نوع مقاله : مقاله پژوهشی فارسی
نویسندگان
1 استاد، گروه حسابداری، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
2 پژوهشگر پسادکتری، گروه حسابداری، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Peer review plays a critical role in ensuring the quality and credibility of scientific publications. Despite its importance, researchers’ satisfaction with the peer-review process has received limited systematic attention, particularly in the fields of accounting and finance. This study aims to develop a comprehensive framework for assessing researchers’ satisfaction with peer-review quality and to propose effective strategies for improving the review process. Using an exploratory mixed-methods approach, key satisfaction constructs were identified through qualitative content analysis of prior literature and subsequently prioritized using survey data collected from 170 accounting and finance researchers. The findings highlight reviewer expertise, ethical behavior, impartiality, and timely yet accurate evaluation as the most influential factors shaping researchers’ satisfaction. The proposed framework provides journal editors with a practical tool for evaluating and enhancing peer-review quality.
Introduction
The peer-review process is widely recognized as the cornerstone of academic publishing, ensuring scientific rigor, credibility, and knowledge advancement. However, increasing concerns about review delays, reviewer bias, and inadequate subject-matter expertise have raised questions about the effectiveness of peer review and researchers’ satisfaction with this process. In accounting and finance journals, where methodological rigor and domain-specific expertise are essential, the absence of a standardized framework for evaluating researchers’ satisfaction represents a significant research gap. This study addresses this gap by developing a structured framework to assess researchers’ satisfaction with peer-review quality and by identifying practical strategies for improving the peer-review process. The study seeks to answer the following research questions: (1) What are the key constructs influencing researchers’ satisfaction with peer-review quality? and (2) Which improvement strategies are perceived as most effective by researchers?
Methods & Materials
This research adopts an exploratory mixed-methods design. In the first phase, a qualitative content analysis of domestic and international peer-review literature was conducted to extract core components and constructs related to researchers’ satisfaction. In the second phase, a structured questionnaire based on the identified constructs was developed. Data were collected from 170 researchers in the fields of accounting and finance using a purposive sampling approach. The collected data were analyzed using descriptive and prioritization techniques to rank satisfaction constructs and validate the proposed framework.
Findings
The results indicate that three primary constructs are critical determinants of researchers’ satisfaction with peer review: (1) reviewers’ scientific expertise in the manuscript’s subject area, (2) ethical conduct and impartial evaluation, and (3) timely review accompanied by sufficient accuracy and depth. Among these, reviewers’ subject-matter expertise received the highest priority. Furthermore, transparent ethical guidelines, systematic evaluation of reviewers by editors, and reviewer training programs were identified as the most effective strategies for improving peer-review quality.
Conclusion & Results
The findings suggest that enhancing researchers’ satisfaction with peer review requires a strong emphasis on reviewers’ scientific competence and professional ethics, supported by institutional and educational mechanisms. Financial incentives alone are insufficient to improve review quality. The proposed framework offers journal editors and publishers a practical instrument for assessing and improving peer-review performance. This study contributes to the accounting and finance literature by addressing a critical knowledge gap and providing actionable insights to strengthen academic publishing processes.
کلیدواژهها [English]
«داوری همتا»[i] یکی از قدیمیترین روشهای اعتباربخشی به دانش علمی است و سابقۀ آن به قرن هجدهم بازمیگردد؛ زمانی که جوامع پزشکی در بریتانیا برای ارزیابی مقالهها کارگروههایی تشکیل دادند (Hak et al., 2016; Jefferson et al., 2002). این فرایند با دو هدف اصلی کنترل کیفیت و بهبود مقالهها، به عنوان دروازهبان دانش علمی عمل میکند (Sizo et al., 2025). با این حال، به دلیل نبود دستورالعملهای استاندارد و ماهیت به گونۀ عمدۀ ذهنی آن، کیفیت داوری با چالشهایی روبهرو است که بر رضایت پژوهشگران تأثیرگذار است (Wicherts, 2016). هدف اصلی این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی چارچوب سنجش میزان رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا و ارائۀ پیشنهادهایی برای بهبود این فرایند است.
اگرچه داوری همتا دارای تاریخچهای طولانی است، مطالعۀ نظاممند در خصوص اثرهای آن و به ویژه رضایت پژوهشگران بهنسبت جدید است (Jefferson et al., 2002). پژوهشهای موجود به گونۀ عمده چالشهایی مانند حجم فزایندۀ مقالهها و نبود انگیزههای کافی برای داوران را بررسی کردهاند (Hak et al., 2016). با این حال، یکی از خلأهای مهم پژوهشی فقدان چارچوبی جامع برای ارزیابی رضایت پژوهشگران است. این مسئله از پیچیدگی و چندبُعدیبودن مفهوم کیفیت داوری ناشی میشود که با دیدگاههای مختلف مانند نویسندگان، سردبیران و داوران تفاوت دارد (Wicherts, 2016). از این رو، ضرورت دارد پژوهشی با تمرکز بر دیدگاه نویسندگان انجام شود تا مشخص شود چه معیارهایی برای آنها در یک داوری باکیفیت اهمیت دارد و چگونه این معیارها بر رضایت آنها تأثیر میگذارند. اگرچه برای نمونه پژوهشهایی مانند اولیا و شکیبا (1387)، بهرامی (1393)، اماناللهی و همکاران (1393) و ابراهیمپور و همکاران (1401) در محیط کشور انجام شدهاند، هیچ کدام در محیط حسابداری نبوده و با کسب نظر پژوهشگران نیز انجام نشده است. در نتیجه، مرور ادبیات نشان میدهد پژوهشهای بینالمللی عمدتاً کیفیت داوری را از دیدگاه داوران یا سردبیران بررسی کردهاند (Sizo et al., 2025 Wicherts, 2016;) و پژوهشهای داخلی نیز به حوزههای محدود اختصاص داشتهاند و دیدگاه پژوهشگران، به عنوان اصلیترین دریافتکنندگان پیامدهای فرایند داوری، به ویژه در حوزۀ حسابداری، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این خلأ صرفاً یک کمبود نظری نیست؛ زیرا نبود شاخصها و چارچوبی معتبر برای سنجش رضایت پژوهشگران امکان ارزیابی نظاممند کیفیت داوری، شناسایی نقاط ضعف فرایند داوری و طراحی مداخلات اصلاحی توسط سردبیران و سیاستگذاران علمی را محدود میکند. در نظام علمی ایران نیز، عواملی مانند محدودبودن شبکۀ داوران متخصص، احتمال تعارض منافع و فقدان سازوکار رسمی ارزیابی عملکرد داوران، میتواند کیفیت و عدالت داوری را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، طراحی و اعتبارسنجی یک چارچوب بومی برای سنجش رضایت پژوهشگران، علاوه بر پرکردن خلأ موجود در ادبیات، ابزاری عملی برای پایش کیفیت داوری، بهبود عملکرد نشریهها و ارتقای اعتماد پژوهشگران به نظام انتشار علمی فراهم میآورد.
