بازده شرکتi  در سال t منفی باشد یک و در غیر این صورت صفر خواهد بود؛

EXP: متغیرمجازی چرخه­های تجاری است که برای دوران رونق اقتصادی یک و برای دوران رکود اقتصادی صفر خواهد بود.

از این مدل برای آزمون فرضیه­ها استفاده شده است.

برای اندازه­گیری رابطه ارزشیِ سود حسابداری از مدل برآورد شده استون وهاریس(1991)[10]، استفاده خواهد شد که به صورت زیر است:

مدل شماره (2):

 

EPSi,t: سود هر سهم شرکتi  در سال t؛ EPSi,t+1: سود هر سهم شرکتi  در سال t+1؛

ΔEPSi,t: تفاوت سود هر سهم در دو نقطه زمانی، یعنی در ابتدا و پایان سال t برای شرکتi؛

Reti;t: بازده شرکتi درسالt؛ 

Reti; t+1: بازده شرکتi درسال t+1؛

Pi,t-1: قیمت بازار هر سهم شرکت iدر ابتدای سالt  است؛

EXP: متغیر مجازی چرخه­های تجاری است که برای دوران رونق اقتصادی یک و برای دوران رکود اقتصادی صفر خواهد بود.

از مدل دوم برای آزمون فرضیه دوم وسوم استفاده شده است.

اندازه‌گیری متغیرهای تحقیق

متغیر وابسته مربوط به مدل اول

سود هر سهم(EPSi,t)که برای همگن شدن بر قیمت هر سهم عادی درابتدای سال مالی تقسیم شده است.

متغیرهای مستقل مربوط به مدل اول

چرخه تجاری(EXP) که متغیری مجازی است و عبارت از نوسان در فعالیت اقتصادی و معمولاً تولید ملی است. هر دوره تجاری شامل مراحل بهبود، رونق، تنزل وکسادی است. در این تحقیق، منظور ما از متغیر چرخه تجاری شامل رکود و رونق اقتصادی می­شود که یک متغیر مجازی یا مصنوعی است که در مدل تحقیق برای دوران رونق اقتصادی از عدد یک و برای دوره رکود اقتصادی از عدد صفر استفاده می‌شود. در این تحقیق برای تعیین دوران رونق و رکود اقتصادی از نتایج تحقیق مختارزاده[4] و همچنین از آمار و اطلاعات منتشره توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران استفاده شده است. دوران­های اقتصادی ایران بر اساس رونق و رکود اقتصادی به دوره­های زیر تقسیم­بندی می‌شوند:

 

الف- ازسال 1338 تا 1351 دوران رکود نسبی؛

ب- ازسال 1351 تا 1359 دوران رونق نسبی؛

ج-ازسال 1359 تا 1370 دوران  رکود بزرگ و بازسازی؛

د-از سال 1370 تا 1373 دوران رونق نسبی؛   

ه-ازسال 1373 تا 1382 دوران رکود نسبی؛

و-ازسال 1382 تا 1388 دوران رونق نسبی.

بنابراین، در این تحقیق شرکت‌های مورد بررسی از سال 1377 تا 1381 با رکود و در سال­های 1382 تا 1388 با رونق مواجه بوده­اند.

 

روش­های آماری مورد استفاده

به منظور تخمین مدل­های پژوهش از تکنیک داده­های تلفیقی استفاده شده است. ضرورت استفاده از این تکنیک که داده­های سری زمانی و مقطعی را با هم ترکیب می­کند، بیشتر به خاطر افزایش تعداد مشاهدات، بالا بردن درجه آزادی، کاهش ناهمسانی واریانس و کاهش همخطی میان متغیرهاست .لذا تخمین مدل­ها با استفاده از داده­های ترکیبی و برای همه شرکت­های نمونه در طی سال‌های1377تا 1388 انجام می­گیرد. آن­گاه براساس تخمین­های به دست آمده به قضاوت و ارزیابی در مورد هر یک از فرضیه‌های پژوهش پرداخته می­شود.

