<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه پژوهش های حسابداری مالی</title>
    <link>https://far.ui.ac.ir/</link>
    <description>نشریه پژوهش های حسابداری مالی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 04 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 04 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>The Analysis of Peer Effects in Environmental, Social, and Governance (ESG) Disclosure: The Moderating Role of Firm Performance</title>
      <link>https://far.ui.ac.ir/article_30382.html</link>
      <description>AbstractCorporate investment in (ESG) Environmental, Social, Corporate disclosure has gained significant importance in recent years. Within industries, a peer effect is evident in how companies report their ESG performance. This means the disclosure decisions and activities of peer firms (those within the same industry) influence one another. This peer effect manifests in two primary forms: imitation and reciprocal effects among companies. The objective of this study is to analyze the peer effect in ESG disclosure, considering the moderating role of corporate performance. This research employs a descriptive-correlational design. The statistical sample comprises 117 companies listed on the Tehran Stock Exchange from 2012 to 2023, selected using a screening method. The research hypotheses were tested using multiple linear regression models, controlling for year-fixed effects. A composite ESG index was constructed employing Principal Component Analysis (PCA). The findings of the study revealed a significant within-industry peer effect in ESG disclosure. This indicates that the overall level of ESG disclosure within an industry has a positive influence on the disclosure practices of individual firms. Furthermore, the results reveal a one-way, imitative peer effect across industries. Specifically, companies with weak financial performance tend to mimic the ESG disclosure practices of high-performing companies. However, this imitative effect is not reciprocal; high-performing firms do not emulate the disclosure strategies of their low-performing counterparts. Additionally, a reciprocal peer effect was identified among low-performing companies, meaning they influence each other's levels of ESG disclosure. In contrast, no such reciprocal effect was found to exist among high-performing firms.</description>
    </item>
    <item>
      <title>به‌کارگیری روش بهترین-بدترین در رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر وقوع تقلب در صورت‌های مالی بر اساس نظریۀ شش‌ضلعی تقلب</title>
      <link>https://far.ui.ac.ir/article_30649.html</link>
      <description>صورت‌های مالی مهم‌ترین منبع اطلاعاتی برای اتخاذ تصمیم‌های مناسب اقتصادی به شمار می‌آیند؛ از این رو، وجود تقلب در این دست گزارش‌ها با قصد تأثیرگذاری بر فرایندهای تصمیم‌گیری ذی‌نفعان و القای وضعیت مالی مطلوب تهدیدی جدی برای رشد و شکوفایی اقتصاد به حساب می‌آید. در این راستا، شناسایی عوامل مؤثر بر وقوع تقلب در صورت‌های مالی می‌تواند اعتماد ذی‌نفعان به بازار سرمایه را بازگرداند و توسعۀ اقتصادی و بهبود رفاه اجتماعی را به دنبال داشته باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر ارائۀ شواهد تجربی از تأثیرگذاری نظریۀ شش‌ضلعی تقلب بر شناسایی صورت‌های مالی متقلبانه به کمک اطلاعات 117 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در طول سال‌های 1394 تا 1403 به کمک مدل سنجش تقلب F-Score با بهره‌گیری از مدل معادلات ساختاری و روش بهترین-بدترین برای وزن‌دهی و رتبه‌بندی عناصر شش‌ضلعی تقلب است. یافته‌های حاصل از بررسی 37 متغیر در قالب شش فرضیه بر مبنای نظریۀ شش‌ضلعی تقلب نشان داد عناصر فشار، فرصت، منطقی‌سازی، توانایی و تکبر تأثیری معنادار بر وقوع تقلب در صورت‌های مالی دارند و عنصر فشار مهم‌ترین عامل بروز تقلب در صورت‌های مالی محسوب می‌شود. نتایج پژوهش حاضر علاوه بر گسترش مبانی نظری حوزۀ تقلب می‌تواند اطلاعاتی سودمند در اختیار سرمایه‌گذاران، تحلیلگران، تأمین‌کنندگان و مدیران برای اتخاذ تصمیم‌های مناسب اقتصادی قرار دهد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی درماندگی مالی شرکت‌ها بر اساس اطلاعات کمی و کیفی گزارش‌های سالانه با استفاده از تکنیک‌های متن‌کاوی</title>
      <link>https://far.ui.ac.ir/article_30683.html</link>