با توجه به مطالب بیانشده، مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر نبود یک چارچوب منسجم و عملی برای سنجش میزان رضایت پژوهشگران از فرایند داوری همتاست. پژوهشگران از مهمترین ذینفعان فرایند داوری همتا هستند و نقش حیاتی در تولید و انتشار دانش دارند؛ بنابراین، رضایت آنها از کیفیت داوری میتواند شاخصی مهم برای ارزیابی کارایی نظام انتشار علمی باشد. به دلیل نبود دستورالعملهای استاندارد، ارزیابیهای داوران گاهی غیرسازنده و متناقض تلقی میشود؛ امری که ممکن است نه فقط به ارتقای مقاله کمک نکند، بلکه باعث کاهش رضایت و انگیزۀ پژوهشگران نیز شود (Sizo et al., 2025). بنابراین، چالش اساسی این پژوهش این است که چگونه میتوان با تدوین یک چارچوب، به صورت نظاممند و علمی به این موضوع رسیدگی کرد و بر اساس آن، راهکارهای بهبود ارائه داد. این پژوهش تلاش میکند با طراحی یک چارچوب نوآورانه، پاسخی برای پرسشهای زیر ارائه کند:
روش پژوهش برای دستیابی به اهداف بالا، به صورت آمیخته و در گام اول با استفاده از تحلیل اسنادی و مرور نظاممند ادبیات خواهد بود. با بررسی و تحلیل مقاله و منابع مرتبط، ابعاد و مؤلفههای کلیدی «کیفیت داوری»، «رضایت پژوهشگران» و «راهحلهای بهبود» شناسایی میشوند. سپس، با استفاده از این مؤلفهها، چارچوبی نظری برای سنجش رضایت طراحی خواهد شد. این چارچوب شامل مجموعهای از شاخصها و معیارهای مشخص است که با کسب نظر خبرگان به صورت پرسشنامه و با کسب نظر پژوهشگران برای اولویتبندی استفاده میشود.
این پژوهش با ارائۀ یک چارچوب نظری، به توسعۀ دانش موجود در زمینۀ ارزیابی رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا کمک میکند. ارزش افزودۀ این پژوهش در تلفیق مفاهیم کیفیت داوری و رضایت پژوهشگران و ارائۀ چارچوبی منسجم برای سنجش این پدیده از دیدگاه نویسندگان مقالههای علمی است. همچنین، چارچوب ارائهشده ابزاری کاربردی برای سردبیران، نشریههای علمی و دانشگاهها فراهم میکند تا میزان رضایت پژوهشگران از فرایندهای داوری خود را ارزیابی کنند. بر اساس نتایج این ارزیابی، میتوان پیشنهادهایی مشخص برای آموزش داوران، شفافسازی فرایندها و ارتقای کیفیت ارزیابیها ارائه کرد. بهکارگیری این چارچوب میتواند به بهبود کیفیت فرایندهای داوری، افزایش شفافیت و تقویت اعتبار نشریههای علمی کمک کند. افزون بر این، پژوهش حاضر با تمرکز بر دیدگاه پژوهشگران حوزۀ حسابداری و مالی، شواهدی فراهم میآورد که میتواند به غنای ادبیات داوری همتا و توسعۀ مطالعات آتی در این حوزه یاری رساند. از این رو، انجام این پژوهش نه فقط برای توسعۀ ادبیات کیفیت داوری در حوزۀ حسابداری ضروری است، بلکه نتایج آن میتواند مبنایی برای تدوین شاخصهای ارزیابی عملکرد داوران، اصلاح سیاستهای سردبیری، افزایش رضایت پژوهشگران و در نهایت ارتقای کیفیت و اعتبار نشریههای علمی کشور باشد.
در ادامه، مبانی نظری، روش پژوهش، یافتهها و تحلیلها و در نهایت، بحث، نتیجهگیری و پیشنهادها برای بهبود داوری همتا ارائه میشود.
مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش
این پژوهش بر پایۀ مدل کیفیت خدمات «سروکوال»[ii] استوار است که پاراسورامان و همکاران آن را توسعه دادند (Parasuraman et al., 1988). این مدل بر «پارادایم تأیید-انتظار» مبتنی است؛ به این معنا که کیفیت خدمات به عنوان شکاف بین انتظارات پیشین مصرفکننده از خدمت و ادراک واقعی او از تجربۀ دریافتشده تعریف میشود. هرچه این شکاف کمتر باشد، رضایت بیشتر است و هرچه بیشتر باشد، نارضایتی افزایش مییابد.
مدل سروکوال در اصل برای سنجش کیفیت در بخش خدمات طراحی شد و پنج بُعد اصلی را معرفی کرد که شامل «قابلیت اعتماد»[iii]، «قابلیت اطمینان»[iv]، «عوامل ملموس»[v]، «همدلی»[vi] و «قابلیت پاسخگویی»[vii] میشوند، اما به دلیل انعطافپذیری نظری زیاد، به طور گسترده در آموزش عالی و خدمات علمی نیز به کار رفته است؛ برای نمونه، به منظور سنجش شکاف بین انتظارات دانشجویان و تجربۀ واقعی آنها در محیطهای دانشگاهی (Parasuraman et al., 1988) استفاده شده است. در پژوهش حاضر، این چارچوب با محیط داوری همتا تطبیق داده میشود و پژوهشگران در نقش «مشتری خدمت»، فرایند داوری همتا در نقش «خدمت» و رضایت آنها به عنوان «شکاف ادراکشده بین انتظار و عملکرد واقعی داوران» در نظر گرفته میشود.
بر این اساس، سه سازۀ اصلی پژوهش (تسلط علمی، رفتار اخلاقی و ارزیابی بهموقع) به ترتیب سه بُعد اصلی انتظارات پژوهشگران از فرایند داوری هستند که شکاف بین انتظار و ادراک در هر کدام تعیینکنندۀ سطح رضایت نهایی است. همچنین، ارزیابی کیفیت داوریها به گونۀ ذاتی ذهنی است و درک دقیق متن داوری و نیت داور اهمیت زیادی دارد (Ghosal et al., 2022)؛ امری که با ماهیت ادراکمحور مدل سروکوال همسو است.
سیستم انتشار علمی به داوران متکی است تا پژوهشها را ارزیابی و به سردبیران در تصمیمگیری کمک کنند. با این حال، مهارتهای لازم برای داوری مؤثر بهخوبی تعریف نشدهاند و قواعدی استاندارد برای نوشتن گزارشهای داوری وجود ندارند (Glonti et al., 2019 Iivari, 2016;). نبود استاندارد مشخص چند دلیل دارد؛ بیشتر داوریها به شکل داوطلبانه انجام میشوند (Iivari, 2016)، گزارشهای داوری به گونۀ معمول منتشر نمیشوند (Bannister & Janssen, 2019) و باور رایج این است که داوران باید آزادی عمل کامل برای ارزیابی داشته باشند (Seeber, 2020).