سؤالی که اغلب در مطالعات کاربردی مطرح می‌شود، این است که آیا شواهدی دال بر قابلیت ادغام شدن داده­ها وجود دارد، یا اینکه مدل برای تمام واحدهای مقطعی متفاوت است. لذا باید ابتدا بررسی شود که آیا بین مقاطع، ناهمگنی یا تفاوت­های فردی وجود دارد یا خیر؟ در صورت وجود ناهمگنی از روش داده­های تابلویی و در غیر این صورت، از روش داده­های تلفیقی با رویکرد حداقل مربعات معمولی[2] برای تخمین مدل استفاده می­گردد. برای این منظور، آزمون F لیمر انجام می­گیرد. در این آزمون، فرضیه H0 یکسان بودن عرض از مبدأها )داده­های تلفیقی) در مقابل فرضیه مخالف H1، ناهمسانی عرض از مبدأها  )روش داده­های تابلویی) قرار می‌گیرد.

 

آمارتوصیفی متغیرهای پژوهش

از آنجا که وجود مشاهدات پرت بر معیارهای گرایش به مرکز متغیرهای پژوهش تأثیر گذاشته است، برآن شدیم که پس از حذف مشاهدات پرت به اندازه‌گیری و بررسی متغیرهای پژوهش بپردازیم.

اطلاعات مربوط به آمار توصیفی پژوهش در نگاره 1 درج شده است.

 

 

نگاره شماره 1: آمار توصیفی پژوهش

متغیر

تعداد

میانگین

میانه

کمینه

بیشینه

انحراف معیار

Reti,t

1943

269/38

86/18

26/226-

89/419

95/74

EPSi,t

1937

09/845

600

3891-

6626

48/1129

ΔEPSi,t

1943

26

2

7277-

6920

69/1195

Pi,t-1

1926

51/5380

3632

209

34693

05/545

EPSi,t/Pi,t-1

1931

16578/0

15021/0

997/0-

38325/1

2185/0

ΔEPSi,t /Pi,t-1

1924

0098/0

00505/0

5294/1-

524/1

2725/0

 

 

با توجه به نگاره1 به طور متوسط (میانگین)، بازده سهام شرکت‌های مورد بررسی تقریباً 3/38 درصد، سود هر سهم تقریباً 845 ریال، تغییرات سود هر سهم 26 ریال و قیمت بازار هر سهم در شرکت‌های مورد بررسی تقریباً 5380 ریال به دست آمد.

بازده سهام نیمی از شرکت­های مورد بررسی (میانه)، کمتر از تقریباً 9/18درصد، سود هر سهم نیمی از شرکت‌ها کمتر از 600 ریال، تغییرات سود هر سهم نیمی از شرکت‌ها کمتر از 2 ریال، قیمت بازار هر سهم نیمی از شرکت‌ها 3632 ریال، سود همگن شده هر سهم نیمی از شرکت‌ها تقریبا 15/0 و تغییرات سود همگن شده هر سهم نیمی از شرکت‌ها تقریبا 005/0 به دست آمد.

کمترین بازده سهام شرکت‌های مورد بررسی تقریباً 223- درصد و بیشترین بازده سهام 9/419 درصدگزارش شد. کمترین سود هر سهم شرکت­های مورد بررسی 3891- ریال و بیشترین سود هر سهم 6626 ریال گزارش شد. گفتنی است که پراکندگی قیمت بازار هر سهم از سال 1386 تا سال 1388 رو به کاهش بود. در دوران رونق بیشترین پراکندگی قیمت بازار هر سهم مربوط به سال 1382 با انحراف معیار 76/6753 و کمترین پراکندگی قیمت بازار هر سهم متعلق به سال 1388است.

 

 

نگاره شماره 2: توزیع متغیر مجازی DTi,t به تفکیک سال

سال

فراوانی/درصد

0

1

سال

فراوانی/درصد

0

1

1377

فراوانی

144

20

1383

فراوانی

94

70

درصد

8/87

2/12

درصد

3/57

7/42

1378

فراوانی

144

20

1384

فراوانی

52

112

درصد

8/87

2/12

درصد

7/31

3/68

1379

فراوانی

129

35

1385

فراوانی

104

60

درصد

7/78

3/21

درصد

4/63

6/36

1380

فراوانی

121

43

1386

فراوانی

108

56

درصد

8/73

2/26

درصد

9/65

1/34

1381

فراوانی

97

67

1387

فراوانی

92

72

درصد

1/59

9/40

درصد

1/56

9/43

1382

فراوانی

108

56

1388

فراوانی

139

25

درصد

9/65

1/34

درصد

8/84

2/15

 

 

نتایج مربوط به متغیر مجازی DTi,t به تفکیک سال در نگاره 2 ارائه شده است. از آنجا که عدد 1 برای متغیر مجازی DTi,t نشان دهنده بازده سهام منفی است، می­توان گفت بیشترین بازده سهام منفی به ترتیب در سال­های 1384 و 1387رخ داده است. بنابراین، به نظر می­رسد در دوران رونق اقتصادی درصد بازده سهام­های منفی در شرکت­های مورد بررسی نسبت به دوران رکود اقتصادی بیشتر است.