      <description>هدف: مطالعه حاضر به دنبال تجزیه و تحلیل داده‌های بدون ساختار از گزارش سالانه و ترکیب آن با اطلاعات مالی کمی برای پیش‌بینی مشکلات مالی از طریق تکنیک‌های متن‌کاوی و الگوریتم‌های یادگیری ماشین است. روش: با استفاده از روش دلفی فازی، متغیرهای کمی مؤثر بر درماندگی مالی بر اساس نظر خبرگان شناسایی و اطلاعات کمی آنها از صورت‌های مالی استخراج شد و سپس، گزارش ۱۰۰ شرکت پذیرفته‌شده در بورس در بازه زمانی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۳ جمع‌آوری و پس از تبدیل فایل‌های PDF مربوطه به فایل‌های Word، با استفاده از زبان برنامه‌نویسی پایتون، عملیات داده‌کاوی (شامل پیش‌پردازش، استخراج ویژگی، انتخاب ویژگی و غیره) توسعه داده شد.یافته‌ها: نتایج پیش‌بینی، نشان‌دهنده قدرت پیش‌بینی بالای مدل SVM با هسته شعاعی در مقایسه با سایر مدل‌ها است. به طوری که توانایی آن در پیش‌بینی درماندگی مالی بر اساس سه روش کمی، کیفی و تلفیقی به ترتیب ۸۵، ۹۱ و ۹۲ درصد است.نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که به جای توجه صرف به اعداد و نسبت‌های حاصل از این اعداد، می‌توان از تکنیک متن‌کاوی نیز برای تحلیل و پیش‌بینی استفاده کرد و با ترکیب آن با نتایج به‌دست‌آمده از اطلاعات کمی، درماندگی مالی شرکت‌ها را تعیین نمود. اگرچه دقت پیش‌بینی نتایج حاصل از داده‌های بدون ساختار در مقایسه با داده‌های ساختاریافته با قابلیت پیش‌بینی حدود ۹۰٪ کمتر است، اما شناخت و استفاده از ظرفیت این نوع اطلاعات بسیار مهم است، به طوری که بسیاری از دانشگاهیان و متخصصان معتقدند که افشای کمی به تنهایی برای تصمیم‌گیری‌های اقتصادی مؤثر نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آزمون مدل‌های قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای با تک‌سهام؛ رویکرد متغیرهای ابزاری</title>
      <link>https://far.ui.ac.ir/article_30650.html</link>
      <description>هدف اصلی پژوهش حاضر آزمون قدرت تبیین بازده مازاد بر ریسک مدل‌های قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای با تک‌سهام با استفاده از رویکرد متغیر ابزاری در مقایسه با مدل‌های عاملی مبتنی بر پرتفوی‌های مبنا به منظور انتخاب مدل قیمت‌گذاری برتر است. مدل‌های تک‌عاملی قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای، سه‌عاملی فاما و فرنچ، چهارعاملی کارهارت، پنج‌عاملی فاما و فرنچ، q&amp;amp;nbsp;عاملی هو و همکاران (2015)، q&amp;amp;nbsp;عاملی تعدیل‌شدۀ هوو و همکاران (2021)، با بتای ثابت، بتای متغیر با زمان و دارای ویژگی‌های تک‌سهام ارزیابی شدند. داده‌های 196 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1394 تا پایان 1403 با روش حداقل مربعات معمولی و روش گشتاورهای تعمیم&amp;amp;shy;یافته تجزیه‌وتحلیل شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که قدرت تبیین بازده مازاد بر ریسک بین مدل‌های چندعاملی و مدل تک‌عاملی، همچنین بین مدل‌های عاملی با بتای متغیر با زمان و مدل‌های عاملی با بتای ثابت، تفاوتی معنادار وجود دارد. مدل پنج‌عاملی فاما و فرنچ، در بین شش مدل، دارای بتای ثابت و بدون ویژگی‌های تک‌سهام، و مدل q&amp;amp;nbsp;عاملی هو و همکاران (2015) با بتای متغیر با زمان، بیشترین توانایی را در تبیین بازده مازاد بر ریسک سهام شرکت‌ها دارند. قدرت توضیحی بازده مازاد بر ریسک در مدل‌های عاملی دارای ویژگی‌های تک‌سهام و مدل‌های عاملی بدون ویژگی‌های تک‌سهام تفاوتی معنادار دارد و قدرت تببین مدل‌های عاملی دارای ویژگی‌های تک‌سهام بیشتر است. همچنین، مدل‌های برآوردشده به روش OLS دقت بیشتری در پیش‌بینی بازده مازاد بر ریسک سهام نسبت به روش گشتاورهای تعمیم‌یافته دارند. نتایج آزمون تحلیل حساسیت با روش GMM نیز نشان می‌دهد اگرچه در چارچوب متغیرهای ابزاری، برخی از مدل‌های پیچیده با ریسک بیش‌برازش مواجه هستند، مدل q&amp;amp;nbsp;عاملی تعدیل‌شده با بتای متغیر با زمان و ویژگی‌های تک‌سهام، به ‌عنوان مدل برتر پژوهش، از پایداری زیادی در هر دو روش OLS و GMM برخوردار است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی چارچوب سنجش میزان رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا و ارائۀ پیشنهادهایی برای بهبود</title>
      <link>https://far.ui.ac.ir/article_30726.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی چارچوب سنجش میزان رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا و ارائۀ راهکارهایی برای بهبود فرایند داوری در حوزۀ حسابداری و مالی است. نبود چارچوب منسجم و استاندارد برای ارزیابی رضایت پژوهشگران و تأثیر مستقیم آن بر کیفیت انتشار علمی انجام این پژوهش را ضروری کرد. روش پژوهش آمیخته و اکتشافی است. در گام نخست، تحلیل محتوای کیفی اسناد و ادبیات علمی داخلی و خارجی انجام شد تا مؤلفه‌ها و سازه‌های رضایت پژوهشگران استخراج شوند. در گام دوم، جامعۀ آماری پژوهشگران حوزۀ حسابداری و مالی با سابقۀ ارسال مقاله بودند که از میان آنها، نمونه‌ای ۱۷۰نفره با روش تصادفی ساده انتخاب شد. روایی محتوایی نیز با روش لاوشه و نظر ۹ خبره و پایایی با آلفای کرونباخ تأیید شد. همچنین، اولویت‌بندی مؤلفه‌ها با