بخشی مهم از تغییرات در بازارهای مالی تا به امروز با هدف دستیابی به همگرایی بیشتر برای حفظ ارزشهای فراگیر در ادراک ذینفعان صورت پذیرفته است و این تحولات بنیادی در حوزههای گزارشگری و افشای اطلاعات با رویکرد پایدارتر، برای افزایش مشروعیت شرکتها ایجاد شدهاند (Acuti et al., 2024). به عبارت دیگر، هدف از انجام چنین تغییراتی رسیدن به سطحی از هنجارهای عملکردی شرکتها در افشای اطلاعاتی است که علاوه بر پوشش دامنۀ الزامات تعیینشده توسط نهادها و هیئتهای تدوینکنندۀ استانداردها، باید جنبههای اختیاری گستردهتری از فعالیتهای شرکتها برای اقناع نیازهای اطلاعاتی ذینفعان را نیز شامل شود (Huang et al., 2023). اگرچه نمیتوان تأثیرگذاری تلاشهای قبلی برای پویایی کارکردهای گزارشگری مالی در گذشته را کتمان کرد، بیتوجهی به رشد سریع فناوری و توسعۀ فعالیتهای مبتنی بر تبادلات مالی در بستر دیجیتال از یک سو، و عدم تقویت ظرفیتهای گزارشگری همهجانبه برای افزایش شفافیت در راهبردها و چشماندازهای مالی شرکتها از سوی دیگر، سبب شده است تا تعالی پاسخگویی در برابر انتظارات ذینفعان با چالش مواجه باشد (Christianson et al., 2016). به همین دلیل، نیاز به تغییراتی در سبکهای هنجاری گزارشگری مالی برای برطرفکردن چنین نواقصی پس از بحرانهای مالی سالهای گذشته شدت گرفت؛ به طوری که بعد از وقوع این بحرانها، یکی از تغییرات در شیوههای گزارشگری، توسعۀ گزارشگری یکپارچه بود که توسط کمیتة بینالمللی گزارشگری یکپارچه (IIRC) معرفی شد که هدف آن حذف انتقاد عدم پوشش جنبههای راهبردی مالی از طریق افشای فراگیرتر اطلاعات بود (بدریگمچی و همکاران، 1403). در واقع، شیوۀ گزارشگری یکپارچه، با در امتداد قراردادن مبنای گزارشگری مالی و گزارشگری پایداری، به دنبال انسجامبخشی ادراکی در ذینفعان به منظور رسیدن به جریانی مشخص و خلاصهتر از وضعیت شرکت از دیدگاههایی مختلف مانند چشماندازها، فرصتها و تهدیدها، راهبردها و سیستمهای افشای اطلاعات برای ارتقای کیفیت تصمیمگیریهای مالی بود (Asadi et al., 2023). همچنین، از دیگر مزیتهای گزارشگری یکپارچه، باید به ارتقای فرصتهای تحلیل بالاتر از مهمترین جنبههای عملکردی قابل ارزیابی شرکتها و رویکردهای احتمالی برای حفظ ارزشهای ذینفعان اشاره کرد (Kapur et al., 2023). به علاوه، این شیوۀ گزارشگری نقشی مهم در رتبهبندی اعتباری شرکتها توسط نهادهای ذیربط نسبت به سایر شرکتهای رقیب دارد که به بهبود جایگاه راهبردی شرکتها در آینده کمک شایان توجهی میکند؛ از این رو، در بیان صریح از ماهیتِ گزارشگری یکپارچه، باید توسعۀ توازن مناسب بین انعطافپذیری و توصیههای هنجاری افشای اطلاعات را مدنظر قرار داد که به طرق مختلف میتواند امکان مقایسة شرکتها را در بازارهای مالی برای ذینفعان میسر کند تا نیازهای اطلاعاتی گستردهتری را برآورده کند (Dameri & Ferrando, 2023). از این رو، همانطور که کمیتة بینالمللی گزارشگری یکپارچه در سال 2013 مطرح کرد، این شیوۀ گزارشگری را باید شالودهای از اصول راهنما، عناصر محتوایی و تبیین مفاهیم بنیادی تلقی کرد که به جنبههایی گستردهتر از افشای اطلاعات برای تصمیمگیری منتج خواهد شد (ابوالفتحی و همکاران، 1400).
اما بهتدریج و با فزایندگی تغییرات ایجادشده، این عرصه برای تکامل، نیازمند همگرایی بیشتر با قابلیتهای فناوری مالی بود تا بتواند با تقویت دسترسی سریعتر به اطلاعات از طریق پلتفرمهای مختلف برای ارتباط با ذینفعان، سطحی قابل اتکاتر از عملکردهای مالی را به استفادهکنندگان از اطلاعات منعکس کند؛ مسألهای که باعث میشد تا با تطبیقپذیری بیشتر شرکتها با محیط باز دائماً در حال تغییر، تمرکز بر مزیتهای فناوری مالی پیشرفته بتواند با انعکاس یکپارچهتر اطلاعات به ذینفعان، مزیتهای رقابتی بیشتری را برای شرکت به ارمغان بیاورد (Mohd Farouk, 2024). به عبارت دیگر، قابلیتهای فناوریهای مالی به عنوان پیشزمینههای گزارشگری یکپارچه کمک میکند تا دادههای مورد نیاز ذینفعان به صورت دستهبندیهای مشخص در چارچوب افشای اطلاعات ادغام شوند و از اثربخشی بیشتری در تصمیمگیریهای مالی برخوردار باشند (Girella, 2022). از این رو، در این شرایط، چارچوب اولیه برای همگرایی بیشتر با قابلیتهای پایداری سیستمهای افشای مالی توسط شرکتها نیازمند پذیرش تحولات دیجیتالی است که در زمان ارائۀ اصول گزارشگری یکپارچه، چندان مورد توجه قرار نگرفته است.
به همین دلیل، این مطالعه با اتکا به سازوکاری جدید از فرایند پدیدارشناسی، به دنبال ارائۀ یک چارچوب بومی برای گزارشگری یکپارچه بر پایۀ ارجاع به برآیندهای محوریِ توسعۀ فناوریهای مالی است تا بر اساس ماتریس ایجادشده، بتواند دستهبندیهایی مشخصتر را از این پدیدۀ محوری در بازار سرمایۀ ایران ارائه دهد. در واقع، مسألۀ اصلی این مطالعه شناخت مزیتهای قابل اکتسابی است که از حرکت آیندۀ بازار به سمت سیستمهای فناوری مبتنی بر زمینههای نرمافزار مالی، این فرصت را به گزارشگریهای یکپارچه میدهد تا ضمن تسریع دستیابی به اطلاعات برای ذینفعان، کیفیت افشای دادهها را به گونهای افزایش دهد تا ذینفعان با صرف منابع زمانی کمتر برای پردازش اطلاعات، به منافع رقابتی بیشتری دست یابند. برای مثال، یکی از جنبههای گزارشگری یکپارچه در اصول اولیه، افشای ماهیتهای کسبوکاری است؛ به طوری که شرکتها از نظر اکوسیستمهای کارآفرینی میتوانند به نیازهای بازار پاسخ درخور توجهی ارائه دهند. اما عدم بازنگری در چنین مصداقی در گزارشگری یکپارچه در شرایطی که معمولاً این اکوسیستمها در سیکل تجاری مبنایی برای ارزیابی چرخۀ عمر محصولات راهبردی ارائه نمیدهند، باعث خواهد شد تا شکاف انتظارات تحلیلگران راهبردی به دلیل نبود معیارهای اندازهگیری مشخصی در این خصوص، اهداف اولیۀ گزارشگری یکپارچه را در دنیای رقابتی امروز با چالش مواجه کند. از این رو، نیاز به بومیسازی گزارشگری یکپارچه بر پایۀ برآیندهای برآمده از توسعۀ فینتکها به شرکتهای بازار سرمایۀ ایران این فرصت را میدهد تا در خلق ارزشهای بالاتری برای ذینفعان از مزیتهای بیشتری نسبت به رقبا برخوردار باشند.
مبانی نظری
دانش حسابداری، به واسطۀ تحول فناوریها و زیرساختهای فناوری اطلاعات مالی، پدیدهای در حال تغییر قلمداد میشود که نیازمند بازآرایی جدید به لحاظ شناختی و محتوایی است (رهنمایرودپشتی و همایونیراد، 1395). این تغییرات که از اوایل سال 2008 میلادی با ظهور فینتکها و هوش مصنوعی آغاز شد، در طی چند سال اخیر سرعتی فراگیرتر را تجربه کرده است (Aloulou et al., 2023). فینتکها روشهایی نوآورانه از تراکنشهای مالی و سیستمهای بازپرداخت مالی تلقی میشوند که از طریق بهکارگیری ارتباطات کامپیوتری، تحلیل کلاندادهها، شبکهسازی و فناوری هوش مصنوعی پدید آمدهاند (پاینده و افقهی، 1402). اصطلاح فینتک شکلی کوتاهشده از عبارت فناوری مالی است و فینتکها که عمدتاً زمینههایی قابل استفاده در راهبردهای تجاری دارند، توانستهاند ظرفیتهای ارائۀ خدمات مالی دیجیتال را با استفاده از نرمافزار و فناوریهای نوین و نوآورانه توسعه دهند (رمزباری و همکاران، 1402). منشأ ظهور این پدیده مربوط به پروژۀ «کنسرسیوم خدمات مالی فناوری» در اواخر سال 2005 بود که توسط بنیاد سیتیگروپ به منظور تسهیل تلاشهای همکاری فناورانۀ بین شرکتها راهاندازی شد و طی دو سال، به بخشی مهم از فعالیتهای مالی شرکتهای زیرمجموعۀ این نهاد بدل شد (Franco et al., 2020).
