Document Type : Original Article
Authors
1 Assistant Professor, Faculty of Administrative Sciences and Economics, Department of Accounting, University of Isfahan, Isfahan, Iran
2 Assistant Professor, Department of Accounting, Boj.C., Islamic Azad University, Bojnourd, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
اقلام تعهدی در قلب حسابداری هستند و از این نظر، ویژگیها و کارکردهای آنها در مطالعات حسابداری مورد توجه بوده است (Dichev & Owens, 2024). فرایندهای ایجاد اقلام تعهدی، ویژگیهای مشخصی را به سری زمانی آن میبخشد. مطالعه در خصوص این فرایندها به پیشبینی بهتر رفتار اقلام تعهدی کمک میکند. در حالی که برخی از مطالعات حسابداری داخلی (برای مثال، کردستانی و لطفی، ۱۳۹۰) برخی از پیامدهای اخلال ناشی از برآوردهای حسابداری را مورد بررسی قرار دادهاند، شواهد تجربی اندکی در خصوص ویژگیهای سری زمانی اقلام تعهدی در مطالعات داخلی وجود دارد.
یک مطالعه مهم در خصوص ویژگیهای سری زمانی اقلام تعهدی توسط دیچاو و همکاران (1998) انجام شده است (Dechow et al., 1998). در این مطالعه، مانند مطالعۀ جونز (1991)، یک رابطۀ جبری بین اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش و فروش فرض میشود (Jones, 1991). با فرض آنکه فروش از یک روند گام تصادفی تبعیت میکند، این مطالعه نتیجه میگیرد سری زمانی اقلام تعهدی از یک فرایند نوفه سفید، با میانگین صفر، تبعیت میکند. شواهد تجربی جونز و برخی از پژوهشهای دیگر مانند دیچاو و همکاران (2012) از این پیشبینی حمایت میکند (Dechow et al., 2012). نتیجۀ دیگر این است که شوکهای فروش تنها منبع عدم قطعیت در سری زمانی اقلام تعهدی هستند. با وجود این، از آنجا که اقلام تعهدی، به دلیل ماهیت آنها، در دورههای بعد معکوس میشوند، باید یک فرایند پایدار و تجدیدشونده نیز در سری زمانی اقلام تعهدی وجود داشته باشد تا نوفه سفید بودن آنها را توضیح دهید. بر این اساس، آلن و همکاران (2013)، دو فرایند متمایز را در سری زمانی اقلام تعهدی کوتاهمدت (یعنی اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش) شناسایی میکنند: اقلام تعهدی عادی پایدار مرتبط با رشد فروش که دارای همبستگی سریالی مثبت هستند و اقلام تعهدی معکوسشوندۀ مرتبط با نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش که دارای همبستگی سریالی منفی هستند (Allen et al., 2013). مطابق آلن و همکاران، اثر خنثیکنندۀ این دو فرایند پایدار و معکوسشونده باعث میشود تا سری زمانی اقلام تعهدی از یک فرایند نوفه سفید پیروی کند. همچنین آنها، به پیروی از دیچاو و دیچف (2002)، جزئی از اقلام تعهدی را که در نتیجۀ فرایندهایی غیر از رشد فروش یا نوسانهای سرمایۀ در گردش ایجاد میشود، به عنوان خطای برآورد اقلام تعهدی تعریف میکنند (Dechow & Dichev, 2002). خطای برآورد اقلام تعهدی زمانی ایجاد میشود که اقلام تعهدی میزان جریانهای نقدی متناظر را با خطا پیشبینی میکنند. برای مثال، هنگامی که یک فروش نسیه رخ میدهد، حسابهای دریافتنی به منظور پیشبینی جریانهای نقدی آتی مرتبط با آن افزایش مییابد. این پیشبینی ممکن است به دلایل غیرعامدانه مانند طولانیبودن چرخۀ عملیات یا پیچیدگی صنعت (Dechow & Dichev, 2002)، یا دلایل عامدانه مانند دستکاری سود دارای خطا باشد. از این منظر، خطای برآورد اقلام تعهدی در واقع هزینهای است که سیستم حسابداری تعهدی برای کسب منفعت ناشی از اندازهگیری بهتر عملکرد در قالب سود تعهدی متحمل میشود (Nikolaev, 2018).
با توجه به توضیحات بالا، هدف اصلی پژوهش حاضر این است که نشان دهد سری زمانی اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش علاوه بر فرایند پایدار مرتبط با رشد فروش و فرایند معکوسشوندۀ مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش، شامل یک جزء خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل است که بلافاصله در دورۀ جاری معکوس میشود. منظورکردن این جزء تصادفی معکوسشوندۀ دورۀ قبل در پیشبینی اقلام تعهدی دورۀ جاری به تبیین یک مدل تصادفی اقلام تعهدی منجر میشود. این مدل تصادفی بر اساس این استنباط پیشنهاد میشود که اقلام تعهدی مورد انتظار به طور کامل توسط متغیرهایی مانند تغییر فروش و غیره تببین نمیشوند و دارای یک جزء تصادفی مربوط به شوکهای ناشی از خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ گذشته هستند. همچنان که بلومفیلد و همکاران (2017) نشان میدهند از منظر آماری، این جزء تصادفی معکوسشونده باعث میشود سری زمانی اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش به صورت یک سری زمانی میانگین متحرک تعریف شود (Bloomfield et al., 2017). بر این اساس، پژوهش حاضر شواهدی ارائه میدهد که آیا سری زمانی اقلام تعهدی از یک فرایند میانگین متحرک مرتبۀ اول تبعیت میکند یا خیر. شواهد یادشده میتواند به این پرسش پاسخ دهد که آیا این شوکهای ناشی از خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل دارای اطلاعات جدید و اضافی در خصوص اقلام تعهدی دورۀ جاری هستند یا خیر. ضرورت این بررسی را میتوان به یافتههای دی مورا و همکاران (2024) مرتبط کرد که تصریح نادرست مدلهای تعهدی به واسطۀ عدم کنترل کافی برای خطای حسابداری را نشان می دهند (De Moura et al., 2024). شواهد این پژوهش همچنین درجۀ معکوسشدن خطای برآورد اقلام تعهدی در دورۀ بعد را بررسی میکند و سرعت معکوسشدن آن را با سرعت معکوسشدن فرایندهای دیگر اقلام تعهدی مقایسه میکند. سرعت معکوسشدن اقلام تعهدی به دوام اقلام تعهدی بستگی دارد که مطابق دیچو و اوونز (2024) برابر با فاصلۀ زمانی بین اقلام تعهدی و جریانهای نقدی مرتبط با آنها است (Dichev & Owens, 2024).
پژوهش حاضر بر این اصل استوار است که یک ویژگی کلی اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش، صرفنظر از اینکه در نتیجۀ چه فرایندی ایجاد شده باشند، این است که در دوره یا دورههای بعد، به واسطۀ تبدیلشدن به جریانهای نقدی یا حذفشدن، معکوس میشوند (Baber et al., 2011; Bloomfield et al., 2017; Dechow et al., 2012). اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش در دورههای بعد معکوس میشوند. برای مثال، اگر در یک دوره به دلیل مقتضیات عرضه و تقاضا میزان فروشهای نسیه به دلیل تغییر سیاست فروشهای اعتباری افزایش یابد، اقلام تعهدی مرتبط با آن در دوره یا دورههای بعد با وصول مطالبات معکوس میشوند. با وجود این، اقلام تعهدی پایدار مرتبط با رشد فروش، با وجود معکوسشدن در دوره یا دورههای بعد، به طور مستمر با اقلام تعهدی مشابهی جایگزین میشوند (Allen et al., 2013; DeFond & Park, 2001). برای مثال، هنگامی که ماندۀ موجودیهای دورۀ قبل در دورۀ جاری به فروش میرسد (و از این لحاظ، اقلام تعهدی مرتبط با آنها معکوس میشوند)، به منظور حفظ سطح عملیات مجدداً توسط موجودیهای دیگری جایگزین میشوند. این ویژگی تجدیدشوندگی باعث پایداری اقلام تعهدی مربوط به رشد فروش میشود. خطای برآورد اقلام تعهدی نیز انتظار میرود در دوره یا دورههای بعد به دلیل تبدیلشدن به وجه نقد یا حذفشدن معکوس شود. برای مثال، اگر در یک دوره میزان حسابهای دریافتنی به شکلی بسیار محافظهکارانه پیشبینی شود (یعنی ذخیرۀ زیادی برای مطالبات مشکوکالوصول منظور شده باشد)، میزان جریانهای نقدی مربوط در دورۀ بعد بیشتر از میزان مطالبات شناساییشده خواهد بود. این خطا به هر روی در دوره یا دورههای بعد با وصول جریانهای نقدی مربوط معکوس میشود. به همین ترتیب، اگر ذخیرۀ مطالبات مشکوکالوصول پایان دوره کافی نباشد، جریانهای نقدی وصولی مربوط در دوره یا دورههای بعد کمتر از مطالباتِ شناساییشده خواهند بود. در این حالت، انتظار میرود خطای موجود در مطالبات، در دوره یا دورههای بعد و به دلیل سوخت مطالبات، حذف و معکوس شود. با توجه به اینکه در روش ترازنامهای، اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش برابر هستند با تفاوت سرمایۀ در گردش غیرنقدی پایان دوره و ابتدای دوره، اقلام تعهدی هر دوره شامل خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ جاری منهای خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل هستند (با این فرض که تمام یا بخشی از خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل در دورۀ جاری معکوس شود). از آنجا که اقلام تعهدی دورۀ جاری به دلیل معکوسشدن خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل تحت تاثیر قرار میگیرند، عدم کنترل این جزء تصادفی معکوسشونده باعث ایجاد خطا در برآورد اقلام تعهدی مورد انتظار دورۀ جاری میشود. این امر نشان میدهد خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل اطلاعاتی اضافی را در خصوص اقلام تعهدی عادی دورۀ جاری فراهم میآورد که توسط شوکهای فروش و نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش ارائه نمیشود.
