ارزیابی نقاط ضعف و راهکارهای بهبود بودجه‌ریزی شرکتی: مروری نظام‌مند بر ادبیات علمی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه حسابداری، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

2 دکتری حسابداری، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

چکیده

در عصر حاضر دنیای کسب و کار با عدم قطعیت بسیاری مواجه است و این موضوع، ضرورت بودجه­ریزی در شرکت­ها را دوچندان کرده است. به گونه­ای که در چند سال اخیر، پژوهش‌های مختلفی در این زمینه انجام شده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر این است که به ارزیابی و تفسیر پژوهش‌های مذکور بپردازد و پاسخی برای این سه پرسش بیابد که در ادبیات علمی «چه نقاط ضعفی برای بودجه­ریزی در شرکت­ها عنوان شده است؟ موانع بهبود بودجه­ریزی در شرکت­ها کدام است؟ و چه راهکارها یا مدل­هایی به منظور رفع نقاط ضعف بودجه­ریزی در شرکت­ها مطرح شده است؟» به همین منظور، با استفاده از مرور نظام­مند ادبیات و به کمک پروتکل پریزما، به جستجوی مقاله­های منتشر شده در این زمینه پرداخته شد و پس از غربالگری آنها بر مبنای معیارهای احراز شرایط، در نهایت 32 مقاله به عنوان مقاله­های مرتبط با هدف و سوال­های پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. به منظور ارزیابی کیفیت داده­ها و نتایج پژوهش و دستیابی به معیارهای قابلیت اعتماد ضمن استفاده از پایگاه­های اطلاعاتی معتبر و بکارگیری یک فرایند نظام­مند در مرور ادبیات، منابع ورودی پژوهش به دو نفر از خبرگان نیز ارائه گردید و علاوه بر آن تلاش شد تا توصیف غنی از فرایند اجرایی پژوهش ارائه شود. در ادامه با تجزیه و تحلیل متن مقاله­های منتخب، نسبت به استخراج 9 مورد نقطه ضعف، 6 مانع بهبود و 20 راهکار بهبود اقدام گردید و در پایان با در نظر گرفتن خلأ نظری پژوهش­های موجود، پیشنهادهایی برای پژوهش‌های آتی ارائه شد.
 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Evaluating weaknesses and approaches to improve budgeting in companies: A systematic literature review

نویسندگان [English]

  • Sohrab Osta 1
  • Vahid Hasanbeigy 2
1 Assistant Professor of Accounting, Ilam University, Ilam, Iran.
2 Ph.D. in Accounting, University of Tehran, Tehran, Iran.
چکیده [English]

Todays, business environment is facing a lot of uncertainty, and this increases the importance of budgeting in companies. This is why in recent years; various researches have been conducted in this field. Accordingly, this paper aims to evaluate them and answer to these questions: “what are the budgeting weaknesses in companies? What are the budgeting improvement obstacles in companies? And what are the approaches to improve budgeting in companies?” So, we search journal papers in this field using a systematic literature review and based on PRISMA protocol. After screening papers based on eligibility criteria, 32 papers were finally approved as papers related to the purpose and research questions. For achieving the trustworthiness of data and research findings, while using valid databases and applying a systematic process in literature review, research input sources were present to two experts and in addition an attempt was made to provide a rich description of the research process. Then, by analyzing the selected papers, 9 weaknesses, 6 obstacles and 20 improvement approaches were extracted. finally, considering the theoretical gap of existing researches, suggestions for future researches were presented.
 
Introduction
Todays, due to the process of globalization and the increase in the complexity of business, the business environment is associated with more uncertainty, so budgeting in organizations becomes more important than in the past. The design and implementation of an effective budgeting system requires that some of criteria be determined for it, by identifying the weak points of the existing systems and introducing alternative methods for improvement. The studies conducted show that the literature of budgeting in companies has not been reviewed in a systematic way and a clear picture of the studies in this field cannot be found. As a result, there was a need to evaluate and systematically review the research literature in this field. So, this paper aims to evaluate researches conducted in the field of budgeting and answer to these questions: “what are the budgeting weaknesses? What are the budgeting improvement obstacles? And what are the approaches to improve budgeting?”
 
Methods & Material
We search journal papers about budgeting using a systematic literature review and based on PRISMA protocol. After screening papers based on eligibility criteria, 32 papers were finally approved.
 
Findings
Based on the analysis of the text of selected articles, the weaknesses of budgeting are as follows: budget inflexibility, poor employee participation, time consuming and costly budgeting processes, historical basis of budget, lack of foundations and reasonable assumptions, excessive focus on budget control, non-compliance of the budget with the strategy, improper performance evaluation system and non-control of the budget. In response to the second question of the research, barriers to improving budgeting are the impact of organizational cultures, managers' mental attitudes, outsourcing of budgeting processes, constraints imposed by stakeholders, the need to use IT infrastructure and resistance to change. Finally, the answer to the third question of the research was in the form of 20 improvement strategies, the most important of which are: applying a participatory approach, using IT infrastructure, training managers, rolling forecast, beyond budgeting, Zero-based budgeting, using business analysis methods, scenario modeling, and minimizing the scope of budgeting.
 
Conclusion & Results
By evaluating and interpreting the budgeting literature, the weaknesses of budgeting and strategies to improve it have been expressed, and thus, a guide for designing optimal budgeting models has been presented. Also, by defining the theoretical gap of the existing literature, prominent fields for future research have been provided, which ultimately helps to analyze future research and applied trends in this field.
 
 
 
* Corresponding author

کلیدواژه‌ها [English]

  • Budgeting
  • improve budgeting in companies
  • contingency theory
  • systematic literature review

بودجه­ریزی و برنامه­ریزی پایه و اساس تکنیک­های حسابداری مدیریت را تشکیل می­دهند و از گذشته نقشی حیاتی در بسیاری از سیستم­های کنترل مدیریتی سازمان­ها ایفا کرده­اند (Popesko et al., 2015). امروزه که دنیای تجارت به دلیل فرایند جهانی شدن و افزایش پیچیدگی­های کسب و کار با عدم قطعیت بیشتری همراه است، بودجه­ریزی در سازمان­ها بیش از گذشته اهمیت پیدا می­کند. دلیل این موضوع را باید در عنصر اصلی موفقیت سازمان­ها در دنیای رقابتی امروزه جستجو کرد و آن، توانایی انطباق با محیط و حفظ مزیت رقابتی است. طبیعتاً دستیابی به این هدف مستلزم شناخت کامل محیط و ریسک­ها و عدم قطعیت­های مرتبط با آن و در نهایت، هدفگذاری دقیق به منظور ارائه محصولات و خدمات متمایز می­باشد (Naveen, 2020). اینجاست که نقش بودجه­­ریزی برجسته می­شود. چرا که اولین کارکرد بودجه­ریزی این است که سازمان را در دستیابی به اهداف استراتژیک یاری نماید (Weygandt et al., 2012). به عبارت دیگر، لازم است که بودجه در راستای اهداف بلندمدت و استراتژیک تدوین شود. در غیر اینصورت، سازمان در خلق ارزش برای ذینفعان به عنوان مهمترین هدف استراتژیک خود ناکام خواهد ماند. کارکرد دوم بودجه­ریزی این است که با شناسایی ریسک­ها قبل از وقوع به طراحی و پیاده­سازی سیستم­های کنترلی و مدیریت ریسک و در نتیجه، ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای سازمان کمک نماید (Weygandt et al., 2012). ناکارآمدی بودجه در این حوزه باعث می­شود که ریسک­های بالقوه به نحو مقتضی شناسایی نشوند و این موضوع به ویژه در شرایط عدم قطعیت باعث خواهد شد تا در آینده سازمان با تغییرات محیطی بسیاری مواجه شود (Naveen, 2020). در چنین شرایطی است که بودجه­ریزی صحیح به سازمان کمک می­کند تا تفکر آینده­نگر را در خود تقویت نماید و به مزیت رقابتی دست یابد. به عنوان سومین کارکرد بودجه­ریزی باید گفت که بودجه مبنایی برای ارزیابی عملکرد فراهم می­نماید (Weygandt et al., 2012). در صورتی که سازمان نتواند یک سیستم ارزیابی عملکرد دقیق طراحی نماید، امکان پایش عملکرد افراد را از دست می­دهد و چه بسا از دستیابی به اهداف استراتژیک خود ناکام بماند.

به این ترتیب یک سیستم بودجه­ریزی در صورتی اثربخش است که دستیابی به اهداف مذکور را میسر نماید. طبیعتاً طراحی و پیاده­سازی چنین سیستمی مستلزم آن است که شاخص­ها و معیارهایی برای آن در نظر گرفته شود و بدون شک با شناسایی نقاط ضعف سیستم­ها و روش­های موجود و معرفی روش­های جایگزین برای بهبود آنها می­توان به شاخص­های مزبور دست یافت. بررسی­های صورت گرفته نشان می­دهد که تاکنون ادبیات بودجه­ریزی در شرکت­ها به صورت نظام­مند مرور نشده است و تصویر روشنی از تاریخچه مطالعات در این حوزه یافت نمی­شود. در نتیجه نیاز بر آن شد که ادبیات پژوهش در این زمینه ارزیابی و بصورت نظام­مند مرور شود. مهمترین سهم دانش­افزایی پژوهش حاضر را می­توان در دو مورد برشمرد: نخست؛ انجام این پژوهش به شرکت­ها کمک می­کند تا با مطالعه و آشنایی با خلاصه پژوهش­های انجام شده در این حوزه، از نقاط ضعف و زمینه­های بهبود بودجه­ریزی آگاهی یابند. دوم؛ با مشخص کردن خلأ نظری ادبیات موجود، زمینه­های برجسته برای پژوهش­های آینده در این حوزه نیز ارائه می­گردد که در نهایت به تجزیه و تحلیل روندهای آتی پژوهشی و کاربردی در این حوزه کمک می­شود. در همین راستا، به منظور دستیابی به هدف پژوهش حاضر، سوال­هایی به شرح ذیل تدوین شده که بر مبنای آنها، داده­های مورد نیاز از متن مقاله­های منتخب استخراج گردیده است:

  1. در ادبیات علمی، چه نقاط ضعفی برای بودجه­ریزی در شرکت­ها عنوان شده است؟
  2. در ادبیات علمی، چه موانعی برای بهبود بودجه­ریزی در شرکت­ها عنوان شده است؟
  3. در ادبیات علمی، چه راهکارها یا مدل­هایی به منظور رفع نقاط ضعف بودجه­ریزی در شرکت­ها مطرح شده است؟

لازم به توضیح است که در این مقاله، بررسی بودجه­ریزی در شرکت­های بخش خصوصی فعال در صنایع مختلف (به استثنای شرکت­های خدماتی) که به­طور مشخص فرایندهای بودجه­ریزی و برنامه­ریزی نقش با اهمیتی در آنها ایفا می­کند، مد نظر بوده است.

