تأثیر بیش‌اعتمادی مدیران بر تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها: نقش تعدیلگر قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد مدیریت مالی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شهرکرد، شهرکرد، ایران

2 استادیار، گروه حسابداری، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران.

چکیده

تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها به طرزی جالب توجه کیفیت سود عملیاتی را به خطر می‌اندازد و به اطلاعات گمراه‌کننده دربارۀ عملکرد اصلی و پایدار شرکت‌ها منجر می‌شود. تغییر طبقه‌بندی ممکن است پیامد مستقیم و غیرعمدی سوگیری شناختی مدیران با اعتمادبه‌نفس زیاد باشد. همچنین، مدیران با اعتمادبه‌نفس زیاد ممکن است آگاهانه و عمداً هزینه‌های عملیاتی را به ‌عنوان اقلام غیرعملیاتی طبقه‌بندی کنند تا سودهای عملیاتی را افزایش دهند؛ با این‌ حال، اگر صورت‌های مالی شرکت‌ها با همتایان آن‌ها در صنعت مقایسه شوند، نظارت قوی‌تر به فرصت‌های کمتر برای مدیریت سود ناشی از تغییر طبقه‌بندی منجر می‌شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بیش‌اعتمادی مدیران بر تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها بر اساس نقش تعدیلگر قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی است. نمونۀ آماری شامل 130 شرکت در بازۀ زمانی 1394 تا 1401 است. به ‌منظور آزمون فرضیه‌ها از مدل رگرسیون چندمتغیره و داده‌های ترکیبی (با کنترل اثرات سال و صنعت) و نرم‌افزار ایویوز نسخۀ 9 استفاده شده است. نتایج نشان داد بیش‌اعتمادی مدیران به افزایش تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها و کاهش تدریجی تغییر طبقه‌بندی در طول زمان منجر می‌شود. علاوه بر این، قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی همانند یک مانع برای بیش‌اعتمادی مدیران در جهت تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها و تدریج کاهشی تغییر طبقه‌بندی در طول زمان عمل می‌کند؛ بنابراین، ذی‌نفعان بازار سرمایه باید به بیش‌اعتمادی مدیران و قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی در راستای تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها توجه جدی داشته باشند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Impact of Managerial Overconfidence on Expenses Classification Shifting: The Moderating Role of Comparability of Financial Statements

نویسندگان [English]

  • Farshid Riahi Dorcheh 1
  • Iraj Torabi 2
1 Master of Financial Management, Shahrekord Branch, Islamic Azad University, Shahrekord, Iran
2 Assistant Professor, Department of Accounting, Shahrekord Branch, Islamic Azad University, Shahrekord, Iran
چکیده [English]

Abstract
Expenses classification shifting significantly compromises the quality of core earnings, resulting in misleading information about firms’ core and sustainable performance. Classification shifting can be a direct and unintentional consequence of overconfident CEOs’ cognitive bias. Also, overconfident CEOs might consciously and intentionally misclassify recurring expenses as nonrecurring items to inflate core earnings; however, if the firms’ financial statements are more comparable to those of their industry peers, stronger monitoring leads to fewer opportunities to manage earnings. The purpose of the present study is to investigate the impact of managerial overconfidence on expense classification shifting based on the moderating role of the comparability of financial statements. The sample consists of 130 companies in the period 2015-2022. The results showed that managers' overconfidence leads to increased expense classification shifting and a piecemeal decrease in classification shifting over time.  In addition, the comparability of financial statements is an obstacle to managers' overconfidence in expense classification shifting and their piecemeal reduction over time. Therefore, the market participants should pay serious attention to the overconfident CEOs’ and the comparability of financial statements to expense classification shifting.
 
Key words: Expenses Classification Shifting, Managerial Overconfidence, Comparability of Financial Statements.
 
Introduction
A stream of research shows that managers purposely classify essentially persistent expenses in the special items category and engage in classification shifting. Classification shifting differs from accruals and real earnings management in that it is a less costly earnings management tool that inflates the core performance of the firm and misleads investors about the firm’s sustainable core profitability. Prior studies on classification shifting focus mainly on firm-level factors and little is known about whether executive attributes are associated with firms’ propensity to engage in classification shifting. Our study fills this void by investigating whether and how an important individual characteristic, CEO overconfidence, is associated with classification shifting. In this regard, considering the opportunities for earnings manipulation, the comparability of financial statements may also play a role in the relationship of Managerial Overconfidence and Expenses Classification Shifting. Also, this research adds to the body of literature probing the financial reporting quality of firms with overconfident managers.
 
Methods & Material
The statistical population in this research is all the companies listed on Tehran Stock Exchange and the period under investigation is from 2015 to 2022. In this research, the systematic elimination method was used to reach the sample, and 130 companies were selected as the research sample. The research model is estimated through panel data by controlling the effects of industry and year by ordinary least squares method with robust standard error.
 
Finding
The findings of the first hypothesis show that managers' overconfidence leads to an increase in expense classification shifting and a piecemeal decrease in classification shifting over time. In addition, the findings of the second hypothesis show that the comparability of financial statements is an obstacle to managers' overconfidence in expense classification shifting and their piecemeal reduction over time.
 
Conclusion & Results
In this study, the association between an important behavioral attribute of CEOs, managerial overconfidence, and the occurrence of classification shifting has been investigated. The findings showed that managerial overconfidence is related to an increase in unexpected core earnings via reclassifying recurring expenses to special items and that the association between managerial overconfidence and classification shifting is more evident for firms whose financial statements are more comparable with their peers in the industry because stronger monitoring leads to fewer opportunities to manage earnings.  The evidence shows that increased financial comparability can mitigate the effects of managerial overconfidence on classification shifting. Together, these results suggest that overconfident CEOs intentionally engage in classification shifting and inflate core earnings, and this relation is more pronounced when CEOs have strong incentives and more opportunities to engage in misconduct. This study provides evidence that an important managerial attribute of CEOs, overconfidence, plays a significant role in explaining firms’ practice of classification shifting, and that classification shifting conducted by overconfident CEOs is driven by intended actions rather than unintentional behavior. Thus, the results suggest that regulators should also pay attention to the practice of classification shifting, considering the management style of CEOs.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Expenses Classification Shifting
  • Managerial Overconfidence
  • Comparability of Financial Statements

مقدمه

اقلام صورت‌های مالی به‌ گونه‌ای طبقه‌بندی می‌شوند که اقلام مشابه در یک گروه قرار گیرند و اقلام غیرمشابه از هم جدا شوند (Financial Accounting Standards Board, 1984). در واقع اقلام، موقتی و گذرا از اقلام پایدار در صورت سود و زیان جدا هستند تا تجزیه‌وتحلیل سرمایه‌گذاران را تسهیل کنند؛ زیرا اقلام موقتی پایدار نیستند یا پایداری کمی دارند و از این رو، قدرت پیش‌بینی کمی دارند (Jones & Smith, 2011). هنگامی که هزینه‌های غیرعملیاتی حذف می‌شوند، انتظار می‌رود سود عملیاتی پایدارتر باشد و به سرمایه‌گذاران کمک کند تا سودهای آتی را بهتر پیش‌بینی کنند (Frankel et al., 2011). ذی‌نفعان بازار برای سود عملیاتی نسبت به سود خالص، وزنی بیشتر قائل هستند و در مقابل، بر اقلام غیرعملیاتی کمتر تأکید می‌کنند (Francis et al., 2008). پژوهشگران دانشگاهی و حرفۀ حسابداری از عبارت «اقلام ویژه» برای نشان دادن چنین هزینه‌های غیرعملیاتی استفاده می‌کنند؛ اگرچه این اصطلاح در اصول پذیرفته‌شدۀ حسابداری ((GAAP[1] دیده نمی‌شود (Choi et al., 2024). برخی از پژوهش‌ها نشان می‌دهند مدیران به ‌طور عمدی هزینه‌های اساساً پایدار (هزینه‌های عملیاتی) را در دستۀ اقلام خاص یا هزینه‌های غیرعملیاتی طبقه‌بندی و به تغییر طبقه‌بندی اقلام سود و زیان شرکت اقدام می‌کنند (Fan & Liu, 2017; McVay, 2006). تغییر طبقه‌بندی به طرزی جالب توجه کیفیت سود عملیاتی را به خطر می‌اندازد و به اطلاعات گمراه‌کننده دربارۀ عملکرد اصلی و پایدار شرکت‌ها منجر می‌شود. کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC)[2] با بیان اینکه «طبقه‌بندی مناسب مبالغ در صورت سود و زیان به میزان اندازه‌گیری یا شناسایی مناسب این مبالغ دارای اهمیت است»، بر مشکل تغییر طبقه‌بندی تأکید می‌کند (Securities and Exchange Commission, 2000). مطالعات قبلی در رابطه با تغییر طبقه‌بندی عمدتاً بر روی عوامل سطح شرکت تمرکز می‌کنند (Hwang et al., 2022; Black et al., 2017) و اطلاعاتی اندک دربارۀ تأثیر ویژگی‌های فردی بر تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها وجود دارد. پژوهش حاضر این خلأ را با بررسی اینکه آیا و چگونه یک ویژگی مهم فردی، یعنی بیش‌اعتمادی مدیرعامل، با تغییر طبقه‌بندی و افزایش سود عملیاتی مرتبط است، پر می‌کند.

مطالعات قبلی در بازار سرمایۀ ایران عمدتاً تأثیر تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها بر روی عملکرد سهام پس از عرضۀ عمومی اولیه، مدیریت سود، دورۀ تصدی مدیرعامل و مدیریت سود در میان‌دوره‌های مالی را بررسی کرده‌اند (افلاطونی و همکاران، 1402؛ شیرزادی و همکاران، 1402؛ ثقفی و جمالیان‌پور، 1397؛ هاشمی و ربیعی، 1392).