پژوهش حاضر افزودههایی برای ادبیات دارد. این پژوهش، به لحاظ نظری نظری، ساختار سری زمانی اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش و دلایل اقتصادی که در ایجاد ویژگیهای این ساختار مؤثر هستند را مورد بحث و واکاوی قرار میدهد. همچنین، درجۀ معکوسشدن فرایندهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش در دورۀ بعد را بررسی میکند. از این نظر، این مطالعه یک گام از پژوهش آلن و همکاران (2013)، که صرفاً همبستگی سریالی فرایندهای اقلام تعهدی را بررسی میکند، فراتر میرود. پژوهش حاضر همچنین از این نظر از پژوهش آلن و همکاران (2013) متمایز است که خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل را نیز به عنوان یک منبع اطلاعاتی جدید در تببین اقلام تعهدی دورۀ جاری لحاظ میکند (Allen et al., 2013).
مبانی نظری، پیشینه و فرضیههای پژوهش
مروری بر مفاهیم و ادبیات بحث
اقلام تعهدی حسابداری در نتیجۀ فرایندهایی مشخصی تولید میشوند. دیچاو و همکاران (2022) نشان میدهند ویژگیهای اقلام تعهدی ناشی از فعالیتهای تجاری اندازهگیریشده و تکرار فعالیت هستند و ناهمگونی اقلام تعهدی باعث اختلال در اندازهگیری کیفیت سود میشود (Dechow et al., 2022). آنها به این نکته توجه کردند که عدم کنترل تکرارشوندگی یا یکبارگی اقلام تعهدی (برای مثال، اقلام تعهدی مربوط به استهلاک صرف بدهی که به صورت تدریجی و مکرر هستند و اقلام تعهدی یکبارۀ مرتبط با کاهش ارزش دارایی) منجر به خطا در تخمین کیفیت سود حسابداری میشود. در ادبیات حسابداری، یک همبستگی منفی بین اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش و جریانهای نقدی مورد انتظار وجود دارد که به عنوان معیاری برای کیفیت سود استفاده میشود (ایزدینیا و همکاران، 1391). به بیان دیگر، در غیاب خطای برآورد اقلام تعهدی، انتظار میرود یک همبستگی کامل منفی بین این دو متغیر وجود داشته باشد. با وجود این، او و پنمن (2024) نشان میدهند درک نادرست از فرایندهای اقلام تعهدی در مطالعات حسابداری به مشاهدۀ یک همبستگی کاذب منفی بین اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش و جریانهای نقدی میانجامد که با کیفیت سود حسابداری بالاتر اشتباه گرفته میشود (Oh & Penman, 2024). بر این اساس، شناخت ویژگیهای سری زمانی اقلام تعهدی میتواند به درک بهتری از فرایندهای آن، از جمله ارتباط آن با جریانهای نقدی، کمک کند.
جونز (1991) یکی از پیشگامان در مدلسازی رفتار اقلام تعهدی است. در مدل تعهدی جونز (1991)، فرض میشود اگر سیاست مدیریت سرمایۀ در گردش ثابت بماند، رشد فروش باعث رشد اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش میشود (Jones, 1991). مدل دیچاو و دیچف (2002) این فرض ثابتبودن سیاست مدیریت سرمایۀ در گردش را کنار میگذارد (Dechow & Dichev, 2002). در صورتی که سیاست مدیریت سرمایۀ در گردش به دلیل جذب شوکهای عرضه و تقاضا متغیر باشد، نوسانهای سرمایۀ در گردش نمیتوانند بر اساس شوکهای فروش تبیین شوند (Ball, 2013). در نتیجه، دیچاو و دیچف (2002)، بر اساس نقش اقلام تعهدی در کاهش اخلال جریانهای نقدی عملیاتی، که بهتفصیل توسط دیچاو (1994) مطالعه شده است، اقلام تعهدی را مدلسازی میکنند. در مدل آنها، اقلام تعهدی تابعی از جریانهای نقدی عملیاتی هستند. منطق بهکارگرفتهشده در استفاده از جریانهای نقدی عملیاتی به عنوان متغیر کنترلکنندۀ سطح اقلام تعهدی مورد انتظار، متأثر از نقش اقلام تعهدی در کاهش اخلال عملکرد مالی است. هنگامی که دریافت یا پرداخت وجوه نقد بعد یا قبل از شناسایی درآمدها و هزینههای مربوط رخ میدهد، اقلام تعهدی به منظور پیشبینی میزان وجوهی که باید در آینده دریافت یا پرداخت شوند، ایجاد میشوند. بر این اساس، اقلام تعهدی تابعی از جریانهای نقدی مربوط به علاوۀ خطای پیشبینی این جریانهای نقدی هستند. شواهد تجربی دیچاو و دیچف (2002) نشان میدهد هرچه چرخۀ عملیات طولانیتر یا پیچیدگی صنعت بیشتر باشد، خطای برآورد اقلام تعهدی افزایش مییابد (در مطالعات، داخلی نوروش و همکاران (1385) در این باره پژوهش کردهاند، اگرچه شواهد مشابهی ارائه نمیدهند). تفاوت رویکرد دیچاو و دیچف (2002) در مقایسه با جونز (1991)، در فرمولبندی اقلام تعهدی بر اساس تلاطمهای سرمایۀ در گردش است تا تغییرات مقیاس عملیات (که توسط معیار رشد فروش اندازهگیری میشود).
همچنان که اشاره شد، دیچاو (1994) و دیچاو و دیچف (2002) به نقش اقلام تعهدی در کاهش اخلال جریانهای نقدی عملیاتی توجه میکنند (Dechow, 1994; Dechow & Dichev, 2002). مروری بر اینکه اقلام تعهدی چگونه این نقش را ایفا میکند به شناسایی بهتر فرایندهای ایجاد اقلام تعهدی کمک میکند. هنگامی که عملیات خاتمه مییابد، کلیۀ موجودیها به فروش میرسند، مطالبات وصول و حسابهای پرداختنی و بدهیها تصفیه میشوند. در این حالت، معیار مطلق عملکرد برابر است با خالص جریانهای نقدی حاصل از عملیات. با وجود این، به دلیل عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سایر نمایندگان مشارکتکننده در واحد تجاری، برای یک معیار عملکرد مالی، که در فواصل زمانی کوتاهمدت نتایج عملیات را بیان کند، تقاضا وجود دارد. مطابق دیچاو (1994)، جریانهای نقدی میتوانند یک معیار مطلق عملکرد باشند، مشروط بر آنکه عملیات خاتمه یافته باشد (Dechow, 1994). با این حال، هنگامی که عملیات در جریان است و تقاضا برای اندازهگیری عملکرد در فواصل زمانی کوتاهمدت وجود دارد، جریانهای نقدی نمیتوانند معیاری مناسب برای عملکرد باشند. جریانهای نقدی عملیاتی، به دلیل نوسانات سرمایۀ در گردش که از تصمیمهای عملیاتی ناشی میشوند، با مشکل زمانبندی و تطابق مواجه میشوند و از این رو دارای اخلال هستند. بر این اساس، مهمترین وظیفه اقلام تعهدی ایجاد تغییر و اصلاح در زمان شناسایی جریانهای نقدی در سود در طی زمان است (Dechow, 1994; Dechow & Dichev, 2002). برای مثال، اگر فروش یک شرکت تازهتأسیس در سال اول (شروع عملیات) و سال دوم (خاتمه عملیات) برابر 100 ریال، و به منظور سهولت، هزینه در هر دو سال صفر باشد، از منظر حسابداری تعهدی، صرفنظر از اینکه جریانهای نقدی ناشی از فروش در چه دورهای وصول شوند، سود هر دو سال یکسان و برابر 100 ریال است. حال اگر کل فروش در سال اول و دوم بهترتیب نسیه و نقدی باشد، با فرض آنکه مطالبات در سال بعد به طور کامل وصول شوند، جریانهای نقدی عملیاتی در سال اول و دوم بهترتیب صفر و 200 ریال است. به همین ترتیب، اقلام تعهدی در سال اول و دوم بهترتیب 100+ و 100- است. همچنانکه این مثال نشان میدهد، جریانهای نقدی عملیاتی، برخلاف سود تعهدی، به نوسانهای سرمایۀ در گردش حساس و از این رو، در کوتاهمدت دارای اخلال هستند. این اخلال مستقل از عملکرد واقعی سالانۀ شرکت است و از این رو، جریانهای نقدی عملیاتی، در فواصل زمانی کوتاهمدت، به دلیل کاستیهای ذاتی، نمیتوانند به عنوان معیاری برای قراردادبستن بین نمایندگان مختلف واحد تجاری استفاده شوند (Ball & Shivakumar, 2005; Dechow, 1994). با وجود این، میانگین جریانهای نقدی عملیاتی دورۀ دوسالۀ عملیات برابر عملکرد حقیقی شرکت و میانگین اقلام تعهدی طی دورۀ عملیات برابر صفر است. به بیان دیگر، در درازمدت (یا خاتمۀ عملیات)، جریانهای نقدی عملیاتی به سمت عملکرد حقیقی شرکت میل میکنند. همچنانکه مثال بالا نشان میدهد، اقلام تعهدی به دلیل آنکه اخلال جریانهای نقدی عملیاتی را اصلاح و جذب میکنند، ناپایدار هستند. شوکهای اقلام تعهدی با تبدیلشدن به جریانهای نقدی در دوره یا دورههای بعد معکوس میشوند. در مثال یادشده، اقلام تعهدی سال اول به طور کامل در سال دوم معکوس و به جریانهای نقدی بدل میشوند. از این منظر، اقلام تعهدی یک نقش برآوردکننده از جریانهای نقدی عملیاتی آتی را به عهده دارند (Dechow & Dichev, 2002). در صورتی که برآورد اقلام تعهدی از جریانهای نقدی عملیاتی آتی دارای خطا باشد، آنگاه بخشی از شوکهای اقلام تعهدی توسط جریانهای نقدی عملیاتی قابل پیشبینی نخواهد بود. برای مثال، اگر در سال دوم فقط 70 ریال از ماندۀ مطالبات دورۀ قبل وصول و مابقی سوخت شود، آنگاه اقلام تعهدی در سال اول دارای یک خطای 30 ریالی است. بر این اساس، اقلام تعهدی دارای دو جزء هستند. جزء اول به اندازهگیری عملکرد کمک میکند و جزء دوم خطای برآوردی است که در نتیجۀ ایفای نقش اول ایجاد میشود (Nikolaev, 2018).