پژوهشهای اخیر این چالشها را تأیید و تعمیق کردهاند. کادایفچی و همکاران نشان دادند رفتارهای غیراخلاقی در فرایند داوری نادر نیستند و زنان و پژوهشگران از کشورهای درحالتوسعه بیشتر در معرض نقض اخلاق داوری هستند (Kadaifci et al., 2025). پلیکوری و همکاران تأکید کردند با افزایش حجم مقالهها، بار کاری داوران بهشدت افزایش مییابد و این امر کیفیت داوری را تهدید میکند (Pellicori et al., 2025). منابع موجود بیشتر بر نظریه و دستورالعملهای کلی تکیه دارند، اما مطالعهها نشان میدهند این دستورالعملها فاقد جزئیات عملی هستند (Glonti et al., 2019) و داوران معمولاً معیارهای خود را بر اساس تجربه و پیشزمینۀ شخصی تعیین میکنند (Winck et al., 2011). ویژگیهای شخصی داوران نیز اهمیت دارند؛ زیرا نگرشها، روشها و دیدگاههای آنان متفاوت هستند (Graue, 2006). این تفاوتها باعث میشود کیفیت داوریها بسیار متغیر باشد و وقتی داوری مبهم، سطحی یا جانبدارانه باشد، نه نویسنده و نه سردبیر از آن بهرهای نمیبرند (Gore, 2018).
در جدیدترین تلاش برای نظاممندکردن معیارهای داوری، لی و همکاران با تحلیل 157 منبع ناهمگن شامل 33 مقالۀ پژوهشی، 20 مرور ادبیات و 84 دستورالعمل داوری، چارچوب معیار چهارسطحی برای داوری ارائه دادند که پنج مقولۀ اصلی (ارزش برای مجله، استفادۀ مؤثر از ادبیات، دقت، وضوح و انطباق) را با 12 مؤلفه و 33 آیتم معرفی کرد (Li et al., 2025). همچنین، گفتنی است کیفیت گزارش داوری همتا تعریف جهانی پذیرفتهشدهای ندارد (Tennant & Ross-Hellauer, 2020 Superchi et al., 2019;) که این امر ضرورت تدوین چارچوبهای بومی و حوزهمحور را بیش از پیش روشن میکند.
بر اساس مدل سروکوال و مرور ادبیات، سه سازۀ اصلی پژوهش به شرح زیر تعریف میشوند:
سازۀ اول: تسلط علمی داوران به موضوع مقاله بُعد «قابلیت اعتماد» مدل سروکوال را در محیط داوری همتا نمایندگی میکند و به درجهای اشاره دارد که داور درک عمیق از روششناسی، ادبیات نظری و حوزۀ موضوعی مقاله دارد و میتواند بازخورد سازنده ارائه دهد. برای نمونه، پژوهشهای متعدد نشان دادهاند تخصص داور مهمترین عامل رضایت نویسندگان است (Sizo et al., 2025؛ Wicherts, 2016؛ ابراهیمپور و همکاران، 1401). در سطح عملیاتی، این سازه از طریق هشت مؤلفه سنجیده میشود.
سازۀ دوم: رفتار اخلاقی و ارزیابی بیطرفانه بُعد «همدلی» و «قابلیت اطمینان» مدل سروکوال را در محیط داوری نمایندگی میکند و به میزانی اشاره دارد که داور از سوگیری شخصی، رقابت علمی و قضاوت غیرمرتبط با محتوا پرهیز میکند. کادایفچی و همکاران نشان دادند نبود بیطرفی یکی از مهمترین مشکلهای ساختاری داوری است (Kadaifci et al., 2025). امانالهی و همکاران (1393) نیز به اهمیت معیارهای عینی و ذهنی داوران اشاره دارند. کاظمپور و همکاران (1403) نیز به اهمیت اخلاق در فرایند داوری اشاره دارند. در سطح عملیاتی، این سازه از طریق احترام به نویسندگان، عاریبودن از سوگیری و تعهد اخلاقی سنجیده میشود.
سازۀ سوم: ارزیابی در زمان مورد انتظار همراه با دقت بُعد «پاسخگویی» مدل سروکوال را در محیط داوری نمایندگی میکند و به انجام داوری در بازۀ زمانی معقول با کیفیت کافی اشاره دارد. پلیکوری و همکاران تأکید کردند تأخیر در داوری یکی از معضلهای جدی نظام انتشار علمی است. در سطح عملیاتی، این سازه از طریق پنج مؤلفه سنجیده میشود (Pellicori et al., 2025).
ادبیات پژوهش دربارۀ کیفیت داوری همتا طی دو دهۀ اخیر مسیر تکاملی مشخصی را طی کرده است. این ادبیات ابتدا بر شناسایی چالشهای فرایند داوری متمرکز بود، سپس عوامل مؤثر بر کیفیت داوری را شناسایی کرد و در سالهای اخیر به سمت طراحی چارچوبها، معیارهای استاندارد و سازوکارهای ارزیابی کیفیت داوری و رضایت ذینفعان حرکت کرده است. بر همین اساس، مطالعات پیشین را میتوان در سه دستۀ زیر طبقهبندی کرد:
نخستین مطالعات خارجی بیشتر بر تبیین نقش داوری همتا و شناسایی چالشهای آن متمرکز بودند. در ادامه، هاک و همکاران و ویچرتز نشان دادند افزایش حجم مقالهها، کمبود داوران متخصص و نبود انگیزۀ کافی، کیفیت داوری را تهدید میکند (Hak et al., 2016; Wicherts, 2016). در سالهای اخیر، این خط پژوهشی توسعه یافت؛ به گونهای که پلیکوری و همکاران با تأیید این چالشها، ایجاد یک پلتفرم جهانی برای سنجش کمّی کیفیت، بهموقعبودن و اثرگذاری داوری را پیشنهاد کردند (Pellicori et al., 2025) و کادایفچی و همکاران نیز نقش مشوقها و مشارکت ذینفعان را در ارتقای کیفیت و بیطرفی داوری برجسته کردند (Kadaifci et al., 2025). در سطح داخلی نیز، جهانی و صالحی (1403) وجود چالشهای مشابه را در نظام داوری مجلات ایران گزارش کردند.
پس از شناسایی چالشها، پژوهشهای خارجی به سمت تدوین معیارها و چارچوبهای استاندارد برای ارزیابی کیفیت داوری حرکت کردند. دیدومنیکو و همکاران و گلونتی و همکاران بر ناکافیبودن دستورالعملهای موجود تأکید کردند (DiDomenico et al., 2017; Glonti et al., 2019). همچنین، چونگ و لین در مرور نظاممند خود نشان دادند کیفیت بازخورد داوری یکی از مهمترین عوامل اثرگذاری نشریههای علمی است (Chong & Lin, 2024). این روند در پژوهش لی و همکاران به اوج رسید؛ به گونهای که آنان چارچوبی چهارسطحی و جامع برای ارزیابی کیفیت داوری ارائه کردند (Li et al., 2025).
دستۀ سوم مطالعات داخلی مانند اولیا و شکیبا (1387)، بهرامی (1393)، اماناللهی و همکاران (1393) و ابراهیمپور و همکاران (1401) است که در ایران تلاشهایی در زمینۀ داوری انجام دادهاند، اما همگی در حوزههای غیرحسابداری بودهاند و هیچ کدام با محوریت دیدگاه مستقیم پژوهشگران یا با رویکرد اولویتبندی مؤلفهها طراحی نشده است.