پیرک نشان داد مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد کمتر ‌احتمال دارد پس از جابه‌جایی مدیرعامل شرکت، به مدیریت سود از طریق انتقال گستردۀ هزینه‌ها و زیان‌ها1 اقدام کنند؛ زیرا آن‌ها تمایل دارند عملکرد شرکت را مطابق باورهای بیش‌ازحد مطمئن خود در رابطه با توانایی‌ها و آیندۀ خود گزارش دهند (Pierk, 2021)؛ با این ‌حال، نتایج حاصل از این مطالعات لزوماً به تغییر طبقه‌بندی ‌تعمیم‌پذیر نیست؛ زیرا مدیریت سود اقلام تعهدی، مدیریت سود واقعی و مدیریت سود از طریق انتقال گستردۀ هزینه‌ها و زیان‌ها به دست‌کاری سود خالص اختصاص دارد؛ در حالی‌ که تغییر طبقه‌بندی سود عملیاتی را مدیریت می‌کند. اگر مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد سودهای عملیاتی را به اندازۀ سودهای خالص مهم بدانند، ممکن است علاوه بر مدیریت سود اقلام تعهدی و مدیریت سود واقعی، در تغییر طبقه‌بندی مشارکت کنند. از سوی دیگر، اگر سودهای عملیاتی برای مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد مهم نباشند، ممکن است ارتباطی بین بیش‌اعتمادی مدیرعامل و تغییر طبقه‌بندی پیدا نشود؛ بنابراین، اینکه تا چه حد مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد در تغییر طبقه‌بندی برای افزایش سودهای عملیاتی شرکت می‌کنند، به ‌صورت یک پرسش تجربی باقی می‌ماند (Choi et al., 2024).

در همین راستا، با توجه به فرصت‌های دست‌کاری سود، قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی نیز ممکن است بر رابطۀ بیش‌اعتمادی مدیران و تغییر طبقه‌بندی نقش داشته باشد. کاین و همکاران نشان دادند مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد، زمانی که فرصت‌هایی بیشتر برای سوء رفتار وجود دارند، یعنی زمانی که قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی کم است و زمانی که مدیرعامل می‌تواند از اقلام خاص فرصت‌طلبانه برای طبقه‌بندی نادرست هزینه‌ها استفاده کند، بیشتر درگیر تغییر طبقه‌بندی می‌شوند (Cain et al., 2020).

به ‌طور کلی، در مطالعۀ حاضر، یک ویژگی مهم مدیران، یعنی اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد آن‌ها و اثرات آن بر احتمال تغییر طبقه‌بندی بررسی می‌شود. ادبیات گذشتۀ تغییر طبقه‌بندی نشان می‌دهد تمایل شرکت‌ها به مشارکت در تغییر طبقه‌بندی تحت تأثیر یک سری از عوامل در سطح شرکت، مانند توانایی محدود برای دست‌کاری اقلام تعهدی و فعالیت‌های واقعی (Black et al., 2017)، انگیزه‌های شرکت‌ها برای برآورده کردن یا شکست دادن پیش‌بینی‌های تحلیلگران و طیفی از معیارهای سود (Barua et al., 2010) و قدرت حاکمیت شرکتی (Haw et al., 2011) است. پژوهش حاضر با نشان دادن اینکه علاوه بر عوامل در سطح شرکت، ویژگی‌های مدیریتی مدیران نقشی مهم در توضیح شیوۀ تغییر طبقه‌بندی شرکت‌ها ایفا می‌کنند، به جریان این ادبیات کمک می‌کند.

همچنین، این پژوهش به مجموعۀ ادبیات قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی شرکت‌هایی با مدیران بیش‌اعتماد می‌افزاید. ممکن است چنین تناقض‌هایی بر اساس نقش قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی قابل توضیح باشند که به دلیل نبود شواهد کافی، این پژوهش این موضوع را بررسی می‌کند. در نهایت، پژوهش پیش‌رو به تنظیم‌کنندگان قوانین و مقررات که به دنبال بهبود کیفیت سود هنگام ارزیابی قصد شرکت‌ها برای دست‌کاری سود هستند، کمک می‌کند و از این‌ نظر، دارای اهمیت و پیامدهای سیاستی است. علاوه بر این، ذی‌نفعان بازار سرمایه بر اساس نتایج این مطالعه می‌توانند تصمیم‌هایی بهتر برای شناسایی شرکت‌های با دست‌کاری بیشتر سود داشته باشند. در بخش‌های بعدی این مقاله، به‌ترتیب مبانی نظری، پیشینۀ تجربی، روش پژوهش، تجزیه‌وتحلیل یافته‌ها، نتیجه‌گیری و پیشنهاد‌هایی برای پژوهش‌های آتی بیان شده‌اند.

 

مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش

مطالعات قبلی برای مثال، (Black et al., 2017; Barua et al., 2010; Hwang et al., 2022) نشان می‌دهند عواملی متعدد می‌توانند به ‌طور بالقوه بر تصمیم شرکت‌ها برای مشارکت در تغییر طبقه‌بندی تأثیر بگذارند. برای مثال، زمانی که توانایی شرکت‌ها برای دست‌کاری اقلام تعهدی و فعالیت‌های واقعی محدود است، بیشتر احتمال دارد که آن‌ها هزینه‌ها را اشتباه طبقه‌بندی کنند و سودهای اصلی را اشتباه گزارش کنند (Black et al., 2017). علاوه بر این، یکی از انگیزه‌های اولیه برای مشارکت در تغییر طبقه‌بندی تمایل به برآورده کردن یا شکست پیش‌بینی‌های تحلیلگران و طیفی از معیارهای سود است (Barua et al., 2010). هاو و همکاران نشان دادند عوامل حاکمیت شرکتی بر تمایل شرکت‌ها برای مشارکت در تغییر طبقه‌بندی تأثیر می‌گذارند (Haw et al., 2011). هوانگ و همکاران دریافتندشرکت‌هایی با مسئولیت اجتماعی خوب نسبت به شرکت‌هایی با عملکرد ضعیف مسئولیت اجتماعی، کمتر درگیر تغییر طبقه‌بندی می‌شوند، حتی زمانی که انگیزه‌هایی بیشتر برای دست‌یابی به معیارهای سود دارند (Hwang et al., 2022). بانسال و بشیر نشان دادند که مدیران شرکت‌های با استراتژی رهبری هزینه بیشتر درگیر طبقه‌بندی نادرست هزینه هستند، درحالی‌که شرکت‌هایی که از استراتژی تمایز پیروی می‌کنند احتمالاً در طبقه‌بندی نادرست درآمد مشارکت دارند (Bansal & Bashir, 2023). مولچاندانی و مولچاندانی بیان کردند شرکت‌هایی با نسبت بالاتر از مدیران مستقل در هیئت‌مدیره در محدود کردن هزینۀ تغییر طبقه‌بندی مؤثر هستند. علاوه بر این، شرکت‌هایی که حسابرسان بزرگ آن‌ها را حسابرسی می‌کنند، نقشی مهم در مهار تغییر طبقه‌بندی هزینه دارند (Mulchandani & Mulchandani, 2022). علاوه بر این، آناگناستوپولو و مالیکوف پیامدهای واقعی تغییر طبقه‌بندی را بر اساس شواهدی از کارایی سرمایه‌گذاری شرکتی بررسی و بیان کردند تغییر طبقه‌بندی شدت و پاسخ سرمایه‌گذاری به فرصت‌های رشد را کاهش می‌دهد؛ بنابراین، با سرمایه‌گذاری ناکارا همراه است (Anagnostopoulou & Malikov, 2023).

در داخل کشور نیز، افلاطونی و همکاران (1402) نشان دادند مدیران از تغییر طبقه‌بندی برای مدیریت سود استفاده می‌کنند و با افزایش دورۀ تصدی مدیرعامل تغییر طبقه‌بندی کمتر می‌شود. یافته‌های سجادی و همکاران (1401) نشان داد بین سهامداران نهادی و تغییر در طبقه‌بندی سود رابطه‌ای منفی و معنادار وجود دارد و اندازۀ هیئت‌مدیره موجب تقویت این رابطه می‌شود؛ در حالی‌ که استقلال هیئت‌مدیره بر این رابطه مؤثر نیست. همچنین، بین مالکان دولتی و تغییر طبقه‌بندی سود رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد. در حالی ‌که استقلال هیئت‌مدیره موجب تضعیف این رابطه می‌شود؛ اندازۀ هیئت‌مدیره بر آن تأثیری ندارد. جودکی و حیدری (1401) دریافتند شرکت‌هایی با مسئولیت‌پذیری اجتماعی زیاد نسبت به شرکت‌هایی با مسئولیت‌پذیری کم، تغییر طبقه‌بندی کمتری دارند. در مطالعه‌ای دیگر، گرجی و همکاران (1399) نشان دادند مدیریت سود در سال قبل از تغییر مدیریت بیشتر است. ثقفی و جمالیان پور (1397) شواهدی مبنی بر اینکه شرکت‌ها به‌ترتیب از مدیریت فعالیت‌های واقعی، مدیریت اقلام تعهدی و تغییر طبقه‌بندی استفاده می‌کنند، ارائه دادند.