 

پیشینه پژوهش

بودجه­ریزی بعنوان یک ابزار برنامه­­ریزی به مدیریت کمک می­کند تا در راستای ایجاد هماهنگی بین فعالیت­های مختلف سازمان نسبت به تدوین اهداف اقدام نماید و به این ترتیب کلیه سطوح سازمان در راستای اهداف تعیین شده عمل کنند. از طرفی، با ایجاد یک سیستم هشدار اولیه به مدیریت کمک می­کند تا قبل از بحرانی شدن شرایط، تغییرات لازم را در سازمان ایجاد نماید و در نتیجه، باعث افزایش هوشیاری مدیریت در خصوص فعالیت­های سازمان و نیز آگاهی وی از تأثیر عوامل بیرونی، همچون روندهای اقتصادی بر این فعالیت­ها می­شود. پایه و اساس بودجه­ریزی، پیش­بینی است و به منظور افزایش قابلیت اتکای بودجه، لازم است تا اولاً پیش­بینی­ها دقیق باشند و ثانیاً اطلاعات مورد نیاز پیش­بینی، از منابع مختلف سازمان جمع­آوری گردد. لازمه تحقق این دو هدف آن است که نخست، در انجام پیش­بینی­ها مبانی و مفروضات واقع­بینانه به کار گرفته شود. موضوعی که بر اساس پژوهش­های انجام شده در اکثر شرکت­ها دیده نمی­شود و به­عبارتی، شرکت­ها اکثراً از مبنای تاریخی و مفروضات غیرمنطقی، بدون پشتیبان و بر مبنای حدس و گمان برای بودجه­ریزی استفاده می­کنند (Grabner & Moers, 2021; Hansen et al., 2003; Yakhou & Sulzen, 2010). این موضوع منجر به عدم انعطاف­پذیری بودجه­ریزی سنتی می­شود. به این مفهوم که بودجه­ریزی سنتی قادر نیست به تغییرات محیطی واکنش به­موقع از خود نشان دهد (Sohrabpour et al., 2021؛ Henttu, 2018؛ Dokulil et al., 2017؛ Popesko et al., 2015).

 دومین عامل اثربخش به­منظور افزایش قابلیت اتکای بودجه آن است که جریان اطلاعاتی صحیح برقرار شود تا اطلاعات در بین واحدهای سازمانی به اشتراک گذاشته شود (Walther & Skousen, 2009). به این ترتیب یک ساختار سازمانی مناسب باید برقرار شود؛ به نحوی که خطوط مسئولیت در سازمان مشخص باشد و از سیستم بودجه­ریزی حمایت نماید. این کار کمک می­کند تا بودجه در کلیه سطوح مدیریتی پذیرش شود. موضوعی که از آن با عنوان بودجه­ریزی مشارکتی یاد می­شود. به این معنی که مدیران کلیه سطوح سازمان، فرصت اتخاذ تصمیم و مشارکت در بودجه­ریزی را داشته باشند. چرا که مدیران سطوح پایین نسبت به حوزه فعالیت خود دانش کافی دارند و می­توانند برآوردهای واقع­بینانه­تری ارائه دهند. در نتیجه در جهت تحقق آن حداکثر تلاش خود را بکار می­گیرند. در حالی که اگر بودجه به صورت یک­طرفه از سوی مدیر ارشد سازمان به مدیران سطوح پایین­تر ابلاغ شود، این مدیران بودجه را واقع­بینانه قلمداد نکرده و چه بسا انگیزه خود را به منظور تحقق آن از دست می­دهند (Walther & Skousen, 2009). در برخی محیط­های سازمانی، رویکرد مشارکتی با ایجاد کمیته­های بودجه پیاده­سازی می­شود. این کمیته­ها متشکل از مدیران واحدهای مختلف سازمان و مسئول ایجاد هماهنگی بین واحدهای سازمانی هستند. به این ترتیب، اهداف کلیه واحدهای سازمانی جمع­آوری شده و اهداف نهایی که در راستای اهداف استراتژیک سازمان است، در قالب سند بودجه تدوین می­شود. در نتیجه ضمن مشارکت کلیه واحدهای سازمانی، امکان هماهنگی اهداف آنها نیز فراهم می­گردد (Shim & Siegel, 2005). بر اساس پژوهش­های انجام شده، یکی از عملکردهای اصلی بودجه، برقراری روابط درون سازمانی است و مشارکت ضعیف کارکنان در فرایند بودجه­ریزی روی این عملکرد تأثیر منفی می­گذارد. موضوعی که به­عنوان نقطه ضعف بودجه­ریزی در شرکت­ها از سوی برخی پژوهشگران مطرح شده است (Matsoso et al., 2021؛ Grabner & Moers, 2021؛ Merten, 2020؛ Yakhou & Sulzen, 2010؛ Hansen et al., 2003؛ Grønhaug & Ims, 1988).

اساساً دلیل وجودی بودجه­ریزی این است که به عنوان یک ابزار کنترلی مدیریت استفاده می­شود و کل فرایند آن، از تدوین اهداف گرفته تا تعیین استانداردها و ارزیابی عملکرد، در حقیقت به کنترل مدیریتی اشاره دارد. این ابزار به مدیریت کمک می­کند تا اطمینان حاصل نماید که همه افراد سازمان آن چیزی را انجام می­دهند که از آنها انتظار می­رود. این موضوع به مقایسه نتایج واقعی عملیات با نتایج مورد انتظار اشاره دارد که خروجی سیستم کنترل داخلی را نشان می­دهد. بنابراین می­توان گفت که فرایند برنامه­ریزی و بودجه­ریزی عنصر جدایی­ناپذیر کنترل­های داخلی است (Lalli, 2012) و به منظور ایفای نقش کنترلی آن، لازم است تا با ایجاد یک سیستم بازخورد مناسب عملکرد واقعی با عملکرد بودجه­ای مقایسه شده و هرگونه انحراف به صورت دقیق به سطوح مناسب مدیریتی گزارش شود. همچنین با توجه به مفهوم سنجش مسئولیت علت انحرافات و اشخاص مسئول این انحرافات نیز باید گزارش شود تا مدیریت در خصوص اقدامات اصلاحی یا راه­حل­­های بالقوه تصمیم­گیری نماید. به این ترتیب، امکان اجرای رویکرد مدیریت بر مبنای استثنا نیز فراهم می­شود که بر اساس آن، تمرکز مدیریت ارشد بر انحرافات بودجه و نواحی دارای مشکل است. این فرایند در نهایت کمک می­کند تا بودجه در ارزیابی عملکرد نقش قابل توجهی ایفا نماید. معیارهای مختلفی در ارزیابی عملکرد قابل استفاده است که برخی از آنها صرفاً بر معیارهای مالی، مانند نرخ بازده دارایی­ها و سود باقیمانده تمرکز می­کنند و برخی دیگر، مانند کارت ارزیابی متوازن معیارهای مالی را با معیارهای غیرمالی مرتبط با مشتریان، فرایندهای داخلی و رشد و یادگیری ترکیب می­کنند و در نتیجه می­توانند مبنای بهتری برای ارزیابی عملکرد فراهم کنند (Coveney and Cokins, 2014؛ Flamholtz, 1983؛ عسکری نژاد امیری، 1397). مشابه سایر جنبه­های بودجه­ریزی، سیستم ارزیابی عملکرد نیز به­عنوان کارکرد مهم بودجه­ریزی در برخی پژوهش­ها مورد بررسی قرار گرفته و به نامناسب بودن آن در شرکت­های مورد بررسی اذعان شده است (Popesko et al., 2015; Yakhou & Sulzen, 2010).

بر اساس تئوری اقتضایی، آنچه بیش از همه باعث ایجاد نقاط ضعف بودجه­ریزی شده و به نوعی مانع بهبود محسوب می­گردد، عمدتاً ناشی از فرهنگ­های سازمانی است (Dokulil et al., 2020؛ Dokulil et al., 2017؛ Cardos, 2014؛ Waal et al., 2011). به­عبارتی، فرهنگ سازمانی شدیداً روی طراحی سیستم­های مدیریت، از جمله بودجه­ریزی تأثیر می­گذارد. از سوی دیگر، نگرش­های ذهنی مدیران باعث می­شود تا راهکارهای جایگزین برای بودجه­ریزی سنتی کمتر مورد توجه شرکت­ها قرار گیرد و به این ترتیب، مسیر بهبود بودجه­ریزی دشوارتر گردد (Bourmistrov & Kaarbøe, 2017; Popesko et al., 2015; Grønhaug & Ims, 1988). ضمن اینکه برون­سپاری فرایندهای بودجه­ریزی و مقاومت در برابر تغییر باعث می­شود تا تلاشی برای بهبود بودجه­ریزی صورت نگیرد (Cardos, 2014; Mannes et al., 2021; Matsoso et al., 2021). با توجه به اینکه بر اساس پژوهش­های مورد اشاره، نظام بودجه­ریزی در شرکت­ها با نقاط ضعفی همراه است و تاکنون یک سری موانع برای بهبود آن وجود داشته است، در این پژوهش تلاش شده تا این نقاط ضعف و موانع بهبود بررسی گردد و به­عنوان یک دستاورد مهم، راهکارهایی برای بهبود بودجه­ریزی ارائه شود.