همان طورکه قبلاً نیز بیان شد، در پژوهش حاضر با روش تحلیل رگرسیون و استفاده از داده­های ترکیبی به دست آمده از صورت­های مالی شرکت­های عضو نمونه آماری، هر یک از فرضیه­ها بررسی گردید و از آزمون­های F لیمر و آزمون‌هاسمن برای تشخیص نوع مدل داده­های تابلویی استفاده شد.

خلاصه نتایج آزمون­های F لیمر و آزمون‌هاسمن به شرح نگاره شماره 3ارائه شده است:

 

نگاره شماره 3: نتایج آزمون­های F لیمر و‌هاسمن

مدل/ آزمون

آزمون F لیمر

آزمون‌هاسمن

مدل شماره 1

254/13(000/0=p-value)

358/6(000/0=p-value)

مدل شماره 2

547//19(000/0=p-value)

654/7(000/0=p-value)

نتایج آزمون F لیمر بیانگر این مطلب است که مقاطع مورد بررسی ناهمگن و دارای تفاوت­های فردی بوده، استفاده از روش داده­های تابلویی (پنل دیتا) مناسبتر است.

نتایج آزمون‌هاسمن درسطح اطمینان 95 درصد، براستفاده از روش اثرات ثابت در هر دو مدل دلالت دارد.

طبق نگاره شماره 4 ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای پژوهش را نشان می­دهد.با توجه به نگاره شماره 4، با اطمینان 99% رابطه بین سود همگن شده هر سهم و بازده سهام شرکت‌ها معنی دار است. از آنجا که ضریب همبستگی پیرسون بین سود همگن شده و بازده سهام 121/0 به دست آمده، می‌توان نتیجه گرفت با اطمینان 99%هر چه میزان بازده سهام شرکتی بالاتر باشد، سود همگن شده هر سهم آن نیز بیشتر است.

 

 

نگاره شماره 4:ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای تحقیق

پیرسون

EPSi,t/Pi,t-1

DTi,t

Reti,t

Reti,t*DTi,t

EXPt

Reti,t*EXPt

DTi,t*EXPt

DTi,t* EXPt* Reti,t

EPSi,t/Pi,t-

1

**11/0-

**12/0

**08/0

**12/0-

**05/0-

**07/0-

03/0

DTi,t

**11/0-

1

**41/0-

**7/0-

**18/0

**37/0-

**79/0

**57/0-

Reti,t

**12/0

**41/0-

1

**36/0

**12/0-

**53/0

**32/0-

**29/0

Reti,t*DTi,t

**08/0

**07/0-

**36/0

1

**12/0-

**34/0

**54/0-

**81/0

EXPt

**12/0-

**18/0

**12/0-

**12/0-

1

**23/0

**46/0

**33/0-

Reti,t*EXPt

**05/0-

**37/0-

**53/0

**34/0

**23/0

1

**34/0-

**35/0

DTi,t*EXPt

**07/0-

**79/0

**32/0-

**54/0-

**46/0

**34/0-

1

**72/0-

DTi,t* EXPt* Reti,t

03/0

**57/0-

**29/0

**81/0

**33/0-

**35/0

**72/0-

1

 

 

نتایج حاصل از آزمون فرضیه­ها

آزمون فرضیه اول پژوهش

به منظور تجزیه و تحلیل اثر چرخه تجاری بر محافظه کاری درآمد از مدل 1 استفاده می نماییم.

 

در مدل اول پژوهش β5 اثر چرخه تجاری را روی واکنش سود در برابر اخبار خوشایند می سنجد وβ5 + β7 اثر چرخه تجاری را روی واکنش سود در برابر اخبار ناخوشایند می­سنجد. در صورتی که اندازه β7 منفی و معنی دار باشد، نشان می دهد که محافظه کاری درآمد در طول دوره‌های رونق کمتر از دوره‌های رکودی است و تأیید و تصدیقی را برای فرضیه اول فراهم می­آورد.