اثر اعتماد بیش‌ازحد مدیران بر تغییر طبقه‌بندی ممکن است از دو کانال رخ دهد. اولاً، تغییر طبقه‌بندی ممکن است پیامد مستقیم و غیرعمدی سوگیری شناختی مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد باشد. مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد، با تمایل خود به دست‌کم گرفتن احتمال وقوع رویدادهای نامطلوب، ممکن است هزینه‌های تکراری (عملیاتی) را هزینه‌های غیرتکراری (غیرعملیاتی) تصور کنند؛ زیرا اعتماد بیش‌ازحد آن‌ها به‌ طور طبیعی آن‌ها را به این باور می‌رساند که اقلام کاهندۀ سود تداوم نمی‌یابند. این موضوع نشان می‌دهد اعتماد بیش‌ازحد مدیران به شایستگی مدیریتی آسیب می‌رساند و در نتیجه، خطاهای گزارشگری مالی رخ می‌دهند؛ به این ترتیب، یک اقدام غیرعمدی طبقه‌بندی نادرست هزینه‌های عملیاتی در گروه هزینه‌های غیرعملیاتی، احتمالاً زمانی اتفاق می‌افتد که مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد، با نسبت دادن نتایج بد به بدشانسی، مرتکب خطاهای اسنادی می‌شوند (Choi et al., 2024).

دوماً، مدیران با اعتمادبه‌نفس زیاد ممکن است آگاهانه و عمداً هزینه‌های عملیاتی را به ‌عنوان اقلام غیرعملیاتی طبقه‌بندی کنند تا سودهای عملیاتی را افزایش دهند. مدیران با اعتمادبه‌نفس زیاد سوگیری خوش‌بینانۀ بیشتری دربارۀ توانایی‌ها و عملکرد آیندۀ خود دارند (Hastorf et al., 1970)؛ در نتیجه، آن‌ها ممکن است عمداً درگیر تغییر طبقه‌بندی شوند تا به برآوردهای متعصبانه و بیش‌ازحد خوش‌بینانۀ خود برسند. چنین رفتار عمدی نشان می‌دهد اعتمادبه‌نفس زیاد ممکن است تأثیر غیرمستقیم بر تغییر طبقه‌بندی داشته باشد؛ به ‌طوری ‌که مدیران با اعتمادبه‌نفس زیاد سهواً پیش‌بینی‌هایی خوش‌بینانه‌تر را انجام می‌دهند و برای تحقق این پیش‌بینی‌ها عمداً به تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها اقدام می‌کنند (Choi et al., 2024). اقدامات عمدی و غیرعمدی توسط مدیران با اعتمادبه‌نفس زیاد ممکن است به رفتارهای تغییر طبقه‌بندی منجر شوند. علاوه بر این، اگر تغییر طبقه‌بندی توسط مدیران با اعتمادبه‌نفس زیاد به‌ طور عمدی رخ دهد، تغییر طبقه‌بندی ممکن است تشدید شود؛ زیرا انگیزه‌ها و فرصت‌های قوی برای انجام آن وجود دارند. مسلماً، این امکان وجود دارد که مدیران با اعتمادبه‌نفس زیاد، به‌ ویژه در مراحل اولیۀ تصدی خود، زمانی که دیدگاه‌های غرورآمیز دربارۀ آینده دارند، علاقه‌ای به افزایش عمدی سودهای عملیاتی و ضرورتی برای تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها نداشته باشند (Chen et al., 2018; Choi et al., 2024). برای ‌مثال، همان‌طور که پیرک نشان داده است، هنگامی ‌که تغییر مدیرعامل اتفاق می‌افتد، مدیریت سود از طریق انتقال گستردۀ هزینه‌ها و زیان‌ها در میان مدیران با اعتمادبه‌نفس زیاد به طرزی جالب توجه کمتر دیده می‌شود؛ زیرا آن‌ها توانایی‌های خود را بیش‌ازحد برآورد می‌کنند و در نتیجه، انتظارات متعصبانۀ زیادی نسبت به عملکرد آیندۀ شرکت دارند؛ با این ‌حال، با گذشت زمان و محقق نشدن پیش‌بینی‌های بیش‌ازحد خوش‌بینانۀ آن‌ها، احتمالاً درگیر تغییر طبقه‌بندی می‌شوند تا عملکرد کمتر از حد انتظار را پنهان کنند (Pierk, 2021). با توجه به مطالب بیان‌شده، فرضیۀ اول پژوهش به شرح زیر مطرح می‌شود:

فرضیۀ اول: بیش‌اعتمادی مدیران بر تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها تأثیر مثبت دارد.

 

قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی ممکن است بیش‌اعتمادی مدیران بر تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی یکی از ویژگی‌های کیفی منحصربه‌فرد اطلاعات مالی است و مفید ‌بودن اطلاعات را افزایش می‌دهد (Kim et al., 2016). قابلیت مقایسه این امکان را برای استفاده‌کنندگان فراهم می‌آورد تا شباهت‌ها و تفاوت‌های عملکرد مالی شرکت‌ها را شناسایی کنند؛ بنابراین، ویژگی کیفی اطلاعات مالی (قابلیت مقایسه) در بازار سرمایه و بدهی برای سرمایه‌گذاران و اعتباردهندگان بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا تصمیم‌های سرمایه‌گذاری و وام‌دهی بر ارزیابی فرصت‌ها یا پروژه‌های جایگزین مبتنی هستند و بدون وجود ویژگی قابلیت مقایسۀ اطلاعات، نمی‌توان به اتخاذ تصمیم بهینه اقدام کرد (Schipper, 1989). همچنین، قابلیت مقایسه کیفیت و شفافیت محیط اطلاعاتی را افزایش می‌دهد و در نتیجه، سرمایه‌گذاران، تحلیلگران، حسابرسان و سرمایه‌گذاران نهادی را قادر می‌سازد تا رفتار مدیریتی را با دقتی بیشتر رصد کنند (De Franco et al., 2011).

در راستای نقش قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی مطالعاتی نیز انجام شده‌اند؛ به طوری که چوی و همکاران نشان دادند تمایل مدیران با اعتمادبه‌نفس زیاد برای مشارکت در تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها در شرکت‌هایی با صورت‌های مالی دارای ویژگی قابلیت مقایسه کاهش می‌یابد (Choi et al., 2024). مرزوکی و بن اعمار بیان کردند با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری به عنوان نماینده‌ای برای مدیریت سود، نتایج تجربی رابطۀ مثبت بین بیش‌اعتمادی مدیرعامل و مدیریت سود را نشان می‌دهد. علاوه بر این، نتایج نشان می‌دهد اخلاق تجاری رابطۀ بین اعتماد بیش‌ازحد مدیرعامل و مدیریت سود را تعدیل می‌کند (Marzouki, & Ben Amar, 2024). اخلاق تجاری را می‌توان هم‌راستا با قابلیت مقایسۀ بیشتر صورت‌های مالی متصور شد. نام و تومپسون نشان دادند افزایش قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی، ضمن کاهش هزینه‌های اطلاعاتی، موجب بهبود کارایی نظارت کمیسیون بورس اوراق بهادار بر کیفیت صورت‌های مالی می‌شود (Nam & Thompson, 2023). ها و توماس در مطالعه‌ای دیگر نشان دادند زمانی که عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه‌گذاران بیشتر باشد، میزان تغییر طبقه‌بندی به ‌عنوان یک راهبرد گزارش‌دهی اطلاعاتی بیشتر است (Ha & Thomas, 2020). عدم تقارن اطلاعاتی به ‌نوعی بیانگر قابلیت مقایسۀ کمتر صورت‌های مالی است (Hasan & Habib, 2017). نتایج مطالعات مارتینز و همکاران نشان داد هرچه قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی بیشتر باشد، رویکرد فرصت‌طلبانۀ مدیریت سود تعهدی محدود می‌شود (Martens et al., 2020).

در ایران نیز، حاجیها و چناری (1402) دریافتند قابلیت مقایسۀ بیشتر صورت‌های مالی شرکت‌ها کیفیت گزارشگری مالی را افزایش می‌دهد. افزایش کیفیت گزارشگری مالی ممکن است بیانگر کاهش تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها به عنوان یک ابزار مدیریت سود باشد. ویسی‌زاده و صالحی (1401) نشان دادند قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی رابطۀ مثبت بین بیش‌اعتمادی مدیران و سررسید بدهی‌ها را تضعیف می‌کند. در مطالعه‌ای دیگر، اکبری و همکاران (1399) دریافتند قابلیت مقایسه با مدیریت سود واقعی رابطۀ منفی و معنادار دارد؛ به این ترتیب، می‌توان انتظار داشت قابلیت مقایسۀ بیشتر موجب کاهش تغییر طبقه‌بندی هزینه شود. نتایج مطالعات بولو و همکاران (1399) نیز نشان داد عدم تقارن اطلاعات و قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی دو نیروی متضاد مؤثر بر کیفیت اطلاعات حسابداری هستند.

به ‌طور کلی، قابلیت مقایسۀ بیشتر صورت‌های مالی از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعات، به نفع کاربران اطلاعات خارج از شرکت است و به نظارت قوی‌تر توسط بازار منجر می‌شود (De Franco, 2011; Chen et al., 2018; Choi et al., 2019). هرچه صورت‌های مالی شرکت‌ها با همتایان آن‌ها در صنعت دارای قابلیت مقایسۀ بیشتری باشند، رابطۀ بین اعتماد بیش‌ازحد مدیران و تغییر طبقه‌بندی کاهش می‌یابد؛ زیرا نظارت قوی‌تر به فرصت‌هایی کمتر برای مدیریت سود منجر می‌شود؛ به این ترتیب، فرضیۀ دوم به شرح زیر مطرح می‌شود:

فرضیۀ دوم: قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی تأثیر بیش‌اعتمادی مدیران بر تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها را تضعیف می‌کند.