روش پژوهش

در پژوهش حاضر به منظور بررسی مطالب علمی منتشر شده در زمینه بودجه­ریزی شرکتی از روش مرور نظام­مند ادبیات1 استفاده شده است. این روش به منظور ارزیابی و تفسیر پژوهش‌های مرتبط با یک موضوع، سوال پژوهشی یا یک پدیده خاص انجام می­شود. علاوه بر این، کفایت و مربوط بودن پژوهش‌های انجام شده در یک حوزه خاص و یا نیاز به انجام پژوهش‌های بیشتر در آن حوزه مورد بررسی قرار می­گیرد و از طرفی، در مواردی که شواهد متقاعدکننده­ای برای حمایت از باورها و عقاید افراد در یک زمینه خاص وجود ندارد، این روش می­تواند بسیار مفید باشد. از آنجا که مطالعات انجام شده تنها جنبه خاصی از یک پدیده بزرگتر را نشان می­دهند، مزیت مرور نظام­مند این است که پژوهش‌های پراکنده حول یک موضوع خاص را تجمیع کرده و یافته­های آنها را بصورت سازمان­یافته تجزیه و تحلیل می­کند و در نتیجه امکان ایجاد چشم­انداز کامل موضوع مورد پژوهش را فراهم می­سازد (Petticrew & Roberts, 2006؛ Silva, 2015). به منظور اجرای این روش در پژوهش حاضر از پروتکل پریزما2  استفاده شده است. این پروتکل، رهنمودی برای برنامه­ریزی اجرای روش­های مرور نظام­مند و فراتحلیل است که حداقل آیتم­های لازم برای انجام پژوهش را مشخص می­کند و از سوی دیگر، مبنایی برای غربالگری مقاله­ها فراهم می­سازد. این کار از طریق یک چک­لیست به شرح نگاره 1 انجام می­شود (Moher et al., 2015؛ Liberati et al, 2009؛ پاینده و همکاران، 1398).

 

 

 

نگاره 1. چک‌لیست اجرای روش مرور نظام‌مند ادبیات

Table 1. Systematic literature review method performing checklist

نگاره 2. چک‌لیست اجرای روش مرور نظام‌مند ادبیات

Table 1. Systematic literature review method performing checklist

نگاره 3. چک‌لیست اجرای روش مرور نظام‌مند ادبیات

Table 1. Systematic literature review method performing checklist

 

عنوان

توضیح

منابع اطلاعاتی

منابع اطلاعاتی جستجو شده در این پژوهش، صرفاً شامل مقالات می­باشد. چرا که نتیجه کتاب­ها معمولاً در مقالات ارائه می­شود. همچنین صرفاً مقالات خارجی مد نظر بوده که از پایگاه داده Scopus استخراج شده است. لازم به ذکر است که با توجه به ابزارهای تحلیل استناد در این پایگاه داده، برتری آن نسبت به سایر پایگاه­ها، مانند Web of Science قابل توجه است (هاشمی پطرودی و همکاران، 1397).

معیارهای احراز شرایط

به منظور افزایش دقت انتخاب منابع اطلاعاتی، جستجوی کلیدواژه­های مربوطه در عنوان، چکیده یا واژگان کلیدی مقالات انجام شده است. همچنین به جهت افزایش دامنه جستجو، محدودیتی در زمان و مکان انتشار مقالات اعمال نشده است. علاوه بر آن، صرفاً مقالات چاپ شده در مجلات معتبر مورد توجه قرار گرفته­اند. به این ترتیب، این اطمینان حاصل می­شود که مقالات داوری تخصصی شده و حداقل شرایط لازم برای انتشار را داشته­اند. به علاوه اینکه، صرفاً مقالات به زبان انگلیسی جستجو شده­اند و همچنین مقالاتی که دسترسی به نسخه اصل آنها بصورت رایگان مقدور نبوده، از شمول جستجو خارج شده­اند. علت عدم استفاده از مقالات فارسی در بخش غربالگری مقالات توضیح داده شده است.

استراتژی جستجو

به منظور جستجوی مقالات، علاوه بر بکارگیری اصول جستجو در پایگاه داده Scopus، از رهنمود ارائه شده توسط باچانان و برایمن (2009) نیز استفاده گردید (Buchanan & Bryman, 2009) و بر همین اساس، دو گروه کلیدواژه در جستجوی مقالات بکار گرفته شد: 1) کلیدواژه­های­ «budget» و «forecast» که به منظور در نظر گرفتن اشکال متفاوت آن­ها، نشان ستاره (*) بعد از هر کدام استفاده شد. 2) کلیدواژه­های مرتبط با «سازمان» یا «شرکت»؛ دلیل استفاده از این کلیدواژه­ها به هدف پژوهش حاضر، یعنی بررسی بودجه­ریزی در شرکت­ها برمی­گردد. بنابراین مقالات مرتبط با بودجه­ریزی دولتی مورد توجه قرار نگرفته است. در ادامه، دستور جستجو از طریق ابزار جستجوی پیشرفته پایگاه داده Scopus ارائه شده است:

SUBJAREA ( busi )  ( TITLE-ABS-KEY ( ( budget*  OR  forecast* )  AND  ( corporat*  OR  firm  OR  compan*  OR  organi*ation ) ) )  AND  ( LIMIT-TO ( SRCTYPE ,  "j" ) )  AND  (  LIMIT-TO ( OA ,  "all" ) )  AND  ( LIMIT-TO ( PUBSTAGE ,  "final" ) )  AND  ( LIMIT-TO ( DOCTYPE ,  "ar" ) )  AND  ( LIMIT-TO ( LANGUAGE ,  "English" ) )

مفهوم هر یک از نمادها به شرح زیر است:

SUBJAREA (busi)

دسته بندی موضوعی: کسب و کار، مدیریت و حسابداری

TITLE-ABS-KEY

جستجو در عنوان، چکیده و واژگان کلیدی

SRCTYPE, “j"

منبع جستجو: مجلات

OA, “all"

جستجو در مقالات با دسترسی آزاد

PUBSTAGE, “final"

مرحله انتشار مقالات: نهایی

DOCTYPE, “ar"

نوع سند مورد جستجو: مقاله

LANGUAGE, “English"

زبان مقاله: انگلیسی

غربالگری مقالات

با پیاده­سازی استراتژی جستجو به شرح فوق، 1,806 مقاله استخراج گردید و اطلاعات کتاب­شناختی آنها در قالب فایل CSV دریافت شد. در گام دوم به مطالعه عنوان و چکیده مقالات پرداخته شد و موارد نامرتبط با هدف پژوهش (به تعداد 1,509 مقاله) حذف گردید. گام سوم به مطالعه بخش نتیجه­گیری مقالات اختصاص داشت و نتیجه آن حذف 272 مقاله غیرمرتبط بود. در گام آخر، متن کامل مقالات باقیمانده مطالعه گردید و با انتخاب 7 مقاله اضافی بر اساس منابع معرفی شده در متون مذکور، در نهایت 32 مقاله به عنوان مقالات مرتبط با هدف و سوالات پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. فرایند جستجو و انتخاب مقالات در شکل 1 نشان داده شده است.

لازم به توضیح است که غربالگری صورت گرفته شامل مقالات داخلی نیز بوده است، ولی به علت عدم ارتباط موضوعی این مقالات به پژوهش حاضر، از ادامه فرایند بررسی حذف شدند. به این معنی که در غربالگری صورت گرفته بر اساس عنوان و چکیده، 36 مقاله داخلی انتخاب گردید که پس از مطالعه بخش نتیجه­گیری، تنها 3 مقاله باقی ماند که به بررسی تأثیر یک متغیر مستقل بر بودجه­ریزی پرداخته بودند. با در نظر گرفتن هدف پژوهش حاضر که به شناسایی نقاط ضعف، موانع و راهکارهای بهبود بودجه­ریزی در شرکتها پرداخته است، عملاً این 3 مقاله از دایره بررسی خارج گردید و صرفاً به مقالات خارجی پرداخته شد.

فرایند جمع­آوری داده­ها

به منظور جمع­آوری داده­ها، پرسشنامه­ای بر مبنای سوالات پژوهش طراحی گردید و پاسخ­های مرتبط با این سوالات از متن مقالات استخراج گردید. در شکل 3 میزان پوشش هر یک از سوالات پژوهش در مقالات منتخب نشان داده شده است.

داده­ها

داده­های مستخرج از مقالات مبتنی بر محتوای آنها در پاسخ به سوالات پژوهش بوده است. در همین راستا، بخش­های مرتبط با روش پژوهش در مقالات کمتر مورد توجه قرار گرفت. علاوه بر آن، به منظور توصیف مقالات مطالعه شده، داده­های مربوط به سال انتشار مقالات و همچنین رتبه استناددهی به آنها در مجلات مربوطه ارائه شده است.

 

فرایند جستجو و انتخاب مقالات در شکل 1 نشان داده شده است:

جستجو در پایگاه داده Scopus

(N=1,806)

بررسی عنوان و چکیده

(N=1,806)

انتخاب شده جهت مطالعه نتیجه­گیری

(N=297)

حذف موارد غیرمرتبط

(N=1,506)

حذف موارد غیرمرتبط

(N=272)

انتخاب شده جهت مطالعه متن

(N=25)

افزوده شده بر اساس مطالعه رفرنس­ها

(N=7)

کل مقالات وارد شده در مرور نظام­مند

(N=32)

شناسایی

غربالگری

احراز شرایط

شمول

 

 

شکل 1. فرایند جستجو و انتخاب مقالات

Figure 1. Papers searching and selecting process

 

 

 

مطالعات مروری می­توانند کمّی یا کیفی باشند. نوع کیفی این مطالعات تقریباً یک شاخه جدید پژوهش است و روش­های آن در حال تکامل است. اما دو نوع گسترده از مطالعات مروری کیفی وجود دارند؛ نخست، مطالعات یکپارچه، که به تجمیع یا تلخیص داده­ها می­پردازند و دوم، مطالعات تفسیری، که داده­ها را تفسیر می­کنند و یکی از انواع آن مفاهیم اصلی مطالعات کمّی و کیفی را تجمیع کرده و از طریق یک فرایند تفسیری به یکپارچه­سازی شواهد کمّی و کیفی کمک می­کند. بطور کلی مطالعات مروری کیفی از طریق یک دیدگاه استقرایی امکان ایجاد مفاهیم جدید را فراهم می­آورند و به این ترتیب به ایجاد یک نظریه کمک می­کنند که از طریق آن مفاهیم توضیح داده می­شوند (Seers, 2012). از آنجا که در این پژوهش علاوه بر تجمیع داده­های مطالعات مختلف، تلاش شده تا به تفسیر و یکپارچه­سازی شواهد کمّی و کیفی پرداخته شود، می­توان آن را در زمره مطالعات مروری کیفی به شمار آورد. در نتیجه به منظور ارزیابی کیفیت پژوهش از معیارهای قابلیت اعتماد، شامل باورپذیری، انتقال­پذیری، تأییدپذیری و اطمینان­پذیری بر اساس نوشتارهای Guba & Lincoln (1985) [نقل از رضاپور نصرآباد، 1395؛ عباس­زاده، 1390؛ محمدپور، 1388] استفاده شده است. در همین راستا، به منظور احراز معیارهای قابلیت اعتماد در این پژوهش اقدامات ذیل انجام شده است:

  1. استفاده از پایگاه­های اطلاعاتی معتبر و بکارگیری یک فرایند نظام­مند در مرور ادبیات؛ که به افزایش باورپذیری پژوهش کمک خواهد کرد.
  2. مستندسازی و توصیف غنی فرایند پژوهش و اقدامات انجام شده؛ که معیارهای انتقال­پذیری و تأییدپذیری پژوهش را برآورده می­سازد.
  3. ارائه منابع ورودی پژوهش به دو نفر از خبرگان (اعضای هیئت علمی)؛ که این موضوع به افزایش اطمینان­پذیری پژوهش منجر می­شود.