علاوه بر ارائۀ ماهیت افشای کارآمدتر اطلاعات، فینتکها کارکردهایی در زمینههای بیمه و سایر ابزارهای مالی یا خدمات شخص ثالث را نیز به کاربران ارائه میدهند. به عبارت دیگر، فینتکها کسبوکارهای تجاری هستند که خدمات فناورانه را به کاربران استفادهکننده از اطلاعات مالی در قالب سرویسهای آنلاین و آفلاین عرضه میکنند (Turki & Rieg, 2023). بهتازگی، فینتک شاهد رشدی قابل ملاحظه بوده و سرمایهگذاریهای جهانی آن به ۶۰ میلیارد دلار رسیده است (Arslanian & Fischer, 2019). اما در این بین، مسألهای که به نظر شکافی عمیق ایجاد کرده، این موضوع است که همسان با سرعت تحولات دیجیتال به ویژه رشد فینتکها، سایر جنبههای مرتبط با حسابداری به منظور تطبیق و همسانی بیشتر با این تغییرات، مانند استانداردها یا هنجارهای گزارشگریهای مالی، از توسعهیافتگی مناسبی برخوردار نبودهاند. همر و لابرو با اذعان به شروع این تغییرات در بستر کارکردهای حسابداری، بیان کردند بهکارگیری فناوریهای مالی زمانی میتواند به پیشرفتهای شفافیت گزارشگری کمک بیشتری کند که به همان اندازه، هیئتهای حسابداری توانسته باشند بستر را برای مواجهسازی کاربران با چنین تغییراتی آماده کرده باشند (Hemmer & Labro, 2008). زیرا مهمترین مسأله در حرکت به سمت چنین تغییراتی همگرایی بیشتر در ادراک کارکردهای برآمده از فینتکها در تصمیمگیریهای مالی است.
یکی از بخشهایی که این مطالعه معقتد است در شرایط تحولات فناورانه ممکن است به تغییر در رویکردهای افشای اطلاعات نیاز داشته باشد، شیوۀ گزارشگری یکپارچه است. این شیوۀ گزارشگری که در واقع سازوکاری هنجاری در رویههای عملکردی فراگیر شرکتها در مواجهه با ذینفعان تلقی میشود، نقشی مهم در ارتقای سطح تعاملات بین شرکتها با ذینفعان ایفا میکند (Sciulli & Adhariani, 2023). گزارشگری یکپارچه را باید فرایندی مبتنی بر تفکر یکپارچۀ سیستمی تعریف کرد که با ارائۀ دورهای اطلاعات و منظم دادهها، میتواند در ارزشآفرینی فراگیر برای ذینفعان نقش داشته باشد (بدریگمچی و همکاران، 1403). جالب توجه است که چارچوب هنجاری گزارشگری یکپارچه را، منطبق با چارچوب شورای گزارشگری یکپارچه بینالمللی، باید به عنوان اصول اولیه تلقی کرد و هدف آن دستیابی به ایدۀ ایجاد ارزش مشترک از طریق سرمایههای مالی، تولیدی، فکری، انسانی، اجتماعی و محیطی است (مولاوردی و همکاران، 1402). همچنین، گزارشگری یکپارچه را باید ماحصل رویکردهایی از مدیریت نیازهای اطلاعاتی ذینفعان تلقی کرد که با ترویج جنبههایی گستردهتر از افشای اطلاعات، به دنبال اقناع بیشتری از خواستگاههای آنان در بازارهای مالی است (Dyczkowska et al., 2022). به عبارت دیگر، در این شیوۀ گزارشگری، جنبههای گسترده از افشای اطلاعات، از راهبردها گرفته تا رهبری و چشماندازها، را میتوان منشوری از کارکردهای شرکت در زمینههای مختلف تجاری، اجتماعی و زیستمحیطی تلقی کرد (ستایش و مهتری، 1397). به ویژه با تغییر ابزارهایی گستردهتر در انعکاس شفافیتهای مالی، مانند فناوریهای مالی، جایگاه این دست از شیوههای گزارشگری مالی، به عنوان مبنعی از اتکاپذیری اطلاعات، نیازمند توسعۀ همگرایانۀ بیشتر است. اما برای سینرژی بیشتر در آن، به ویژه در شرایط تحولات فناورانه، همگرایی بیشتر سطحی از هنجارها برای رسیدن به اقدامات یکپارچه ضروری به نظر میرسد؛ از این رو، در راستای این همگرایی از نظر ماهیت اثرگذاری این گزارشگری بر ذینفعان به لحاظ کارکردی از یک سو، و اجرای اهداف پدیدارشناسی مطالعه از سوی دیگر، ضروری به نظر میرسد که از طریق غربالگری مبتنی بر مرور نظاممند پژوهشهای مشابه دیگر، ظرفیتهایی از فینتکها که میتوانند در انسجامسازی گزارشگری یکپارچه مؤثر باشند را شناسایی کرد. از این رو، با ارجاع به بازۀ زمانی پژوهشهای چند سال گذشته مبنی بر مشخصکردن معیارهایی جدیدتر از پدیدۀ تحت بررسی، تلاش شد تا نسبت به تعیین برآیندهای توسعۀ فینتکها طبق نگارۀ (1) اقدام شود. به همین دلیل، پژوهشهایی مشابه و معتبر که در بین سالهای 2021 تا 2024 و 1402 تا 1404 انجام شده بودند، در این بخش واکاوی شدند تا بتوان بر اساس بیشترین تکرار فراوانی، نسبت به انتخاب برآیندهای توسعۀ فینتک اقدام کرد.
نگارۀ 1: مرور نظاممند پژوهشهای مشابه برای تعیین زمینههای برآیندی توسعۀ فینتکها
Table 1: Systematic review of similar research to determine the resulting areas of FinTech development
برآیندهای توسعۀ فینتک Offiong et al. (2024)
Bhat et al. (2024)
Zhang et al. (2024)
Bergmann et al. (2023)
Yáñez-Valdés & Guerrero (2023)
Tang et al. (2023)
Mohd Daud et al. (2022)
Tian et al. (2021)
خدایاری و همکاران (1403)
پایبنده و ا فقهی (1402)
فراوانی درصد فراوانی
دسترسی قابل حصولتر - - - - - - 4 50/12 %
زنجیرۀ ارزش مالی - - - 6 75/18 %
مدیریت داراییها - - - - - - - 3 37/9 %
کاهش هزینههای مالی - - - - - - - - 2 25/6 %
انعطافپذیری ساختاری - - - - 6 75/18 %
مدیریت منابع مالی - - - - - - - - 2 25/6 %
همافزایی اطلاعاتی - - - - - 5 62/15 %
امنیت تراکنشهای مالی - - - - - - 4 50/12 %
فراوانی 3 4 3 3 4 5 2 3 2 3 32 100 %
درصد37/9 %50/12 %37/9 %37/9 %50/12 %62/15 %25/6 %37/9 %25/6 %37/9 %100 %
با مرور پژوهشهای مشابه در خصوص تعیین محورهای اصلی سازوکار ماتریسی خلق ارزش برای ذینفعان، سه زمینۀ محوری «زنجیرۀ ارزش مالی»، «انعطافپذیری ساختاری» و «همافزایی اطلاعاتی» ماحصل برآیندهای توسعۀ فینتکها مالی در شرکتهای بازار سرمایه محسوب میشوند که بر اساس کسب امتیاز بالاتر از توزیع فراوانی پژوهشهای انتخابی مورد بحث، میتوانند در انسجامبخشی اصول اولیۀ گزارشگری یکپارچه در شرکتهای بازار سرمایه نقش داشته باشند. اما برای دستیابی به چنین هدفی، لازم است تا زمینههای محوری تعیینشده از غربالگری محتوایی سیستماتیک در ابتدا به لحاظ ماهیت اثرگذاری تشریح شوند تا امکان تدوین پرسشهای مصاحبه بر اساس این محورهای زمینهای ممکن باشد.
زنجیرۀ ارزش مالی: اولین برآیند فینتکها در بستر شرکتهای امروزی میتواند مرتبط با مزیت توالی ارزشهایی باشد که شرکتها برای ذینفعان خود به واسطۀ شفافیتهای اطلاعاتی از دو مکانیسم زنجیرۀ ارزش رقابتی و متعالی به وجود میآورند. در واقع، فینتکها به واسطۀ قابلیتهایی که در توالی پردازش اطلاعات برای ذینفعان ایجاد میکنند، میتوانند ظرفیتهای خلق ارزش رقابتی یا متعالی را برحسب خصوصیتهای شرکتها به لحاظ توسعهیافتگی در زیرساختهای فناورانه به وجود بیاورند. از این رو، زنجیرۀ ارزش رقابتی را باید مجموعۀ ارزشهای برآمده از فینتک تلقی کرد که در منحصربهفردبودن رویههای ارزیابی عملکردی برای ذینفعان، به شرکتها مزیت بیشتری را اعطا میکند؛ در حالی که در زنجیرۀ ارزش متعالی، فینتکها با استفاده از سازوکارهایی نوظهورتر در بستر هوش مصنوعی، به ارتقای قابلیتهای محاسبات عملیاتی آیندهنگرانهتر شرکتها برای ذینفعان کمک میکنند (Offiong et al., 2024).