 

روش پژوهش

این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر زمانی پس‌رویدادی و از نظر ماهیت توصیفی از نوع همبستگی است که ویژگی‌های متغیرها و رابطۀ بین آن‌ها را از طریق تحلیل رگرسیون بررسی می‌کند. در گام بعدی، پس از جمع‌آوری داده‌ها از نمونۀ جامعۀ آماری، تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به ‌منظور آزمون فرضیه‌ها انجام می‌شود. با توجه به حجم زیاد داده‌ها و نیاز به پردازش آن‌ها، از نرم‌افزار اکسل 2013 و ایویوز 9 برای برآورد آمار توصیفی و پارامترهای مدل و تحلیل و استنباط آماری استفاده می‌شود. مدل پژوهش از طریق داده‌های پنل با کنترل اثرات صنعت و سال به روش حداقل مربعات معمولی با خطای استاندارد مقاوم برآورد شده است.

جامعۀ آماری در پژوهش پیش‌رو شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند. دورۀ زمانی نیز 1394 تا 1401 است و پس از اعمال شرایط غربالگری جامعه، 130 شرکت به ‌عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. همچنین، باید به این نکته اشاره کرد که داده‌ها از صورت‌های مالی حسابرسی‌شدۀ ‌شرکت‌ها که در سایت کدال منتشر شده است، ‌به ‌صورت دستی جمع‌آوری ‌شده است. شرایط مدنظر برای تعیین نمونه به شرح زیر است: 1- طی دورۀ پژوهش شرکت تغییر سال مالی نداده باشد و سال مالی منتهی به پایان اسفند باشد، 2- ‌شرکت‌ مدنظر در همۀ سال‌های تحت بررسی جزء ‌شرکت‌های بورسی باشد، 3- ‌شرکت تحت بررسی از نوع سرمایه‌گذاری، واسطه‌گری مالی، هلدینگ و بیمه نباشد، 4- در هر صنعت برای قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی دست‌کم 5 شرکت وجود داشته باشند و در نهایت 5- اطلاعات و داده‌های آن‌ها در دسترس و قابل ‌استفاده باشد.

 

مدل‌ و متغیرهای پژوهش

بر اساس مطالعات چوی و همکاران، بانسال و افلاطونی و همکاران، برای آزمون فرضیۀ اول پژوهش از مدل (1)، و برای فرضیۀ دوم از مدل (2) استفاده شده است. هر مدل بر اساس دو متغیر وابستۀ سود عملیاتی غیرمنتظره (UE_CE) و تغییرات سودعملیاتی غیرمنتظره (UE_∆CE) برآورد می‌شود که نحوۀ اندازه‌گیری این دو متغیر در ادامه شرح داده شده است. گفتنی است، زمانی می‌توان تغییر طبقه‌بندی را به عنوان مدیریت سود در نظر گرفت که شرکت طبقۀ هزینه‌های عملیاتی را به هزینه‌های غیرعملیاتی تغییر داده باشد و سود عملیاتی سال جاری در نتیجۀ این تغییرات افزایش یافته باشد و تغییر طبقه‌بندی هزینه‌های عملیاتی به غیرعملیاتی در سال قبل باعث کاهش سود عملیاتی غیرمنتظره در سال آتی شود؛ به همین دلیل، برای بررسی هر فرضیه دو مدل مجزا با دو متغیر وابسته (  و ) برآورد می‌شوند (Bansal, 2021; Choi et al., 2024؛ افلاطونی و همکاران، 1402).

مدل (1-الف):

 

مدل (1-ب):

 

 

برای تأیید فرضیۀ اول پژوهش، در صورتی ‌که ضریب  در مدل (1-الف) مثبت و معنادار و در مدل (1-ب) منفی و معنادار باشد، آنگاه فرضیۀ اول پژوهش رد نمی‌شود.

برای آزمون فرضیۀ‌ دوم پژوهش از مدل (2-الف) و (2-ب) استفاده شده است.

مدل (2-الف):

 

 مدل (2-ب):

 

 

در صورتی‌ که ضریب  در مدل (2-الف) منفی و معنادار باشد، آنگاه فرضیۀ دوم پژوهش رد نمی‌شود. همچنین، در صورتی ‌که ضریب  در مدل (2-ب) مثبت و معنادار باشد، آنگاه فرضیۀ دوم پژوهش رد نمی‌شود.

 

متغیر وابسته:

تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها (UE_CE): بر اساس مطالعات چوی و همکاران، در صورتی ‌که مدیران به تغییر طبقه‌بندی اقدام کنند، سود عملیاتی در نتیجۀ شناسایی هزینه‌های عملیاتی در قالب هزینه‌های غیرعملیاتی و اقلام خاص متورم می‌شود (Choi et al., 2024)؛ بنابراین، انتظار می‌رود سود عملیاتی غیرمنتظره (سود عملیاتی گزارش شده به کسر سود عملیاتی مورد انتظار) در سال t با افزایش اقلام خاص افزایش پیدا کند. همچنین، تغییرات سود عملیاتی در سال t+1 با افزایش اقلام خاص افزایش پیدا کنند؛ از این رو، از مدل (3-الف) و مدل (3-ب) انتظارات سود اصلی به‌ صورت زیر برای تعیین UE_CE و UE_∆CE استفاده شده است.

مدل (3-الف):

 

مدل (3-ب):

 

 

CE سود عملیاتی و 𝛥CE تغییرات سود عملیاتی است که عبارت است از فروش خالص منهای بهای تمام‌شدۀ کالای فروش‌رفته منهای هزینه‌های عمومی، فروش و اداری تقسیم بر فروش خالص.

ATO: نسبت گردش دارایی که برابر است با درآمد فروش تقسیم بر ارزش دفتری دارایی‌ها. 

ACC: اقلام تعهدی که با کسر جریان نقدی عملیاتی از سود خالص اندازه‌گیری می‌شود.

ΔSALES: درصد تغییر در فروش نسبت به دورۀ گذشته.

NEG_ΔSALES: متغیر مجازی است. اگر درصد تغییر در فروش منفی باشد، یک و در غیر این صورت، صفر است.

جزء خطای مدل (3-الف)، در مدل اصلی پژوهش سود عملیاتی غیرمنتظره (UE_CE) و در مدل (3-ب)، تغییرات سود عملیاتی غیرمنتظره (UE_∆CE) است که در اندازه‌گیری تغییر طبقه‌بندی به ‌عنوان متغیرهای وابسته در مدل اصلی پژوهش استفاده شده‌اند. در واقع، مدل سادۀ تغییر طبقه‌بندی به صورت مدل (4-الف) و (4-ب) است.

مدل (4-الف):

 

مدل (4-ب):

 

 

که در آن، NOE هزینه‌های غیرعملیاتی است که بر اساس درصد هزینه‌های غیرعملیاتی به فروش اندازه‌گیری می‌شوند. بر اساس مطالعات مک‌وی، اگر مدیران به ‌طور فرصت‌طلبانه هزینه‌های عملیاتی را به ‌عنوان هزینه‌های غیرعملیاتی طبقه‌بندی کنند، آنگاه ضریب  در مدل 4-الف باید مثبت و معنادار باشد. مثبت بودن  به این معنا است که شرکت هزینه‌های عملیاتی را به عنوان هزینه‌های غیرعملیاتی طبقه‌بندی کرده است و سود عملیاتی سال جاری در نتیجۀ این تغییرات افزایش یافته است. همچنین،  در مدل (4-ب) باید منفی و معنادار باشد. منفی بودن  در مدل (4-ب) به این معنا است که تغییر طبقه‌بندی هزینه‌های عملیاتی به غیرعملیاتی در سال قبل باعث کاهش سود عملیاتی غیرمنتظره در سال آتی می‌شود. در چنین شرایطی، می‌توان تغییر طبقه‌بندی انجام‌شده را مدیریت سود تلقی کرد (در واقع، ضریب  نشان‌دهندۀ تغییر طبقه‌بندی است) (McVay, 2006).

 

متغیر مستقل:

بیش‌اعتمادی مدیران[3]: این مطالعه از دو شاخص اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد مدیران استفاده می‌کند که در مطالعات گذشته کمتر مورد توجه بوده است. علت استفاده از دو شاخص برای دست‌یابی به نتایج قابل اعتماد بیشتر است.

شاخص اول: اولین شاخص مبتنی بر اختیارات مدیرعامل است. مدیرعامل در مخارج سرمایه‌گذاری اختیار دارد و در صورتی ‌که نسبت مخارج سرمایه‌گذاری به دارایی‌های سال قبل بیش از دوسوم میانگین صنعت باشد، بیانگر بیش‌اعتمادی مدیران است (Choi et al., 2024). به ‌بیان‌ دیگر، اگر نسبت مخارج سرمایه‌گذاری (خالص وجوه پرداختی برای خرید دارایی‌های ثابت و سایر سرمایه‌گذاری‌ها مندرج در صورت جریان وجوه نقد) بر دارایی‌های سال قبل در یک شرکت و در آن سال بیشتر از دوسوم میانگین نسبت یادشده در صنعت موجود در نمونۀ مربوط به آن شرکت باشد، مقدار آن متغیر در آن سال و برای آن شرکت برابر یک و در غیر این صورت صفر فرض می‌شود (بشیری‌منش و شهنازی، 1401؛ Choi et al., 2024).