 

یافته‌های پژوهش

تجزیه‌وتحلیل توصیفی مقالات

توصیف مقالات بر اساس سال انتشار در شکل 2 نشان داده شده است. همانگونه که مشخص است حدود نیمی از مقالات بررسی شده، در دو سال اخیر (سال 2020 و 2021) چاپ شده­اند که این موضوع حاکی از آن است که با توجه به شرایط پرنوسان سال­های اخیر و افزایش اهمیت بودجه­ریزی در سازمان­ها، پژوهش در این زمینه نیز بیشتر انجام شده و بنابراین مسائل و موضوعات به­روزتری در خصوص بودجه­ریزی در این مقالات مطرح شده است که این موضوع می­تواند نقطه عطفی برای پژوهش حاضر باشد.

 

 

 

 

شکل 2. توصیف مقالات بر اساس سال انتشار

Figure 2. Describing the papers based on year published

 

اطلاعات مربوط به رتبه­بندی مجلات نشان می­دهد که اکثر مجلاتی که برای استخراج مقالات در این پژوهش استفاده شده­اند، در کوارتیل اول و دوم قرار دارند که نشان از اعتبار بالای مجلات است. در نگاره 2 تعداد مقالات هر مجله به همراه شاخص H بر اساس رتبه­بندی SJR در سال 2020 ارائه شده است.

 

نگاره 4. تعداد مقالات هر مجله به همراه H-index سال 2020

Table 2. Number of papers of the journals with H-index 2020

مجله (H-index)

تعداد مقاله از هر مجله

International Journal of Production Economics (185), Technological Forecasting and Social Change (117), International Journal of Hospitality Management (122), Business Research (21), Management Accounting Research (88), Journal of Behavioral Decision Making (76), Journal of Applied Accounting Research (23), Transformations in Business & Economics (20), Journal of Accounting in Emerging Economies (7), Corporate Ownership and Control (-), Cuadernos de Gestion (12), Journal of Emerging Technologies and
Innovative Research (14), SEA- practical application of science (-),  Brazilian Business Review (4), Estudios Gerenciales (12)

1

Contemporary Accounting Research (99), Journal of Management Accounting Research (23), Oeconomia Copernicana (13), Revista de Contabilidade e Organizacoes (-), Universal Journal of Accounting and Finance (-), Journal of Accounting and Organizational Change (27)

2

Journal of Management Control (18)

5

 

تجزیه‌وتحلیل محتوایی مقالات

تجزیه و تحلیل مقالات منتخب بر اساس سوالات پژوهش و به منظور یافتن پاسخ­هایی برای آنها انجام شده است. به همین منظور در شکل 3 میزان پوشش سوالات پژوهش در مقالات منتخب ارائه شده است و در ادامه به تجزیه و تحلیل مقالات بر اساس سوالات پژوهش پرداخته شده است. همانگونه که مشخص است، در مقالات بررسی شده، راهکارهای بهبود بیشتر مورد بحث قرار گرفته­اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 3. میزان پوشش سوالات پژوهش در مقالات منتخب

Figure 3. research questions covering in the selected papers

 

 

نقاط ضعف بودجه­ریزی در شرکت­ها

در پاسخ به اولین سوال پژوهش، عمده­ترین نقطه­ضعف بودجه­ریزی در شرکت­ها که در تعداد زیادی از مقالات منتخب به آن اشاره شده است، عدم انعطاف­پذیری بودجه می­باشد. این موضوع به صورت ناتوانی بودجه­ریزی سنتی در واکنش به محیط در حال تغییر مطرح شده است که توانایی انطباق شرکت­ها در برابر شرایط تجاری غیرمنتظره عصر حاضر را کاهش می­دهد (Sohrabpour et al., 2021؛ Henttu, 2018؛ Dokulil et al., 2017؛ Popesko et al., 2015). عده­ای معتقدند که عدم انعطاف­پذیری بودجه از آنجا ناشی می­شود که تدوین و بروزرسانی بودجه­ها معمولاً بصورت مستمر صورت نمی­گیرد و اغلب بصورت سالیانه و بر مبنای سال تقویمی انجام می­شود که این افق زمانی در شرایط پرنوسان عصر حاضر یک افق بلندمدت محسوب می­شود. در چنین شرایطی بودجه­ریزی مانعی برای تغییر محسوب می­شود (Naveen, 2020؛ Dokulil et al., 2017؛ Yakhou & Sulzen, 2010؛ Hansen et al., 2003). یکی دیگر از نقاط ضعف بودجه­ریزی در شرکت­ها، مشارکت ضعیف کارکنان در فرایند بودجه­ریزی است (Matsoso et al., 2021؛ Grabner & Moers, 2021؛ Merten, 2020؛ Yakhou & Sulzen, 2010؛ Hansen et al., 2003؛ Grønhaug & Ims, 1988). بر اساس این پژوهش­ها، این امر باعث از بین رفتن یکی از عملکردهای اصلی بودجه، یعنی برقراری روابط درون سازمانی می­شود. به عبارتی، این موضوع سبب می­شود تا در تدوین بودجه­ها بیشتر به تعیین حد و مرزهای درون سازمانی توجه شود و اشتراک دانش و اطلاعات مد نظر نباشد. بلکه تمرکز اصلی بر ایجاد خطوط دستوری و کنترلی بالا به پایین باشد. در نتیجه بودجه­ریزی به یک فرایند بوروکراتیک تبدیل می­شود، روی درک بودجه­ریزی در بین کارکنان تأثیر منفی می­گذارد، نوآوری و خلاقیت را محدود می‌کند و باعث ایجاد رفتارهای بازی­گونه و مخرب می‌شود. چرا که افراد احساس می­کنند فاقد توانایی ایجاد ارزش هستند. علاوه بر این، بکارگیری رویکرد غیرمشارکتی در تدوین اهداف، رفتارهای رانت­خواهی و لابی­گری مدیران را به همراه دارد. به این معنی که افرادی که در فرایند بودجه­ریزی مشارکت دارند، رفتارهای فرصت­طلبانه دارند و صرفاً منافع خود را در نظر می­گیرند. در نتیجه می­توانند برای دریافت منابع بیشتر و تعیین اهداف عملکردی آسان­تر لابی کنند و بنابراین ارتباط بین بودجه واحد و عملکرد فروش آن مشخص نیست. دسته­ای دیگر از پژوهش­ها (Bergmann, 2020؛ Dokulil et al., 2017؛ Hansen et al., 2003) به زمانبر و پرهزینه بودن بودجه­ریزی سنتی اشاره کرده­اند و یافته­های آنها حاکی از آن است که زمان تهیه بودجه در اکثر شرکت­ها بیشتر از 4 هفته به طول می­انجامد و همین موضوع سبب می­شود تا بودجه­ریزی ارزش افزوده ایجاد نکند. در برخی پژوهش­ها (Naveen, 2020؛ Cardos, 2014؛ Grønhaug & Ims, 1988) مبنای تاریخی بودجه به عنوان نقطه ضعف آن اشاره شده است و بیان شده که بر اساس تئوری­های شناخت اجتماعی شرکت­ها سوگیرانه به محیط خود توجه می­کنند و شدیداً تحت تأثیر رفتارها و انتظارات گذشته­اند. به عبارتی، بسیاری از مدیران ارشد به منظور پیش­بینی آینده به تجارب سال­های گذشته تکیه می­کنند. همچنین بر اساس برخی پژوهش­ها بودجه­ها مبانی و مفروضات منطقی ندارند. به عبارت دیگر، تدوین بودجه بر اساس مفروضات غیر منطقی، بدون پشتیبان و عمدتاً از طریق حدس و گمان انجام می­شود. در نتیجه بودجه اولیه بصورت صحیح تخصیص داده نمی­شود و با توجه به محدودیت منابع، این امر سبب می­شود تا بازتخصیص بودجه برای برخی واحدهای سازمانی (به دلیل دریافت اطلاعات جدید) منجر به بازتخصیص برای سایر واحدها هم شود. که این موضوع نه تنها باعث بهبود عملکرد نمی­شود، بلکه حتی ممکن است اثرات تخصیص نادرست اولیه را هم کاهش ندهد (Grabner & Moers, 2021; Hansen et al., 2003; Yakhou & Sulzen, 2010). از سوی دیگر، استفاده از بودجه­های سنتی برای مقاصد کنترلی می­تواند باعث ایجاد یک تله عملکردی3 شود؛ به این معنی که تمرکز بیش از حد بر تحقق اهداف بودجه­ای منجر به بهبود عملکرد نمی­شود. چرا که کنترل­های بودجه­ای سنتی در ایجاد یک استاندارد عملکردی بالا بر اساس موفقیت در رقابت شکست می­خورند؛ به این دلیل که معیار اندازه­گیری موفقیت در این رویکرد، یک هدف ثابت است. همچنین از آنجا که در این رویکرد، معیارهای مالی عملکرد بیشتر مد نظر است، پاسخگو کردن پرسنل در برابر مشتریان کار دشواری است (Hansen et al., 2003؛ Popesko et al., 2015؛ Bourmistrov & Kaarbøe, 2017). سایر نقاط ضعف بودجه­ریزی در شرکت­ها شامل عدم انطباق بودجه با استراتژی (Hansen et al., 2003؛ Yakhou & Sulzen, 2010)، عدم ممیزی بودجه در شرکت‌ها (Jones, 2008) و سیستم ارزیابی عملکرد نامناسب (Popesko et al., 2015؛ Yakhou & Sulzen, 2010) است که بر اساس تجزیه و تحلیل مقالات منتخب استنباط گردید. در شکل 4 نقاط ضعف بودجه­ریزی در شرکت­ها و درصد فراوانی هریک از آنها در مجموعه مقالات منتخب ارائه شده است.