همچنین β2 + β3 پاسخ سود را نسبت به بازده­های منفی می­سنجد و چون پاسخ سود نسبت به اخبار بد سریعتر از پاسخ سود نسبت به اخبار خوب است، بنابراین β2β2 + β3>؛ یعنی می توان از β3 به عنوان معیاری برای سنجش محافظه کاری استفاده کرد؛ بدین صورت که اگر 0β3> باشد، به این معنی خواهد بود که محافظه کاری در شرکت‌های مورد بررسی وجود دارد.

نتایج آزمون فرضیه شماره 1 در نگاره شماره 5 آورده شده است:

 

 

نگاره شماره 5: نتایج آماری آزمون فرضیه شماره 1

سطح معنی داری P-Value

مقدار آماره t Statistic Value

ضرایب Coefficients

Model 1

000/0

**422/12

2186279/0

ثابت (Constant)

340/0

955/0-

0461748/0-

DTi,t

000/0

**086/5

000469/0

Reti,t

021/0

*305/2

0029619/0

Reti,t*DTi,t

008/0

**67/2-

0676457/0-

EXPt

000/0

**215/4-

0007281/0-

Reti,t*EXPt

744/0

326/0-

019219/0-

DTi,t*EXPt

017/0

*381/2-

0036547/0-

DTi,t* EXPt* Reti,t

: 145/0AR2

دوربین واتسون: 965/1

معنی داری: 000/0

آماره فیشر: 375/14

 

 

در مدل اول β3 (00296/0) مثبت به دست آمده است و β2 + β3 (00343/0) نشان دهنده پاسخ سود نسبت به بازده‌های منفی است. در نتیجه، می توان گفت در شرکت‌های مورد بررسی محافظه کاری وجود دارد.

همان طور که توضیح داده شد، در مدل فوقβ5 + β7 اثر چرخه تجاری را بر روی واکنش سود در برابر اخبار ناخوشایند می­سنجد. از آنجا که اندازه β7 (00365/0-) منفی و معنی­دار است، می­توان نتیجه گرفت که محافظه­کاری سود در طول دوره­های رونق کمتر از دوره­های رکودی است و این نتیجه، فرض مقابل در فرضیه اول را تأیید می­نماید. به عبارت دیگر، سود در دوره­های رکودی نسبت به دوره­های رونق از محافظه­کاری بیشتری برخوردار است.

 

آزمون فرضیه‌های دوم و سوم پژوهش

به منظور بررسی رابطه چرخه تجاری با رابطه ارزشی سود و برای آزمون فرضیات 2 و 3 از مدل 2 استفاده می نماییم:

 

در مدل فوق α6 و  α7اثر چرخه تجاری را بر رابطه میان بازده سهام با سود و تغییرات سود جاری می‌سنجند و α8 بیانگر اثر چرخه تجاری بر رابطه بازده سهام و سود آتی مورد انتظار است.

 

 

نگاره شماره 6: نتایج آماری آزمون فرضیه‌های شماره 2 و 3

مدل 2

ضرایب

Coefficients

مقدار آماره t

Statistic Value

سطح معنی داری

P-Value

ثابت (Constant)

199/40

729/6

000/0

EPSi,t/Pi,t-1

398/33

991/1

047/0

ΔEPSi,t/Pi,t-1

785/62

214/5

000/0

EPSi,t+1/Pi,t

134/28

422/2

015/0

Reti; t+1

16/0

623/6

000/0

EXPt

268/11-

551/1-

121/0

EPSi,t/Pi,t-1*EXPt

498/72-

509/3-

000/0

ΔEPSi,t/Pi,t-1* EXPt

42/36-

362/2-

018/0

EPSi,t+1/Pi,t* EXPt

811/29

158/2

031/0

Reti; t+1* EXPt

124/0-

663/2-

008/0

آماره فیشر: 808/29

معنی داری: 000/0

دوربین واتسون: 903/1

AR2: 216/0

    

 

همان طور که در نگاره شماره 6 مشخص است، مقدار α6 و α7 به ترتیب 498/72- و 42/36-به دست آمد. از آنجا که هر دو ضریب مذکور منفی هستند، می­توان نتیجه گرفت که رابطه ارزشی سود جاری در صورت کنترل سود آتی مورد انتظار در دوران رکود اقتصادی، نسبت به دوران رونق اقتصادی بیشتر است. بنابراین، می­توان فرض مقابل در آزمون فرضیه دوم را پذیرفت. به بیان دیگر، رابطه ارزشی سود جاری، در صورت کنترل سود آتی مورد انتظار در طی دوره­های رکودی نسبت به دوره­های رونق بیشتر است.