شاخص دوم: شاخص دوم بر اساس تصمیم‌های سرمایه‌گذاری و تأمین مالی یک شرکت محاسبه می‌شود. به پیروی از شراند و زچمن، اگر فعالیت‌های سرمایه‌گذاری و تأمین مالی شرکت دست‌کم دو معیار از چهار معیار زیر را برآورده کنند، مدیران را می‌توان به ‌عنوان مدیران با اعتمادبه‌نفس زیاد طبقه‌بندی کرد (Schrand & Zechman, 2012):

1) سرمایه‌گذاری بیش‌ازحد در دارایی‌ها که از باقیمانده‌های مدل رگرسیونی رشد دارایی‌ها بر رشد فروش بر مبنای سال - صنعت و طبق مدل زیر محاسبه می‌شود:

مدل (5):

 

SG رشد فروش، AG رشد دارایی‌ها و  باقیماندۀ رگرسیونی در پایان دورۀ مالی t برای شرکت i است که مقدار مثبت این باقیمانده‌ها بیانگر سرمایه‌گذاری بیش‌ازحد در دارایی‌ها و مقدار منفی این باقیمانده‌ها بیانگر سرمایه‌گذاری کمتر از حد در دارایی‌ها است. اگر جزء خطا بزرگ‌تر از میانگین سال - صنعت باشد، بیانگر بیش‌اعتمادی است.

2) خالص جریان نقدی ناشی از فعالیت‌های سرمایه‌گذاری بیشتر از میانگین صنعت در هر سال است.

3) نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (بدهی بلندمدت تقسیم بر ارزش کل بازار حقوق صاحبان سهام) بیشتر از میانگین سال صنعت است.

4) سود تقسیمی سهام برابر صفر باشد.

این الزامات با یافته‌های قبلی مبنی بر اینکه مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد درگیر سرمایه‌گذاری بیش‌ازحد، فعالیت‌های تأمین مالی بدهی، تأمین مالی پرخطر و سیاست تقسیم سود هستند، سازگار است؛ به این ترتیب، اگر شرکت در دسته شرکت‌های با مدیران بیش اعتماد قرار گیرد برابر یک و در غیر این صورت صفر خواهد بود.

 

متغیر تعدیلگر:

قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی ([4]FSC): قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی با استفاده از مدل دیفرانکو و همکاران اندازه‌گیری شده است که در آن، از سود به ‌عنوان شاخصی از صورت‌های مالی (خروجی سیستم حسابداری) و از بازده سهام به ‌عنوان شاخصی از اثرات خالص رویدادهای اقتصادی شرکت (ورودی سیستم حسابداری) استفاده می‌شود (De Franco et al., 2011). برای محاسبۀ قابلیت مقایسۀ صورت مالی دو شرکت i و j، ابتدا مدل (6) برای هر سال - شرکت با استفاده از داده‌های 8 سال گذشته و به روش آزمون رگرسیون سری زمانی برآورد می‌شود.

مدل (6):

 

: سود خالص شرکت در سال سهام t است که با ارزش بازار حقوق صاحبان شرکت در ابتدای سال همگن می‌شود.

 : بازده سهام شرکت  در سال t است.

گفتنی است، این رابطه بر اساس رگرسیون غلتان برآورد می‌شود؛ زیرا برآورد تک‌تک مدل‌های رگرسیونی برای هر شرکت زمان‌بر است. ضرایب  و  در رابطۀ 1، برای هر سال - شرکت معیارهایی از عملیات حسابداری شرکت هستند؛ یعنی  و  نشان‌دهندۀ عملیات حسابداری شرکت i و ضرایب  و  معرف عملیات حسابداری شرکت j هستند. شباهت میان عملیات حسابداری دو شرکت میزان قابل ‌مقایسه بودن دو شرکت را نشان می‌دهد. به‌ منظور برآورد تفاوت میان عملیات حسابداری دو شرکت i و j ، مفهوم قابل ‌مقایسه بودن (ارائۀ گزارش‌های مشابه دربارۀ مجموعه‌ای از رویداد‌های مشابه) به کار گرفته می‌شود؛ از این ‌رو، در هر سال با استفاده از رابطۀ (1) و رابطۀ (2) سود شرکت i به ‌طور جداگانه یک ‌بار با ضریب خود شرکت i و یک ‌بار با ضریب شرکت j، اما با بازده شرکت i  (رویداد مشابه) برای بازۀ زمانی مشابه با بازۀ زمانی مدل 6 اندازه‌گیری می‌شود.

رابطۀ (1):

 

رابطۀ (2):

 

: سود خالص پیش‌بینی‌شدۀ شرکت i و سال t، با استفاده از ضرایب برآورده‌شدۀ شرکت i و بازده سالانۀ سهام شرکت i است.

: سود خالص پیش‌بینی‌شدۀ شرکت i و سال t، با استفاده از ضرایب برآوردشدۀ شرکت j و بازده سالانۀ سهام شرکت i است.

قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی بین شرکت i و شرکت j از تفاوت سود خالص پیش‌بینی‌شده در رابطۀ (1) و (2) و از طریق رابطۀ (3) محاسبه می‌شود.

رابطۀ (3):

 

 

در رابطۀ (3)،  میانگین قدر مطلق تفاوت در مقادیر سود خالص پیش‌بینی‌شده بیانگر تفاوت در عملیات حسابداری در شرکت i و شرکت j است. هرچه این عدد بزرگ‌تر باشد بیانگر قابلیت مقایسۀ بیشتر بین دو شرکت است. به طریق مشابه، برای هر سال و هر جفت شرکت i با شرکت‌های j عضو یک صنعت، معیار  محاسبه می‌شود و میانگین 4 عدد بزرگ‌تر محاسبه‌شده برای آن به عنوان معیار قابل ‌مقایسه بودن شرکت i تعریف می‌شود.

متغیر‌های کنترلی نیز شامل اندازۀ شرکت (لگاریتم طبیعی کل دارایی‌ها)، اهرم مالی (نسبت بدهی به دارایی)، رشد فروش (درصد تغییرات فروش)، عمر شرکت (لگاریتم طبیعی تعداد سال‌های عمر شرکت در بورس) و بازده دارایی (نسبت سود خالص به دارایی) و همچنین، متغیرهای کنترلی سال و صنعت برای سال‌ها و صنایع مختلف هستند.

 

یافته‌های پژوهش

آمار توصیفی

در نگارۀ (1)، آماره‌های توصیفی مرتبط با مدل‌ها آورده شده‌اند. میانگین سود عملیاتی غیرمنتظره و تغییرات غیرمنتظرۀ سود عملیاتی برابر صفر است و دلیل آن استخراج این متغیرها بر اساس جزء خطا است. به همین ترتیب، سود غیرعملیاتی به ‌طور میانگین 003/0 است که با مطالعات افلاطونی و همکاران (1402) مطابقت دارد. قابلیت مقایسه به ‌طور میانگین 167/0- است که مطابق مطالعات رضایی پینه‌نوئی و عبداللهی (1398) است و به این معنا است ک حدود 83 درصد از شرکت‌های نمونۀ تحت بررسی از روش‌های یکسان استفاده می‌کنند. سایر متغیرهای پیوسته نیز به همین ترتیب در نگارۀ (1) قابل مشاهده هستند. با بررسی بیش‌اعتمادی مدیران که بر اساس دو شاخص مختلف اندازه‌گیری شده است نیز می‌توان مشاهده کرد بر اساس شاخص اول، 365/33 درصد از شرکت‌ها دارای مدیران بیش‌اعتماد هستند و بر اساس شاخص دوم، 462/13 درصد از مدیران دارای بیش‌اعتمادی هستند.

 

نگارۀ 1: آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

Table 1: Descriptive statistics of research variables

متغیرهای پیوسته

متغیر

نماد

میانگین

میانه

بیشترین

کمترین

انحراف معیار

سود عملیاتی غیرمنتظره

UE_CE

0/000

-0/002

0/530

-0/469

0/073

تغییرات غیرمنتظرۀ سود عملیاتی

UE_∆CE

0/000

0/001

0/267

-0/274

0/069

هزینه‌های غیرعملیاتی

NOE

0/003

0/000

0/025

0/000

0/006

قابلیت مقایسۀ حسابداری

FSC

-0/167

-0/122

-0/045

-0/558

0/135

اندازۀ شرکت

SIZE

15/096

14/952

18/029

12/725

1/380

اهرم مالی

LEV

0/533

0/536

0/869

0/175

0/200

رشد فروش

GROWTH

0/400

0/346

1/336

-0/248

0/429

سن شرکت

AGE

3/018

3/045

3/689

2/485

0/304

متغیرهای گسسته

متغیر

نماد

تعداد یک

تعداد صفر

درصد یک

درصد صفر

بیش‌اعتمادی مدیران (شاخص 1)

OverConfidence1

347

693

33/365

66/635

بیش‌اعتمادی مدیران (شاخص 2)

OverConfidence2

140

900

13/462

86/539

               

 

گفتنی است، به منظور کاهش اثر مشاهدات پرت بر روی نتایج پژوهش، پنج درصد از کوچک‌ترین و بزرگ‌ترین داده‌های مربوط به متغیرهای پیوسته با اعداد نزدیک‌ترین مشاهدات به آن داده‌ها جایگزین شده است. نتایج آزمون همبستگی که گزارش نشده است نشان می‌دهد همبستگی زیادی بین متغیرهای مستقل و کنترلی وجود ندارد، یعنی مشکل هم‌خطی بین متغیرهای مستقل وجود ندارد.