 

 

 

 

شکل 4. نقاط ضعف بودجه‌ریزی در شرکت‌ها و درصد فراوانی آنها در مجموعه مقالات منتخب

Figure 4. Budgeting weaknesses in companies and their frequency in the selected papers

­­

 

موانع بهبود بودجه­ریزی در شرکت­ها

دومین سوال پژوهش به موانع بهبود بودجه‌ریزی در شرکت‌ها می­پردازد و بر اساس ارزیابی مقالات منتخب، عمده­ترین مانع بهبود بودجه­ریزی، به تأثیر فرهنگ­های سازمانی مربوط است. چرا که بر اساس تئوری اقتضایی سبک رهبری و ساختار سازمانی به عوامل متعدد داخلی و خارجی مانند اندازه شرکت، نحوه انطباق با محیط و تغییرات محیطی بستگی دارد. در نتیجه طراحی هرگونه سیستم کنترلی و مدیریتی، مانند بودجه­ریزی نیز بایستی با محیط سازمانی مطابقت داشته باشد و نباید آن را مجزا از محیط سازمان در نظر گرفت (Misiura, 2015؛ Jones, 2008). بنابراین، بکارگیری روش­های جدید بودجه­ریزی مستلزم هماهنگی آنها با فرهنگ، ساختار و پیشینه سازمان، زیرساخت­های IT و سایر نیازهای داخلی آن است. به همین دلیل روش­های جایگزین بودجه­ریزی سنتی به عنوان یک راه­حل استاندارد برای مشکلات بودجه­ریزی در همه سازمان­ها به شمار نمی­روند و بهبود فرایندهای بودجه­ریزی شدیداً به فرهنگ سازمانی وابسته است (Dokulil et al., 2020؛ Dokulil et al., 2017؛ Cardos, 2014؛ Waal et al., 2011). مانع دیگر به نگرش­های ذهنی مدیران شرکت­ها برمی­گردد. به این معنی که مدیران عملیاتی و ارشد نگرش­ و تفاسیر متفاوتی نسبت به بحران و فعالیت­های بودجه­ریزی دارند و در نتیجه راه­حل­های گوناگونی برای برون­رفت از بحران پیشنهاد می­کنند. ضمن اینکه نسبت به محدودیت­های بودجه­ریزی سنتی و روش­های جایگزین برای ارزیابی عملکرد دانش اندکی وجود دارد و همین موضوع سبب شده تا بودجه­های سنتی بیشتر استفاده شوند (Bourmistrov & Kaarbøe, 2017؛ Popesko et al., 2015؛ Grønhaug & Ims, 1988). همچنین برخی شرکت­ها فرایندهای بودجه­ریزی را برون­سپاری می­کنند که این کار علاوه بر افشای اطلاعات حساس و به خطر افتادن مزیت رقابتی شرکت، باعث می­شود تا تلاشی برای بهبود بودجه­ریزی صورت نگیرد (Mannes et al., 2021؛ Matsoso et al., 2021). محدودیت‌های تحمیلی از سوی ذینفعانی مانند بانک­ها، اعتباردهندگان و سرمایه­گذاران خارجی (Dokulil et al., 2020؛Jones, 2008 )، لزوم بکارگیری زیرساخت‌های هوشمند به منظور بهبود بودجه­ریزی (Bergmann, 2020) و مقاومت در برابر تغییر (Cardos, 2014) از دیگر موانعی بود که به منظور بهبود بودجه­ریزی در شرکت­ها به آنها اشاره گردید. شکل 5 موانع بهبود بودجه­ریزی در شرکت‌ها به همراه درصد فراوانی آنها در مجموعه مقالات منتخب را نشان می­دهد.

 

 

 

 

شکل 5. موانع بهبود بودجه‌ریزی در شرکت‌ها و درصد فراوانی آنها در مجموعه مقالات منتخب

Figure 5. Budgeting obstacles in companies and their frequency in the selected papers

 

 

 

راهکارهای بهبود بودجه­ریزی در شرکت­ها

بهبود بودجه­ریزی در شرکت­ها مستلزم در نظر گرفتن یک سری شاخص­ها و بکارگیری تکنیک­ها و ابزارهایی است که علاوه بر رفع محدودیت­ها و نقاط ضعف بودجه­ریزی سنتی، امکان پیاده­سازی یک سیستم بودجه­ریزی بهینه را برای سازمان فراهم آورد. یکی از شاخص­هایی که در مقالات مورد بررسی بیشتر مورد توجه قرار گرفت، بکارگیری رویکرد مشارکتی در بودجه­ریزی است. این رویکرد یک چارچوب واقع­بینانه برای فرایند هدفگذاری سالیانه فراهم می­کند و علاوه بر آن باعث می­شود تا اهداف و پیش­بینی­ها مورد پذیرش کارکنان قرار گیرد (Grabner & Moers, 2021؛ Henttu, 2018). چرا که با ایجاد یک جریان اطلاعاتی اطمینان حاصل می­شود که اهداف سازمان بصورت واضح توسط کارکنان درک شده و انگیزه­های لازم برای تحقق آنها در بین پرسنل ایجاد شده است. این جریان اطلاعاتی باعث می­شود تا افراد تصور کنند در فرایند بودجه­ریزی سازمان تأثیرگذارند. در نتیجه هم تخصیص منابع بصورت بهینه صورت می­گیرد و هم عملکرد افراد بهبود می­یابد. ضمن اینکه تعهد سازمانی افراد نیز افزایش می­یابد (Matsoso et al., 2021؛ Fortuna, 2021؛ Hariyanti et al., 2021؛ Monteiro et al., 2021؛ Naveen, 2020؛ Lunardi et al., 2019؛ Laitinen et al., 2016؛ Lorain et al., 2015؛ Jones, 2008).

نتیجه ارزیابی پژوهش­ها نشان می­دهد که پیاده­سازی زیرساخت­های IT از جمله ابزارهای مورد نیاز به منظور بهبود بودجه­ریزی در شرکت­ها محسوب می­شود (Maiga et al., 2014؛ Yakhou & Sulzen, 2010). بکارگیری زیرساخت­های IT باعث کاهش هزینه جمع­آوری و پردازش داده­ها، تسهیل و خودکارسازی فرایندهای بودجه­ریزی، کاهش زمان بودجه­ریزی و دسترسی راحت­تر به اطلاعات مدیریتی می­شود و با ایجاد انگیزه در پرسنل، عاملی در جهت بهبود عملکرد آنهاست (Fortuna, 2021؛ Hariyanti et al., 2021؛ Dokulil et al., 2017؛ Popesko et al., 2015؛ Libbya & Lindsay, 2010). علاوه بر این تکنولوژی نقش مهمی در انجام پیش­بینی­های بموقع دارد. در نتیجه با افزایش دورکاری پرسنل، شرکت­ها باید به فکر ابزارهایی باشند که در هر منطقه جغرافیایی امکان دسترسی به آن از طریق اینترنت وجود داشته باشد. در این راستا انتخاب یک راهکار تحت وب برای بودجه­ریزی و همچنین یکپارچه­سازی آن با سیستم­های مدیریت فرایندهای تجاری و هوش تجاری می­تواند افزایش کارایی در تدوین بودجه را در پی داشته باشد (Naveen, 2020).

یکی دیگر از راهکارهایی که برای بهبود بودجه­ریزی در شرکت­ها مطرح شده است، حفظ منابع کمیاب از طریق کنترل­های قوی و اثربخش بودجه است که این امر مستلزم دانش و شایستگی­های مدیریتی است. دستیابی به این هدف مستلزم آن است که مدیران شرکت به این باور برسند که کنترل­های بودجه از اهمیت بالایی برخوردارند و نقش قابل توجهی در کمک به تحقق اهداف سازمانی دارند. بر این اساس آموزش مدیران در زمینه بودجه­ریزی یکی از اقداماتی است که می­توان در این زمینه انجام داد و یکی از عناصر اصلی آموزش، باید در زمینه شناسایی انحرافات باشد. این کار باعث افزایش دانش و درک مدیران نسبت به کنترل­های بودجه­ای در بلندمدت می­شود و انعطاف­پذیری و بموقع بودن در واکنش به تغییرات محیط تجاری را به همراه دارد (Matsoso et al., 2021؛ Hariyanti et al., 2021؛ Knardal & Bjørnenak, 2020؛ Popesko et al., 2015؛ Libbya & Lindsay, 2010؛ Jones, 2008).

بودجه­ریزی و پیش­بینی غلطان4 یا مستمر که با یک افق 12 ماهه بودجه را بروزرسانی می­کند، به عنوان راهکار دیگری برای بهبود بودجه­ریزی مطرح شده است (Henttu, 2018 ؛ Cardos, 2014؛ Yakhou & Sulzen, 2010). بر اساس پژوهش ناوین (2020) نحوه اجرای این تکنیک باید به این صورت باشد که سازمان در انتهای هر ماه یا هر فصل با در نظر گرفتن تغییرات جدید در محیط تجاری و اقتصادی، به تعدیل پیش­بینی­ها برای یک سال آتی اقدام کند. این کار بهبود شفافیت روندها، بهبود شناسایی انحرافات و افزایش پاسخگویی مدیران را به دنبال دارد (Naveen, 2020). در همین راستا، هنتو (2018) به ارائه دو مدل انعطاف­پذیر پیش­بینی غلطان پرداخته است. مدل اول، نوع واکنشی برنامه­ریزی5 است که در پژوهش ماتسوسو و همکاران (2021) نیز مطرح شده است. در این مدل، پیش­بینی غلطان و بودجه­ریزی سالیانه یکپارچه می­شوند و وظایف برنامه­ریزی و ارزیابی با تمرکز بر ارزیابی انجام می­شوند. این سیستم دوگانه امکان بکارگیری منابع و رویه­های یکسان را در سراسر سازمان فراهم می­کند. ضمن اینکه با تمرکز بر گزارش انحرافات و برنامه­ریزی اقدامات اصلاحی به ایجاد یک مکانیسم واکنشی مناسب کمک می­کند. مدل دوم پیش­بینی غلطان، نوع پیشگیرانه برنامه­ریزی6 است. در این مدل توجه سازمان به مرحله قبل از برنامه­ریزی است و در آن، فرایند هدفگذاری سالیانه و پیش­بینی غلطان با توجه به هدف آنها از هم تفکیک می­شوند و علاوه بر بکارگیری اطلاعات پیشگیرانه در برنامه­ریزی، اقدامات پیشگیرانه نیز بر مبنای این اطلاعات در نظر گرفته می­شود (Henttu, 2018; Matsoso et al., 2021).