α8 در مدل دوم پژوهش 811/29 به دست آمد، بنابراین، واضح است که فرض مقابل در آزمون فرضیه سوم پژوهش نیز پذیرفته شده و رابطه ارزشی سود آتی مورد انتظار در طی دوره­های رونق نسبت به دوره­های رکودی بیشتر است.

خلاصه یافته‌ها و نتایج تحقیق

رشد و پایداری در دوره­های رونق اقتصاد، موجب تغییر در انتظارات مرتبط با سود گزارش­ شده توسط شرکت­ها شده، نهایتاً به ضریب واکنش سود بالاتر منتج می­شود. همچنین، رابطه ارزشی سود در مقابل چرخه تجاری توسط عوامل پیچیده‌تری، مثل رشد اقتصادی و پایداری سود تعیین می­شود. از آنجا که در دوره­های رکودی تاکید و تمرکز مدیران و سرمایه‌گذاران بر ریسک از دست دادن اصل سرمایه بیشتر است، فرض بر این است که این افزایش تمرکز حسابرسان و مدیران در دوره­های رکود اقتصادی، انگیزه را برای گزارش سود محافظه­کارانه­تر افزایش می­دهد. بنابراین، سنجش تاثیر چرخه اقتصادی بر رابطه ارزشی سود و محافظه­کاری هدف اصلی این تحقیق قرارگرفته است. در این تحقیق سه فرضیه اصلی با استفاده از داده­های 164 شرکت­ پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار از ابتدای سال 1377 تا پایان سال 1388 مورد آزمون قرار گرفت و برای آزمون فرضیه­ها از مدل­های رگرسیون خطی چند متغیره و برای سنجش محافظه­کاری از مدل باسو(1997) استفاده شد.

نتایج حاصل از این تحقیق را می­توان به صورت زیر خلاصه کرد:

  1. محافظه کاری سود در طول دوره‌های رونق کمتر از دوره‌های رکودی است، به عبارت دیگر، سود شرکت­های مورد بررسی در دوره­های رکودی نسبت به دوره­های رونق از محافظه­کاری بیشتری برخوردار است. این نتیجه، مشابه مطالعه باسو(1997)[9]، جانسون (1997)[17]، احمد و دولمان(2002)[7]، بال، کوتاری و روبین(2000) و جنکینز (2009)[16] است.
  2. رابطه ارزشی سود جاری در شرکت‌های مورد بررسی، در صورت کنترل سود آتی مورد انتظار در دوران رکود اقتصادی نسبت به دوران رونق اقتصادی بیشتر است. لاندهلم و مایرز (2002)[19] و جنکینز (2009)[16] در تحقیقی مشابه به همین نتیجه دست یافتند.
  3. نتیجه دیگر این تحقیق حاکی از این است که ضریب سود آتی مورد انتظاردر شرکت‌های مورد بررسی، در دوران رکود کمتر از دوران رونق است. بنابراین، واضح است که رابطه ارزشی سود آتی مورد انتظار در طی دوره­های رونق نسبت به دوره­های رکودی بیشتر است.

 

پیشنهادهای کاربردی تحقیق

با توجه به نتایجی که از این تحقیق حاصل شد، پیشنهادهای کاربردی زیر ارائه می­گردد:

  1. به سرمایه­گذاران و تحلیلگران مالی توصیه می­شود برای تصمیمات سرمایه­گذاری کوتاه مدت و بلند­مدت، در کنار استفاده از ارقام ارائه شده در صورت­های مالی به روش­های حسابداری شرکت­ها، از جمله شیوه­های حسابداری محافظه­کارانه و متّهورانه در تولید ارقام مذکور توجه نمایند.
  2. از آنجا که چرخه­های تجاری یک عامل مرتبط در تعیین ارزش سرمایه با استفاده از اطلاعات سود است، به سرمایه­گذاران توصیه می­شود برای تعیین و ارزیابی ارزش سرمایه از آن استفاده ­کنند.