مرور این سه دسته از مطالعات نشان میدهد شکاف پژوهشی موجود سهوجهی است. نخست، هیچ چارچوب بومی برای سنجش رضایت پژوهشگران در نشریههای حسابداری ایران توسعه نیافته است؛ دوم، دیدگاه نویسندگان به عنوان اصلیترین ذینفع، در مطالعات داخلی محور قرار نگرفته است؛ و سوم، ترکیب مدل سروکوال با رویکرد آمیختۀ کیفی-کمّی برای استخراج مؤلفهها و اولویتبندی آنها در حوزۀ داوری علمی ایران بیسابقه است. پژوهش حاضر با هدف پرکردن این شکاف طراحی شده است.
روش پژوهش
این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، آمیخته از نوع اکتشافی است. در گام نخست، به منظور شناسایی مؤلفهها و شاخصهای مؤثر بر رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا، از تحلیل محتوای کیفی اسناد و ادبیات پژوهش استفاده و در گام دوم، با بهرهگیری از نظر پژوهشگران، چارچوب استخراجشده اعتبارسنجی و اولویتبندی شد.
بر اساس الگوی پیاز پژوهش کیفی کردستانی و رجبدری (1404)، این پژوهش بر پارادایم تفسیری استوار است و واقعیت و دانش توسط تعامل پژوهشگر و مشارکتکنندگان ساخته میشود. افزون بر این، دیدگاه انتقادی و پساساختارگرا برای تحلیل روابط قدرت و تفسیر لایههای چندوجهی داوری همتا مدنظر قرار گرفته است. در لایۀ دوم، پژوهش از رویکرد استقرایی استفاده میکند تا بر اساس تحلیل اسناد و ادبیات، چارچوب نظری رضایت پژوهشگران از داوری همتا استخراج شود. بر اساس لایۀ سوم، روش اصلی پژوهش تحلیل محتوای کیفی و ترکیبی از روشهای تکمیلی برای شناسایی مؤلفهها، کدها و مقولهها و طراحی چارچوب نظری است. طبق لایۀ چهارم، پژوهش از رویکرد آمیخته استفاده میکند؛ ابتدا کیفی (تحلیل محتوا و استخراج مؤلفهها)، سپس کمّی (پرسشنامه و اولویتبندی توسط پژوهشگران). بر اساس لایۀ پنجم، پژوهش مقطعی است؛ دادهها در بازۀ زمانی پاییز و زمستان 1404 جمعآوری و تحلیل شدند. همچنین، طبق لایۀ ششم، شامل جمعآوری دادهها از اسناد و مقالههای داخلی و خارجی، تحلیل محتوای کیفی، طراحی پرسشنامه، کسب نظر خبرگان و پژوهشگران و تحلیل دادهها برای اعتبارسنجی و اولویتبندی مؤلفههاست.
در مرحلۀ کیفی، با پیروی از رویکرد «تحلیل محتوای کیفی عرفی»[viii] به دنبال پژوهشهای هسیه و شانون (Hsieh & Shannon, 2005)، نمازی و رجبدری (1397) و کردستانی و رجبدری (1400)، اسناد، آییننامهها و مقالههای مرتبط با داوری همتا، کیفیت داوری و رضایت پژوهشگران بررسی شد. در تحلیل محتوای کیفی، اطلاعات جمعآوریشده به وسیلۀ مصاحبه و تداعی معنا تحلیل میشود و نظریههای از پیش موجود جایگاهی ندارد. خواندن مکرر متن و ایجاد درک کامل نقطۀ شروع تحلیل است. درک متن مبنای رمزگذاری قرار میگیرد و پس از استخراج رمزها بر مبنای شباهتها و تفاوتها، مقولهبندی رمز صورت میگیرد. مقولهها را میتوان ترکیب و بر اساس ارتباط آنها دستهبندی کرد. نقطهقوت این روش به دست آوردن اطلاعات مستقیم و آشکار از مطالعه بدون توجه به مقولۀ نظری ازپیشتعیینشده است.
برای این منظور، کلیدواژههایی شامل "Peer Review"، "Quality of Peer Review"، "Reviewer Guidelines"، "Peer Review Process" و معادلهای فارسی آنها در پایگاههای گوگل اسکالر[ix]، اسکوپوس[x]، پروکوئست[xi]، سیویلیکا، نورمگز و ایرانداک جستوجو شدند. دلیل استفاده از این کلیدواژهها نیز آن است که به گونۀ کلی موارد مرتبط با کیفیت داوری مقاله توسط داوران را پوشش میدهند. در مجموع، ۲۴ منبع معتبر داخلی[xii] و ۴1 منبع معتبر خارجی[xiii] که ارتباط مستقیم با موضوع پژوهش داشتند، شناسایی و تحلیل شدند. گفتنی است، محتوای مورد بررسی از دید پژوهشگران به اشباع رسید؛ به این معنا که جمعآوری دادهها تا جایی ادامه یافت که دادههایی جدید حاصل نشده است.
واحد تحلیل در این مرحله جمله یا بند معنادار در متون منتخب بود. پس از چندین بار مطالعۀ اسناد، مفاهیم معنادار[xiv] با استفاده از کدگذاری باز استخراج شدند. سپس، کدهای مشابه و مرتبط از طریق کدگذاری محوری در قالب مقولههای مفهومی سازماندهی شدند و در نهایت، با استفاده از کدگذاری انتخابی، مؤلفههای اصلی پژوهش شکل گرفتند. در نتیجۀ این فرایند، ۳۴ مؤلفه شناسایی شدند که در چهار سازۀ اصلی شامل تسلط علمی داوران به موضوع مقاله، رفتار اخلاقی و ارزیابی بیطرفانه، ارزیابی در زمان مورد انتظار همراه با دقت و راهکارهای بهبود فرایند داوری دستهبندی شدند. شکل (1) سازههای اصلی الگوی مفهومی پژوهش را نشان میدهد.
شکل 1: الگوی مفهومی پژوهش
Figure 1: Conceptual Model of the Study
پس از انجام تحلیل محتوا و شناخت سازهها و مؤلفههای آنها، برای بررسی روایی محتوایی پرسشنامۀ تدوینشده از روش لاوشه استفاده شد (Lawshe, 1975).[xv] به منظور اطمینان از اینکه شاخصها به بهترین نحو برای اندازهگیری محتوا طراحیشدهاند، از شاخص روایی محتوا استفاده شد. برای این منظور، با کسب نظر ۹ نفر از خبرگان حوزۀ حسابداری و مالی شامل 3 استاد، 4 دانشیار و 2 استادیار، هر یک از پرسشهای پژوهش با سه طیف «ضروری است»، «مفید است، اما ضروری نیست» و «ضرورتی ندارد» بررسی شد. خبرگان بر اساس سه معیار دارابودن دستکم مرتبۀ استادیاری در رشتۀ حسابداری یا مالی، سابقۀ داوری فعال در نشریههای علمی-پژوهشی معتبر و آشنایی با فرایند انتشار علمی و داوری همتا از طریق نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. همچنین، از آنها خواسته شد تا اگر مورد دیگری را برای بررسی در نظر دارند، به موارد یادشده اضافه کنند. با توجه به جدول لاوشه (Lawshe, 1975)، حداقل مقدار قابل قبول روایی محتوایی برای 9 خبره برابر 78/0 بود. گویههایی حفظ شدند که مقدار آنها از مقدار بحرانی 78/0 برای 9 خبره بیشتر بود. در نهایت، پس از انجام اصلاحات و حذف مواردی که روایی محتوایی نامناسب داشتند، 24 مؤلفه باقی ماندند. در ادامه، نگارۀ (1) اجزای الگوی نهایی پژوهش را نشان میدهد که پرسشنامۀ پژوهش نیز بر اساس آن تهیه شده است.