 

فرضیۀ اول

در مدل‌های پژوهش، از رگرسیون به روش خطای استاندارد مقاوم با لحاظ کردن مشکلاتی از جمله ناهمسانی واریانس و خودهمبستگی خطاها استفاده ‌شده است (Petersen, 2019). نتایج آزمون فرضیۀ اول پژوهش در نگارۀ (2) نشان می‌دهد ضریب هزینه‌های غیرعملیاتی در هر چهار مدل در سطح احتمال 95 درصد معنادار است. این ضریب در مدل (1-الف) مثبت و معنادار و در مدل (1-ب) منفی و معنادار است؛ به این ترتیب شرط تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها در تمامی مدل‌ها تأیید می‌شود. در واقع، مدیران به ‌صورت فرصت‌طلبانه هزینه‌ها را طبقه‌بندی می‌کنند (مدل 1-الف) و سپس، تغییر طبقه‌بندی به‌تدریج کاهشی می‌شود (مدل 1-ب). البته، به دلیل وجود اثرات تعاملی، ضریب هزینه‌های غیرعملیاتی در این مدل چندان تفسیرپذیر نیست.

برای عدم رد فرضیۀ اول باید ضریب اثرات تعاملی هزینه‌های غیرعملیاتی و بیش‌اعتمادی مدیران (NOE*OverConfidence) در مدل (1-الف) و (1-ب) باید علامت معکوس داشته باشد و به ترتیب مثبت و منفی باشد. نتایج نگارۀ (2) نشان می‌دهد ضریب اثرات تعاملی در مدل (1- الف) و بر اساس هر دو شاخص بیش‌اعتمادی مدیران مثبت و معنادار است (به‌ترتیب ضریب آن‌ها 333/2 و 353/2 و آمارۀ t آن‌ها 413/4 و 262/4 است). در واقع، بیش‌اعتمادی مدیران به افزایش تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها منتج می‌شود. همچنین، ضریب اثرات تعاملی در مدل (1- ب) و بر اساس هر دو شاخص بیش‌اعتمادی مدیران منفی و معنادار است و می‌توان گفت مدیران بیش‌اعتماد به تغییر طبقه‌بندی اقدام می‌کنند و طی زمان، این تغییر طبقه‌بندی به‌تدریج کاهشی می‌شود؛ از این رو، فرضیۀ اول پژوهش رد نمی‌شود.

 

نگارۀ 2: نتایج فرضیۀ اول پژوهش

Table 2: Results of the first research hypothesis

 

مدل (1-الف) (متغیر وابسته: UE_CE)

مدل (1-ب) (متغیر وابسته: UE_∆CEt+1)

متغیر

ضریب

آمارۀ t

ضریب

آمارۀ t

ضریب

آمارۀ t

ضریب

آمارۀ t

NOE

1/352**

5/238

0/765**

3/913

-0/912**

-3/555

-0/590**

-3/455

OverConfidence1

0/006**

2/023

 

 

-0/004

-1/222

 

 

NOE*OverConfidence1

2/333**

4/413

 

 

-1/737**

-3/317

 

 

OverConfidence2

 

 

0/029**

8/493

 

 

-0/019**

-6/355

NOE*OverConfidence2

 

 

2/353**

4/262

 

 

-1/033*

-1/861

SIZE

0/002

1/284

0/002

1/088

-0/003*

-1/759

-0/003**

-2/087

LEV

0/015

1/509

0/011

1/099

-0/012

-1/359

-0/007

-0/723

GROWTH

-0/019**

-2/851

-0/025**

-3/579

0/018**

3/590

0/022**

2/477

AGE

-0/003

-0/907

-0/007**

-3/003

0/002

0/360

0/005

1/290

ROA

0/198**

5/424

0/215**

9/107

-0/164**

-10/294

-0/175**

-8/275

 

-0/074**

-2/796

-0/052**

-2/001

0/084**

2/890

0/075**

2/665

Industry&Year

کنترل شد

کنترل شد

آمارۀ F

11/960

15/369

10/104

11/579

احتمال آمارۀ F

0/000

0/000

0/000

0/000

ضریب تعیین تعدیل‌شده

0/215

0/264

0/194

0/218

* و ** به‌ترتیب معناداری در سطح احتمال 90 درصد و 95 درصد را نشان می‌دهند.

 

فرضیۀ دوم

نتایج آزمون فرضیۀ دوم در نگارۀ (3) نشان می‌دهد ضریب اثرات تعاملی قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی، هزینه‌های غیرعملیاتی و بیش‌اعتمادی مدیران (FSC*NOE*OverConfidence) در مدل (2-الف) فقط بر اساس شاخص اول بیش‌اعتمادی مدیران منفی (984/12-) و معنادار (125/3- t=) است؛ به این ترتیب، می‌توان دریافت قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی اثرات مثبت بیش‌اعتمادی مدیران بر تغییر طبقه‌بندی را کاهش می‌دهد؛ از این رو، فرضیۀ دوم تأیید می‌شود. به همین ترتیب، در مدل (2-ب)، ضریب اثرات تعاملی قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی، هزینه‌های غیرعملیاتی و بیش‌اعتمادی مدیران بر اساس هر دو شاخص بیش‌اعتمادی به‌ترتیب در سطح احتمال 90 درصد و 95 درصد مثبت و معنادار است؛ از این رو، می‌توان گفت قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی اثرات کاهشی تغییر طبقه‌بندی را در طی زمان تضعیف می‌کند. در حالت کلی، می‌توان گفت قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی همانند یک مانع برای بیش‌اعتمادی مدیران در راستای تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها و تدریج کاهشی آن‌ها در طول زمان عمل می‌کند؛ از این رو، فرضیۀ دوم در حالت کلی رد نمی‌شود.

 

نگارۀ 3: نتایج فرضیۀ دوم پژوهش

Table 3: Results of the second research hypothesis

 

مدل (2-الف) (متغیر وابسته: UE_CE)

مدل (2-ب) (متغیر وابسته: UE_∆CEt+1)

متغیر

ضریب

آمارۀ t

ضریب

آمارۀ t

ضریب

آمارۀ t

ضریب

آمارۀ t

NOE

1/227**

4/554

0/720**

2/811

-0/906**

-3/240

-0/525**

-3/935

OverConfidence1

0/005**

2/080

 

 

-0/004

-1/230

 

 

NOE*OverConfidence1

2/142**

4/455

 

 

-1/528**

-2/779

 

 

OverConfidence2

 

 

0/028**

8/011

 

 

-0/019**

-4/750

NOE*OverConfidence2

 

 

2/106**

4/159

 

 

-0/738

-1/249

FSC

-0/098**

-6/676

-0/096**

-6/824

0/092**

6/807

0/089**

6/198

FSC*NOE

-3/015*

-1/932

-1/052

-0/585

0/970

0/574

-1/265

-0/488

FSC*OverConfidence1

0/015

0/642

 

 

-0/017

-0/538

 

 

FSC*NOE*OverConfidence1

-12/984**

-3/125

 

 

7/946*

1/930

 

 

FSC*OverConfidence2

 

 

0/046*

1/738

 

 

-0/076**

-6/584

FSC*NOE*OverConfidence2

 

 

2/000

0/528

 

 

6/218**

2/208

SIZE

0/002

0/841

0/002

0/800

-0/003

-1/492

-0/003**

-2/751

LEV

0/017

1/608

0/011

1/019

-0/013

-1/116

-0/005

-0/632

GROWTH

-0/023**

-3/525

-0/027**

-4/200

0/022**

3/039

0/025**

2/741

AGE

-0/006

-1/552

-0/007**

-2/655

0/004

0/999

0/005

1/293

ROA

0/208**

5/977

0/220**

6/660

-0/171**

-5/096

-0/177**

-7/566

 

-0/066**

-2/310

-0/060**

-1/971

0/083**

2/631

0/085**

4/102

Industry&Year

کنترل شد

کنترل شد

آمارۀ F

11/960

15/369

10/104

11/579

احتمال آمارۀ F

0/000

0/000

0/000

0/000

ضریب تعیین تعدیل‌شده

0/215

0/264

0/194

0/218

* و ** به‌ترتیب معناداری در سطح احتمال 90 درصد و 95 درصد را نشان می‌دهند.

 

نتیجه‌گیری

تغییر طبقه‌بندی به طرزی جالب توجه کیفیت سود اصلی را به خطر می‌اندازد و به اطلاعات گمراه‌کننده دربارۀ عملکرد عملیاتی شرکت‌ها منجر می‌شود. در مطالعات گذشته، عمدتاً بر مدیریت سود تعهدی و واقعی تأکید شده است و به تغییر طبقه‌بندی کمتر توجه شده است. همچنین، نقش بیش‌اعتمادی مدیران بر تغییر طبقه‌بندی کمتر مورد توجه بوده است؛ به همین دلیل، پژوهش حاضر تأثیر بیش‌اعتمادی مدیران بر تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها را بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان داد بیش‌اعتمادی مدیران به افزایش تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها منتج می‌شود. علاوه بر این، مدیران بیش‌اعتماد به تغییر طبقه‌بندی اقدام می‌کنند و در طی زمان، این تغییر طبقه‌بندی به‌تدریج کاهشی می‌شود. این نتایج با مطالعات چوی و همکاران و تا حدودی با مطالعات مولچاندانی و مولچاندانی، آناگناستوپولو و مالیکوف و ابراهیمی مطابقت دارد (Mulchandani & Mulchandani, 2022; Anagnostopoulou & Malikov, 2023; Choi et al., 2024;ابراهیمی، 1395(.