خطای برآورد اقلام تعهدی، علاوه بر آنکه میتواند عامدانه و به دلیل مدیریت سود ایجاد شود، ممکن است در نتیجۀ خطاهای غیرعامدانه مانند برآورد نادرست از اعتبار یک مشتری جدید یا برآورد نادرست قیمت فروش آتی کالای در جریان ساخت ایجاد شود (Richardson et al., 2005).
با توجه به آنکه اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش به دلیل ماهیت آنها در دوره یا دورههای بعد معکوس میشوند، سری زمانی آنها باید دارای همبستگی سریالی منفی باشد. با وجود این، شواهد تجربی نشان میدهد اقلام تعهدی از یک فرایند نوفه سفید تبعیت میکنند، یعنی سری زمانی آنها دارای همبستگی سریالی نیست (برای نمونه، نگاه کنید به Jones, 1991; Kothari et al., 2005; Dechow et al., 2012). این امر نشان میدهد بخشی از اقلام تعهدی، با وجود معکوسشدن، تجدیدشونده و دارای همبستگی سریالی مثبت است. آلن و همکاران (2013)، بر این اساس، دو فرایند متمایز را در سری زمانی اقلام تعهدی عادی شناسایی میکنند: (1) اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش که دارای همبستگی سریالی مثبت هستند و (2) اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش که دارای همبستگی سریالی منفی هستند (Allen et al., 2013). از این منظر، آنها دو عنصر تصادفی (و به بیان دیگر، دو منبع عدم قطعیتِ) شوکهای فروش و تغییر موقت سیاست مدیریت سرمایۀ در گردش را در سری زمانی اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش شناسایی میکنند. آلن و همکاران (2013) همچنین بین اقلام تعهدی خوب، که ناشی از دو فرایند یادشده هستند، و خطای برآورد اقلام تعهدی تمایز قائل میشوند. یافتههای آنها نشان میدهد معکوسشدن اقلام تعهدی مربوط به نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش است. در عین حال، و به طرزی تعجبآور، آنها شواهدی از معکوسشدن خطای برآورد اقلام تعهدی مشاهده نمیکنند. از آنجا که خطای برآورد اقلام تعهدی نیز باید در دوره یا دورههای بعد معکوس شود، استدلال میشود این مشاهده احتمالاً به این دلیل رخ داده است که یا خطای برآورد اقلام تعهدی با خطای برآورد جدیدی خنثی میشود یا خطای برآورد اقلام تعهدی زمانی بیشتر از یک دوره طول میکشد تا معکوس شود(Allen et al., 2013).
بسط فرضیههای پژوهش
شواهد آلن و همکاران (2013)، در خصوص عدم مشاهدۀ معکوسشدن خطای برآورد اقلام تعهدی، این انگیزه را ایجاد میکند تا با تفکیک دقیقترِ جزء خطای برآورد اقلام تعهدی، دربارۀ سرعت معکوسشدن آن پژوهش کرد. در ادامۀ این بخش، چارچوبی نظری برای این تفکیک ارائه میشود. اگر فرض کنیم A اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش باشد، آنگاه A برابر است با تفاوت سرمایۀ در گردش غیرنقدی پایان دوره و ابتدای دوره:
|
رابطۀ (1) |
|
سرمایۀ در گردش غیرنقدی هر دوره ( ) را میتوان به صورت حاصل جمع یک میانگین و یک شوک تصادفی تعریف کرد:
در رابطۀ (2)، میانگین سرمایۀ در گردش غیرنقدی و شوکهای سرمایۀ در گردش در دورۀ جاری است. شوکهای سرمایۀ در گردش غیرنقدی ممکن است در اثر تغییر عوامل بنیادی مانند شوکهای فروش، شوکهای ناشی از تغییر سیاست مدیریت سرمایۀ در گردش (برای مثال، تأخیر تصادفی در پرداخت بدهی) یا شوکهای ناشی از خطای برآورد اقلام تعهدی ایجاد شوند. با جایگزینی رابطۀ (2) در رابطۀ (1)، خواهیم داشت:
رابطۀ (4) اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش را به صورت یک مدل تصادفی تعریف میکند. در رابطۀ (4)، فرض میشود کل شوکهای دورۀ قبل در دورۀ جاری معکوس میشوند. رابطۀ (4) همچنین نشان میدهد اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش را میتوان به صورت یک مدل تجربی میانگین متحرک مرتبۀ اول، یعنی MA(1)، تعریف کرد:
رابطۀ (5) یک مدل میانگین متحرک اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش است که در آن α میانگین اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش، شوکهای دورۀ جاری اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش و شوکهای دورۀ قبل اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش است. همچنین، درجۀ معکوسشدن شوکهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش در دورۀ بعد را نشان میدهد. در صورتی که کل شوکهای دورۀ قبل در دورۀ جاری معکوس شوند، انتظار داریم برابر منفی یک باشد. به همین ترتیب، اگر معکوسشدن شوکهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش بیش از یک دوره به طول انجامد، انتظار میرود باشد.
مطابق توضیحات قبل، در این پژوهش پیشبینی میشود شوکهای سرمایۀ در گردش غیرنقدی ناشی از سه منبع عدم قطعیت هستند: شوکهای مربوط به رشد فروش ( )، شوکهای مربوط به نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش ( ) و شوکهای مربوط به خطای برآورد اقلام تعهدی ( ). بر این اساس، و با فرض مستقل بودن شوکهای اقلام تعهدی، رابطۀ (3) را میتوان به شرح زیر بسط داد:
رابطۀ (7) ماهیت معکوسشوندۀ اجزای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش را بهخوبی نشان میدهد. برای مثال، جزء نشان میدهد شوکهای اقلام تعهدی مرتبط با فروش دورۀ قبل در دورۀ جاری معکوس میشوند. به همین ترتیب، جزء نشان میدهد شوکهای اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش دورۀ قبل در دورۀ جاری معکوس میشوند. این فرایند، همچنین، برای خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل ( ) نیز صادق است و انتظار میرود خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل با تبدیلشدن به وجه نقد یا حذفشدن در دورۀ جاری معکوس شود.
رابطۀ (7)، همچنین، تأثیر جایگزینشدن شوکهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش با شوکهای جدید را نشان میدهد. برای مثال، عبارت نشان میدهد، با وجود معکوسشدن ، شوک جدید جایگزین آن میشود. با وجود این، به لحاظ اقتصادی، احتمال جایگزینی با یک شوک جدید در شرایط غیربحرانی معمولاً اندک است، زیرا به دلیل افزایش اصطکاکهای تجاری، احتمال کمی وجود دارد که شرکت در هر دوره خطیمشیهای مدیریت سرمایۀ در گردش خود (شامل سیاستهای مربوط به فروشهای اعتباری به مشتریان و سیاست پرداخت بدهیهای خود به عرضهکنندگان) را تغییر دهد. برای مثال، فرض کنیم در یک دوره، به دلیل کاهش فروش، پرداخت بدهیهای خرید به تأخیر افتد. این امر باعث ایجاد یک شوک در اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش میشود. با وجود این، تأخیر دوباره در پرداخت بدهی در دورۀ بعد، به ویژه در شرایطی که صنعت مربوط دچار بحران خاصی نشده است، اصطکاک تجاری میان شرکت و عرضهکنندگان آن را افزایش میدهد. در نتیجه، انتظار میرود نوسانهای سرمایۀ در گردش موقت و تصادفی باشند. تصادفی و موقتیبودن نوسانهای سرمایۀ در گردش باعث میشود اقلام تعهدی مرتبط با آن، یعنی ، ناپایدار و دارای همبستگی سریالی منفی باشند. با وجود این، در صورتی که شوکهای ناشی از نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش بهتدریج و طی چند دوره معکوس شوند، یک همبستگی سریالی مثبت در سری زمانی اقلام تعهدی مرتبط با آنها ایجاد میشود که شدت همبستگی سریالی منفی آنها را کاهش میدهد.
خطای برآورد اقلام تعهدی هر دوره نیز، برحسب ماهیت، احتمالاً تصادفی و غیرتجدیدشونده است، زیرا احتمال تکرار سیستماتیک خطا (چه عامدانه یا غیرعامدانه) به دلیل دخالت حسابرس و یادگیری شرکت کاهش مییابد. با وجود این، همچنانکه دیچاو و دیچف (2002) نشان میدهند، میزان خطای برآورد اقلام تعهدی از پیچیدگیهای محیط تجاری که شرکت در آن فعالیت میکند، متأثر میشود. بنابراین، خطای برآورد اقلام تعهدی هر دوره تا حدی ممکن است تجدیدشونده باشد. برای مثال، در یک شرکت با چرخۀ عملیات طولانیتر احتمال بیشتری وجود دارد که پیشبینی اقلام تعهدی دارای خطا باشد و این خطا در تخمین اقلام تعهدی در دورههای بعدی نیز رخ دهد. این تجدیدشوندگی ساختاری میتواند شدت همبستگی سریالی منفی جزء را تضعیف یا پنهان کند.