انعطافپذیری ساختاری: دومین برآیند فینتکها نشاندهندۀ انعطافپذیریهای ساختاری شرکت به لحاظ عملیاتی و راهبردی است. در واقع، این فناوریها در عرصۀ مالی با هدف بهبود ارزش افزودۀ زیستبومهای شرکت، به دنبال سطحی از همافزاییهایی به لحاظ عملیاتی و راهبردی هستند تا بتوانند به شرکتها در بهینهسازی تأمین منابع، توسعۀ پایدار و کنترل ریسکهای احتمالی کمک کنند. از این رو، به لحاظ مزیت انعطافپذیری عملیاتی، فینتکها را باید ابزارهایی عملیاتی تلقی کرد که به واسطۀ قابلیتهایی که در اختیار کاربران قرار میدهند، میتوانند سطح برآوردهایی دقیقتر از ماهیت برنامهریزیهای شرکت، فرصتها و ریسکهای احتمالی را به صورت دادههای مقایسهای و تخصصی در اختیار ذینفعان قرار دهند. از دیدگاه انعطافپذیری راهبردی نیز، فینتکها سازوکارهایی برای افشای اطلاعات تکمیلی در راهبردهای شرکتها برای ذینفعان در زبانههای مختلف نرمافزاری به وجود میآورند تا بر اساس آنها، بتوانند سطح قابلیتهای کیفی آنان در تصمیمگیریهای مالی را ارتقا بخشند (Bhat et al., 2024).
همافزایی اطلاعاتی: سومین زمینه از سری برآیندهای توسعۀ فینتکها نشاندهندۀ سطحی از همافزایی اطلاعاتی در سطوح حاکمیتی و مدیریتی است. در این زمینه، فینتکها قابلیتهایی را در سطح مدیریتی ایجاد میکنند تا با ارائۀ گزارشهایی در حوزۀ مدیریتی، اطلاعاتی تکمیلیتر برای ذینفعان قابل حصول باشد تا از فرایندهای عملیاتی شرکت به طرزی شفافتر آگاهی کسب کنند. از طرف دیگر، در سطح حاکمیتی، فینتکها با ارائۀ گزارشهایی در خصوص رویههای نظارتی، به ذینفعان در آگاهیرسانی فراگیرتر شرکت مبنی بر پایبندی به حقوق آنان کمک میکنند (Tang et al., 2023). از این رو، با اتکا به توصیف این محور، میتوان برای رسیدن به اهداف مطالعه در عرصۀ پدیدارشناسی، نسبت به ارائۀ الگوی سهبُعدی اولیۀ ماتریس خلق ارزش در قالب شکل (1) اقدام کرد.
شکل 1: الگوی سهبُعدی اولیۀ ماتریس خلق ارزش
Figure 1: The initial three-dimensional model of the value creation matrix
بر اساس محورهای زمینهای قرارگرفته در این ماتریس سهبُعدی خلق ارزش، باید پرسشهای پژوهش را به ترتیب زیر تدوین کرد تا بتوان با طی مراحل تحلیلی نسبت، به تبیین معیارهایی قابل استدلال در سازۀ ساختهشدۀ الگوی مرجع راهبردی اقدام کرد.
پرسش اول پژوهش: مضامین گزارهای برآیندهای توسعۀ فینتکها در انسجامسازی گزارشگری یکپارچه کداماند؟
پرسش دوم پژوهش: مقولههای محوری برآمده از مضامین گزارهای برآیندهای توسعۀ فینتکها در انسجامسازی گزارشگری یکپارچه کداماند؟
روش پژوهش
در پژوهشهایی بر مبنای پدیدارشناسی، همواره دستیابی به جنبههایی ناشناخته از ترکیب یک یا چند پدیدۀ محوری در عرصۀ علوم انسانی به عنوان پایۀ اصلی این روششناسی مدنظر است. در همین راستا، گفتنی است این پژوهش نیز به واسطۀ ارائۀ الگوی اولیۀ یک ماتریس سهبُعدی خلق ارزش، در تلاش است تا با ترکیب زمینههای شناساییشده از برآیندهای توسعۀ فینتکها به شرکتهای فعال در بازار سرمایه بر اساس مؤلفههای محوری، اقدام به انسجامسازی گزارشگری یکپارچه نسبت به اصول اولیۀ ارائهشدۀ مرسوم در رویههای افشای فراگیرتر اطلاعات در گذشته کند. به همین دلیل، این مطالعه را به لحاظ روششناسی باید از نظر هدف «اکتشافی»، از نظر نتیجه، «توسعهای» و از نظر نوع داده، نیز در زمرۀ پژوهشهای کیفی دستهبندی کرد. از این رو، با استناد به ماهیت روششناسی مطالعه به لحاظ شناختی، در ادامه، طبق شکل (2)، نسبت به ارائۀ مراحل اجرای تحلیلی تا رسیدن به اهداف مطالعه اقدام میشود.
شکل 2. فرایند اجرای تحلیلی در مسیر روششناسی مطالعه
Figure 2: Analytical implementation process in the study methodology path
روشها و ابزارهای اجرای تحلیلی
در فرایند پدیدارشناسی به ویژه در چارچوب ماتریسی خلق ارزش به عنوان زمینهیابی دو پدیدۀ پیوسته به هم برای همگرایی بیشتر در یک بستر، از رویکرد چندگانه بهره برده میشود. نکتۀ حائز اهمیت این است که در پژوهشهای پدیدارشناسی مبتنی بر پدیدههای پیوسته برای ماتریس خلق ارزش، مهم است که ماهیت پدیدهها بهتفکیک مشخص شود. از این رو، بر اساس شکل (3)، همانطور که مشاهده میشود، دو پدیدۀ پیوسته به عنوان مبنای توسعۀ فرایند پدیدارشناسی در ماتریس خلق ارزش در این مطالعه مدنظر هستند که اولی، پدیدۀ عامل یعنی زمینههای برآمده از برآیندهای توسعۀ فینتکهاست که در محورهای «X»؛ «Y» و «Z» شکل (1) به عنوان الگوی اولیۀ سازۀ ماتریس خلق ارزش از طریق مرور نظاممند معرفی شدند. دومین پدیده نیز با عنوان پدیدۀ مبنا شناخته میشود که مقولههایی هستند که پس از کدگذاری باز و با تفکیک مضامین گزارهای در رُبعهای ماتریس نهایی خلق ارزش جایگذاری میشوند.
شکل 3: تعیین پدیدههای وابستۀ مطالعه در پدیدارشناسی ماتریس خلق ارزش
Figure 3: Determining the dependent phenomena of the study in the phenomenology of the value creation matrix
از این رو، با اتکا به چارچوب اجرای تحلیلی، ماهیت روششناسی و تفکیک پدیدهها به دو بخش عامل و مبنا، در بخش زیر بهتفکیک روشهای این مطالعه توضیح داده میشوند.
گام اول) واکاوی نظری
در بخش اول از تحلیلهای مرتبط به این مطالعه، همانطور که مشاهده شد، با مرور ادبیات نظری به صورت یک فرایند غربالگری محتوایی سیستماتیک بر پایۀ انتخاب بالاترین زمینۀ محوری برای شکلدادن به سازههای اولیۀ ماتریس خلق ارزش، به تعیین سه محور اصلی شکل (1) به عنوان زمینههای پدیدۀ عامل اقدام شد. سپس با تعریف محورهای اصلی و زمینههای تشکیلدهندۀ آنها به منظور تعیین تعداد رُبعهای ماتریس خَلق ارزش، باید در گام بعدی فرایند انجام مصاحبه طی کدگذاری باز برای رسیدن به مضامین گزارهای تشریح شود. از این رو، سه پدیدۀ عامل شناساییشده در این ماتریس بر اساس ساختار ماتریس سهبُعدی که باید مبنای تدوین پرسشهای مصاحبه تلقی شوند، برای تبیین کدهای باز طبق شکل (4) ارائه شدهاند.
شکل 4: ماتریس سهبُعدی خلق ارزش در پدیدارشناسی
Figure 4: Three-dimensional matrix of value creation in phenomenology
همانطور که مشاهده میشود، سه ضلع این ماتریس از سه محور عمودی «X»، افقی «Y» و مورب «Z» تشکیل شدهاند که ماتریسی با 8 بُعد را طبق روابط «X,Y» و «Y,Z» تعیین میکنند. از این رو، بر اساس مرور نظاممند ادبیات پژوهشهای مشابه گذشته، طبق تعاریف ارائهشده در مبانی نظری و سه بُعدِ محوری شناساییشده در شکل (5)، میتوان زمینههای محوری پدیدۀ عامل در سازۀ ماتریس ارزش را معرفی کرد.
شکل 5: زمینههای محوری پدیدۀ عامل به عنوان سازههای ماتریس خلق ارزش
Figure 5: The core areas of the agent phenomenon as structures of the value creation matrix
گام دوم) انجام مصاحبه و کدگذاری باز
با تعیین سازههای اصلی پدیدۀ مبنا، یعنی زمینههای محوریِ برآیندهای توسعۀ فینتکها، باید نسبت به انجام مصاحبه با کنشگران مطالعه به عنوان آگاهی پدیدههای پیوسته در پدیدارشناسی اقدام کرد. در این مرحله، تدوین پرسشهای نیمهباز بر اساس سازههای محوری باید به گونهای مدنظر قرار گیرد تا کدهای باز برای دستیابی به مضامین گزارهای تعریف هر یک از مقولهها در گام بعدی مشخص شوند. تعدادی از پُرتکرارترین پرسشهای نیمهباز انجام مصاحبه به ترتیب زیر ارائه شدهاند تا نسبت به شناخت بهتر در این گام از تحلیل پدیدارشناسی کمککنند باشند.