در واقع، تغییر طبقه‌بندی ممکن است پیامد مستقیم و غیرعمدی سوگیری شناختی مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد باشد. مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد، با تمایل خود به دست‌کم گرفتن احتمال وقوع رویدادهای نامطلوب، ممکن است هزینه‌های عملیاتی را هزینه‌های غیرعملیاتی تصور کنند؛ زیرا اعتماد بیش‌ازحد آن‌ها به ‌طور طبیعی آن‌ها را به این باور می‌رساند که اقلام کاهشی سود تداوم پیدا نمی‌کنند. همچنین، مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد ممکن است آگاهانه و عمداً هزینه‌های عملیاتی را به ‌عنوان اقلام غیرعملیاتی طبقه‌بندی کنند تا سودهای اصلی را افزایش دهند. مدیران با اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد سوگیری بیش‌ازحد خوش‌بینانه دربارۀ توانایی‌های خود و عملکرد آیندۀ خود دارند؛ در نتیجه، ممکن است عمداً در تغییر طبقه‌بندی شرکت کنند تا پیش‌بینی‌های مغرضانه و بیش‌ازحد خوش‌بینانۀ خود را برآورده کنند.

این پژوهش همچنین این موضوع را بررسی کرد که اگر صورت‌های مالی شرکت‌ها با همتایان آن‌ها در صنعت مقایسه شوند، رابطۀ بین اعتماد بیش‌ازحد مدیریتی و تغییر طبقه‌بندی ممکن است متفاوت باشد؛ زیرا نظارت قوی‌تر به فرصت‌های کمتر برای مدیریت سود منجر می‌شود. نتایج پژوهش حاضر نیز نشان داد قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی همانند یک مانع برای بیش‌اعتمادی مدیران در راستای تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها و تدریج کاهشی آن در طول زمان عمل می‌کند. این نتایج نیز هم‌راستا با مطالعات چوی و همکاران و همچنین چن و همکاران و چوی و همکاران است (Chen et al., 2018; Choi et al., 2019; Choi et al., 2024). در واقع، قابلیت مقایسۀ بیشتر صورت‌های مالی از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعات به نفع کاربران اطلاعات خارج از شرکت است و به نظارت قوی‌تر توسط بازار منجر می‌شود؛ بنابراین، اگر صورت‌های مالی شرکت‌ها با همتایان آن‌ها در صنعت مقایسه‌پذیرتر باشند، رابطۀ بین اعتماد بیش‌ازحد مدیریتی و تغییر طبقه‌بندی کمتر خواهد شد؛ زیرا نظارت قوی‌تر به فرصت‌های کمتر برای مدیریت سود منجر می‌شود.

 

پیشنهادهای پژوهش

پیشنهادهای کاربردی

بر اساس دیدگاه‌ها و نتایج به‌دست‌آمده، می‌توان دریافت ویژگی‌های روان‌شناختی مدیران از جمله اعتمادبه‌نفس زیاد، نقشی مهم در توضیح شیوۀ تغییر طبقه‌بندی شرکت‌ها ایفا می‌کنند و ممکن است نتایج عملیات اصلی شرکت را تحت تأثیر قرار دهند؛ از این رو، به سرمایه‌گذاران و اعتباردهندگان مالی توصیه می‌شود به موضوع تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها توجهی ویژه‌ داشته باشند. به حسابرسان پیشنهاد می‌شود نسبت به تغییر طبقه‌بندی اقلام سود و زیان حساسیت بیشتری داشته باشند تا انجام تغییر فرصت‌طلبانه محدود شود. به ‌علاوه، در شرکت‌های با قابلیت مقایسۀ کمتر، مدیران باید موضوع تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها را دقیق‌تر مدنظر قرار دهند تا از این طریق، مسئولیت حسابرسی خود را به نحو احسن انجام دهند. به تدوین‌کنندگان استاندارهای حسابداری و سایر مراجع ذی‌ربط توصیه می‌شود به ‌منظور افزایش کیفیت گزارشگری مالی و عدم ارائۀ گزارش‌های جانبدارانه از طریق تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها شرکت‌ها را ملزم کنند تا در صورت بااهمیت بودن مبلغ تغییر طبقه‌بندی افشای اطلاعات لازم در این باره انجام شود.

 

پیشنهادهایی برای پژوهش‌های آتی

در نهایت، به پژوهشگران توصیه می‌شود در پژوهش‌های آتی، تأثیر توانایی مدیران، حساسیت پاداش هیئت‌مدیره به سود عملیاتی بر رابطۀ بین بیش‌اعتمادی مدیران و تغییر طبقه‌بندی هزینه‌ها و همچنین، تأثیر بیش‌اعتمادی مدیران بر تغییر طبقه‌بندی اقلام سود و زیان در طول چرخۀ عمر شرکت‌ها را بررسی کنند.

 

[1] Generally Accepted Accounting Principles

[2] Securities and Exchange Commission

[3] OverConfidence

[4] Financial Statements Comparability

ابراهیمی، سید کاظم (1395). تأثیر بیش‌اطمینانی مدیران بر مدیریت سود واقعی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران. چشم‌انداز مدیریت مالی، 6(15)، 9-23. https://jfmp.sbu.ac.ir/article_94950.html
افلاطونی، عباس، ارجمند، فاطمه، و مهدی قلی، مینا (1402). بررسی رفتار تغییر طبقه‌بندی اقلام صورت سود و زیان: تأثیر دورۀ تصدی مدیرعامل. حسابداری مالی. ۱۵(۵۸)، ۹۰-۷۶. http://qfaj.mobarakeh.iau.ir/article-1-2674-fa.html
اکبری، زهرا، مهربان‌پور، محمدرضا، جهانگیرنیا، حسین، و غلامی جمکرانی، رضا (1399). فراتحلیل رابطۀ محافظه‌کاری و قابلیت مقایسه با مدیریت سود در ایران. حسابداری مدیریت، 13(47)، 207-220. https://sanad.iau.ir/fa/Article/816815
بشیری‌منش، نازنین، و شهنازی، حسین (1401). تأثیر تورش‌های رفتاری سرمایه‌گذاران و مدیران بر حباب قیمتی سهام در بازار سرمایۀ ایران. دانش مالی تحلیل اوراق بهادار (مطالعات مالی)، 14(53 )، 15-32. https://doi.org/10.30495/jfksa.2022.20210
بولو، قاسم، مرفوع، محمد، و قهرمانی، آرین (1399). تأثیر کیفیت اطلاعات حسابداری بر هزینۀ حقوق صاحبان سهام شرکت‌ها با توجه به نقش عدم تقارن اطلاعاتی و قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی. مطالعات تجربی حسابداری مالی، 17(68)، 33-65. https://doi.org/10.22054/qjma.2021.39721.1957
ثقفی، علی، و جمالیان‌پور، مظفر (1397). جایگاه پدیدۀ تغییر طبقه‌بندی در مدیریت سود. مطالعات تجربی حسابداری مالی، 14(57)، 1-23. https://doi.org/10.22054/qjma.2018.8911
جودکی، زهرا و حیدری، زهرا (1401). مسئولیت اجتماعی شرکت و دستکاری سود عملیاتی از طریق تغییر طبقه‌بندی هزینه‌های عملیاتی. یازدهمین کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های نوین در مدیریت، اقتصاد، حسابداری و بانکداری. https://civilica.com/doc/1492753/
حاجیها، زهره، و چناری، حسن (1402). تأثیر قابلیت مقایسۀ حسابداری بر کیفیت گزارشگری مالی با تأکید بر کیفیت حسابرسی. قضاوت و تصمیم‌گیری در حسابداری، 2(5)، 87-106.
رضایی پیته‌نوئی، یاسر، و عبداللهی، احمد (1398). قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی و احتمال گزارشگری متقلبانه. پژوهش‌های حسابداری مالی، 11(2)، 89-104. https://doi.org/10.22108/far.2019.115495.1413
سجادی، زانیار، پاریاد، احمد، و بالانی، افشین (1401). تأثیر ویژگی‌های هیئت‌مدیره بر رابطۀ بین ساختار مالکیت و تغییر طبقه‌بندی سود. دانش حسابداری، 13(1)، 167-184. https://civilica.com/doc/1460547/
شیرزادی، یاسر، متین‌فرد، مهران، و حسنی، محمد (1403). آزمون تجربی تغییر طبقه‌بندی اقلام سود و زیانی در عرضه‌های عمومی اولیه با توجه به سن و اندازه. بورس اوراق بهادار، 16(62)، 349-403. https://doi.org/10.22034/jse.2022.12080.2058
گرجی، فیروزه، رخشانی، محمودرضا، و نجفی‌زاده، علی (1399). بررسی تأثیر تغییر مدیریت بر مدیریت سود. چهارمین کنفرانس ملی پژوهش در حسابداری و مدیریت، اصفهان. https://civilica.com/doc/1036627
ویسی‌زاده، هنگامه، و صالحی، اله‌کرم (1401). تأثیر قابلیت مقایسۀ صورت‌های مالی بر ساختار سررسید بدهی‌ها با تأکید بر نقش بیش‌اعتمادی مدیران. پژوهش‌های مالی و رفتاری در حسابداری، 2(1)، 90-109. https://doi.org/10.30486/fbra.2021.1933854.1015
هاشمی، سید عباس، و ربیعی، حامد (1392). تحلیل مدیریت سود با استفاده از تغییر طبقه‌بندی هزینه‌های عملیاتی به هزینه‌های غیرعملیاتی در میان‌دوره‌های مالی. تحقیقات حسابداری و حسابرسی، 5(18)، 4-17. https://doi.org/10.22034/iaar.2013.104541
 