آزمون ناپارامتریک فریدمن انجام شد. یافته‌ها نشان داد تسلط علمی داوران بالاترین اولویت را دارد، رفتار اخلاقی در رتبۀ دوم و ارزیابی به‌موقع در رتبۀ سوم قرار گرفت. در میان راهکارها، تدوین دستورالعمل اخلاقی شفاف مؤثرترین راهکار شناخته شد و انگیزه‌های مالی کمترین اثر را داشت. چارچوب ارائه‌شده می‌تواند به سردبیران و مدیران نشریه‌ها ابزار عملیاتی برای سنجش و بهبود کیفیت داوری ارائه دهد. برخلاف پژوهش‌های پیشین که عمدتاً بر حوزه&amp;amp;shy;های غیرحسابداری متمرکز بودند، این پژوهش دیدگاه پژوهشگران را در حوزۀ حسابداری و مالی ایران مرکز تحلیل قرار داده است. این پژوهش افزون بر پرکردن شکاف دانشی در حوزۀ حسابداری، به غنی‌سازی ادبیات علمی دربارۀ رضایت پژوهشگران از داوری همتا کمک و ابزاری برای بهبود فرایندهای انتشار علمی فراهم می‌کند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>Algorithmic Accounting: Embedding Recognition and Trust into the Transaction Infrastructure; Oil and gas industry case study</title>
      <link>https://far.ui.ac.ir/article_30682.html</link>
      <description>Contemporary accounting systems rely heavily on institutional trust mechanisms—such as reconciliation, auditing, and regulatory oversight—to ensure the reliability of interorganizational financial information. While effective, this architecture imposes substantial economic and informational costs, particularly in complex supply chains characterized by high transaction volumes and multiple autonomous actors. This study addresses this limitation by developing and evaluating a decentralized accounting information system that operationalizes algorithmic accounting through smart contracts and blockchain-based triple-entry bookkeeping. Using a design science research methodology, we construct a hybrid accounting architecture that embeds accounting recognition rules, internal controls, and settlement logic directly into transaction execution. Focusing on the oil and gas supply chain, the system generates accounting records contemporaneously with economic events, eliminates interorganizational reconciliation by design, and produces a shared, immutable accounting record across participants. The findings demonstrate that accounting trust can be internalized computationally, transforming trust from an institutional outcome into an explicit, measurable property of the accounting infrastructure. This reconfiguration reduces information asymmetry, enhances real-time transparency, and shifts assurance from ex post verification to ex ante enforcement. The study contributes to accounting theory by providing empirical grounding for algorithmic accounting and offers a practical blueprint for rethinking accounting infrastructures in the digital economy.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Crisis, Conservatism and Performance in Emerging Economies: Dark or Light Side Puzzle?</title>
      <link>https://far.ui.ac.ir/article_30761.html</link>
      <description>Purpose – This study addresses whether conservatism has improved the performance of Iranian firms under crisis conditions (Economics, Sanctions, and COVID-19). 
Design/methodology/approach – We used multivariate regression models to select 163 firms from the TSE for the period 2012–2022 and examined the data to investigate the relationships among crises, conservatism and firm performance in Iran’s economy. 
Findings – The findings of the present study show that both conditional and unconditional conservatism have a positive and significant effect on ROA (Return on Assets) and ROE (Return on Equity). Stock returns (RET) are not affected by conservatism, which may be because of other factors that influence stock prices. Economic uncertainty strengthened the positive relationship between unconditional conservatism and ROA; however, it did not affect the relationship between conditional conservatism and ROA. In addition, economic uncertainty enhances the positive impact of conditional and unconditional conservatism on equity (ROE); it does not been able to influence the relationship between conditional conservatism and stock returns. However, economic uncertainty influences the relationship between unconditional conservatism and stock return. Economic sanctions and the COVID-19 crisis did not significantly impact the relationship between conservatism and firm performance.