رابطۀ (7) نشان میدهد درجۀ معکوسشدن خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل (یعنی ) را میتوان به شکلی مجزا از سایر اجزای اقلام تعهدی مدلسازی و بررسی کرد. در پژوهش حاضر، پیشبینی میشود این تفکیک، به لحاظ تجربی، درجه و سرعت معکوسشدن خطای برآورد اقلام تعهدی را آشکارتر خواهد کرد. از سوی دیگر، ریشههای اقتصادی دیگر نیز احتمالاً به این تفکیک کمک میکنند. برای مثال، خطای برآورد اقلام تعهدی هر دوره در سطح معامله رخ میدهد (برای مثال، به دلیل خطا در برآورد میزان مطالبات قابل وصول از یک مشتری خاص)، در حالی که نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش به دلیل تغییر سیاست مدیریت سرمایۀ در گردش و در نتیجه، برای مجموع معاملات رخ میدهند. در دورههای بحرانی، تغییر رویههای مدیریت سرمایۀ در گردش و معکوسشدن شوکهای اقلام تعهدی مربوط به آنها ممکن است بیش از یک دوره به طول انجامد. برای مثال، احتمال بیشتری وجود دارد که در دورۀ رکود یا افت پایدار فروش، و به منظور حفظ مشتریان یا حفظ نقدینگی، اعطای فروشهای نسیه یا تأخیر در پرداخت حسابهای پرداختنی به بیش از یک دورۀ خاص گسترش یابد. در نتیجۀ این پایداری موقتی، در پژوهش حاضر پیشبینی میشود سرعت معکوسشدن شوکهای مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش در سری زمانی آنها کاهش یابد. بر این اساس، پیشبینی میشود سرعت معکوسشدن خطای برآورد اقلام تعهدی، در صورتی که به صورت مستقل از شوکهای جدید آن مدلسازی و بررسی شود، بیشتر از سرعت معکوسشدن اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش است.
در مقابل، اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش ، به دلیل آنکه برای حفظ عملیات و پاسخگویی به تقاضای آتی، بازتجدید و جایگزین میشوند، احتمالاً پایدارترین جزء اقلام تعهدی هستند. در واقع، به دلیل مستمربودن عملیات و تداوم فعالیت، احتمال اینکه با یک شوک جدید، یعنی ، جایگزین شود بیشتر از احتمال عدم جایگزینشدن آن است. برای مثال، به منظور حفظ عملیات و مشتریان، موجودیهای فروشرفته با خرید/تولید موجودیهای جدید جایگزین میشوند. میزان این جایگزینی، به هر روی، وابسته به پایداری رشد فروش است. اگر رشد فروش پایدار باشد، به این معنا که رشد فروش دورۀ قبل در دورۀ جاری تداوم یابد، آنگاه بسته به اینکه رشد فروش دورۀ قبل مثبت یا منفی باشد، موجودی جایگزینشده بیشتر یا کمتر از موجودی فروشرفته خواهد بود. به بیان دیگر، خواهیم داشت:
در نتیجه، میتوان استنتاج کرد: ، به شرطی که (گفتنی است، این شرط از این رو ضروری است که پایداری سری زمانی اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش ایجاب میکند سری زمانی آن مانا باشد. در غیر این صورت، سری زمانی این متغیر مانا نخواهد بود). بر این اساس، با جایگزینی روابط بالا، خواهیم داشت:
رابطۀ بالا نشان میدهد با فرض پایداری رشد فروش، کوواریانس اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش دورۀ جاری و دورۀ قبل همواره یک عدد مثبت است. در نتیجه، سری زمانی اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش دارای همبستگی سریالی مثبت است (در واقع، میتوان نشان داد ضریب همبستگی سریالی در این حالت برابر 1+ است). با وجود این، به دلیل تصادفیبودن تقاضا و رقابت در صنعت، نرخ رشد فروش شرکتها یا پایدار نیست یا پایداری ضعیفی دارد (برای نمونه، نگاه کنید به قربانی و ودیعی نوقابی، 1397؛Dechow et al., 1998 ). بر این اساس، میتوان پیشبینی کرد احتمالاً شوکهای اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش نیز تا حدی در دورۀ بعد معکوس میشوند و در نتیجه، همبستگی سریالی مثبت آنها تا حدی تضعیف میشود.
از مجموعۀ توضیحات ارائهشده در مباحث بالا، به صورت خلاصه، موارد زیر را میتوان نتیجهگیری کرد: (1) مجموع شوکهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش گرایش به معکوسشدن در دورۀ بعد دارند. (2) شوکهای مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش احتمالاً موقت و تصادفی هستند. (3) اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش، در صورتی که شوکهای مرتبط با آنها بهسرعت و نه بهتدریج معکوس شوند، دارای همبستگی سریالی منفی هستند. (4) خطای برآورد اقلام تعهدی تصادفی و معکوسشونده است. (5) سرعت معکوسشدن خطای برآورد اقلام تعهدی احتمالاً از سرعت معکوسشدن شوکهای اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش بیشتر است. (6) اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش پایدارترین جزء اقلام تعهدی و دارای همبستگی سریالی مثبت هستند. بر اساس استنتاجهای بالا، فرضیههای پژوهش به شرح زیر تدوین میشوند:
فرضیۀ اول: شوکهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دورۀ قبل ( )، در دورۀ جاری معکوس میشوند.
فرضیۀ دوم: در صورت کنترل فرایندهای پایدار مرتبط با رشد فروش ، فرایند معکوسشدن شوکهای اقلام تعهدی دورۀ قبل آشکارتر خواهد شد. بنابراین، ضریب در مدل میانگین متحرک (رابطۀ ۵) به منفی یک نزدیکتر میشود.
فرضیۀ سوم: شوکهای مربوط به خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل ( ) در دورۀ جاری معکوس میشوند.
فرضیۀ چهارم: سرعت معکوسشدن شوکهای مربوط به خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل ( ) از سرعت معکوسشدن اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش بیشتر هستند.
روش پژوهش
نمونۀ پژوهش
نمونۀ این پژوهش شامل کلیۀ شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران بهاستثنای شرکتهای واسطهگر مالی (شرکتهای سرمایهگذاری، مؤسسههای مالی و بانکها) است و دادههای مربوط به صورتهای مالی سالانۀ آنها برای دورۀ زمانی 17ساله از 1386 تا 1402 در بانک اطلاعاتی رهآورد نوین در دسترس است. شرکتهای مالی به این دلیل از نمونه کنار گذاشته میشوند که مطابق ادبیات، فرایندهای اقلام تعهدی در آنها با بقیۀ شرکتها متفاوت هستند. به دلیل برآورد مدلهای پژوهش در سطح شرکت، شرکتهایی که سری زمانی مشاهدات متغیرهای آنها دارای کمتر از 10 مشاهده بدون انقطاع است، از نمونه حذف میشوند. بر اساس این فرایند انتخاب نمونه، یک نمونه شامل 3022 مشاهدۀ شرکت ـ سال از 200 شرکت غیرمالی به عنوان نمونۀ نهایی انتخاب شد. کلیۀ متغیرهای پیوستۀ پژوهش به دلیل وجود خطا در دادهها و مشکلات ناشی از مقیاسزدایی، در سطح 1 درصد مقادیر منتهایی توزیعشان ویرایش (وینسورایز) شدهاند.
مدلهای میانگین متحرک
در پژوهش حاضر، به منظور آزمون فرضیۀ اول و بررسی اینکه آیا شوکهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش در دورۀ بعد معکوس میشوند یا خیر، از میانگین متحرک مدل (1) استفاده میشود:
|
مدل (1) |
|
که در آن A اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش، میانگین اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش، و شوکهای دورۀ گذشته اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش است. همچنین، درجۀ معکوسشدن شوکهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دورۀ قبل در دورۀ جاری را نشان میدهد. در صورتی که کل شوکهای دورۀ قبل در دورۀ جاری معکوس شوند، انتظار داریم برابر منفی یک باشد. به همین ترتیب، اگر معکوسشدن شوکهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش بیش از یک دوره به طول انجامد یا برخی از شوکهای اقلام تعهدی پایدار باشند، انتظار میرود باشد. سرعت معکوسشدن برابر است با نسبت مشاهدۀ به کل مشاهدات در نمونه. هرچه این نسبت بزرگتر باشد، سرعت معکوسشدن اقلام تعهدی بیشتر است. برای مثال، اگر در 50 شرکت از 200 شرکت، باشد، آنگاه سرعت معکوسشدن اقلام تعهدی برابر 25/0 است.
همچنین، بر اساس رابطۀ (7) و با فرض آنکه برداری از متغیرهای کنترلکنندۀ شوکهای مربوط به رشد فروش و برداری از متغیرهای کنترلکنندۀ شوکهای مربوط به نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش است، مدل میانگین متحرک (2) تعریف میشود:
|
مدل (2) |
|
به منظور کنترل شوکهای اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش، متغیر تغییر فروش ( ) بهجای در مدل (2) جایگزین میشود. همچنین، مطابق آلن و همکاران (2013)، به منظور کنترل شوکهای اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش، سه متغیر جریانهای نقدی عملیاتی دورۀ قبل ، دورۀ جاری و دورۀ آینده به طور همزمان بهجای در مدل جایگزین میشوند (Allen et al., 2013). جریانهای نقدی عملیاتی بر اساس استاندارد حسابداری ایران هستند. در رابطۀ بالا، خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل و درجۀ معکوسشدن آن در دورۀ جاری است. سرعت معکوسشدن برابر است با نسبت مشاهدۀ به کل مشاهدات. هرچه این نسبت بزرگتر باشد، سرعت معکوسشدن خطای برآورد اقلام تعهدی بیشتر است.