1- چه سازوکارهایی از گزارشگری یکپارچه بر پایۀ زنجیرههای ارزش و انعطافپذیری ساختاری در برآیندهای توسعۀ فینتکها میتوانند به انسجامسازی اصلوب اولیۀ این شیوه از افشای اطلاعات برای ذینفعان کمککننده باشند؟
2- چه سازوکارهای از گزارشگری یکپارچه بر پایۀ همافزایی اطلاعاتی و انعطافپذیری ساختاری در برآیندهای توسعۀ فینتکها میتوانند به انسجامسازی اصلوب اولیۀ این شیوه از افشای اطلاعات برای ذینفعان کمککننده باشند؟
3- زنجیرههای ارزش مالی و انعطافپذیریهای ساختاری قابلیتهای فینتک چه بخشهایی از گزارشگری پایداری را میتوانند برای انسجام بیشتر تحت تأثیر قرار دهند؟
4- همافزایی اطلاعاتی برآمده از قابلیتهای فینتک از طریق انعطافپذیری ساختاری شرکتها به لحاظ افشای اطلاعات چه اصلی در گزارشگری یکپارچه را برای ذینفعان قابل ادراکتر میکند؟
5- چه زمینهای از برآیندهای توسعۀ فینتکها میتواند به گستردگی شناخت راهبردی ذینفعان از عملکرد شرکتها بر پایۀ گزارشگری یکپارچه مؤثر باشد؟
6- چه زمینهای از برآیندهای توسعۀ فینتکها میتواند به گستردگی شناخت مقایسهای ذینفعان در انسجامسازی گزارشگری یکپارچه کمک کند؟
7- چه زمینهای از برآیندهای توسعۀ فینتکها از طریق زمینههای اطلاعاتی مدیریتی میتواند به ساختگرایی منسجم اصلوب اولیۀ گزارشگری یکپارچه کمک کند؟
8- چه زمینهای از برآیندهای توسعۀ فینتکها از طریق زمینههای اطلاعاتی حاکمیتی میتواند به ساختگرایی منسجم اصلوب اولیۀ گزارشگری یکپارچه کمک کند؟
در واقع، این پرسشهای مصاحبه دائماً با ارجاع به سازههای اولیۀ پدیدارشده در ماتریس خلق ارزش و اصلوب اساسی گزارشگری یکپارچه جرح و تعدیل شدند تا بتوانند به ایجاد کدهای باز اولیه در راستای پدیدۀ مبنا منجر شوند. در این مرحله، سازههای اصلی راهنمای انجام مصاحبه با خبرگان تلقی میشوند؛ به طوری که تدوین پرسشهای مصاحبه به صورت جهتدار یا اصطلاحاً نیمهباز باید مدنظر قرار گیرد تا امکان دستیابی به کدهای باز متعدد در خصوص پدیدههای محوری فراهم شود. لازم به توضیح است که پس از پایان هر مصاحبه با هدف رسیدن به نقطۀ اشباع نظری، نسبت به انجام فرایند کدگذاری باز اقدام میشود تا با تمرکز بر زمینههای محوری پدیدۀ عامل، یعنی برآیندهای شناساییشدۀ فینتکها از طریق مرور نظاممند، امکان دستیابی به نقطۀ اشباع نظری برای اعلام پایان کدگذاری در این مرحله مهیا شود.
گام سوم) تعیین مضامین گزارهای برآمده از کدهای باز
در ادامۀ همراستایی با مراحل اجرای تحلیل در روششناسی که در شکل (1) ارائه شده است، باید پس از تعیین مجموع کدهای باز ایجادشده و تعیین نقطۀ اشباع کدگذاریهای باز انجامشده، به تعیین مضامین گزارهای اقدام کرد. در این مرحله، با حذف زوائد تکراری مجموع کدهای باز ایجادشده و اختصاص کدهای باز در دستۀ مفاهیم هممعنا برای رسیدن به مضامین گزارهای مبنی بر شکلدادن به پدیدۀ مبنا در گام بعدی، باید اقدامات لازم را انجام داد. به عبارت دیگر، پس از تعیین کدهای باز ناشی از مصاحبههای انجامشده با کنشگران، به منظور دستهبندی مضامین گزارهای ایجادشده مبنی بر تبیین آنها به عنوان مقولههای قابل توصیف هر یک از رُبعهای ماتریس خلق ارزش، باید نسبت به حذف زوائد تکراری بهدستآمده از کدگذاری باز اقدام کرد. از این رو، مجموع 293 کد باز ایجادشده طی 18 مصاحبۀ انجامشده بر اساس مرور مضامین تعیینشده از نظر هممعنایی با کدهای دیگر یا مترادفبودن آنها به لحاظ ساختاری در رابطه با پدیدههای محوری، در نهایت، به 40 مضمون گزارهای تقلیل یافتند تا امکان قراردادن مضامین گزارهای بر اساس چکلیست امتیازی سلسلهمراتبی در هر مقولۀ مشخص از اصلوب اولیۀ گزارشگری یکپارچه فراهم و نسبت به پاسخدهی به پرسش دوم پژوهش اقدام شود.
گام چهارم) مقولهبندی بر اساس مقیاسهای امتیازی
در گام چهارم و با تعیین مضامین گزارهای متناسبسازیشده برای تعیین مقولهها به منظور قرارگرفتن در رُبعهای ماتریس خلق ارزش در شکل (1) به عنوان سازههای محوری اولیه، لازم است تا با طراحی مقیاس امتیازی پژوهشگرساخت، نسبت به قرارگرفتن هر مضمون گزارهای با اختصاص امتیازهای کنشگران در نگارۀ (2) به عنوان نمونه اقدام کرد. از این رو، به دلیل تعیین 40 مضمون گزارهای، میتوان مقیاس امتیازبندی پژوهشگرساخت را که باید به صورت سلسلهمراتبی باشد، بر اساس امتیازهای «5+»؛ «0» و «5-» ارائه کرد؛ به نحوی که هر یک از دستههای مضامین گزارهای در ردیفهای همسطح «1+» تا «5+» قرار بگیرند که به عنوان مفاهیم هممعنا، تشکیلدهندۀ مقولۀ تحت بررسی هستند.
نگارۀ 2: مقیاسبندی امتیازی مضامین گزارهای
Table 2: Scoring scale of propositional themes
5+ ۴+ ۳+ ۲+ ۱+ ۰ ۱- ۲- ۳- ۴- 5-
بسیار موافق
بسیار مخالف
سازوکار امتیازی این پدیده نیز به این صورت است که بر اساس شاخص مُد و تشکیل گروههای کانونی، بر اساس فرایند وایرماکس در مرحلۀ تحلیل امتیازی، تناسبسازی قرارگرفتن دستهای از مضامین گزارهای در یک مقولۀ مشخص صورت میپذیرد.
کنشگران مطالعه
یکی از مهمترین جنبههای انجام مطالعههایی با ماهیت پدیدارشناسی مرتبط با کنشگرانی است که به واسطۀ تفکر بینالاذهانی از پدیدههای پیوسته مورد مطالعه، میتوانند به خلق پارادایم ارزش برای جامعۀ هدف مشخصی کمک کنند. در این مطالعه، باید بر اساس دو پدیدۀ مرجع، کنشگرانی انتخاب میشدند که هم از ماهیت برآیندهای توسعۀ فینتکها و هم از اصلوب گزارشگری یکپارچگی آگاهی میداشتند. در واقع، این کنشگران در اصطلاح تجربهگرایان زیسته معرفی میشوند که به دلیل تجربههایی که در بستر کسب کردهاند، میتوانستند به شکلدهی گزارههای مضمونی در وهلۀ اول از طریق مصاحبه و در وهلۀ دوم از طریق چکلیستهای ماتریسی پژوهشگرساخت برای قرارگرفتن مقولهها در ماتریس خلق ارزش کمککننده باشند. به همین دلیل، کنشگران این مطالعه را طیفهایی مختلف از اندیشمندان عرصۀ پژوهشهای گزارشگری یکپارچه و فینتکها، مدیران مالی شرکتهای بازار سرمایه و برخی از اعضای کمیتههای تدوین استانداردگذاری تشکیل میدادند. مهمترین خصیصۀ انتخاب کنشگران تجربی روزمۀ علمی برای انتخاب اندیشمندان و سوابق اجرایی برای انتخاب مدیران مالی و اعضای کمیتۀ تدوین استانداردها بود که از طریق نمونهگیری گلولهبرفی و با معرفی مطلعان به پژوهشگران صورت پذیرفت. نکتۀ مهم دیگری که در تشریح ماهیت عملکردی مشارکت این کنشگران جالب توجه است، این است که در دو مرحلۀ متفاوت، مشارکتها بر اساس ابزار مصاحبه و چکلیستهای امتیازی سلسلهمراتبی صورت میگیرد؛ به طوری که با کنشگران در گام دوم و پس از تعیین زمینههای محوری ماتریس خلق ارزش از طریق تدوین پرسشهای نیمهباز مصاحبه میشود تا نسبت به کدگذاری باز اقدام شود. سپس در گام چهارم، مجدداً این کنشگران این بار از طریق ابزار چکلیستهای مقیاسبندی امتیازی، به مشارکت در قالب گروههای کانونی اقدام میکنند. در واقع، گروههای کانونی، پانلهایی هستند که 18 نفر از کنشگران این مطالعه به صورت گروهی در آنها قرار میگیرند تا نسبت به مباحثه مبنی بر اختصاص امتیازهای مشخص به مجموعهای از گزارهها در یک دستهبندی مشخص اقدام کنند تا ماهیت مقولهها برای قرارگرفتن در سازۀ نهایی ماتریس سهبُعدی خلق ارزش ممکن باشد.
از این رو، با رعایت فرایند مورد تأکید ارستی-ایباروندو و همکاران در تحلیلِ پدیدارشناسی، کنشگران مورد مصاحبه برحسب درک پژوهشگران اجراکنندۀ پژوهش، از تعدادی بین 8 تا 20 نفر تشکیل میشوند تا بر اساس ابعادِ محوری ماتریس خلق ارزش ایجادشده (شکل 1)، پرسشها در راستای هر یک از معیارهای تقاطع ماتریس، به صورت مصاحبۀ نیمهساختاری طراحی و تدوین شوند (Errasti-Ibarrondo et al., 2018). از این رو، در این مطالعه، به لحاظ محدودیت انتخاب کنشگران برای انجام مصاحبه، تعداد 18 نفر بر اساس نقطۀ اشباع انتخاب شدند. نکتۀ دیگر در این بخش از مطالعه نحوۀ انجام مصاحبه به صورت رفتوبرگشتی است و اینکه الزاماً تدوین پرسشهای اولیۀ مصاحبه مبنای پرسش بعدی نیست، بلکه بسته به فضای هر مصاحبه، پرسشها بر اساس نقطۀ پایان صحبت قبلی میتوانند پیگیری شوند.