Originality/value – The results of this research can make managers aware of how to deal properly with possible future crises by applying or not applying conservatism, and in this way, the present research can contribute to knowledge. In addition, the results have of the research provide significant implications for researchers, investors, policymakers, and corporate managers.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر سرمایه سازمانی بر قابلیت مقایسه صورت‌های مالی: نقش تعدیل‌کننده مسئله نمایندگی</title>
      <link>https://far.ui.ac.ir/article_30775.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی تأثیر سرمایه سازمانی بر قابلیت مقایسه صورت‌های مالی و نقش تعدیل‌کننده مسئله نمایندگی در این رابطه است. سرمایه سازمانی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اجزای دارایی‌های نامشهود، باوجود نقش کلیدی در ایجاد مزیت رقابتی و بهبود عملکرد، به‌دلیل ماهیت پیچیده و درون‌سازمانی خود می‌تواند بر کیفیت گزارشگری مالی اثرگذار باشد. از منظر نظریه نمایندگی، سرمایه سازمانی می‌تواند با تغییر انگیزه‌های مدیریتی، زمینه‌ساز کاهش شفافیت و محدودشدن قابلیت مقایسه اطلاعات مالی شود. پژوهش حاضر از نوع تجربی و پس‌رویدادی است و جامعه آماری آن شامل شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲ می‌باشد. نمونه نهایی شامل ۱۶۰ شرکت است که با استفاده از الگوهای رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده‌های ترکیبی تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که سرمایه سازمانی تأثیر منفی و معناداری بر قابلیت مقایسه صورت‌های مالی دارد؛ بدین معنا که با افزایش سرمایه سازمانی، قابلیت مقایسه‌پذیری گزارش‌های مالی کاهش می‌یابد. این نتیجه بیانگر آن است که شرکت‌های دارای سرمایه سازمانی بالاتر، به‌دلیل اتکای بیشتر به قابلیت‌های درونی، دانش سازمانی و فرایندهای خاص، تمایل کمتری به ارائه گزارش‌های مالی قابل‌مقایسه دارند. همچنین، آزمون نقش تعدیل‌کننده نشان داد که مسئله نمایندگی تأثیر سرمایه سازمانی بر قابلیت مقایسه را به‌طور معناداری تغییر نمی‌دهد، که حاکی از آن است که کاهش قابلیت مقایسه ناشی از ماهیت خاص و پیچیده این نوع سرمایه است و صرفاً به تعارض منافع محدود نمی‌شود. نتایج این پژوهش برای سرمایه‌گذاران، تحلیلگران و نهادهای ناظر حاکی از ضرورت توجه بیشتر به اثرات گزارشگری دارایی‌های نامشهود بر کیفیت اطلاعات مالی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباط بین عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و راهبری شرکت (ESG) و خوانایی گزارش‌های مالی: نقش تعدیلی پوشش رسانه‌ای و شهرت شرکت</title>
      <link>https://far.ui.ac.ir/article_30862.html</link>
      <description>خوانایی گزارش‌های مالی در درک بهتر اطلاعات توسط گروه‌های مختلف ذی‌نفع اهمیت زیادی دارد و همچنین عملکرد زیست‌محیطی، اجتماعی و راهبری نمایی از میزان شفافیت، پاسخگویی، عدالت و توجه شرکت به حقوق ذی‌نفعان است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین عملکرد زیست‌محیطی، اجتماعی و راهبری و خوانایی گزارش‌های مالی با لحاظ نمودن نقش پوشش رسانه‌ای و شهرت شرکت انجام شده است. برای این منظور، داده‌های ۱۸۷ شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ از طریق غربالگری جمع‌آوری و با استفاده از رگرسیون چندگانه مبتنی بر داده‌های تابلویی تحلیل شده‌است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بین عملکرد زیست‌محیطی، اجتماعی و راهبری و خوانایی گزارش‌های مالی ارتباط مثبت وجود دارد و پوشش رسانه‌ای و شهرت شرکت با ایفای نقش مکمل، موجب تقویت این ارتباط مثبت می‌شوند. نتایج پژوهش می‌تواند به درک بهتر جایگاه عملکرد زیست‌محیطی، اجتماعی و راهبری و نقش تقویت‌کننده پوشش رسانه‌ای و شهرت شرکت به‌عنوان عوامل نظارت بیرونی در بهبود شفافیت گزارش‌های مالی کمک نماید.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