نگارۀ 1: ابعاد سنجش میزان رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا و ارائۀ پیشنهادهایی برای بهبود
Table 1: Dimensions for Assessing Researchers’ Satisfaction with the Quality of Peer Review and Providing Suggestions for Improvement
|
تسلط علمی داوران به موضوع مقاله درجهای که داور درک عمیق از روششناسی، ادبیات و حوزۀ موضوعی مقاله دارد و میتواند بازخورد سازنده ارائه دهد. |
|
|
1 |
ارزیابی داوران نشان داد ادبیات نظری و پیشینۀ پژوهش بهخوبی تحلیل شده و ارتباط آن با عنوان، پرسشها و فرضیهها به طور شفاف بیان شده است. |
|
2 |
داوران مقاله را با دقت مطالعه و بر اساس درک درست از روششناسی پژوهش، راهنماییهای متناسب با اشکال بخشهای مختلف ارائه کردند. |
|
3 |
داوران به منابع و مطالعاتی مرتبط اشاره کردند که این امر به تقویت مبانی نظری و غنای علمی پژوهش کمک کرد. |
|
4 |
پیشنهادهای داوران، با تکیه بر شناخت آنها از آخرین تحولات علمی، موجب شد به جنبههایی جدید از پژوهش خود بیندیشم و بر نوآوری و ارزش نظری مقاله افزوده شود. |
|
5 |
بازخورد داوران به بهبود تحلیل دادهها و تفسیر یافتهها کمک و ایرادهای احتمالی در این بخش را روشن کرد. |
|
6 |
ارزیابی داوران به استحکام استدلالها، پیوند نتایج با مبانی نظری و میزان کاربردپذیری یافتهها توجه داشت. |
|
7 |
داوران با ارائۀ نکات و پیشنهادهای دقیق، کیفیت بخش «پیشنهادها» و «بیان محدودیتهای پژوهش» را بهبود بخشیدند. |
|
8 |
به صورت کلی، نظرهای داوران به ارتقا و غنیسازی قابل ملاحظۀ محتوای مقاله منجر شد. |
|
رفتار اخلاقی و ارزیابی بیطرفانه میزانی که داور در ارزیابی، از سوگیری شخصی، رقابت علمی و قضاوت غیرمرتبط با محتوا پرهیز میکند. |
|
|
1 |
بیان و زبان داوران در تمام ارزیابیها همراه با رعایت احترام نویسندگان بود. |
|
2 |
ارزیابی داوران بر اساس استانداردهای علمی و عاری از هر گونه سلیقۀ شخصی یا سوگیری غیرمرتبط با محتوای مقاله بود. |
|
3 |
ارزیابی داوران فاقد هر گونه نشانهای از رقابت علمی یا سوءاستفاده از جایگاه بود. |
|
4 |
ارزیابی داوران نشاندهندۀ تعهد آنها به مسئولیت و وظیفۀ اخلاقی در قبال جامعۀ علمی بود. |
|
5 |
با توجه به ارزیابی داوران، ارزیابیها متناسب با ایرادها و نقاط ضعف مقاله بود و رویکرد سختگیرانه و غیرمنطقی نداشت. |
|
6 |
داوران با رفتار خود به من آموختند چگونه یک داور اخلاقی باشم. |
|
ارزیابی در زمان مورد انتظار همراه با دقت انجام داوری در بازۀ زمانی معقول با کیفیت و عمق کافی که تصمیم سردبیر را توجیه کند. |
|
|
1 |
پیشنهادهای داوران به صورت شفاف و قابل فهم ارائه شده بود. |
|
2 |
کیفیت و عمق ارزیابی داوران نشاندهندۀ بررسی دقیق و کامل مقاله بود. |
|
3 |
داوران در ارزیابی خود، دلایلی روشن برای رد، اصلاح یا پذیرش مقاله ارائه دادند. |
|
4 |
با توجه به ارزیابی داوران، فرایند تصمیمگیری در مورد مقاله شفاف بود. |
|
5 |
فرایند داوری مقاله در چارچوب زمانی مورد انتظار و معقول به پایان رسید. |
|
راهکارهای بهبود فرایند داوری |
|
|
1 |
پرداخت بهموقع حقالزحمۀ منصفانه به داوران به بهبود کیفیت داوری کمک میکند. |
|
2 |
تقدیر و تشویق داوران برتر در سطح مجله یا همایشهای سالانه به ارتقای کیفیت و فرهنگ داوری کمک میکند. |
|
3 |
برگزاری دورههای آموزشی برای داوران به ارتقای مهارتهای داوری آنها کمک میکند. |
|
4 |
تدوین یک سازوکار مشخص برای ارزیابی عملکرد داوران توسط سردبیر مجله (بر اساس معیارهایی مانند سازندهبودن نظرها، تخصص و بههنگامبودن) باعث ارتقای کیفیت داوری شد. |
|
5 |
وجود دستورالعملهای اخلاقی شفاف باعث افزایش انصاف و بیطرفی در داوری میشود. |
برای اطمینان از قابلیت اعتماد و اعتبار نیز، بر اساس معیارهای چهارگانۀ لینکلن و گوبا در راستای اعتبارپذیری، یافتههای کدها و مقولهها به 4 نفر (1 استاد، 2 دانشیار و 1 استادیار) از خبرگان حوزۀ پژوهشی حسابداری و مالی برای تأیید صحت و تطابق با درک آنها از واقعیت ارائه شد (Lincoln & Guba, 1985). برای تأییدپذیری، مستندات کامل فرایند برای امکان بازبینی توسط شخص ثالث حفظ شد. در راستای تکرارپذیری نیز، مشورت و بحث منظم با متخصصان برای بررسی منطق و سازگاری فرایند کدگذاری و تحلیل صورت گرفت. همچنین، به منظور انتقالپذیری، ارائۀ توصیف دقیق و کامل از بافت، شرایط، جامعۀ آماری (پژوهشگران و داوران حسابداری) و روششناسی پژوهش صورت گرفت تا خواننده بتواند دربارۀ قابلیت تعمیم یافتهها به بافت خود قضاوت کند.
در گام دوم، با کسب نظر پژوهشگرانی که دارای سابقۀ ارسال مقاله به نشریه و کسب نظر داوری در نشریههای پژوهشی داخلی در یک سال گذشته هستند، با رعایت محرمانگی و اخلاق پژوهش، اولویت ابعاد الگو در راستای شناسایی چالشها بررسی شد. این معیار تضمین میکند پاسخدهندگان دارای دانش و تجربۀ عملی دربارۀ فرایند داوری و انتشار در نشریههای حسابداری و مالی هستند. همچنین، این افراد با فرایند داوری و انتشار و چالشهای آن به طور مستقیم درگیر بودهاند و نظراتشان مبتنی بر تجربۀ واقعی است. برای ردهبندی اهمیت هر یک از مؤلفهها نیز از پرسشنامۀ طیف لیکرت و گزینههای «بسیار بااهمیت»، «بااهمیت»، «خنثی»، «بیاهمیت» و «بسیار بیاهمیت» استفاده شد و از پاسخگویان درخواست شد تا میزان اهمیت هر عامل را در کیفیت داوری نشریهها تعیین کنند. به منظور اولویتبندی مؤلفههای رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا نیز از آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده و بر اساس میانگین رتبهها، اهمیت نسبی هر مؤلفه تعیین شد.