شیوههای اجرای تحلیلی
بر اساس مراحل توضیحدادهشده، از آنجا که فرایند اجرای این تحلیل حجمی زیاد از صفحات مقاله را میگیرد، ناگزیر به خلاصهکردن مطالب قابل ارائه هستیم. بر این اساس، طی گام اول مطالعه که در بخش مبانی نظری و شکل (1) به عنوان سازۀ اولیۀ ماتریس خلق ارزش توضیح داده شد، با اتکا به محورهای زمینهای، در گام دوم با کنشگران طبق پروتکل مشخصشده مصاحبه شد و در مجموع، «293» کد باز اولیه ایجاد شدند. سپس در گام سوم فرایند اجرای روششناسی، با حذف زوائد و یکپارچهکردن مضامین هممعنا، تعداد 40 مضمون گزارهای پدیدار شدند که این مضامین برای شناخت بهتر در نگارۀ (3) به همراه تکرار کدهای مضمونی شناساییشده در هر مصاحبه مشخص شدند. از این رو، با اختصاص اختصار «HI» به هر مصاحبه، مضامین گزارهای نهایی برای ورود به مرحلۀ مقیاسبندی امتیازی مشخص شدهاند.
نگارۀ 3: مضامین گزارهای شناساییشده از کدهای باز
Table 3: Propositional themes identified from open codes
شماره گزارههای پدیدارشده تکرار فراوانی
1 شناسایی نیازهای ذینفعان در چرخۀ تجاری 6 04/2 %
2 ارائۀ شاخصهای محاسباتی در خصوص دستیابی به اهداف عملیاتی
6 04/2 %
3 اعضای هیئتمدیرۀ حرفهای به کل اعضای هیئتمدیره
7 38/2 %
4 ارزیابی چرخۀ عمر محصولات 6 04/2 %
5 ارزش برند 6 04/2 %
6 افشای دادهها از نظر خوانایی 6 04/2 %
7 اکوسیستم کارآفرینی شرکت از نظر رقابتی 6 04/2 %
8 انتصاب مدیران اجرایی حرفهای به کل مدیران منتصب 6 04/2 %
9 بازارهای قابل ورود در آینده 8 73/2 %
10 پیشبینی وقوع رخدادهای آتی
7 38/2 %
11 تخصیص پاداش هیئتمدیره به موفقیتهای تجاری شرکت
6 04/2 %
12 تعیین قراردادهای راهبردی (ادغام) 6 04/2 %
13 توسعۀ محصولات جدید 7 38/2 %
14 قابلیت کنترل ریسک 7 38/2 %
15 فرصتهای سرمایهگذاری 7 38/2 %
16 جهتگیریهای راهبردی رقابتی 7 38/2 %
17 چالشهای احتمالی شرکت 6 04/2 %
18 دورۀ تصدی مدیرعامل به تعداد پروندههای حقوقی 9 07/3 %
19 مقایسههای دورهای عملکرد شرکت در گذشته و زمان حال 8 73/2 %
20 روند اعادۀ دادرسی پروندههای حقوقی 8 73/2 %
21 سطح سلامت مالی شرکت طبق استانداردهای مشخص 7 38/2 %
22 سهولت دسترسی به فهم از دادههای افشاشده 8 73/2 %
23 سیستمهای اطلاعاتی پشتیبان 7 38/2 %
24 شاخصهای کلیدی ارزیابی عملکرد 9 07/3 %
25 شفافکردن تخصیص منابع
8 73/2 %
26 طرحهای حمایتی از حقوق سهامداران اقلیت 8 73/2 %
27 جایگاه رقابتی شرکت 9 07/3 %
28 قابلیت بیان صادقانۀ دادههای افشاشده 7 38/2 %
29 نتیجۀ ارزیابی نظارتهای بازرسان قانونی 9 07/3 %
30 قیمتگذاری راهبردی 7 38/2 %
31 مشتریان عمدۀ تجاری 8 73/2 %
32 مشخصکردن میزان تخصیص منابع به طرحهای در دست اجرا
9 07/3 %
33 مشخصکردن جنبههای کنترلهای داخلی
7 38/2 %
34 مشخصکردن ریسکهای عملیاتی
8 73/2 %
35 راندمان شرکت در حمایت از حقوق ذینفعان 8 73/2 %
36 ملموسکردن اثرگذاری لحن گزارشها
8 73/2 %
37 نتایج پیشرفت در طرحها و پروژههای سرمایهگذاری 7 38/2 %
38 جایگاه اعتباری شرکت 8 73/2 %
39 عضویت اعضای خانواده در هیئتمدیره به تعداد اعضای هیئتمدیره 8 73/2 %
40 هزینهیابیهای عملیاتی 8 73/2 %
جمع گزارههای شناساییشده
293 100 %
همانطور که مشاهده میشود، «40» مضمون گزارهای از مجموع «293» کد باز طی 18 مصاحبه با تکرار دستکم هر مضمون گزارهای در 6 مصاحبه به صورت هممعنایی مفهومیشده نشاندهندۀ این موضوع است که این مضامین برای تبیین در بستر مطالعه از اعتبار کافی برخوردار هستند. سپس به منظور مقولهبندی مضامین گزارهای ایجادشده برای قرارگرفتن در سازۀ اولیۀ ماتریس خلق ارزش، باید ابتدا از طریق ماتریس واریماکس یا اصطلاحاً ماتریس چرخش متعامد، نسبت به تعیین پانلهای قابل تقسیم بر اساس 18 کنشگر اقدام شود. این پانلها به عنوان مکانیسم گروهبندی کانونی عمل میکنند و بر اساس تعداد این پانلها در مرحلۀ بعدی، کنشگران بر اساس امتیازهای بار عاملی که گرفتهاند، تفکیک میشوند تا به مقیاسبندیهای امتیازی اقدام کنند. از این رو، طبق فرایند تحلیلی این ماتریس، باید مجذور هر یک از امتیازهای دادهشدۀ کنشگران به 40 مضمون گزارهای برآورد شود تا درصد همفکری اعضای پانل در ایجاد خوشههای ممکن از میان مضامین گزارهای مشخص شود. یافتههای این فرایند در نگارۀ (4) ارائه شده است.
نگارۀ 4. فرایند ماتریس چرخشیافته برای تعیین تعداد پانلهای مشارکت
Table 4: Rotated matrix process for determining the number of participation panels
مقادیر خاص آغازینمجموع مجذور بارهای استخراجیمجموع مجذور بارهای چرخشیافتۀ نهایی
تعداد خوشهها مقدار ویژه درصد واریانس درصد واریانس تجمعی مقدار ویژه درصد واریانس درصد واریانس تجمعی مقدار ویژه درصد واریانس درصد واریانس تجمعی
۱ 113/5 173/19 173/19 113/5 173/19 173/19 420/5 555/20 555/20
۲ 719/4 576/18 749/37 719/4 576/18 749/37 081/4 052/19 607/39
۳ 853/3 119/17 868/54 853/3 119/17 868/54 158/4 177/18 784/57
4 343/3 888/14 756/71 343/3 888/14 756/71 521/3 112/15 896/72
۵ 867/2 019/9 775/80 867/2 019/9 775/80 015/3 364/9 260/82
۶ 318/2 043/6 818/86 318/2 043/6 818/86 912/2 781/6 041/89
7 531/1 116/5 934/91 531/1 116/5 934/91 847/1 258/5 299/94
8 019/1 101/4 035/96 019/1 101/4 035/96 327/1 344/4 643/98
9718/0047/3082/99
10202/0918/0000/100
نتایج ناشی از ماتریس متعامد نشان میدهد از مجموع 12 خوشۀ احتمالی قابل تفکیک 40 مضمون گزارهای برای مقولهبندی، 8 خوشه بر اساس امتیازهای دادهشدۀ کنشگران از قابلیت تبدیل مضامین گزارهای به مقولهها برخودار هستند. در ادامه، باید 18 کنشگر این مطالعه بر اساس 8 خوشۀ قابل تفکیک در پانلهای کانونی تفکیک شوند. برای این منظور، باید از از قدر مطلق |(1/96)/√n| استفاده کرد تا مشخص شود هر کنشگر در چه طبقهای قرار میگیرد. در واقع، √n اشاره به مضامین گزارهای شناساییشده دارد. بر این اساس، محاسبۀ زیر انجام میشود:
Sign=|(1/96)/√40|=0/309 رابطۀ (1)
با توجه به اینکه سطح معناداری بار عاملی محاسبهشده بر اساس 40 مضامین گزارهای برابر 309/0 تعیین شده است، اختصاص امتیازهای کنشگران میتواند تعیینکنندۀ جایگاه آنها در پانل مشارکت باشد؛ از این رو، کنشگرانی که ضریب قدرمطلق آنها برابر 309/0 باشد، در دستۀ مدنظر قرار میگیرند.
X=(N-δ_n)/2 رابطۀ (2)
N نشاندهندۀ تعداد کنشگران و δ_n نشاندهندۀ تعداد خوشهها یا مقولههایی است که مضامین گزارهای مطالعه از قابلیت تبدیلشدن به آنها برخوردار هستند؛ از این رو، با انجام این معادله به ترتیب زیر مشخص میشود با 18 کنشگر و 10 خوشۀ قابل تفکیک از مجموع مضامین گزارهای، 4 پانل قابل تشکیلشدن هستند.