برخی پژوهش­ها به ارائه راهکارهایی به منظور بهبود هدفگذاری پرداخته‌اند. به عنوان مثال یافته­های کولز و همکاران (2017) حاکی از آن است که اهداف سازمانی باید چالش­برانگیز و واضح باشند. از طرفی پیشرفت در دستیابی به آنها با بازخورد مناسب همراه باشد (Cools et al., 2017). همچنین بر اساس تئوری هدفگذاری باید بین هدفگذاری و انگیزش پیوند برقرار شود. چرا که ارتباط بین انگیزش و بودجه حائز اهمیت است و باید در تدوین بودجه به آن توجه شود (Matsoso et al., 2021; Grønhaug & Ims, 1988). علاوه بر این شرکت­ها باید رویه­هایی را اتخاذ کنند تا تصویر واقعی عملکرد خود را در بودجه­ها لحاظ کنند. به همین منظور باید روی شناسایی مسئله تمرکز کنند تا تصویر واقعی محیط و فرصت­ها و تهدیدهای پیش رو را ببینند. در همین راستا ناوین (2020) مدل هدفگذاری نسبی را به عنوان راهکاری برای بهبود بودجه­ریزی مطرح کرده و به این نتیجه رسیده است که در دنیای غیر قابل پیش­بینی عصر حاضر، شرکت­ها باید به جای تعیین اهداف بودجه­ای مطلق و دقیق، بر اهداف کلی­تر و نسبی تمرکز کنند تا انعطاف­پذیری لازم را داشته باشند. به عبارتی، بودجه­ریزی باید تا حد امکان در سطح بالایی از انتزاع صورت گیرد. به عنوان مثال، برنامه­ریزی در سطح یک بخش تجاری یا منطقه جغرافیایی انعطاف­پذیری بیشتری برای شرکت فراهم می­کند، در حالی که ­پیش­بینی بلندمدت در سطح محصول یا یک واحد عملیاتی خیلی اثربخش نیست. همچنین در صورت امکان می­توان از مقایسه­های برون سازمانی، مانند سهم بازار، بازده سرمایه در مقایسه با رقبا یا بازده نسبی سهامداران استفاده کرد. هرچند که استفاده از شاخص­های درون­سازمانی، مانند مقایسه حاشیه سود واحدهای عملیاتی با یکدیگر نیز می­تواند سودمند باشد (Naveen, 2020).

روند کنونی پژوهش­ها بکارگیری سیستم­های بودجه­ریزی انعطاف­پذیر و غیر متمرکز را نشان می­دهد که تمرکز آنها بر استفاده از شاخص­های کلیدی عملکرد است (Popesko et al., 2015). به همین دلیل برخی پژوهش­ها رویکرد فراتر از بودجه­ریزی7 را پیشنهاد داده­اند که به عنوان یک رویکرد بهبودیافته بودجه­ریزی در جهت افزایش صحت بودجه­ریزی و پیش­بینی به شمار می­رود (Yakhou & Sulzen, 2010؛ Cardos, 2014). در همین راستا هانسن و همکاران (2003) این رویکرد را در قالب دو فاز اجرایی تشریح کرده­اند. در فاز اول، به منظور ارزیابی عملکرد و ایجاد انگیزه، به جای استفاده از استانداردهای بودجه ایستا، باید به استانداردهای نسبی عملکرد8 یا شاخص­های عملکرد توجه شود. رادیکال­ترین تغییر پیشنهادی مربوط به فاز دوم و آن، نادیده گرفتن کنترل­های بودجه­ای سنتی و کاهش تمرکز سازمان است. در این فاز، کنترل نتیجه­محور که در بودجه­ریزی سنتی مورد توجه است، باید به کنترل بر اساس ارزش­ها و مأموریت­های سازمان، آیین رفتار حرفه­ای، آموزش و غیره تغییر یابد. در نتیجه باید سیستم ارزیابی عملکرد تغییر یابد و سازمان غیرمتمرکز شود. در این راستا رویکرد بودجه­ریزی بر مبنای فعالیت9 می­تواند همزمان با رویکرد فراتر از بودجه­ریزی استفاده شود. به عنوان مثال بودجه­ریزی بر مبنای فعالیت می­تواند برنامه­های مالی و عملیاتی را فراهم نموده و از طرفی رویکرد فراتر از بودجه­ریزی می­تواند به ارائه اصول ارزیابی نسبی عملکرد بپردازد (Hansen et al., 2003).

سایر راهکارهای بهبود بودجه­ریزی در شرکت­ها که پژوهش‌های مورد بررسی به آنها اشاره کرده­اند، بصورت خلاصه در ادامه ارائه است:

  • بهبود پیش‌بینی؛ از طریق افزایش سناریوها و تهیه برنامه­های اقتضایی (Lorain et al., 2019)، بکارگیری روش­های علّی10 مانند برنامه­نویسی ژنتیک11، پیش­بینی برای یک دوره 6 ماهه و تجزیه و تحلیل حساسیت به منظور ارزیابی تأثیر هر متغیر بر متغیر هدف (Sohrabpour et al., 2021) و بکارگیری مدل­های پیش­بینی بر اساس گروه محصول (Li et al., 2021).
  • بودجه‌ریزی و پیش‌بینی فصلی (Naveen, 2020).
  • بهبود سازوکارهای راهبری شرکتی؛ از طریق ایجاد ساختار مدیریتی غیر متمرکز و فرهنگ سازمانی قوی در خصوص مدیریت بلندمدت (Libbya & Lindsay, 2010) و در راستای تقویت محیط اخلاقی و ترغیب مشارکت در بودجه­ریزی (Merten, 2020؛ Lunardi et al., 2019).
  • بهبود ارزیابی عملکرد؛ از طریق تمرکز بر ارزیابی عملکرد واحدهای سازمانی (Popesko et al., 2015)، سنجش مسئولیت (Yakhou & Sulzen, 2010)، ارزیابی شاخص­های کلیدی عملکرد و استفاده از درخت­های محرک ارزش12 (مانند مدل دوپونت) به منظور تمرکز بر شاخص­های با اهمیت (Naveen, 2020؛ Sandalgaard & Nielsen, 2018).
  • پیوند بودجه با استراتژی؛ از طریق تعیین نوع بودجه بر اساس اولویت­های استراتژیک. به این معنی که بودجه ایستا باید زمانی استفاده شود که نوآوری در فرایندها مد نظر باشد و بودجه انعطاف­پذیر نیز زمانی مورد استفاده قرار گیرد که نوآوری در محصول مورد توجه باشد (Fortuna, 2021؛ Mannes et al., 2021).
  • بکارگیری مفروضات منطقی (Fortuna, 2021؛ Grabner & Moers, 2021).
  • تدوین بودجه‎های انعطاف‌پذیر (Fortuna, 2021) از طریق بکارگیری ERP و افزایش تعداد دفعات پایش بودجه و برنامه‌های عملیاتی (Lorain et al., 2015) و اصلاح برنامه­ها بصورت ماهیانه یا فصلی (Naveen, 2020).
  • کاهش دامنه بودجه‌ریزی؛ از طریق محدود نمودن دوره زمانی بودجه­ در شرایط عدم قطعیت (Naveen, 2020).
  • کاهش زمان فرایند بودجه‌ریزی؛ از طریق استفاده از الگوی W (Naveen, 2020).
  • سناریوسازی؛ از طریق در نظر گرفتن مجموعه­ای از احتمالات مرتبط با سطوح مختلف درآمد، تغییر ترجیحات مصرف­کننده و موارد مشابه و تدوین استراتژی مناسب برای واکنش در برابر هر یک از آنها به کمک طرح­های اقتضایی یا درخت­های محرک ارزش (Naveen, 2020).
  • بودجه‌ریزی بر مبنای صفر (Naveen, 2020 ؛ Yakhou & Sulzen, 2010).
  • بکارگیری روش­های تحلیل کسب و کار (Bergmann et al., 2020؛ Chapman et al., 2007).
  • بکارگیری کنترل‌های مشارکتی13 و تشخیصی14 (Kaveski et al., 2021؛ Henttu, 2018؛ Bourmistrov & Kaarbøe, 2017).
  • مدیریت تغییرات؛ از طریق توجه به انتظارات ذینفعان کلیدی، ایجاد تغییر در بخش کوچکی از سازمان به منظور آشنایی افراد با فرایند جدید و ایجاد یک تیم تغییر متشکل از کارکنان بخش­های مختلف سازمان (Waal et al., 2011).

در نگاره 3 راهکارهای بهبود بودجه­ریزی در شرکت­ها به ترتیب اولویت ارائه شده است.