با توجه به اینکه دسترسی به کل افراد یادشده با پراکندگیهای مختلف دشوار و تا حدودی غیرممکن است و آمار رسمی از تعداد آنها نیز وجود ندارد، تعداد جامعۀ آماری نامشخص فرض و از روش تصادفی ساده[xvi] استفاده شد؛ بنابراین، برای محاسبۀ حجم نمونه در جامعۀ نامشخص، از رابطۀ (2) استفاده شد. انحراف معیار برای دادههای طیف لیکرت 5گزینهای از رابطۀ (1) برابر 667/0 است (مؤمنی و فعالقیومی، 1389). با توجه به رابطۀ (2)، حجم نمونه حدود 170 نفر به دست میآید.
|
رابطۀ (1) |
|
|
رابطۀ (2) |
|
جمعآوری اطلاعات مربوط به دو شیوۀ حضوری و مجازی از افراد مدنظر انجام شد. در شیوۀ حضوری، با مراجعه به استادان دانشگاه، دانشجویان و پژوهشگران در دسترس، پرسشنامهها تکمیل شدند. در شیوۀ مجازی نیز، پس از طراحی پرسشنامه در محیط «فرمنگار گوگل»[xvii]، دعوتنامه تکمیل و برای افراد یادشده ارسال و همچنین، از آنها درخواست شد تا برای پاسخگویی دقیقتر، آن را به سایر پژوهشگران حسابداری ارسال کنند. ضریب آلفای کرونباخ نیز در نرمافزار SPSS بررسی شد.
یافتههای پژوهش
یافتههای پژوهش نشان داد آلفای کرونباخ پرسشنامه برای کل پرسشنامه به میزان 89/0 محاسبه شده و نشاندهندۀ اعتبار داخلی خوب است. همچنین، 170 پرسشنامه جمعآوری شدند که 21 پرسشنامه به صورت حضوری و بقیه به صورت مجازی تکمیل شدهاند. افزون بر آن، از 170 پاسخدهنده، 57 نفر زن و 113 نفر مرد بودهاند. میانگین سن آنها نیز 52/38 بوده است. نگارۀ (2) نیز اطلاعات پاسخدهندگان را نشان میدهد.
نگارۀ 2: اطلاعات پاسخدهندگان
Table 2: Respondents’ Information
|
دانشگاه خدمت یا تحصیل |
مرد |
زن |
دکتری یا دانشجوی دکتری |
کارشناسیارشد یا دانشجو[xviii] |
جمع |
|
دولتی |
49 |
17 |
48 |
18 |
66 |
|
آزاد اسلامی |
33 |
56 |
76 |
13 |
89 |
|
غیرانتفاعی |
4 |
5 |
- |
9 |
9 |
|
پیامنور |
5 |
1 |
- |
6 |
6 |
|
جمع |
113 |
57 |
124 |
46 |
170 |
همچنین، از پاسخدهندگان، 97 نفر دارای تجربه و سابقۀ تدریس در دانشگاهها بودهاند که از این میان، 5 نفر استاد، 18 دانشیار، 26 نفر استادیار و 48 نفر مربی یا مدرس مدعو هستند. در نتیجه، یافتهها تا آنجا که به ویژگی جامعهشناختی ارتباط پیدا میکند، دارای ویژگی کیفی لازم از جمله در زمینۀ روایی داخلی پژوهش نیز است.
در پاسخ به پرسش اول و دوم پژوهش، ابتدا ۳ سازه و ۲۴ مؤلفه از تحلیل محتوای کیفی استخراج شدند (نگارۀ ۱)، سپس اولویتبندی آنها با آزمون فریدمن انجام شد. نتایج در نگارۀ (۳) آمده است. گفتنی است، «راهکارهای بهبود» بخشی از سازۀ رضایت نیست و جداگانه اولویتبندی شده است.
نگارۀ 3: میانگین، انحراف معیار و رتبۀ سازههای رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا
Table 3: Mean, Standard Deviation, and Rank of the Constructs Measuring Researchers’ Satisfaction with the Quality of Peer Review
|
ردیف |
سازه |
میانگین رتبه |
|
1 |
تسلط علمی داوران به موضوع مقاله |
68/2 |
|
2 |
رفتار اخلاقی و ارزیابی بیطرفانه |
11/2 |
|
3 |
ارزیابی در زمان مورد انتظار همراه با دقت |
21/1 |
|
آمارۀ کایدو فریدمن (درجۀ آزادی، سطح معناداری) |
37/214 (2، 000/0) |
|
نتایج نشان داد تفاوتی معنادار میان سازهها وجود دارد. این یافته بیانگر آن است که پژوهشگران همۀ ابعاد کیفیت داوری را به یک اندازه مهم تلقی نمیکنند و میان آنها نوعی اولویتبندی ذهنی وجود دارد. بر اساس میانگین رتبهها، «تسلط علمی داوران به موضوع مقاله» بالاترین اولویت را از دید پاسخدهندگان داشته است؛ امری که نشان میدهد پژوهشگران کیفیت داوری را پیش از هر چیز در گرو دانش تخصصی داور و درک عمیق او از موضوع، روششناسی و ادبیات پژوهش میدانند. در رتبۀ دوم، «رفتار اخلاقی و ارزیابی بیطرفانه» قرار گرفته است که بیانگر حساسیت زیاد پژوهشگران نسبت به انصاف، احترام و پرهیز از سوگیری در فرایند داوری است. این نتیجه نشان میدهد حتی داوریهای فنی قوی، در صورت فقدان رفتار اخلاقی، نمیتوانند رضایت پژوهشگران را به طور کامل تأمین کنند. در نهایت، «ارزیابی در زمان مورد انتظار همراه با دقت»، با وجود اهمیت، در اولویتی پایینتر نسبت به دو سازۀ دیگر قرار گرفته است. این یافته حاکی از آن است که پژوهشگران دقت و تخصص داوری را بر سرعت آن ترجیح میدهند و تأخیر معقول را در صورت دریافت بازخورد علمی سازنده قابل قبول میدانند. به طور کلی، نتایج نشان میدهد ارتقای کیفیت داوری همتا بیش از هر چیز مستلزم انتخاب داوران متخصص و متعهد به اصول اخلاقی است و بهبود زمانبندی داوری در مرتبۀ بعدی اهمیت قرار دارد.
در پاسخ به پرسش سوم پژوهش، راهکارهای بهبود فرایند داوری اولویتبندی شدند که نتایج آن در نگارۀ (۴) آمده است.