X=(18-10)/2=4 رابطۀ (3)
از این رو، باید بر اساس 18 کنشگر و برحسب تعداد خوشههای قابل تفکیک، 4 پانل امتیازی تشکیل شوند تا امکان سینرژی کارکردهای گروه کانونی برای مشارکت ممکن باشد. بنابراین، باید بر اساس حد پایین تعیینشده، یعنی میزان 309/0، برحسب امتیازهای بار عاملی هر کنشگر، مشخص شود کنشگران در کدام طبقه از پانل دستهبندی میشوند.
طبق امتیازهای مشخصشده، نگارۀ (5) نشان میدهد هر کنشگر (مشارکتکننده) در کدام پانل برای تعیین مقولههای مرتبط با الگوی مرجع راهبردی قرار میگیرد تا بتواند با امتیازهایی که ارائه میدهد، رُبعهای ماتریسی این الگو را پُر کند؛ از این رو، نگارۀ (6) تفکیک پانل و قرارگرفتن کنشگران را نشان میدهد.
نگارۀ 5: ماتریس چرخشیافتۀ الگوهای ذهنی
Table 5: Rotated matrix of mental models
نفرات پانل اول پانل دوم پانل سوم پانل چهارم نفرات پانل اول پانل دوم پانل سوم پانل چهارم
کنشگر اول 217/0 121/0 316/0 193/0 کنشگر دهم 109/0 101/0 384/0 258/0
کنشگر دوم 182/0 313/0 200/0 206/0 کنشگر یازدهم 217/0 359/0 203/0 114/0
کنشگر سوم 117/0 125/0 350/0 221/0 کنشگر دوازدهم 324/0 173/0 123/0 301/0
کنشگر چهارم 315/0 208/0 207/0 273/0 کنشگر سیزدهم 098/0 184/0 213/0 318/0
کنشگر پنجم 310/0 138/0 119/0 144/0 کنشگر چهاردهم 119/0 401/0 113/0 185/0
کنشگر ششم 231/0 367/0 159/0 101/0 کنشگر پانزدهم 193/0 254/0 089/0 328/0
کنشگر هفتم 159/0 192/0 373/0 202/0 کنشگر شانزدهم 318/0 284/0 110/0 149/0
کنشگر هشتم 275/0 174/0 246/0 376/0 کنشگر هفدهم 299/0 107/0 115/0 334/0
کنشگر نهم 372/0 257/0 174/0 302/0 کنشگر هجدم 192/0 222/0 303/0 314/0
نگارۀ 6: تفکیک پانلها و قرارگرفتن گنشگران
Table 6: Panel separation and placement of the panelists
پانلهای قابل تشکیل شمارۀ کنشگران
پانل اول کنشگر چهارم، کنشگر پنجم، کنشگر نهم، کنشگر دوازدهم و کنشگر شانزدهم
پانل دوم کنشگر دوم، کنشگر ششم، کنشگر یازدهم و کنشگر چهاردهم
پانل سوم کنشگر اول، کنشگر سوم، کنشگر هفتم و کنشگر دهم
پانل چهارم کنشگر هشتم، کنشگر سیزدهم، کنشگر پانزدهم، کنشگر هفدهم و کنشگر هجدهم
نگارۀ 7: اختصاص اختصار به مضامین گزارهای
Table 7: Assignment of abbreviations to propositional themes
مضامین گزارهای پدیدارشده کد مضامین گزارهای پدیدارشده کد
شناسایی نیازهای ذینفعان در چرخۀ تجاری L_1 سطح سلامت مالی شرکت طبق استانداردهای مشخص L_21
ارائۀ شاخصهای محاسباتی در خصوص دستیابی به اهداف عملیاتی L_2 سهولت دسترسی به فهم از دادههای افشاشده L_22
اعضای هیئتمدیرۀ حرفهای به کل اعضای هیئتمدیره
L_3 سیستمهای اطلاعاتی پشتیبان L_23
ارزیابی چرخۀ عمر محصولات L_4 شاخصهای کلیدی ارزیابی عملکرد L_24
ارزش برند L_5 شفافکردن تخصیص منابع
L_25
افشای دادهها از نظر خوانایی L_6 طرحهای حمایتی از حقوق سهامداران اقلیت L_26
اکوسیستم کارآفرینی شرکت از نظر رقابتی L_7 جایگاه رقابتی شرکت L_27
انتصاب مدیران اجرایی حرفهای به کل مدیران منتصب L_8 قابلیت بیان صادقانۀ دادههای افشاشده L_28
بازارهای قابل ورود در آینده L_9 نتیجۀ ارزیابی نظارتهای بازرسان قانونی L_29
پیشبینی وقوع رخدادهای آتی
L_10 قیمتگذاری راهبردی L_30
تخصیص پاداش هیئتمدیره به موفقیتهای تجاری شرکت
L_11 مشتریان عمدۀ تجاری L_31
تعیین قراردادهای راهبردی (ادغام) L_12 مشخصکردن میزان تخصیص منابع به طرحهای در دست اجرا L_32
توسعۀ محصولات جدید L_13 مشخصکردن جنبههای کنترلهای داخلی
L_33
قابلیت کنترل ریسک L_14 مشخصکردن ریسکهای عملیاتی
L_34
فرصتهای سرمایهگذاری L_15 راندمان شرکت در حمایت از حقوق ذینفعان L_35
جهتگیریهای راهبردی رقابتی L_16 ملموسکردن اثرگذاری لحن گزارشها
L_36
چالشهای احتمالی شرکت L_17 نتایج پیشرفت در طرحها و پروژههای سرمایهگذاری L_37
دورۀ تصدی مدیرعامل به تعداد پروندههای حقوقی L_18 جایگاه اعتباری شرکت L_38
مقایسههای دورهای عملکرد شرکت در گذشته و زمان حال L_19 عضویت اعضای خانواده در هیئتمدیره به تعداد اعضای هیئتمدیره L_39
روند اعادۀ دادرسی پروندههای حقوقی L_20 هزینهیابیهای عملیاتی L_40
در ادامه، باید به منظور مقولهبندی مضامین گزارهای با تعیین پانلهای تحت بررسی برای مشارکت کنشگران از طریق مقیاسهای امتیازی، ابتدا 40 مضمون گزارهای به اختصارهای «L_1» تا «L_40» مطابق آنچه در نگارۀ (7) ارائه شده است، تفکیک شوند تا برای اختصاص به مقولهها، پیچیدگی درج کلمات کاهش یابد.
از این رو، در این مرحله، برحسب امتیازهای هر یک از پانلها و شاخص مُد، تفکیک مضامین به مقولههای مشخص صورت میگیرد تا در راستای پرسش دوم پژوهش، امکان منسجمسازی گزارشگری یکپارچه بر اساس برآیندهای توسعۀ فینتکها ارزیابی شود؛ به این ترتیب که هر یک از پانلها به صورت کانونی با هم دربارۀ مشابهت مجموعهای از گزارهها برای قرارگرفتن در یک مقولۀ مشخص برای ارائۀ الگوی نهایی ماتریس خلق ارزش ذینفعان اقدام به امتیازدهی میکنند. اما نکتۀ مهم و جالب توجه نحوۀ تعیین گزارهها در یک مقوله است. بنابراین، برای این منظور، طبق امتیازهای پانلها باید برای رتبهبندی هر یک از مضامین گزارهای بر اساس نحوۀ چیدن کارتها توسط کنشگران به رابطۀ (4) توجه شود.
σ(s)=∑_(n=1)^k▒n/X رابطۀ (4)
در این معادله، σ(s) نشاندهندۀ تعداد مضامین گزارهای پدیدارشده، k برابر خوشههای قابل تفکیک مجموعِ گزارهها به مقولهها، n نشاندهندۀ قرارگرفتن هر گزاره در یک مقوله، 𝑋 تعداد پانلهای تعیینشده و n تعداد کل مضامین گزارهای تأییدشده از گامهای قبلی است. از این رو، میتوان از طریق رابطۀ (5) تعداد مضمونهای گزارهای که به طور متوسط میتوانند در هر مؤلفه قرار گیرند را مشخص کرد.
σ(s)=∑_(n=1)^k▒40/8=5 رابطۀ (5)
از این رو، همانطور که مشاهده میشود، به طور میانگین در هر مقوله، تعداد 5 مضمون گزارهای تأیید میشود که خانههای «1+» تا «5+» را در هر مرحلۀ ارزیابی شامل میشود.
تعیین مقولۀ اول
در تعیین مقولۀ اول، اعضای پانلهای تشکیلشده برحسب مباحث دربارۀ قابلیت تفکیک مضامین گزارهای به مقولۀ مشخص، امتیازهایی را ارائه دادند تا طبق نگارۀ (8)، اولین مقوله از پدیدههای پوستۀ مطالعه قابل بازآرایی باشد. از این رو، همانطور که تشریح شد، قرارگرفتن مضامین هممعنا از «1+» تا «5+» نشاندهندۀ مقولۀ اول است.
نگارۀ 8: اختصاص مضامین گزاره به مقولۀ اول
Table 8: Assignment of propositional themes to the first category
5+ ۴+ ۳+ ۲+ ۱+ ۰ ۱- ۲- ۳- ۴- 5-
L_2 L_24 L_19 L_37 L_32 L_38 L_5 L_25 L_23 L_22 L_39
L_16L_7L_1L_4L_17L_30L_28L_40L_21
L_31L_34L_10L_9L_18L_36L_3
L_14L_33L_8L_20L_26
L_12L_13L_29
L_27L_35L_6
L_15
L_11
ملاحظۀ یافتههای نگارۀ (8) حکایت از این دارد که 5 مضمون گزارهای یکدستشده باید طبق نگارۀ (9) بر اساس اختصار کدها بازتعریف شوند.