 

 

نگاره 5. راهکارهای بهبود بودجه‌ریزی در شرکت‌ها

Table 3. Approaches to improve budgeting in companie

 

اولویت

راهکارهای بهبود

منابع

فراوانی

1

بکارگیری رویکرد مشارکتی

هنتو، 2018؛ گرابنر و مورس، 2021؛ ماتسوسو و همکاران، 2021؛ لوناردی و همکاران، 2019؛ لورین و همکاران، 2015؛ لایتینن و همکاران، 2016؛ جونز، 2008؛ فورتانا، 2021؛ هاریانتی و همکاران، 2021؛ مونتیرو و همکاران، 2021؛ ناوین، 2020

16%

2

بکارگیری زیرساخت‌های IT

میگا و همکاران، 2014؛ یاخو و سولزن، 2010؛ فورتانا، 2021؛ هاریانتی و همکاران، 2021؛ داکلیل و همکاران، 2017؛ ناوین، 2020؛ پاپسکو و همکاران، 2015؛ لیبی و لیندزی، 2010

13%

3

آموزش مدیران

پاپسکو و همکاران، 2015؛ لیبی و لیندزی، 2010؛ ماتسوسو و همکاران، 2021؛ هاریانتی و همکاران، 2021؛ ناردال و جورنناک، 2020؛ جونز، 2008

9%

4

بکارگیری تکنیک پیش‌بینی غلطان

هنتو، 2018؛ کاردوس، 2014؛ یاخو و سولزن، 2010؛ ناوین، 2020؛ ماتسوسو و همکاران، 2021

7%

5

بهبود هدفگذاری

کولز و همکاران، 2017؛ ماتسوسو و همکاران، 2021؛ گرانهاگ و ایمس، 1988؛  ناوین، 2020

6%

6

بکارگیری رویکرد فراتر از بودجه‌ریزی

پاپسکو و همکاران، 2015؛ کاردوس، 2014؛ یاخو و سولزن، 2010؛ هانسن و همکاران، 2003

6%

7

بهبود ارزیابی عملکرد

پاپسکو و همکاران، 2015؛ یاخو و سولزن، 2010؛ ناوین، 2020؛ ساندلگارد و نیلسن، 2018

6%

8

بهبود سازوکارهای راهبری شرکتی

لوناردی و همکاران، 2019؛ مرتن، 2020؛ لیبی و لیندزی، 2010

4%

9

بهبود پیش‌بینی

لورین و همکاران، 2015؛ سهراب‌پور و همکاران، 2021؛ لی و همکاران، 2021

4%

10

تدوین بودجه‌های انعطاف‌پذیر

فورتانا، 2021؛ لورین و همکاران، 2015؛ ناوین، 2020

4%

11

بکارگیری کنترل‌های مشارکتی و تشخیصی

کاوزکی و همکاران، 2021؛ هنتو، 2018؛ بورمیستروف و کاربو، 2017

4%

12

بودجه‌ریزی بر مبنای صفر

ناوین، 2020؛ یاخو و سولزن، 2010

3%

13

پیوند بودجه با استراتژی

فورتانا، 2021؛ مانس و همکاران، 2021

3%

14

بکارگیری مفروضات منطقی

فورتانا، 2021؛ گرابنر و مورس، 2021

3%

15

بکارگیری روش‌های تحلیل کسب و کار

برگمن و همکاران، 2020؛ چاپمن و همکاران، 2007

3%

16

کاهش زمان فرایند بودجه‌ریزی

ناوین، 2020

1%

17

کاهش دامنه بودجه‌ریزی

ناوین، 2020

1%

18

سناریوسازی

ناوین، 2020

1%

19

بودجه‌ریزی و پیش‌بینی فصلی

ناوین، 2020

1%

20

مدیریت تغییرات

وال و همکاران، 2011

1%

 

 

بحث و نتیجه­گیری

رشد فزاینده تجارت و جهانی شدن در کنار پیچیدگی­های کسب و کار به افزایش عدم قطعیت در دنیای تجاری عصر حاضر منجر شده است و آنچه در این شرایط بیش از پیش برای سازمان­ها اهمیت دارد، توانایی انطباق با این دنیای پیچیده و حفظ مزیت رقابتی است که این مهم مستلزم شناخت محیط و ارائه محصولات و خدمات متمایز بر مبنای هدفگذاری دقیق می­باشد (Naveen, 2020؛ Neely et al., 2003). این موضوع ضرورت بودجه­ریزی در سازمان­ها را نشان می­دهد. چرا که این امکان را برای سازمان فراهم می­سازد تا در مسیر دستیابی به اهداف استراتژیک حرکت کرده و با شناسایی عوامل ایجادکننده عدم قطعیت و ریسک­های مرتبط با آنها قبل از وقوع، به پیاده­سازی سیستم­های کنترلی و مدیریت ریسک کمک نماید و به این ترتیب برای سازمان مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند (Weygandt et al., 2012). بدون شک بررسی نقاط ضعف بودجه­ریزی و راهکارهای بهبود آن در شرکت­ها می­تواند چارچوبی برای طراحی و پیاده­سازی یک سیستم بودجه­ریزی بهینه فراهم کند و علاوه بر آن، زمینه­ انجام پژوهش­های آتی را نیز مشخص نماید. به همین منظور در پژوهش حاضر با استفاده از مرور نظام­مند ادبیات به بررسی پژوهش‌های انجام شده در زمینه بودجه­ریزی پرداخته شد تا با ارزیابی و تفسیر یافته­های آنها، پیشینه و تکامل بودجه­ریزی با تأکید بر نقاط ضعف و راهکارهای بهبود آن در شرکت­ها بیان گردد و به این ترتیب، علاوه بر درک بودجه­ریزی در شرکت­ها، رهنمودی برای طراحی مدل­های بهینه بودجه­­ریزی در شرکت­ها و چارچوبی برای پژوهش‌های آتی در زمینه بودجه­ریزی ارائه گردد. بر اساس یافته­های پژوهش عمده­ترین نقطه ضعف بودجه­ریزی در شرکت­ها به عدم انعطاف­پذیری بودجه مربوط می­شود. این مسئله به شکل ناتوانی سازمان در واکنش به محیط در حال تغییر خود را نشان می­دهد که دلیل اصلی آن را می­توان در عدم بروزرسانی مستمر بودجه­ها دانست. علاوه بر این، با توجه به اینکه کارکنان سطوح پایین سازمان با عملیات روزمره سازمان ارتباط مستقیمی دارند، مشارکت آنان در بودجه­ریزی سبب می­شود تا بودجه تصویری واقعی از آینده ارائه دهد (Walther & Skousen, 2009). به این ترتیب عدم مشارکت کارکنان در فرایند بودجه­­ریزی سبب می­شود تا اشتراک دانش و اطلاعات در سازمان صورت نگیرد و بودجه به یک ابزار دستوری جهت انجام رفتارهای فرصت­طلبانه مدیران تبدیل شود و بنابراین از انعطاف­پذیری آن کاسته شود.

زمانبر و پرهزینه بودن فرایند تدوین بودجه، عدم وجود مبانی و مفروضات منطقی، عدم انطباق بودجه با استراتژی، سیستم ارزیابی عملکرد نامناسب و عدم ممیزی بودجه سایر نقاط ضعف بودجه­ریزی در شرکت­ها به شمار می­روند که در مقالات مورد بررسی به آنها اشاره گردید و البته به نسبت دو نقطه ضعف اول درصد فراوانی کمتری داشتند. آنچه بیش از همه به­عنوان مانعی برای رفع نقاط ضعف بودجه­ریزی شناخته می­شود، فرهنگ سازمانی و نگرش ذهنی مدیران است. چرا که بر اساس تئوری اقتضایی، بهبود فرایندهای بودجه­ریزی شدیداً به فرهنگ سازمانی وابسته است (Missiura, 2015; Jones, 2008) و از طرفی نگرش متفاوت مدیران نسبت به کاربردهای بودجه و نقش آن در مدیریت ریسک شرکت سبب می­شود تا مسیر بهبود سیستم­های بودجه­ریزی بسیار پیچیده شود. علاوه بر این، برون­سپاری فرایندهای بودجه­ریزی، محدودیت­های تحمیلی از سوی ذینفعان و نیز مقاومت در برابر تغییر، تمایل مدیران ارشد شرکت­ها به تغییر سیستم­­های بودجه­ریزی و بهبود آنها را کاهش می­دهند و به این ترتیب، مانعی برای بهبود به شمار می­روند. با این تفاسیر هموار نمودن مسیر بهبود نظام بودجه­ریزی در سازمان­ها مستلزم آن است که یک سری شاخص­ها و ابزارها تعیین و به­کار گرفته شود. از جمله تقویت محیط اخلاقی و ترغیب مشارکت در بودجه­ریزی که با ایجاد یک جریان اطلاعاتی سبب می­شود تا چارچوبی واقع­بینانه برای فرایند هدفگذاری سالیانه ایجاد گردد و علاوه بر آن، اهداف سازمان بصورت واضح توسط کارکنان درک شده و انگیزه­های لازم برای تحقق آنها در بین پرسنل ایجاد شود. به عبارتی، صرفاً رویکرد بالا به پایین مورد استفاده قرار نگیرد و رویکرد پایین به بالا بیشتر مورد توجه قرار گیرد (Shim & Siegel, 2005). به اعتقاد ماتسوسو و همکاران (2021) مشارکت افراد در تدوین و اجرای بودجه هم باعث درک آنها نسبت به اهداف سازمان می­شود و هم انگیزه آنها برای تحقق اهداف را افزایش می­دهد. ضمن اینکه بصورت مستمر عملکرد خود را ارزیابی و در جهت بهبود آن تلاش می­کنند. همچنین مشارکت کارکنان سبب می­شود تا بودجه تصویری واقعی از آینده ارائه دهد. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که پیش­بینی پایه و اساس بودجه­ریزی است و یکی از شاخص­های اثربخشی بودجه­ریزی، توان پیش­بینی­کنندگی آن است (Weygandt et al., 2012).

از سوی دیگر، آموزش مدیران در افزایش دانش و درک آنان نسبت به بودجه و کنترل­های بودجه­ای نقش با اهمیتی دارد که در کنار پیوند بودجه با استراتژی، بکارگیری مفروضات منطقی، کاهش دامنه بودجه­ریزی، سناریوسازی و نیز استفاده از تکنیک­هایی همچون پیش­بینی غلطان، هدفگذاری نسبی و پیاده­سازی رویکرد فراتر از بودجه­ریزی، منجر به تسهیل انعطاف­پذیری و به­موقع بودن در واکنش به تغییرات محیط تجاری می­شود. از نقطه نظر کنترل بودجه­ای، سازوکار بازخورد بسیار حائز اهمیت است. به عبارتی، مقایسه عملکرد با بودجه و تجزیه و تحلیل علت انحرافات است که بودجه را به یک ابزار کنترل مدیریتی تبدیل می­کند (Flamholtz, 1983). نقطه ضعف اساسی شرکت­ها در حوزه ارزیابی عملکرد این است که ارزیابی صرفاً با توجه به دو معیار مالی، یعنی فروش و سود انجام می­شود و در این فرایند تنها عملکرد مدیران عامل شرکت­ها مورد ارزیابی قرار می­گیرد. یافته­های پژوهش یک راهکار موثر را در این حوزه بیان می­کند: سنجش مسئولیت. به این معنی که حوزه­های مسئولیت بایستی تعریف گردد و به این ترتیب، صرفاً به ارزیابی عملکرد مدیران عامل توجه نشود، بلکه ارزیابی عملکرد افراد و واحدهای سازمانی نیز مد نظر قرار گیرد و به عبارتی، واحدهای سازمانی هم در ارزیابی عملکرد مشارکت داشته باشند. در نتیجه ایجاد ساختار مدیریتی غیر متمرکز و ارزیابی عملکرد واحدهای سازمانی در کنار بکارگیری شاخص­های کلیدی عملکرد می­تواند به بهبود نقش کنترلی بودجه کمک شایان توجهی نماید.