نتایج آزمون فریدمن نشان داد بین راهکارهای پیشنهادی برای بهبود فرایند داوری همتا تفاوتی معنادار وجود دارد. این یافته بیانگر آن است که پژوهشگران همۀ راهکارهای بهبود داوری را به یک اندازه مؤثر تلقی نمیکنند و میان آنها اولویتبندی مشخصی وجود دارد. بر اساس میانگین رتبهها، «تدوین دستورالعملهای اخلاقی شفاف برای داوری» بالاترین اولویت را به خود اختصاص داده است. این نتیجه نشان میدهد از دید پژوهشگران، شفافیت در اصول اخلاقی و معیارهای داوری نقش کلیدی در افزایش انصاف، کاهش سوگیری و ارتقای اعتماد به فرایند داوری دارد.
نگارۀ 4: نتایج آزمون فریدمن برای اولویتبندی راهکارهای بهبود فرایند داوری همتا
Table 4: Results of the Friedman Test for Prioritizing Strategies to Improve the Peer-Review Process
|
ردیف |
راهکارهای بهبود فرایند داوری |
میانگین رتبه |
|
1 |
تدوین دستورالعملهای اخلاقی شفاف برای داوری |
92/3 |
|
2 |
سازوکار ارزیابی عملکرد داوران توسط سردبیر |
78/3 |
|
3 |
برگزاری دورههای آموزشی برای داوران |
21/3 |
|
4 |
تقدیر و تشویق داوران برتر |
64/2 |
|
5 |
پرداخت بهموقع حقالزحمۀ منصفانه به داوران |
45/1 |
|
آمارۀ کایدو فریدمن (درجۀ آزادی، سطح معناداری) |
63/214 (4، 000/0) |
|
در رتبههای بعدی، «تدوین سازوکار مشخص برای ارزیابی عملکرد داوران توسط سردبیر» و «برگزاری دورههای آموزشی برای داوران» قرار گرفتهاند. این امر بیانگر آن است که پژوهشگران به نقش نظارت حرفهای و توانمندسازی داوران در بهبود کیفیت داوری توجه ویژه دارند و ارتقای مهارتهای داوری را مکمل اخلاق حرفهای میدانند. در مقابل، راهکارهایی مانند «تقدیر و تشویق داوران برتر» و بهویژه «پرداخت حقالزحمۀ منصفانه» در اولویتهایی پایینتر قرار گرفتهاند. این یافته نشان میدهد از دید پاسخدهندگان، بهبود کیفیت داوری بیش از آنکه متکی بر مشوقهای مالی باشد، به ساختارهای اخلاقی، نظارتی و آموزشی نظام داوری وابسته است. در مجموع، نتایج این سازه تأکید میکند ارتقای کیفیت داوری همتا نیازمند اصلاحات ساختاری و نهادی در سطح نشریهها و نظام انتشار علمی است و صرفاً با اتکا به انگیزههای فردی داوران محقق نخواهد شد.
بحث و نتیجهگیری
هدف اصلی این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی چارچوب سنجش میزان رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا و ارائۀ پیشنهادهایی برای بهبود این فرایند بود. این پژوهش با تمرکز بر دیدگاه پژوهشگران حوزۀ حسابداری و مالی، ضمن پرکردن شکاف موجود در ادبیات، به دانشافزایی علمی و کاربردی کمک کرد و ابزاری عملیاتی برای سنجش رضایت پژوهشگران از فرایند داوری ارائه داد.
یافتههای پژوهش نشان داد سه سازۀ اصلی «تسلط علمی داوران به موضوع مقاله»، «رفتار اخلاقی و ارزیابی بیطرفانه» و «ارزیابی در زمان مورد انتظار همراه با دقت» از دید پژوهشگران اهمیتی متفاوت دارند. میانگین رتبهها نشان داد تسلط علمی داوران به موضوع مقاله بیشترین اهمیت را دارد، زیرا پژوهشگران کیفیت داوری را پیش از هر چیز در گرو دانش تخصصی داور، درک دقیق روششناسی، تحلیل دادهها و شناخت کامل ادبیات پژوهش میدانند. این یافته با نتایج مطالعات پیشین مانند ویچرتز و سیزو و همکاران همسو است که نشان میدهند تخصص داور و دقت علمی او مهمترین عامل برای افزایش رضایت نویسندگان است (Wicherts, 2016; Sizo et al., 2025). همچنین، رفتار اخلاقی و ارزیابی بیطرفانه در رتبۀ دوم قرار گرفت که بر اهمیت شفافیت، انصاف و احترام در فرایند داوری تأکید دارد. این یافته با مطالعۀ گرائو نیز تطابق دارد و نشان میدهد حتی داوریهای فنی قوی، در صورت فقدان اخلاق حرفهای، نمیتوانند رضایت پژوهشگران را به طور کامل تأمین کنند (Graue, 2006). ارزیابی در زمان مورد انتظار همراه با دقت، اگرچه اهمیت دارد، از دید پاسخدهندگان اولویتی پایینتر دارد که نشان میدهد پژوهشگران دقت و کیفیت علمی را بر سرعت فرایند ترجیح میدهند.
در بررسی راهکارهای بهبود فرایند داوری، یافتهها حاکی از آن است که «تدوین دستورالعملهای اخلاقی شفاف» بیشترین اهمیت را دارد. این نتیجه نشان میدهد پژوهشگران به شفافیت اصول اخلاقی و معیارهای داوری به عنوان عامل کلیدی ارتقای اعتماد و انصاف در فرایند داوری نگاه میکنند. پس از آن، «ارزیابی عملکرد داوران توسط سردبیر» و «برگزاری دورههای آموزشی برای داوران» قرار گرفتهاند که بیانگر اهمیت نظارت حرفهای و توانمندسازی داوران در افزایش کیفیت داوری است. رتبههای پایینتر «تقدیر و تشویق داوران برتر» و «پرداخت بهموقع حقالزحمه» نشان میدهند از دید پژوهشگران، انگیزههای مالی کمتر از ساختارهای اخلاقی، آموزشی و نظارتی برای بهبود کیفیت داوری اثرگذار است. این نتایج با مطالعات گلونتی و همکاران و دیدومنیکو و همکاران همسو است و اهمیت اصلاحات نهادی و ساختاری در نشریهها را برجسته میکند (Glonti et al., 2019; DiDomenico et al., 2017 ).
تفسیر یافتهها با توجه به محیط پژوهش نشان میدهد نتایج کاملاً با شرایط فرهنگی و سازمانی کشور همخوانی دارد. پژوهشگران حاضر در مطالعه به طور مستقیم با فرایند داوری درگیر بودهاند و بنابراین، اولویتبندیها و راهکارها بازتاب واقعیت عملی و نیازهای ملموس آنها هستند.
چارچوب ارائهشده ابزار عملیاتی مناسبی برای سردبیران و مدیران نشریهها فراهم میکند تا بتوانند رضایت پژوهشگران از داوری همتا را به صورت نظاممند ارزیابی کنند. یافتهها به سردبیران توصیه میکند در اولویتبندی اصلاحات، ابتدا روی انتخاب داوران متخصص و آموزش اخلاق حرفهای تمرکز شود و سپس سازوکارهای ارزیابی عملکرد داوران و دورههای آموزشی اعمال شوند. پژوهشگران آینده میتوانند این چارچوب را برای بررسی رضایت در حوزههای علمی دیگر یا تطبیق با سیستمهای داوری الکترونیک استفاده کنند.