برای آزمون فرضیههای دوم، سوم و چهارم پژوهش از تصریحهای جایگزین مدل (2) استفاده میشود. برای آزمون فرضیۀ دوم بررسی میشود که آیا کنترل بردار Xدر مدل میانگین متحرک بالا باعث میشود نسبت مشاهدۀ در قیاس با نسبت مشاهدهشدۀ آن برای مدل (1) افزایش یابد یا خیر. همچنین، مشاهدۀ در این مدل شواهدی در تأیید فرضیۀ سوم ارائه خواهد کرد. برای آزمون فرضیۀ چهارم، بررسی میشود که آیا اضافهکردن بردار به مدلسازی بهتر فرایند معکوسشدن خطای اقلام تعهدی و در نتیجه، مشاهدۀ نسبت بالاتر در قیاس با عدم کنترل این بردار منجر خواهد شد یا خیر.
در پژوهش حاضر، مطابق جونز (1991) و آلن و همکاران (2013)، اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش (A) به روش ترازنامهای و به صورت زیر تعریف میشوند:
که در آن، : تغییر داراییهای جاری طی دوره؛ : تغییر وجه نقد طی دوره؛ : تغییر بدهیهای جاری طی دوره؛ : تغییر جمع مالیات پرداختنی و ذخیرۀ مالیات طی دوره؛ و : تغییر جمع تسهیلات مالی جاری دریافتی و حصه جاری بدهیهای بلندمدت است (Allen et al., 2013; Jones, 1991).
یافتههای پژوهش
آمار توصیفی
در نگارۀ (1)، تابلوی اول، آمار توصیفی برای متغیرهای پژوهش ارائه شده است. میانگین اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش مثبت و برابر 041/0 است. مثبتبودن میانگین اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش نشان میدهد در نمونۀ پژوهش، اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دارای رشد مثبت بودهاند. در صورتی که اقلام تعهدی به طور پیوسته معکوس شوند، آنگاه انتظار میرود میانگین اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش صفر شود. بنابراین، غیرصفربودن میانگین نشان میدهد یک فرایند غیرمعکوسشوندۀ ناشی از رشد نیز در سری زمانی آن وجود دارد. همچنین، میانگین جریانهای نقدی عملیاتی و سود عملیاتی بهترتیب 119/0 و 146/0 است. این یافته نشان میدهد مطابق انتظار، در درازمدت، جریانهای نقدی عملیاتی و سود تعهدی به سمت یکدیگر میل میکنند.
در تابلوی دوم و سوم نگارۀ (1)، ضرایب همبستگی متغیرهای پژوهش ارائه شدهاند. ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دورۀ جاری و اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دورۀ بعد، بهترتیب 005/0- و 026/0- است که اگرچه منفی است، معنادار نیست. این یافته، با این پیشبینی که اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش نوفه سفید هستند، همخوانی دارد. ضریب همبستگی اسپیرمن اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دورۀ جاری با جریانهای نقدی عملیاتی دورۀ قبل، دورۀ جاری و دورۀ آینده بهترتیب 095/0، 242/0- و 059/0 است که همگی در سطح یک درصد معنادار هستند. علامت ضرایب همبستگی یادشده با علامت پیشبینیشده توسط دیچاو و دیچف (2002) همخوانی دارد. به طور کلی، این شواهد اولاً نقش پیشبینیکنندۀ اقلام تعهدی از جریانهای نقدی عملیاتی و ثانیاً ماهیت معکوسشوندۀ اقلام تعهدی به دلیل تبدیلشدن آنها به جریانهای نقدی عملیاتی را نشان میدهد. همبستگی مثبت و نشان میدهد اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دورۀ جاری در دورۀ آینده به جریانهای نقدی ورودی یا خروجی تبدیل و معکوس میشوند. همبستگی منفی و نقش اقلام تعهدی در جذب و کاهش اخلال جریانهای نقدی عملیاتی را نشان میدهد (برای مثال، کاهش جریانهای نقدی عملیاتی دورۀ جاری به دلیل فروشهای نسیه باعث افزایش اقلام تعهدی مربوط به مطالبات میشود). و در نهایت، همبستگی مثبت و نشان میدهد جریانهای نقدی خروجی (ورودی) دورۀ قبل که مربوط به پیشپرداختها (پیشدریافتها) هستند با کاهش (افزایش) اقلام تعهدی دورۀ جاری به دلیل کاهش پیشپرداختها (پیشدریافتها) همبستگی مستقیم دارند. مطابق شواهد بالا، ، و شوکهای ناشی از نوسانهای سرمایۀ در گردش را جذب میکنند. در نتیجه، شواهد تجربی پژوهش از بهکارگیری همزمان این متغیرها در مدل (2)، برای کنترل اقلام تعهدی معکوسشوندۀ مرتبط با نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش، پشتیبانی میکند.
شواهد ارائهشده در تابلوی دوم نگارۀ (1) همچنین نشان میدهد بین اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دورۀ جاری و رشد فروش دورۀ جاری همبستگی معنادار و مثبت وجود دارد (ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون بهترتیب 291/0 و 256/0 است). این یافته نشان میدهد، به طور میانگین، شوکهای فروش دورۀ جاری باعث ایجاد شوکهای همجهت در اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دورۀ جاری میشوند. به بیان دیگر، به طور میانگین، رشد فروش باعث رشد اقلام تعهدی و کاهش فروش باعث کاهش اقلام تعهدی میشود. شواهد پژوهش همچنین نشان میدهد اگرچه شوکهای فروش دورۀ آینده و اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دورۀ جاری همبستگی ندارند، شوکهای فروش دورۀ جاری و اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دورۀ آینده دارای همبستگی معنادار هستند (ضریب همبستگی اسپیرمن و برابر 031/0 و ضریب همبستگی اسپیرمن و برابر 180/0 است). همبستگی مثبت شوکهای فروش دورۀ جاری و اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دورۀ آینده شواهدی از پایداری اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش ارائه میدهد، زیرا این یافته میتواند به این معنا باشد که اقلام تعهدی مرتبط با فروش دورۀ جاری، که متأثر از شوکهای آنها در دورۀ جاری هستند، و اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دورۀ آینده، همبستگی مثبت دارند. همچنین، عدم مشاهدۀ همبستگی معنادار میان و ممکن است به دلیل وجود خطا در متغیر رخ داده باشد. اقلام تعهدی، همچنانکه دیچاو و همکاران (1998) نشان میدهند، ممکن است تابعی از پیشبینی شوک فروش دورۀ آتی باشند (Dechow et al., 1998). با وجود این، در پژوهش حاضر، بهجای تغییر فروش پیشبینیشده از تغییر فروش واقعی دورۀ آینده استفاده شده است. مغایرت احتمالی این دو، در نتیجه، میتواند عدم همبستگی و را توضیح دهد. به بیان دیگر، اگر تابعی از شوک فروش پیشبینیشدۀ دورۀ آتی باشد، آنگاه اگر واقعی با مقدار پیشبینیشدۀ آن اختلاف داشته باشد، احتمالاً نمیتوان بین و یک همبستگی معنادار مشاهده کرد.
نتایج ارائهشده در تابلوی سوم نگارۀ (1)، شواهد دیگری از معکوسشدن شوکهای اقلام تعهدی ارائه میدهد. در این تابلو، همبستگی سریالی تفاضل اول اقلام تعهدی و تفاضل اول جریانهای نقدی عملیاتی با تأخیر اول، دوم و سوم آنها نمایش داده شده است. هنگامی که از تفاضل اول متغیرها استفاده میشود، اثرات ثابت و پایدار حذف میشوند و فقط شوکهای ناپایدار باقی میمانند. این امر کمک میکند تا فرایندهای معکوسشوندۀ اقلام تعهدی به شکل بهتری قابل مشاهده باشند (نتایج حاصل از تفاضل متغیرهای یادشده نسبت به میانگین دورۀ آنها نیز نتایجی یکسان را ایجاد کرد (این نتایج در مقالۀ حاضر ارائه نشده است).