 



[1] -Earnings Response Coefficient

[2]. Ordinary Least Square

 

1- پورحیدری، امید و داریوش عالیپور .(1390). بررسی ارتباط بین داده­های حسابداری با چرخه‌های تجاری در بورس اوراق بهادارتهران، مجله پژوهش‌های حسابداری مالی، شماره پیاپی 8، تابستان 1390.

2- کردستانی، غلامرضا و حبیب امیر‌بیگی ‌لنگرودی .(1387). «محافظه‌کاری در گزارشگری مالی: بررسی عدم تقارن زمانی سود و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام به عنوان دو معیار ارزیابی محافظه­کاری»، بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، دوره پانزدهم، ش 52.

3- کمیته فنی سازمان حسابرسی. (1386). استاندارد­های حسابداری، تهران: سازمان حسابرسی،نشریه 160.

4- مختارزاده، فاطمه .(1387). بررسی عوامل تعیین کننده چرخه­های تجاری در اقتصاد ایران بر اساس رویکرد حسابداری چرخه تجاری، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی.

5-‌هادیان،ابراهیم و محمدرضا‌هاشم‌پور .(1382). «شناسایی چرخه‌های تجاری در اقتصاد ایران»، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی ایران، ش 15، صص 93-120.

6- Ahmed, A (2002);” The Role of Accounting Conservatism in Mitigating Bondholder Shareholder Conflict Over Dividend Policy and in Reducing Debt Cost”; The Accounting Review; vol.77; PP 867–890.

7- Ahmed, A & S, Duellman (2007); “ Accounting conservatism and board of director characteristics: An empirical examination”; Journal of Accounting and Economics; vol.43; pp411-437.

8- Ball, R. and L. Shivakumar (2005), ‘Earnings Quality in U.K. Private Firms: Comparative Loss Recognition Timeliness’, Journal of Accounting and Economics, Vol. 39, pp. 83–128.

9- Basu, S (1997); “The conservatism principle and the asymmetric timeliness of earnings”; Journal of Accounting and Economics; vol. 24; pp 3−37.

10- Easton, P. and T. S. Harris 1991. Earnings as an Explanatory Variable for Returns. Journal of Accounting Research 29: 19­36.

11- Folsom, D.M (2009); “Competithve Structure and Conditional Accounting Conservatism”;  A thesis submitted in partial fulfillment of the requirements for the Doctor of Philosophy degree in Business Administration in the Graduate College of The University of Iowa”; online; http://www.proquest.com

12- Feltham, G.A. and Ohlson,J. A.(1995) “Valuation and Measurment of Business Income “ University of California Press.

13- Francis, J and et al (2004); ”Cost of Capital and Earnings Attributes”; Accounting Review vol.79; PP 967-1010.

14- Givoly, D & C, Hayn (2000);” The Changing Time-series Properties of Earning, Cash Flows and Accruals: Has Financial Reporting Become More Conservatism?”; Journal of Accounting and Economics; vol. 29; PP 287-320.

15- Gul,F, B, srinidhi & T, Shieh (2002); “ The Asian Financial Crisis, Accounting Conservatism and Audit Fees, Evidence from Hong Kong” ; Online; http://www.ssrn.com

16- Jenkins,D & Gregory,K. Decembe(2009) ; "“Earning conservatism and value relevanceacross thebusiness cycle "“Journal of business finance and Accounting, vol 36, pp 1041-1058.

17- Johnson, M.F. (1999), ‘Business Cycles and the Relation between Security Returns and Earnings’, Review of Accounting Studies, Vol. 14, pp. 93–117.

18- Kothari, S. and R. Sloan (1989), ‘The Information in Prices about Future Earnings:Implications for Earnings Response Coefficients’, Journal of Accounting and Economics, Vol. 15, pp. 143–71.

19- Lunnholm, R. and Myers, L. (2002), “Bringing the Future Forward: The

Effect of Disclosure on the Return- Earnings Relation,” Journal of

Accounting Research, Vol. 40, Pp: 809-839.

20- Zhang, Jieying (2008)‘The Contracting Benefits of Accounting Conservatism to Lenders and Borrowers” Journal of Account­ing and Economics;vol 45; PP 27–54.

21- Watts, R.L (2003), ‘Conservatism in Accounting Part 1: Explanations and Implications’, Accounting  Horizons, Vol. 3 (September), pp. 207–21

22- Watts, R. (1993), ‘A Proposal for Research on Conservatism’, Presented at the American  Accounting Association Annual Meeting (San Francisco, CA).