برای ارتقای کیفیت داوری همتا و افزایش رضایت پژوهشگران، توصیه میشود سردبیران و مدیران نشریهها دستورالعملهای اخلاقی شفاف تدوین و منتشر کنند، شامل معیارهای بیطرفی، انصاف و رعایت اصول علمی، و سازوکار منظم ارزیابی عملکرد داوران بر اساس تخصص، کیفیت بازخورد و زمانبندی. برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی برای داوران به منظور ارتقای مهارتهای علمی، روششناسی و اخلاق حرفهای، همراه با سیستم تقدیر و تشویق داوران برتر و پرداخت حقالزحمۀ منصفانه و بهموقع، به عنوان مکمل انگیزههای اخلاقی، میتواند نقشی مؤثر در بهبود فرایند داشته باشد. همچنین، پژوهشگران میتوانند با استفاده از چارچوب ارائهشده عوامل مؤثر بر رضایت از داوری را درک کنند و کیفیت مقالههای خود را پیش از ارسال ارتقا دهند و بازخورد داوران را برای غنای علمی و نوآوری مقاله به کار گیرند. پژوهشهای آینده نیز میتوانند چارچوب یادشده را در سایر حوزههای علمی بررسی و اثر فرایندهای داوری دیجیتال و طولانیمدت آموزش داوران را بر رضایت و کیفیت ارزیابی کنند.
با وجود نتایج مهم، پژوهش با محدودیتهایی مواجه است. اول، جامعۀ نمونه محدود به پژوهشگران حوزۀ حسابداری و مالی داخلی بود و به همین دلیل، تعمیم نتایج به سایر رشتهها نیازمند مطالعۀ بیشتر است. دوم، ابزار پژوهش مبتنی بر پرسشنامۀ خوداظهاری است که ممکن است تحتتأثیر سوگیری شخصی پاسخدهندگان باشد. سوم، جمعآوری دادهها با ترکیبی از شیوۀ حضوری و مجازی انجام شد که ممکن است تفاوتهایی در پاسخها ایجاد کرده باشد. چهارم، محدودیتهای زمانی و منابع پژوهشگر برای پوشش جامعۀ بزرگتر و طولانیمدتبودن بررسی وجود داشت. با وجود این محدودیتها، یافتهها از اعتبار داخلی کافی برخوردار است؛ زیرا روایی محتوایی ابزار با روش لاوشه و نظر ۹ خبره تأیید شد (Lawshe, 1975)، پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ 89/0 تأیید شد و قابلیت اعتماد کیفی نیز بر اساس معیارهای چهارگانۀ لینکلن و گوبا شامل اعتبارپذیری، تأییدپذیری، تکرارپذیری و انتقالپذیری ارزیابی شد (Lincoln & Guba, 1985).
در مجموع، این پژوهش نشان داد ارتقای رضایت پژوهشگران از داوری همتا مستلزم ترکیبی از تخصص علمی داوران، رعایت اخلاق حرفهای و سازوکارهای نهادی است؛ در حالی که اصلاحات مالی و انگیزشی بهتنهایی برای تحقق این هدف کافی نیست.
[i] Peer Review
[ii] SERVQUAL
[iii] Reliability
[iv] Assurance
[v] Tangibles
[vi] Empathy
[vii] Responsiveness
[viii] Conventional Content Analysis
[ix] Google Scholar
[x] Scopus
[xi] ProQuest
[xii] شامل ارشاد و همکاران (1384)، میرزایی و همکاران (1385)، رضاییان (1386)، اولیا و شکیبا (۱۳۸۷)، شیخشعاعی و حسینی (۱۳۸۸)، فرامرزقراملکی (1389)، ابراهیمی و فرجپهلو (۱۳۸۹)، عطاران و همکاران (۱۳۸۹)، رضاییان (1389)، ابوییاردکان و میرزایی (۱۳۸۹)، فتاحی (۱۳۹۰)، فدایی (1390)، مطلبیفرد و همکاران (1392)، زاهدیاصل (1392)، اماناللهی و همکاران (1393)، حسینی و همکاران (1393)، اشرفیریزی (1398)، سلیمی و صدر (1398)، نوروزیچاکلی (1399)، پناهی و همکاران (1400)، ابراهیمپور و همکاران (1401)، شیخیچمان و همکاران (1401) و نوروزیچاکلی (1403).
[xiii] Fletcher & Fletcher (1997), van Rooyen (2001), Rowland (2002), Jefferson et al. (2002), Kundzewicz & Koutsoyiannis (2005), Newton (2010), Cobo et al. (2011), Hirst & Altman (2012), Ma et al. (2013), Ragone et al. (2013), Alabi & Weare (2014), Fresco-Santalla & Hernández-Pérez (2014), Kelly et al. (2014), Lee (2015), Manchikanti et al. (2015), Hak et al. (2016), Wicherts (2016), Helmer et al. (2017), Huisman & Smits (2017), Ross-Hellauer (2017), Ross-Hellauer et al. (2017), Tomkins et al. (2017), Committee on Publication Ethics [COPE]. (2017), Fortin-Guichard et al. (2018), Misra et al. (2018), Tamblyn et al. (2018), Tennant (2018), Allen et al. (2019), Dericks et al. (2019), Feliciani et al. (2019), Ross-Hellauer & Görögh (2019), Superchi et al. (2019), Tennant & Ross-Hellauer (2020), Rivera & Teixeira da Silva (2021), Zimba & Gasparyan (2021), Holst et al. (2022), Candal-Pedreira et al. (2023), Zheng et al. (2023), Burt (2024), Sizo et al. (2025), Woldeamanuel (2025), Tahririan & Sadri (2013).
[xiv] مفاهیم معنادار عبارتهایی هستند که بیانگر ایده، نظر یا تجربهای مرتبط با کیفیت داوری یا رضایت پژوهشگران و بهتنهایی قابل تفسیر و کدگذاری باشند (Hsieh & Shannon, 2005).
[xv] شاخص نسبت روایی محتوا از رابطۀ زیر محاسبه میشود:
که در آن، تعداد خبرگانی است که گویه را «ضروری» تشخیص دادهاند و تعداد کل خبرگان است.
[xvi] Simple Random
[xvii] Google Forms
[xviii] معیار ورود به پژوهش مقطع تحصیلی نبوده، بلکه تجربۀ واقعی شرکت در فرایند داوری همتا بوده است. بر این اساس، فقط دانشجویان کارشناسی ارشدی در نمونه قرار گرفتند که در یک سال گذشته، دستکم یک مقاله به نشریههای علمی ارسال و گزارش داوری دریافت کرده بودند. بسیاری از دانشجویان کارشناسیارشد، به ویژه در رشتۀ حسابداری، در قالب پایاننامه یا پژوهشهای مشترک با اعضای هیئتعلمی، تجربۀ انتشار مقاله و تعامل مستقیم با فرایند داوری را دارند؛ بنابراین، از آنجا که موضوع پژوهش سنجش رضایت از کیفیت داوری است، ملاک اصلی تجربۀ زیسته از فرایند داوری بوده است، نه مرتبۀ علمی یا مدرک تحصیلی. برای برطرفشدن ابهام، این موضوع در بخش روش پژوهش نیز بهصراحت تشریح شد.