با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می­گردد به­منظور بهبود فرایندهای بودجه­ریزی اقدامات زیر مورد توجه شرکت­ها قرار گیرد:

  1. فراهم­ نمودن زمینه مشارکت کارکنان کلیه سطوح سازمانی در بودجه­ریزی
  2. آموزش کاربردها و پیامدهای بودجه­ریزی به مدیران
  3. تدوین بودجه­­­های با دوره زمانی محدود و مبتنی بر استراتژی­های کلان شرکت و با در نظر گرفتن سناریوهای عملیاتی مختلف
  4. تدوین مبانی و مفروضات منطقی
  5. استفاده از تکنیک­های اثربخش، مانند پیش­بینی غلطان و هدفگذاری نسبی
  6. پیاده­سازی رویکرد فراتر از بودجه­ریزی
  7. تعیین شاخص­های کلیدی عملکرد به­منظور ارزیابی عملکرد افراد و واحدهای سازمانی از جنبه­های مختلف مالی و غیر مالی

رهنمود برای شرکت­های داخلی

با توجه به اینکه در پژوهش حاضر، مقالات داخلی مورد بررسی قرار نگرفته­اند، نقاط ضعف و موانع بهبود بودجه­ریزی در شرکت­های داخلی قابل بحث نیست، اما می­توان رهنمودی کلی به­منظور پیاده­سازی اثربخش فرایندهای بودجه­ریزی در شرکت­های داخلی ارائه نمود:

  1. با توجه به محیط تجاری پرنوسان عصر حاضر، به­منظور تحقق انعطاف­پذیری بودجه بایستی پس از تدوین بودجه سالیانه، به­صورت مستمر نسبت به پایش و بروزرسانی آن اقدام نمود. در همین راستا بودجه­ریزی غلطان و پیاده­سازی رویکرد فراتر از بودجه­ریزی از جمله ابزارهایی است که می­تواند اثربخش واقع شود.
  2. با توجه به اینکه کارکنان سطوح پایین سازمان، ارتباط مستقیمی با عملیات دارند و در نتیجه از چالش­ها و مسائل عملیاتی آگاهی بیشتری دارند، به­منظور تدوین بودجه­های واقع­بینانه، افزایش انگیزه کارکنان و همچنین تشویق فعالیت­های خلاقانه، بایستی بودجه­ریزی مشارکتی در دستور کار قرار گیرد.
  3. تأکید بیش از حد بر مبنای تاریخی بودجه، علاوه بر اینکه کاهش انعطاف­پذیری بودجه را به دنبال دارد، باعث می­شود تا فاصله بودجه با واقعیت نیز بیشتر شود. به­همین دلیل بایستی تلاش شود تا با بکارگیری تحلیل­های کارشناسانه به استخراج مبانی و مفروضات منطقی پرداخت و با استفاده از ابزارهای کارآمد نسبت به پیش­بینی آینده اقدام نمود.
  4. بکارگیری زیرساخت­های IT علاوه بر تسهیل و خودکارسازی فرایندهای بودجه­ریزی در کاهش هزینه جمع­آوری و پردازش داده­ها، کاهش زمان تهیه بودجه و همچنین انجام پیش­بینی­های به­موقع نقش قابل توجهی ایفا می­کند و بنابراین بایستی مد نظر شرکت­ها قرار گیرد.
  5. ارزیابی عملکرد نباید صرفاً با دید کوتاه­مدت و با تأکید بر جنبه­های مالی انجام شود. بلکه به­منظور ایفای نقش کنترلی بودجه و همچنین افزایش انگیزه پرسنل، لازم است تا شاخص­های کلیدی عملکرد با در نظر گرفتن معیارهای مختلف، اعم از مالی و غیر مالی تعریف شود. ضمن اینکه سنجش مسئولیت و ارزیابی عملکرد کلیه واحدهای سازمانی مد نظر قرار گیرد.

علاوه بر استخراج نقاط ضعف و راهکارهای بهبود بودجه­ریزی، محدودیت­های پژوهش‌های مورد بررسی نیز در این پژوهش استخراج گردید که در قالب خلأ نظری قابل بحث است. این محدودیت­ها در ادامه ارائه گردیده است و می‌تواند چارچوبی برای پژوهش‌های آتی باشد.

خلأ نظری

عدم قطعیت در دنیای تجاری عصر حاضر، اهمیت بودجه­ریزی در شرکت­ها را دوچندان کرده است. به گونه­ای که در چند سال اخیر، پژوهش نیز در این زمینه افزایش یافته است. آنچه لازم است تا مورد توجه قرار گیرد، این است که کفایت و مربوط بودن پژوهش‌های انجام شده و یا نیاز به انجام پژوهش‌های بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. با در نظر گرفتن تئوری اقتضایی و با توجه به افزایش پیچیدگی سازمان­ها، اجرای تئوری­های دستوری بودجه­ریزی با دشواری مواجه شده است. در نتیجه بین تئوری و رویه­های عمل حسابداری مدیریت شکاف وجود دارد. این موضوع بر استفاده از تئوری­های اثباتی دلالت دارد تا با در نظر گرفتن نیازهای خاص سازمان­ها، شکاف بین تئوری و رویه کاهش ­یابد. با این توضیحات در پژوهش‌های آتی نیاز است تا ابتدا شناخت عمیق فرایندهای موجود صورت گیرد و  متناسب با سبک رهبری و محیط سازمانی، ساختار بهینه بودجه­ریزی طراحی شود (Misiura, 2015؛ Libbya & Lindsay, 2010؛ Jones, 2008؛ Hansen et al., 2003). در این راستا می­توان از هر دو نوع پژوهش‌های کمّی و کیفی استفاده نمود، اما آنچه باید مد نظر قرار گیرد این است که پژوهش‌های کمّی امکان بررسی نمونه­های بزرگتر را فراهم می­کنند، ولی در ایجاد درک عمیق نسبت به یک موضوع خاص ناتوانند. در نتیجه بهتر است روش­های کیفی بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. ضمن اینکه استفاده از روش­های فازی و شبکه­های عصبی نیز می­تواند در پژوهش‌های آتی مورد توجه قرار گیرد (Monteiro et al., 2021؛ Dokulil et al., 2020). به این ترتیب برخی موضوعات پیشنهادی برای پژوهش‌های آتی به شرح ذیل می­باشد:

  1. از آنجا که بودجه یکی از اصلی­ترین شاخص­های عملکرد در شرکت­ها محسوب می­شود، یکی از حوزه­های پژوهش‌های آتی می­تواند ارتباط بودجه با سایر معیارهای عملکرد باشد (Jones, 2008).
  2. بررسی بیشتر نحوه تأثیرگذاری ذینفعان درون­سازمانی و برون­سازمانی بر تکنیک­های حسابداری مدیریت در سازمان (Jones, 2008؛ Hansen et al., 2003؛ Grønhaug & Ims, 1988). در همین راستا، تأثیر ویژگی­های مدیریتی بر بکارگیری بودجه موضوعی بود که در پژوهش ناردال و جورنناک (2020) مورد بررسی قرار گرفت. آنچه در این پژوهش بررسی نگردیده است، ترکیب بهینه ویژگی­های تیم مدیریتی است که پژوهش­های بیشتری برای بررسی تأثیر این متغیر بر بکارگیری بودجه در شرکت­ها را می­طلبد. علاوه بر این، پژوهش مذکور اهمیت سوابق تحصیلی مدیران در استفاده از بودجه را نشان می­دهد، اما این سوال باقی می­ماند که مدیران با سوابق تحصیلی متفاوت چگونه در فرایندهای تصمیم­گیری سازمان مشارکت می­کنند. بررسی این موضوع مستلزم انجام مطالعات موردی عمیق است (Knardal & Bjørnenak, 2020).
  3. مشابه پژوهش کاوزکی و همکاران (2021) پژوهش‌های دیگری می­توانند ارتباط بین کنترل­های مشارکتی و تشخیصی بودجه را با سایر رفتارها، مانند شهروندی سازمانی و همچنین سطح تغییرات استراتژیک به عنوان عامل اثرگذار بر بکارگیری کنترل­های مذکور مورد بررسی قرار دهند (Kaveski et al., 2021).
  4. تأثیر تحلیل­های کسب و کار بر فرایندهای بودجه­ریزی موضوعی است که توسط برگمن و همکاران (2020) مورد بررسی قرار گرفته است، اما این پژوهش در یک بازه زمانی کوتاه انجام شده است و در نتیجه اثرات زمانی ناشی از تغییر در بکارگیری تحلیل­های کسب و کار را نشان نمی­دهد. انجام پیمایش­های طولی در پژوهش‌های آتی می­تواند این مشکل را برطرف نماید (Bergmann et al., 2020).
  5. پژوهش مانس و همکاران (2021) در بررسی تأثیر بکارگیری بودجه­های ایستا و انعطاف­پذیر بر نوآوری محصولات و فرایندها این موضوع را نادیده گرفته که نوآوری باعث توانمندسازی سیستم­های کنترلی مدیریت می­شود و در نتیجه صرفاً بودجه ایستا و انعطاف­پذیر مورد بررسی قرار گرفته است. در پژوهش‌های آتی می­توان سایر انواع سیستم­های کنترلی مدیریت را نیز مورد توجه قرار داد (Mannes et al., 2021).

 

یادداشت­ها

1

Systematic literature review

2

Preferred Reporting Items for Systematic Review and Meta-Analysis Protocols (PRISMA-P)

3

Performance trap

4

Rolling forecast

5

Reactive type of planning

6

Proactive type of planning

7

Beyond Budgeting

8

Relative performance standards

9

Activity-based budgeting

10

Causal methods

11

Genetic programming

12

Value driver trees

13

Interactive controls

14

Diagnostic controls