نگارۀ 9: معرفی مضامین گزارهای یکدستشدۀ اول
Table 9: Introduction to the first unified propositional themes
مضامین گزارهای کد اختصاصیافته
ارائۀ شاخصهای محاسباتی در خصوص دستیابی به اهداف عملیاتی L_2
شاخصهای کلیدی ارزیابی عملکرد L_24
مقایسههای دورهای عملکرد شرکت در گذشته و زمان حال L_19
نتایج پیشرفت در طرحها و پروژههای سرمایهگذاری L_37
مشخصکردن میزان تخصیص منابع به طرحهای در دست اجرا
L_32
از این رو، با توجه به ماهیت مضامین گزارهای به منظور هماهنگی نظری از پیشوندِ «ارجاع» برای تعریف این مضامین در راستای مقولۀ «اثربخشی افشای نتایج عملکردی» استفاده میشود که در نگارۀ (10) ارائه شده است.
نگارۀ 10: مقولۀ اول تعیینشده بر اساس مضامین گزارهای تفکیکشده
Table 10: The first category determined based on the propositional themes separated
مقولۀ معرفیشده
مضامین گزارهای مقولۀ اول
اثربخشی افشای نتایج عملکردی ۞ ارجاعِ شاخصهای محاسباتی در خصوص دستیابی به اهداف عملیاتی
۞ ارجاع شاخصهای کلیدی ارزیابی عملکرد
۞ ارجاعِ مقایسههای دورهای عملکرد شرکت در گذشته و زمان حال
۞ ارجاعِ نتایج پیشرفت در طرحها و پروژههای سرمایهگذاری
۞ ارجاعِ میزان تخصیص منابع به طرحهای در دست اجرا
۞ ارجاعِ شاخصهای محاسباتی در خصوص دستیابی به اهداف عملیاتی
با توجه به مشابهت جنبههای مضمونی قرارگرفته در کنار هم برای توصیف مقولۀ اول نامگذاریشده، این موضوع قابل استنباط است که با مراجعه به سازۀ اولیۀ ماتریس خلق ارزش طبق شکل (1) میتوان دریافت مقولۀ «اثربخشی افشای نتایج عملکردی» میتواند با قرارگرفتن در رُبع اول ماتریس نهایی از ماهیت معنایی مناسبی برخوردار باشد؛ زیرا هم زنجیرۀ ارزش رقابتی و هم انعطافپذیری مالی، ماهیتی از کارکردهای گزارشگری بر مبنای افشای نتایج را در توصیف خود مدنظر قرار میدهند.
از این رو، در ادامه و با هدف چابککردن مقاله، پژوهش از طریق ادغام جداول نسبت به ارائۀ مقولهبندیهای پژوهش در نگارۀ (11) اقدام میکند.
نگارۀ 11: مقولهبندیهای نهایی مضامین گزارهای
Table 11: Final categorizations of propositional themes
مضامین پدیدآمدهخوشهها (ویژگیهای تجربه)کدهای اختصاری
اثربخشی افشای نتایج عملکردی۞ ارجاع شاخصهای محاسباتی در خصوص دستیابی به اهداف عملیاتیL_2
۞ ارجاع شاخصهای کلیدی ارزیابی عملکردL_24
۞ ارجاع مقایسههای دورهای عملکرد شرکت در گذشته و زمان حالL_19
۞ ارجاع نتایج پیشرفت در طرحها و پروژههای سرمایهگذاریL_37
۞ ارجاع میزان تخصیص منابع به طرحهای در دست اجراL_32
اثربخشی افشای راهبری شرکتی ۞ تناسب تعداد اعضای هیئتمدیرۀ حرفهای به کل اعضای هیئتمدیره
L_3
۞ تناسب تخصیص پاداش هیئتمدیره به موفقیتهای تجاری شرکت L_11
۞ تناسب انتصاب مدیران اجرایی حرفهای به کل مدیران منتصبL_8
۞ تناسب نسبت عضویت اعضای خانواده در هیئتمدیره به تعداد اعضای هیئتمدیره
L_39
۞ تناسب دورۀ تصدی مدیرعامل به تعداد پروندههای حقوقیL_18
اثربخشی افشای چشماندازها۞ ترسیم جایگاه رقابتی شرکت در بازار آیندهL_27
۞ ترسیم جایگاه اعتباری شرکت در بازار آیندهL_38
۞ ترسیم چالشهای احتمالی شرکت در بازار آیندهL_17
۞ ترسیم بازارهای قابل ورود در آیندهL_9
۞ ترسیم توسعۀ محصولات جدید در بازار آیندهL_13
اثربخشی افشای حقوقی۞ شفافیت راندمان شرکت در حمایت از حقوق ذینفعانL_35
۞ شفافیت طرحهای حمایتی از حقوق سهامداران اقلیت L_26
۞ شفافیت نتیجۀ ارزیابی نظارتهای بازرسان قانونیL_29
۞ شفافیت سطح سلامت مالی شرکت طبق استانداردهای مشخصL_21
۞ شفافیت روند اعادۀ دادرسی پروندههای حقوقیL_20
اثربخشی افشای ماهیت کسبوکار
۞ پایش جهتگیریهای راهبردی رقابتیL_16
۞ پایش اکوسیستم کارآفرینی شرکت از نظر رقابتیL_7
۞ پایش شناسایی نیازهای ذینفعان در چرخۀ تجاریL_1
۞ پایش ارزیابی چرخۀ عمر محصولاتL_4
۞ پایش مشتریان عمدۀ تجاریL_31
اثربخشی افشای مقایسهای۞ اهمیت افشای دادهها از نظر خواناییL_6
۞ اهمیت افشای دادهها از نظر ملموسبودن لحن گزارشها
L_36
۞ اهمیت افشای دادهها از نظر سهولت دسترسی L_22
۞ اهمیت افشای هزینهیابیهای عملیاتی
L_40
۞ اهمیت افشای دادهها از نظر بیان صادقانهL_28
اثربخشی افشای محتوایی ۞ مشخصکردن نحوۀ قیمتگذاری راهبردی
L_30
۞ مشخصکردن فرصتهای سرمایهگذاری
L_15
۞ مشخصکردن سیستمهای اطلاعاتی پشتیبان
L_23
۞ مشخصکردن ارزش برند
L_5
۞ مشخصکردن فرایند تخصیص منابع
L_25
اثربخشی افشای فرصتها و ریسک۞ تعیین دامنۀ ریسکهای عملیاتی L_34
۞ تعیین دامنۀ پیشبینی وقوع رخدادهای آتی
L_10
۞ تعیین دامنۀ قابلیتهای کنترل ریسکL_14
۞ تعیین دامنۀ کنترلهای داخلیL_33
۞ تعیین دامنۀ قراردادهای راهبردی (ادغام)L_12
از این رو، با تعیین این 8 مقوله مبتنی بر 40 مضمون گزارهای در گام آخر پدیدارشناسی پیوستۀ این مطالعه، لازم بود تا جایگاه قرارگیری هر مقولۀ شناساییشده در ماتریس خلق ارزش اولیه برای برساختگرایی انسجام گزارشگری یکپارچه تحت برآیندهای توسعۀ فینتکها در الگوی نهایی مشخص شود. بنابراین، بر اساس سه محور «X»، «Y» و «Z» که شامل دو مقیاس بودند، امتیازهای باینری یا «0» و «1» داده میشوند تا مشخص شود هر مقوله در هر محور از بین دو عامل، چه جایگاه انتخابی از نظر اعضای پانل دارد. از این رو، از هر یک از پانلها خواسته شد تا به هر مقوله طبق نگارۀ (12) امتیاز دهد تا در نهایت، بر اساس شاخص مُد یا بالاترین توزیع فراوانی، تقاطع هر مقوله در سازۀ نمایی ماتریس خلق ارزش مشخص شود.
نگارۀ 12: امتیازبندی مقولههای برای قرارگرفتن در ماتریس خلق ارزش
Table 12: Scoring of categories for inclusion in the value creation matrix
برآیندهای توسعۀ فینتکها
مقولههای شناساییشده
زنجیرۀ ارزش مالی انعطافپذیری ساختاری همافزایی اطلاعاتی نتیجه
زنجیرۀ ارزش رقابتیرنجیرۀ ارزش متعالیانعطافپذیری عملیاتیانعطافپذیری راهبردیهمافزایی مدیریتیهمافزایی حاکمیتیرُبع ماتریسیتشریح تقاطع
①②①②①②
]1[ اثربخشی افشای فرصتها و ریسکها - - - - رُبع سوم تقاطع زنجیرۀ ارزش متعالی با انعطافپذیری عملیاتی
]2[ اثربخشی افشای چشماندازها - - - - رُبع چهارم تقاطع زنجیرۀ ارزش متعالی با انعطافپذیری راهبردی
]3[ اثربخشی افشای حقوقی - - - - رُبع هشتم تقاطع انعطافپذیری راهبردی با همافزایی حاکمیتی
]4[ اثربخشی افشای ماهیت کسبوکار
- - - - رُبع دوم تقاطع انعطافپذیری راهبردی با زنجیرۀ ارزش رقابتی
]5[ اثربخشی افشای راهبری - - - - رُبع هفتم تقاطع انعطافپذیری عملیاتی با همافزایی اطلاعاتی
]6[ اثربخشی افشای محتوایی - - - - رُبع ششم تقاطع انعطافپذیری راهبردی با همافزایی مدیریتی
]7[ اثربخشی افشای نتایج عملکردی - - - - رُبع اول تقاطع زنجیرۀ ارزش رقابتی با انعطافپذیری عملیاتی
]8[ اثربخشی افشای مقایسهای رُبع پنجم تقاطع انعطافپذیری عملیاتی با همافزایی مدیریتی
طبق امتیازبندیهای مقولهها بر اساس ایجاد یک چکلیست پژوهشگرساخت بر اساس دو امتیاز باینری «0» و «1» به هر بُعد از محورهای «X»، «Y» و «Z» در ساخت ماتریس نهایی خلق ارزش منسجمسازی گزارشگری یکپارچه تحت وقوع برآیندهای توسعۀ فینتکها، میتوان نسبت به ارائۀ این الگو طبق شکل (6) اقدام کرد.