نگارۀ 1: آمار توصیفی و ضریب همبستگی متغیرهای پژوهش
Table 1: Descriptive statistics and correlation coefficient of research variables
|
تابلوی اول: آمار توصیفی |
||||||
|
|
تعداد مشاهدات |
میانگین |
میانه |
کمترین |
بیشترین |
انحراف معیار |
|
|
3022 |
035/0 |
023/0 |
247/0- |
649/0 |
105/0 |
|
|
3022 |
031/0 |
022/0 |
245/0- |
690/0 |
093/0 |
|
|
3022 |
021/0 |
006/0 |
239/0- |
338/0 |
093/0 |
|
|
3022 |
041/0 |
035/0 |
389/0- |
514/0 |
154/0 |
|
|
3022 |
018/0 |
012/0 |
879/0- |
467/0 |
135/0 |
|
|
3022 |
119/0 |
106/0 |
278/0- |
588/0 |
136/0 |
|
|
3022 |
146/0 |
123/0 |
262/0- |
635/0 |
141/0 |
|
|
3022 |
117/0 |
094/0 |
156/1- |
235/1 |
256/0 |
|
تابلوی دوم: ضرایب همبستگی اسپیرمن (مثلث بالا) و پیرسون (مثلث پایین) |
||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
-- |
005/0- |
***291/0 |
031/0 |
***242/0- |
***059/0 |
|
|
026/0- |
-- |
***180/0 |
***311/0 |
***095/0 |
***229/0- |
|
|
***256/0 |
***176/0 |
-- |
***146/0 |
***157/0 |
***133/0 |
|
|
026/0 |
***272/0 |
***116/0 |
-- |
***090/0 |
***171/0 |
|
|
***246/0- |
***096/0 |
***167/0 |
***068/0 |
-- |
***450/0 |
|
|
**044/0 |
***231/0- |
***115/0 |
***177/0 |
***466/0 |
-- |
|
تابلوی سوم: ضرایب همبستگی اسپیرمن (سمت راست) و پیرسون (سمت چپ) |
||||||
|
|
|
|
|
|||
|
|
***471/0- |
***520/0- |
023/0 |
033/0 |
011/0 |
011/0 |
|
|
***211/0 |
***182/0 |
031/0 |
**047/0 |
026/0- |
034/0- |
|
|
|
|
|
|||
|
|
***337/0- |
***390/0- |
***073/0- |
***083/0- |
013/0 |
000/0- |
|
|
***228/0 |
***247/0 |
033/0- |
012/0- |
026/0- |
018/0- |
|
کلیۀ متغیرها بر میانگین داراییهای دوره تقسیم شدهاند. کلیۀ متغیرها در سطح یک درصد مقادیر منتهایی توزیع خود ویرایش شدهاند. مقادیر با سه ستاره، دو ستاره و یک ستاره بهترتیب در سطح یک درصد، پنج درصد و ده درصد معنادار هستند. نام متغیرها به شرح زیر است: ∆ : تغییر حسابهای دریافتنی؛ ∆ : تغییر موجودیها؛ ∆ : تغییر حسابهای پرداختنی؛ : اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش؛ TA: کل اقلام تعهدی؛. : تغییر فروش؛ : جریانهای نقدی عملیاتی (مطابق استاندارد حسابداری ایران). : سود عملیاتی. |
||||||
منبع: یافتههای پژوهش
ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون با منفی و در سطح یک درصد معنادار است (بهترتیب، 471/0- و 520/0-). این همبستگی سریالی منفی نشان میدهد اجزای ناپایدار اقلام تعهدی (شامل شوکهای نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش و خطای برآورد اقلام تعهدی) در سال بعد معکوس میشوند. با توجه به اینکه با و همبستگی ندارتد، میتوان نتیجه گرفت معکوسشدن شوکهای ناپایدار بیش از یک دوره طول نمیکشد. در مقابل، با تأخیر اول و دوم خود دارای یک همبستگی معنادار و منفی است (ضریب همبستگی اسپیرمن بهترتیب 337/0- و 073/0- است). این همبستگی سریالی منفی نشان میدهد شوکهای ناپایدار جریانهای نقدی عملیاتی بیش از یک دوره طول میکشد تا معکوس شوند. به همین ترتیب، میتوان نتیجهگیری کرد احتمالاً شوکهای اقلام تعهدی مرتبط با این نوسانهای جریانهای نقدی عملیاتی نیز بیش از یک دوره طول میکشد تا معکوس شوند. مطابق این نتیجهگیری، ضریب همبستگی پیرسون و مثبت و در سطح پنج درصد معنادار است (047/0=ρ)، که نشان میدهد شوکهای دو دورۀ قبل اقلام تعهدی در دورۀ جاری به جریانهای نقدی تبدیل میشوند.
همبستگی سریالی اجزای سود تعهدی
در نگارۀ (2)، آمار توصیفی مربوط به ضرایب همبستگی سریالی اجزای سود تعهدی ارائه شده است. برای محاسبۀ ضرایب همبستگی سریالی، مطابق کوتاری و همکاران (2005) از یک مدل اتورگرسیو در سطح شرکت استفاده شده است (Kothari et al., 2005). همچنانکه در نگارۀ (2) مشاهده میشود، اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش و اجزای آن (شامل تغییر حسابهای دریافتنی و تغییر موجودیها) دارای همبستگی سریالی منفی معنادار هستند. این همبستگی سریالی منفی چندان قوی نیست و در نتیجه، این استنباط که اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش به دلیل وجود دو فرایند معکوسشونده و پایدار از یک فرایند نوفه سفید تبعیت میکنند، تقویت میشود. با وجود این، منفیبودن میانگین ضریب همبستگی سریالی اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش نشان میدهد در مجموع، فرایند معکوسشونده بر فرایند پایدار تا حدی غلبه دارد (این نتیجه با پیشبینی پژوهش همخوانی دارد). همبستگی سریالی تغییر موجودیها و تغییر حسابهای دریافتنی بهترتیب 120/0- (837/5-= t) و 069/0- (312/2-= t) است. این نتایج نشان میدهد که شوکهای موجودیها و مطالبات در دوره بعد معکوس میشوند. در مقابل، همبستگی سریالی تغییر حسابهای پرداختنی، اگرچه میانگین ضریب آن منفی است، در سطح 5 درصد معنیدار نیست. این یافته میتواند نشان دهد شوکهای حسابهای پرداختنی ممکن است بهتدریج معکوس شوند (به طوری که این معکوسشدن تدریجی باعث ایجاد یک همبستگی سریالی مثبت در سری زمانی آن میشود و نتیجتا همبستگی سریالی منفی آن تضعیف را میکند). این یافته با پیشبینیهای پژوهش همخوانی دارد، زیرا انتظار میرود در دورههای بحرانی که شرکت تمایل به حفظ وجه نقد دارد، سیاست تأخیر بدهی بیش از یک دوره به طول انجامد. مضافاً، حسابهای پرداختنی، به دلیل آنکه مشمول الزامات حسابداری کمتری هستند، در مقایسه با موجودیها و مطالبات دارای خطای برآورد کمتری هستند (برای مثال، به طور معمول، برای حسابهای پرداختنی ذخیره در نظر گرفته نمیشود) و شوکهای آنها بیشتر مربوط به تغییر تصادفی سیاست مدیریت سرمایۀ در گردش هستند. از این رو، سرعت معکوسشدن تغییر حسابهای پرداختنی، در مقایسه با تغییر موجودیها و مطالبات، احتمالاً به شکل بهتری میتواند سرعت معکوسشدن اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش را نشان دهد. این یافته شواهدی در خصوص فرضیۀ چهارم پژوهش ارائه میدهد.
نتایج نگارۀ (2) همچنین نشان میدهد، برخلاف اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش که دارای همبستگی سریالی منفی هستند، کل اقلام تعهدی TA، که بر اساس روش جریانهای نقدی محاسبه شده و برابر است با تفاوت سود عملیاتی دوره E منهای جریانهای نقدی عملیاتی دوره، دارای همبستگی سریالی مثبت است. با توجه به آنکه کل اقلام تعهدی برابر است با اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش و اقلام تعهدی استهلاک، این یافته میتواند نشان دهد که احتمالا یک فرایند همبستگی سریالی مثبت نسبتا قویتر، که مرتبط با استهلاک است، عامل همبستگی سریالی مثبت TA است. رویههای استهلاک دارایی ثابت، مانند روش نزولی، که به صورت تدریجی دارایی را مستهلاک میکند میتواند باعث ایجاد یک همبستگی سریالی مثبت در سری زمانی کل اقلام تعهدی شود.
نگارۀ 2: آمار توصیفی ضرایب همبستگی سریالی
Table 2: Descriptive Statistics of Serial Correlation Coefficients
|
متغیر |
نام متغیر |
میانگین |
آمارۀ t |
میانه |
چارک اول |
چارک سوم |
|
|
تغییر حسابهای دریافتنی |
069/0- |
312/2- |
066/0- |
321/0- |
144/0 |
|
|
تغییر موجودیها |
120/0- |
837/5- |
130/0- |
315/0- |
071/0 |
|
|
تغییر حسابهای پرداختنی |
085/0- |
833/1- |
134/0- |
149/0- |
199/0 |
|
|
اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش |
093/0- |
324/4- |
113/0- |
309/0- |
117/0 |
|
|
اقلام تعهدی |
112/0 |
484/5 |
128/0 |
074/0- |
318/0 |
|
|
جریانهای نقدی عملیاتی |
145/0 |
958/5 |
139/0 |
120/0- |
413/0 |
|
|
سود عملیاتی |
474/0 |
22/22 |
516/0 |
311/0 |
686/0 |
|
|
تغییر فروش |
013/0 |
601/0 |
033/0 |
150/0- |
199/0 |
|
نگارۀ (2) همبستگی سریالی اجزای سود تعهدی را نشان میدهد. مطابق کوتاری و همکاران (2005)، برای محاسبۀ ضریب خودهمبستگی سریالی، از مدل اتورگرسیو زیر که به صورت سری زمانی برازش شد، استفاده شده است که در آن، بهجای متغیر X، متغیرهای پژوهش شامل اقلام تعهدی، سود و غیره جایگزین میشوند.
مقدار ضریب نمایش دادهشده میانگین ضریب b در مدل بالا در 200 سری زمانی است. مقدار آمارۀ t بر اساس انحراف استاندارد توزیع ضرایب محاسبه شده است. قدر مطلق مقدار بحرانی آمارۀ t (دو دامنه)، با درجۀ آزادی 199، 97/1 است. |
||||||
منبع: یافتههای پژوهش
مطابق نگارۀ (2)، میانگین ضریب همبستگی سریالی سود عملیاتی (474/0) بهمراتب قویتر از میانگین آن برای جریانهای نقدی عملیاتی (145/0) و کل اقلام تعهدی (112/0) است. این یافته نشان میدهد، همچنانکه دیچاو (1994) پیشبینی میکند، سود تعهدی در مقایسه با اجزای آن پایدارتر و دارای اخلال کمتری است (Dechow, 1994). همچنین، میانگین ضریب همبستگی سریالی تغییر فروش در نمونه تفاوت معناداری با صفر ندارد و از این رو، میتوان نتیجه گرفت تغییر فروش در شرکتهای نمونه پایدار نیست و یک نوفه سفید است.