References

Aflatooni, A., Arjmand, F., & Mahdigholi M. (2023). Examining Classification Shifting Behavior of Earnings Statement items: The Effect of the CEO Tenure. Financial Accounting, 15(58), 76-90. [In Persian] http://qfaj.mobarakeh.iau.ir/article-1-2674-fa.html
Akbari, Z., Mehrabanpour, M. R., Jahangirnia, H., & Gholami Jamkarani, R. (2019). Meta-analysis of the relationship of conservatism and comparability with earnings management in Iran. Management Accounting, 13(47), 207-220. [In Persian] https://sanad.iau.ir/fa/Article/816815
Anagnostopoulou, S. C., & Malikov, K. T. (2023). The real consequences of classification shifting: Evidence from the efficiency of corporate investment. European Accounting Review, 1-29. https://doi.org/10.1080/09638180.2023.2200199
Bansal, M. (2021). Impact of corporate life cycle on misclassification practices: evidence from IFRS adoption in India. Journal of Applied Accounting Research23(3), 628-649. https://doi.org/10.1108/JAAR-03-2021-0069
Bansal, M., & Bashir, H. A. (2023). Business strategy and classification shifting: Indian evidence. Journal of Accounting in Emerging Economies13(1), 69-92. https://doi.org/10.1108/JAEE-03-2021-0099
Barua, A., Lin, S., & Sbaraglia, A. M. (2010). Earnings management using discontinued operations. The Accounting Review85(5), 1485-1509. https://doi.org/10.2308/accr.2010.85.5.1485
Bashiri Manesh, N., & Shahnazi, H. (2022). The effect of the behavior patterns of investors and managers on the stock price bubble in the Iranian capital market. Financial knowledge of securities analysis (financial studies), 14(53), 15-32. [In Persian] https://doi.org/10.30495/jfksa.2022.20210
Black, E. L., Christensen, T. E., Taylor Joo, T., & Schmardebeck, R. (2017). The relation between earnings management and non‐GAAP reporting. Contemporary Accounting Research34(2), 750-782. https://doi.org/10.1111/1911-3846.12284
Blue, G., Marfou, M., & Ghahremani, A. (2020). The Effect of Accounting Information Quality on the Companies' Cost of Equity, Considering the Role of Information Symmetry and Comparability of Financial Statements. Empirical Studies in Financial Accounting17(68), 33-65. [In Persian] https://doi.org/10.22054/qjma.2021.39721.1957
Cain, C. A., Kolev, K. S., & McVay, S. (2020). Detecting opportunistic special items. Management Science66(5), 2099-2119. https://doi.org/10.1287/mnsc.2019.3285
Chen, C. W., Collins, D. W., Kravet, T. D., & Mergenthaler, R. D. (2018). Financial statement comparability and the efficiency of acquisition decisions. Contemporary Accounting Research35(1), 164-202. https://doi.org/10.1111/1911-3846.12380
Choi, H., Gan, H., & Suh, S. (2024). Managerial overconfidence and classification shifting. Journal of Accounting and Public Policy43, 107176. https://doi.org/10.1016/j.jaccpubpol.2023.107176
Choi, J. H., Choi, S., Myers, L. A., & Ziebart, D. (2019). Financial statement comparability and the informativeness of stock prices about future earnings. Contemporary Accounting Research36(1), 389-417. https://doi.org/10.1111/1911-3846.12442
De Franco, G., Kothari, S. P., & Verdi, R. S. (2011). The benefits of financial statement comparability. Journal of Accounting Research49(4), 895-931. https://doi.org/10.1111/j.1475-679X.2011.00415.x
Ebrahimi, S. K. (2015). The effect of managers' overconfidence on real profit management of companies listed on the Tehran Stock Exchange. Financial Management Perspective, 6(15), 9-23. [In Persian] https://jfmp.sbu.ac.ir/article_94950.html
Fan, Y., & Liu, X. (2017). Misclassifying core expenses as special items: Cost of goods sold or selling, general, and administrative expenses?. Contemporary Accounting Research34(1), 400-426. https://doi.org/10.1111/1911-3846.12234
Financial Accounting Standards Board. (1984). Accounting standards: original pronouncements. The Board. https://ISBN-13:978-0070209190
Francis, J., Huang, A. H., Rajgopal, S., & Zang, A. Y. (2008). CEO reputation and earnings quality. Contemporary Accounting Research25(1), 109-147. https://doi.org/10.1506/car.25.1.4
Frankel, R., McVay, S., & Soliman, M. (2011). Non-GAAP earnings and board independence. Review of Accounting Studies16, 719-744. https://link.springer.com/article/10.1007/s11142-011-9166-3
Gorji, F., Rakhshani, M. R., & Najafizadeh, A. (2019). Investigating the impact of management change on profit management. 4th National Research Conference on Accounting and Management, Isfahan. [In Persian] https://civilica.com/doc/1036627
Ha, K., & Thomas, W. B. (2020). Classification shifting and earnings predictability. Journal of Accounting, Auditing & Finance. https://doi.org/10.1177/0148558X231210
Hajiha, Z., & Chenari, H. (2024). The effect of comparability of accounting on the quality of financial reporting with an emphasis on audit quality. Judgment and Decision Making in Accounting, 2(5), 87-106. [In Persian] https://doi.org/10.30495/jdaa.2023.699869
Hasan, M. M., & Habib, A. (2017). Corporate life cycle, organizational financial resources and corporate social responsibility. Journal of Contemporary Accounting and Economics, 13(1), 20–36. https://doi.org/10.1016/j.jcae.2017.01.002
Hastorf, A., Schneider, D., & Polefka, J. (1970). Person Perception. Addison-Wesley, Reading, MA. https://www.scirp.org/reference/referencespapers?referenceid=2146360
Haw, I. M., Ho, S. S., & Li, A. Y. (2011). Corporate governance and earnings management by classification shifting. Contemporary Accounting Research28(2), 517-553. https://doi.org/10.1111/j.1911-3846.2010.01059.x
Hwang, J., Choi, S., Choi, S., & Lee, Y. G. (2022). Corporate social responsibility and classification shifting. Journal of Accounting and Public Policy41(2), 106918. https://doi.org/10.1016/j.jaccpubpol.2021.106918
Jodaki Chegani, Z., & Heydari Sureshjani, Z. (2022). Corporate social responsibility and manipulation of operating profit through changing the classification of operating costs. 11th International Conference on New Researches in Management, Economics, Accounting and Banking. [In Persian] https://civilica.com/doc/1492753/
Jones, D. A., & Smith, K. J. (2011). Comparing the value relevance, predictive value, and persistence of other comprehensive income and special items. The Accounting Review86(6), 2047-2073. https://doi.org/10.2308/accr-10133
Kim, J. B., Li, L., Lu, L. Y., & Yu, Y. (2016). Financial statement comparability and expected crash risk. Journal of Accounting and Economics61(2-3), 294-312. https://doi.org/10.1016/j.jacceco.2015.12.003
Martens, W., Yapa, P. W., & Safari, M. (2020). The impact of financial statement comparability on earnings management: Evidence from frontier markets. International Journal of Financial Studies8(4), 73. https://doi.org/10.3390/ijfs8040073
Marzouki, A., & Ben Amar, A. (2024). Managerial overconfidence, earnings management and the moderating role of business ethics: evidence from the Stoxx Europe 600. International Journal of Ethics and Systems. https://doi.org/10.1108/IJOES-01-2024-0009
McVay, S. E. (2006). Earnings management using classification shifting: An examination of core earnings and special items. The accounting review81(3), 501-531. https://doi.org/10.2308/accr.2006.81.3.501
Mulchandani, K., & Mulchandani, K. (2022). Do independent directors and big-4 audit firms limit classification shifting: evidence from Indian firms? Managerial Finance48(12), 1754-1770. https://doi.org/10.1108/MF-04-2022-0173
Nam, J. S., & Thompson, R. A. (2023). Does financial statement comparability facilitate SEC oversight?. Contemporary Accounting Research, 40(2), 1315-1349. https://doi.org/10.1111/1911-3846.12835
Petersen, M. A. (2009). Estimating standard errors in finance panel data sets: Comparing approaches. The Review of financial studies22(1), 435-480. https://doi.org/10.1093/rfs/hhn053
Pierk, J. (2021). Big baths and CEO overconfidence. Accounting and Business Research51(2), 185-205. https://doi.org/10.1080/00014788.2020.1783634
Rezaei Pitenoei, Y., & Abdollahi, A. (2019). Financial statements comparability and the likelihood of fraudulent reporting. Financial Accounting Research11(2), 89-104. [In Persian] https://doi.org/10.22108/far.2019.115495.1413
Sajadi, Z., Pariad, A., & Balani, A. (2022). The effect of board characteristics on the relationship between ownership structure and profit classification change. Journal of Accounting Knowledge, 13(1), 167-184. [In Persian] https://civilica.com/doc/1460547/
Schipper, K. (1989). Commentary on earnings management. Accounting horizons3(4). https://openurl.ebsco.com 
Schrand, C. M., & Zechman, S. L. (2012). Executive overconfidence and the slippery slope to financial misreporting. Journal of Accounting and economics53(1-2), 311-329. https://doi.org/10.1016/j.jacceco.2011.09.001
Securities and Exchange Commission (SEC). (2000). Office of the Chief Accountant: Letter: 2000 Audit Risk Alert to the American Institute of Certified Public Accountants. https://www.sec.gov/info/accountants/staffletters/audrsk2k.htm
Thaghafi, A., & Jamalianpour, M. (2017). Place of classification change phenomenon in earnings management. Empirical studies of financial accounting, 14(57), 1-23. [In Persian] https://doi.org/10.22054/qjma.2018.8911
Veysizadeh, H., & Salehi, A. K. (2022). The effect of the comparability of financial statements on the maturity structure of debts with an emphasis on the role of managers' overconfidence. Financial and Behavioral Research in Accounting, 2(1), 90-109. [In Persian] https://doi.org/10.30486/fbra.2021.1933854.1015