نتایج برازش مدلهای میانگین متحرک
در نگارۀ (3)، آمار توصیفی مربوط به ضرایب مدل میانگین متحرک 1 و 2 ارائه شده است. به طور کلی، در تمام مدلها، علامت و بزرگی ضرایب متغیرها مطابق پیشبینی پژوهش است. در تابلوی اول، نتایج مدل تجربی (1) ارائه شده است. میانگین برابر 469/0- است که در سطح یک درصد معنادار است. چارک اول و سوم بهترتیب برابر 000/1- و 043/0- است. با توجه به اینکه چارک سوم نیز منفی است، میتوان نتیجه گرفت دستکم در سهچهارم شرکتها، بخشی از شوکهای اقلام تعهدی در سال بعد معکوس میشود. به این ترتیب، این یافته شواهدی در پشتیبانی از فرضیۀ اول پژوهش ارائه میدهد. همچنین، نسبت مشاهدۀ برابر 45/0 است (آزمون برابری نسبت نشان میدهد این نسبت به میزانی معنادار مغایر با 50/0 نیست). این نتیجه نشان میدهد تقریباً در نیمی از شرکتهای عضو نمونۀ پژوهش، کل شوکهای اقلام تعهدی بلافاصله در سال بعد معکوس میشوند. همچنین، مقدار عرض از مبدأ، که در واقع میانگین اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش را نشان میدهد، برابر 038/0 است که تقریباً با میانگین آن طبق نگارۀ (1) برابر است (041/0). بر این اساس، نتایج تجربی از تصریح نظری مدل (1) پشتیبانی میکند. این نتایج همچنین از فرضیۀ اول پژوهش پشتیبانی میکند.
در تابلوی دوم نگارۀ (3)، و به منظور آزمون فرضیۀ دوم، نتایج مدل میانگین متحرک (1)، که در آن اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش کنترل شدهاند، ارائه شده است. در این تصریح، انتظار میرود درجۀ معکوسشدن مجموع شوکهای مرتبط با نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش و خطای برآورد اقلام تعهدی را اندازهگیری کند. همچنانکه مشاهده میشود، میانگین برابر 480/0- و نسبت مشاهدۀ برابر 48/0 است. نکتۀ جالب توجه این است که برخلاف انتظار، کنترل اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش باعث افزایش سرعت معکوسشدن شوکهای اقلام تعهدی نشد. این یافته میتواند نشان دهد شوکهای مرتبط با رشد فروش پایدار نیستند. با توجه به اینکه پایداری اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش وابسته به فرض پایداری فروش است، این یافته دور از انتظار نیست، زیرا همچنان که در نگارۀ (2) مشاهده شد، سری زمانی تغییر فروش یک نوفه سفید است. در تابلوی سوم نگارۀ (3)، نتایج مدل میانگین متحرک (1)، که در آن اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش کنترل شدهاند، ارائه شده است. در این حالت، درجۀ معکوسشدن مجموع شوکهای مرتبط با رشد فروش و خطای برآورد اقلام تعهدی را نشان میدهد. میانگین برابر 606/0- و نسبت مشاهدۀ برابر 63/0 است.
در تابلوی چهارم نگارۀ (3)، و به منظور آزمون فرضیههای سوم و چهارم، نتایج مدل میانگین متحرک (2) ارائه شده است. در این مدل، هم شوکهای سرمایۀ در گردش و هم شوکهای رشد فروش کنترل شدهاند. میانگین ، که درجۀ معکوسشدن خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل در دورۀ جاری را نشان میدهد، برابر 767/0- است. همچنین، چارک اول، دوم و سوم این ضریب برابر 000/1- است. این یافته شواهدی تجربی در حمایت از فرضیۀ سوم پژوهش ارائه میدهد. به همین ترتیب، نسبت مشاهده برابر 78/0 است. این یافته نشان میدهد در بیشتر شرکتهای نمونه، کل خطای برآورد اقلام تعهدی بلافاصله در سال بعد معکوس میشود. این نتیجه، هنگامی که با نتیجۀ تابلوی دوم مقایسه میشود، نشان میدهد مطابق فرضیۀ چهارم، سرعت معکوسشدن خطای برآورد اقلام تعهدی بیشتر از سرعت معکوسشدن اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش است.
نگارۀ 3: آمار توصیفی ضرایب مدلهای میانگین متحرک
Table 3: Descriptive statistics of the coefficients of moving average models
|
متغیر |
علامت مورد انتظار |
میانگین |
آمارۀ t |
میانه |
چارک اول |
چارک سوم |
انحراف معیار |
|
تابلوی اول |
|||||||
|
|
- |
469/0- |
03/12- |
483/0- |
000/1- |
043/0- |
54/0 |
|
Intercept |
؟ |
038/0 |
51/11 |
039/0 |
004/0 |
064/0 |
05/0 |
|
نسبت مشاهدۀ : 45/0 (367/1-= ، 171/0= ) |
|||||||
|
تابلوی دوم |
|||||||
|
|
- |
480/0- |
67/12- |
436/0- |
000/1- |
002/0- |
53/0 |
|
|
+ |
188/0 |
588/9 |
184/0 |
032/0 |
343/0 |
27/0 |
|
Intercept |
؟ |
016/0 |
208/5 |
012/0 |
008/0- |
037/0 |
58/0 |
|
نسبت مشاهدۀ : 48/0 (547/0-= ، 584/0= ) |
|||||||
|
تابلوی سوم |
|||||||
|
𝜃 |
- |
606/0- |
40/15- |
000/1- |
000/1- |
077/0- |
55/0 |
|
𝑡−1 |
+ |
103/0 |
444/2 |
078/0 |
167/0- |
392/0 |
59/0 |
|
𝑡 |
- |
421/0- |
910/7- |
435/0- |
868/0- |
071/0- |
74/0 |
|
𝐶𝐹𝑡+1 |
+ |
055/0 |
091/1 |
040/0 |
297/0- |
377/0 |
70/0 |
|
Intercept |
؟ |
050/0 |
354/5 |
033/0 |
007/0- |
104/0 |
13/0 |
|
نسبت مشاهدۀ : 63/0 (555/3=Z، 000/0=sig) |
|||||||
|
تابلوی چهارم |
|||||||
|
𝜃 |
- |
767/0- |
93/22- |
000/1- |
000/1- |
000/1- |
47/0 |
|
𝛥𝑆𝑡 |
+ |
205/0 |
758/7 |
172/0 |
025/0 |
418/0 |
37/0 |
|
𝐶𝐹𝑡−1 |
+ |
113/0 |
928/2 |
147/0 |
196/0- |
458/0 |
54/0 |
|
𝐶𝐹𝑡 |
- |
516/0- |
74/11- |
538/0- |
921/0- |
186/0- |
61/0 |
|
𝐶𝐹𝑡+1 |
+ |
048/0 |
126/1 |
011/0 |
288/0- |
368/0 |
60/0 |
|
Intercept |
؟ |
037/0 |
984/3 |
019/0 |
013/0- |
087/0 |
13/0 |
|
نسبت مشاهدۀ : 78/0 (658/7=Z، 000/0=sig) |
|||||||
|
نگارۀ (3) نتایج برازش مدلهای سری زمانی میانگین متحرک 1 و 2 را برای 200 شرکت ارائه میدهد. ضرایب نمایش دادهشده میانگین آنها در نمونه هستند. برای هر ضریب آزمون برابری میانگین آن با صفر با آزمون t انجام شده است. مقدار بحرانی آمارۀ t در سطح خطای 5 درصد (دو دامنه) برابر 97/1 است. نسبت مشاهدۀ نشان میدهد در چه نسبتی از کل نمونه، کل شوکهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش بلافاصله در سال مالی بعد معکوس میشوند. آمارۀ Z نشان میدهد آیا این نسبت، به میزان معناداری از 50/0 بزرگتر است یا خیر. |
|||||||
منبع: یافتههای پژوهش
بررسی بیشتر
شواهد ارائهشده در قسمت قبل نشان داد اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش پایدار نیست. برای بررسی بیشتر در این خصوص، همبستگی سریالی فرایندهای اقلام تعهدی به تفکیک بررسی شد. شواهد ارائهشده در نگارۀ (4) همبستگی سریالی فرایندهای اقلام تعهدی را به روش آلن و همکاران (2013) نشان میدهد. برای این منظور، سری زمانی هر یک از فرایندها بر اساس ضرایب مشاهدهشده برآورد و خودهمبستگی سریالی آن بررسی میشود. مطابق این شواهد، سری زمانی اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش دارای همبستگی سریالی با تأخیر اول خود نیست (Allen et al., 2013). این یافته توضیح دیگری برای شواهد ارائهشده در نگارۀ (4) ارائه میدهد. در مقابل، اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش دارای یک همبستگی سریالی منفی با بزرگی 406/0- هستند که در سطح یک درصد معنادار است. همچنین، اقلام تعهدی مرتبط با خطای برآورد اقلام تعهدی، که در واقع را اندازهگیری میکند، دارای همبستگی سریالی منفی با بزرگی 184/0- است، که در سطح یک درصد معنادار است. لازم به توضیح است که جزء خطای مدل، که در اینجا به عنوان اقلام تعهدی مرتبط با خطای برآورد اقلام تعهدی تعریف شده است، ممکن است به دلیل اثر متغیرهای کنترلنشده و محذوفی که دارای همبستگی سریالی مثبت هستند، دارای اخلال باشد. به هر روی، مطابق این شواهد، همبستگی سریالی منفی نسبتاً ضعیف ، علاوه بر وجود خطا، میتواند به دلیل ماهیت پیچیدۀ محیط تجاری که شرکت در آن فعالیت میکند و جایگزینی خطای اقلام تعهدی دورۀ قبل با یک خطای جدید ایجاد شده باشد. این تجدیدشوندگی، مطابق پیشبینی پژوهش، میتواند تا حدی همبستگی سریالی منفی مورد انتظار اقلام تعهدی مرتبط با خطای برآورد را کاهش دهد.
نگارۀ 4: همبستگی سریالی فرایندهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش
Table 4: Serial Correlation of Working Capital Accruals Processes
|
|
محاسبهشده بر اساس |
B |
|
اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش و نوسانهای سرمایۀ در گردش |
|
278/0- (438/7-) |
|
اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش |
|
016/0 (496/0) |
|
اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش |
|
406/0- (92/12-) |
|
اقلام تعهدی مرتبط با خطای برآورد اقلام تعهدی |
|
184/0- (907/5-) |
|
نگارۀ (4) همبستگی سریالی فرایندهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش را نشان میدهد. برای برآورد هر فرایند از مدل زیر استفاده شده است:
به طوری که، اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش، اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش و اقلام تعهدی مرتبط با خطای برآورد اقلام تعهدی را اندازهگیری میکند. همچنین، برای هر فرایند، ضرایب همبستگی سریالی با تأخیر اول آن با استفاده از مدل زیر محاسبه شدهاند:
مقدار ضرایب نمایش دادهشده میانگین ضرایب در نمونه است. مقدار آمارۀ t بر اساس انحراف استاندارد توزیع ضرایب محاسبه شده است. قدر مطلق مقدار بحرانی آمارۀ t (دو دامنه)، با درجۀ آزادی 199، 97/1 است. منبع: یافتههای پژوهش |
||
در نگارۀ (5)، مجدداً همبستگی سریالی فرایندهای اقلام تعهدی بررسی شده است. در بررسی جدید، مطابق دیچاو و همکاران (1998)، متغیر تغییر فروش دورۀ قبل ( ) نیز برای کنترل اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش به مدل اضافه شده است (Dechow et al., 1998). شواهد ارائهشده نشان میدهد اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش، با کنترل شوکهای مرتبط با رشد فروش دورۀ قبل و دورۀ جاری، یک همبستگی سریالی مثبت با بزرگی 352/0 را نشان میدهند که در سطح یک درصد معنادار است. این یافته شواهدی از وجود یک فرایند پایدار در سری زمانی اقلام تعهدی ارائه میدهد. همچنین، کنترل این فرایند پایدار اقلام تعهدی، که پیشتر کنترل نشده بود، همبستگی سریالی منفی خطای برآورد اقلام تعهدی را افزایش میدهد.
نگارۀ 5: همبستگی سریالی فرایندهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش
Table 5: Serial Correlation of Working Capital Accruals Processes
|
|
محاسبهشده بر اساس |
B |
|
اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش و نوسانهای سرمایۀ در گردش |
|
107/0- (905/2-) |
|
اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش |
|
352/0 (34/12) |
|
اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش |
|
334/0- (06/10-) |
|
اقلام تعهدی مرتبط با خطای برآورد اقلام تعهدی |
|
216/0- (832/6-) |
|
نگارۀ (5) همبستگی سریالی فرایندهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش را نشان میدهد. برای برآورد هر فرایند از مدل زیر استفاده شده است:
به طوری که، اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش، اقلام تعهدی مرتبط با نوسانهای سرمایۀ در گردش و اقلام تعهدی مرتبط با خطای برآورد اقلام تعهدی را اندازهگیری میکند. همچنین، برای هر فرایند، ضرایب همبستگی سریالی با تأخیر اول آن با استفاده از مدل زیر محاسبه شدهاند:
مقدار ضرایب نمایش دادهشده میانگین ضرایب در نمونه است. مقدار آمارۀ t بر اساس انحراف استاندارد توزیع ضرایب محاسبه شده است. قدر مطلق مقدار بحرانی آمارۀ t (دو دامنه)، با درجۀ آزادی 199، 97/1 است. |
||
منبع: یافتههای پژوهش
بحث و نتیجهگیری
در پژوهش حاضر، ویژگیهای سری زمانی اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش، با این فرض که سه منبع عدم قطعیت در سری زمانی آن وجود دارند، مطالعه شدهاند. این سه منبع عدم قطعیت عبارتاند از: شوکهای اقلام تعهدی مرتبط با رشد فروش، نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش و خطای برآورد اقلام تعهدی. در هیچ یک از مطالعات گذشته این سه منبع عدم قطعیت به طور همزمان در تبیین سطح مورد انتظار اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش بررسی نشدهاند. در پژوهش حاضر، یک مدل میانگین متحرک اقلام تعهدی ارائه میشود که مطابق آن، مقدار اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش هر دوره برابر است با میانگین اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش به علاوۀ شوکهای دورۀ جاری اقلام تعهدی منهای شوکهای دورۀ قبل اقلام تعهدی. این مدل، این امکان را میدهد تا فرایند معکوسشدن خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل، به صورت مستقل از خطای برآورد دورۀ جاری، در تببین اقلام تعهدی مورد انتظار دورۀ جاری استفاده شود. شواهد پژوهش نشان میدهد به طور میانگین، مجموع شوکهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش گرایش دارد تا در دورۀ بعد معکوس شود. این یافته، با ماهیت معکوسشوندۀ اقلام تعهدی کوتاهمدت انطباق دارد. با وجود این، سرعت معکوسشدن شوکهای مختلف اقلام تعهدی یکسان نیست. مطابق شواهد پژوهش، در بیشتر شرکتهای نمونه، خطای برآورد اقلام تعهدی هر دوره، با بیشترین سرعت معکوسشدن، بلافاصله و به طور کامل در دورۀ بعد معکوس میشود. این یافته نشان میدهد خطای برآورد اقلام تعهدی دورۀ قبل، به دلیل معکوسشدن در دورۀ جاری، یک منبع اطلاعاتی جدید و اضافی در خصوص اقلام تعهدی دورۀ جاری، غیر از اطلاعات مربوط به شوکهای فروش و نوسانهای سرمایۀ در گردش است. این یافته با نتایج بلومفیلد و همکاران (2017) همخوانی دارد.
شواهد تجربی پژوهش، همچنین، از پیشبینی نظری دیچاو و همکاران (1998)، که مطابق آن اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش تقریباً یک نوفه سفید است، پشتیبانی میکند. این یافته، وجود یک فرایند پایدار (با همسبتگی سریالی مثبت و مرتبط با رشد فروش) و یک فرایند معکوسشونده (با همبستگی سریالی منفی و مرتبط با نوسانهای موقت سرمایۀ در گردش) را، که در میانگین تقریباً یکدیگر را خنثی میکنند، تأیید میکند. از این نظر، یافتههای پژوهش با یافتههای مطالعۀ آلن و همکاران (2013) همخوانی دارد، اگرچه یافتههای پژوهش حاضر، برعکس مطالعۀ یادشده، شواهدی قویتر از همبستگی سریالی منفی اقلام تعهدی مرتبط با خطای برآورد اقلام تعهدی ارائه میدهد.
یافتههای این پژوهش، از این نظر که ریشههای اقتصادی ناپایداری فرایندهای تعهدی را واکاوی و رفتار سری زمانی اجزای تعهدی را مدلسازی میکند، میتواند مورد استفادۀ دانشگاهیان و پژوهشگران حوزۀ مدیریت سود و کیفیت اقلام تعهدی واقع شود.
پژوهش حاضر، به لحاظ نظری و به شکل نسبتاً جزئی، در خصوص منابع مختلف شوکهای اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش بحث و دلایل اقتصادی معکوسشدن یا بازتجدید آنها با شوکهای جدید را مطالعه میکند. شواهد تجربی پژوهش، در مجموع، از پیشبینیهای نظری ارائهشده حمایت میکند. با وجود این، پژوهش حاضر به برخی از پرسشها پاسخ نداده است. این پرسشها پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده ارائه میدهند. نخست، چرا با وجود آنکه سری زمانی اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش دارای یک همبستگی سریالی منفی نسبتاً ضعیف است، کل اقلام تعهدی دارای یک همبستگی سریالی مثبت است. در پژوهش حاضر، اقلام تعهدی سرمایۀ در گردش به روش ترازنامهای و کل اقلام تعهدی به روش جریانهای نقدی محاسبه شدهاند. از این رو، این پرسش مفتوح است که آیا روش محاسبۀ اقلام تعهدی در ایجاد این مشاهده مؤثر است یا وجود یک جزء پایدار مستقل از رشد فروش (برای مثال، به دلیل وجود اقلام تعهدی بلند مدت استهلاک). پرسش دیگر این است که معکوسشدن خطای برآوردی اقلام تعهدی در دورۀ بعد تا چه اندازه در اثر تبدیلشدن آن به جریانهای نقدی عملیاتی است و تا چه اندازه در اثر حذفشدن. این پرسش همچنین، این پرسش را ایجاد میکند که ویژگیهای مدیریت و ویژگیهای محیط فعالیت شرکت تا چه اندازه بر میزان خطاهایی که به جریانهای نقدی تبدیل میشوند یا حذف میشوند، مؤثر هستند.