شکل 6: الگوی نهایی ماتریس خلق ارزش انسجامسازی گزارشگری یکپارچه در بستر برآیندهای توسعۀ فینتکها
Figure 6: Final model of the value creation matrix for integrating integrated reporting in the context of fintech development outcomes
همانطور که در شکل (7) به عنوان الگوی نهایی خلق ارزش نشان داده شده است، تحت تأثیر محورهای اصلی (عمودی «X» و افقی «Y» و مورب «Z») غربالشده از طریق مرور نظاممند پدیدۀ «عامل»، یعنی برآیندهای توسعۀ فینتکها، 8 قابلیت پدیدۀ «مبنا» در این مطالعه برای توصیفِ انسجامسازی گزارشگری یکپارچه معرفی شدند. در ادامه، برای اعتبارسنجی مدل از دو مبنای نسبت روایی سازه (CVI) و فرایند دلفی بهره برده میشود تا امکان توسعۀ چنین رویکردِ نظری بتواند ظرفیتهای دانش مالی و گزارشگری را توسعه بخشد. از این رو، به منظور سنجش روایی در بخش کمّی از نسبت روایی سازه (CVI) استفاده میشود. در این روش، محورهای شناساییشده از مصاحبههای بخش کیفی مطابق نگارۀ (13) در اختیار خبرگان قرار میگیرند و از آنها خواسته میشود تا با توجه به هدف پژوهش، بر اساس سه شاخص مرتبطبودن، واضحبودن و سادهبودن، نسبت به ارزیابی محورهای شناساییشده اقدام کنند.
نگارۀ 13: تعیین روایی سازه
Table 13: Determining construct validity
محورهای شناساییشده مرتبطبودن محور
واضحبودن محور
سادهبودن محور
نامرتبطبودن
نیاز به تغییر زیاد نیاز به تغییر کم کاملاً مرتبط مبهم نیاز به تغییر زیاد نیاز به تغییر کم کاملاً واضح غیرقابل فهم نیاز به تغییر زیاد نیاز به تغییر کم کاملاً قابل فهم
روش ارزیابی هریک از ابعاد شناساییشده در بخش کیفی به این صورت سازماندهی میشود که به صورت جداگانه درصدهای «کاملاً مرتبط، کاملاً واضح و کاملاً قابل فهم» محاسبه میشوند. بر این اساس، چنانچه هر بُعد از معیارهای شناساییشده امتیاز بیشتر از 70 درصد اخذ کند، روایی سازۀ آن تأیید میشود و در غیر این صورت، پس از بازبینی و اصلاحات لازم، ارزیابی مجدد انجام میشود تا درصد قابل قبول را به دست آورد و تأیید شود یا در نهایت ادغام یا تغییر صورت گیرد؛ به این ترتیب که پس از شرح اهداف و تعاریف محورهای شناساییشده از خبرگان خواسته میشود تا هریک از آنها را بر مبنای طیف سهقسمتی «ضروری، مفید اما غیرضروری و غیرضروری» ارزیابی کنند. همچنین، شیوۀ محاسبۀ دادهها برای این روایی طبق رابطۀ (6) ارائه شده است.
CVI=(n_e-N/2)/(N/2) رابطۀ (6)
در این رابطه، n_e تعداد متخصصانی است که به گزینۀ «ضروری» پاسخ دادهاند و N تعداد کل متخصصان مشارکتکننده در این روایی است. بر اساس رابطۀ (6)، چنانچه کمتر از 50 درصد از خبرگان برای هر محور،گزینۀ ضروری را انتخاب کرده باشند، مقدار «CVI» منفی میشود و زمانی که 50 درصد از خبرگان گزینۀ ضروری را انتخاب کرده باشند و 50 درصد دیگر نیز سایر گزینهها را انتخاب کنند، مقدار «CVI» صفر میشود. به همین ترتیب، در شرایطی که کلیۀ خبرگان گزینۀ ضروری را انتخاب کنند، مقدار «CVI» با یک برابر میشود. همچنین، اگر تعداد خبرگانی که گزینۀ ضروری را انتخاب کنند بیشتر از 50 درصد از کل بوده باشد و همۀ خبرگان را شامل نشود، مقدار «CVI» بین صفر و یک تعیین میشود. بر این اساس، نگارۀ (14) نتیجۀ مرتبط با ارزیابی نسبت روایی سازه را ارائه داده است.
نگارۀ 14: نسبت روایی سازه
Figure 14: Construct validity ratio
مضامینمرتبطبودن محور
واضحبودن محور
سادهبودن محور
تأیید/حذف نتیجه
خوشهها نامرتبطبودن
نیاز به تغییر زیادنیاز به تغییر کمکاملاً مرتبطمبهمنیاز به تغییر زیادنیاز به تغییر کمکاملاً واضحغیرقابل فهمنیاز به تغییر زیادنیاز به تغییر کمکاملاً قابل فهم
افشای نتایج عملکردی L_2 - - - - - - - - - تأیید 73/0
L_24---------تأیید
L_19---------تأیید
L_37---------تأیید
L_32---------حذف
افشای ماهیت کسبوکار L_16 - - - - - - - - - تأیید 75/0
L_7---------تأیید
L_1---------تأیید
L_4---------تأیید
L_31---------حذف
افشای فرصتها و ریسکها L_34 - - - - - - - - - تأیید 73/0
L_10---------تأیید
L_14---------تأیید
L_33---------تأیید
L_12---------حذف
افشای چشماندازها L_27 - - - - - - - - - تأیید 74/0
L_38---------تأیید
L_17---------حذف
L_9---------تأیید
L_13---------تأیید
افشای مقایسهای L_6 - - - - - - - - - تأیید 72/0
L_36---------تأیید
L_22---------تأیید
L_40---------تأیید
L_28---------حذف
افشای محتوایی L_30 - - - - - - - - - تأیید 78/0
L_15---------تأیید
L_23---------تأیید
L_5---------حذف
L_25---------تأیید
افشای راهبری شرکتی L_3 - - - - - - - - - تأیید 79/0
L_11---------تأیید
L_8---------تأیید
L_39---------حذف
L_18---------تأیید
افشای حقوقی L_35 - - - - - - - - - حذف 71/0
L_26---------تأیید
L_29---------تأیید
L_21---------تأیید
L_20---------تأیید
بر اساس نتایج کسبشده، مشخص شد 8 مضمون گزارهایِ «ارجاع میزان تخصیص منابع به طرحهای در دست اجرا- L_32»؛ «پایش مشتریان عمدۀ تجاری- L_31»؛ «تعیین دامنۀ قراردادهای راهبردی (ادغام)- L_12»؛ «ترسیم چالشهای احتمالی شرکت در بازار آینده- L_17»؛ «اهمیت افشای دادهها از نظر بیان صادقانه- L_28»؛ «مشخصکردن ارزش برند-L_5»؛ «تناسب نسبت عضویت اعضای خانواده در هیئتمدیره به تعداد اعضای هیئتمدیره- L_39» و «شفافیت راندمان شرکت در حمایت از حقوق ذینفعان- L_35»، با توجه به اینکه در مقیاسهای «CVI» تأیید لازم را کسب نکردند، حذف شدند. از این رو، در مجموع 32 مضمون گزارهای برای سنجش دلفی بر اساس دو معیار میانگین و ضریب توافق بررسی شدند که نتایج آن در نگارۀ (15) ارائه شده است.
نگارۀ 15: فرایند تحلیل دلفی برای تعیین اجماع نظر خبرگان
Figure 15: Delphi analysis process to determine expert consensus
مقوله مضامین گزارهای تأییدشده از روایی اختصار دور اول دلفی دور دوم دلفی تأیید/حذف
میانگینضریب توافقمیانگینضریب توافق
افشای نتایج عملکردی ارجاع شاخصهای محاسباتی در خصوص دستیابی به اهداف عملیاتی L_2 ۱۰/۶ ۸۲/۰ ۳۰/۶ ۸۵/۰ تأیید
ارجاع شاخصهای کلیدی ارزیابی عملکردL_24۵۰/۵۷۰/۰۱۰/۶۸۲/۰تأیید
ارجاع مقایسههای دورهای عملکرد شرکت در گذشته و زمان حالL_1900/6۸۰/۰۲۰/۶۸۴/۰تأیید
ارجاع نتایج پیشرفت در طرحها و پروژههای سرمایهگذاریL_3730/566/0۱۵/۵۵۸/۰تأیید
افشای ماهیت کسبوکار پایش جهتگیریهای راهبردی رقابتی L_16 40/5 68/0 65/5 77/0 تأیید
پایش اکوسیستم کارآفرینی شرکت از نظر رقابتیL_700/6۸۰/۰۲۰/۶۸۴/۰تأیید
پایش شناسایی نیازهای ذینفعان در چرخۀ تجاریL_140/568/065/577/0تأیید
پایش ارزیابی چرخۀ عمر محصولاتL_465/577/000/6۸۰/۰تأیید
افشای فرصتها و ریسکها تعیین دامنۀ ریسکهای عملیاتی L_34 ۱۵/۵ ۵۸/۰ 35/5 68/0 تأیید
تعیین دامنه پیشبینی وقوع رخدادهای آتی
L_10 40/5 68/0 65/5 77/0 تأیید
تعیین دامنۀ قابلیتهای کنترل ریسکL_14۱۰/۶۸۲/۰۳۰/۶۸۵/۰تأیید
تعیین دامنۀ کنترلهای داخلیL_3330/566/0۱۵/۵۵۸/۰تأیید
افشای چشماندازها ترسیم جایگاه رقابتی شرکت در بازار آینده L_27 20/6 85/0 30/6 88/0 تأیید
ترسیم جایگاه اعتباری شرکت در بازار آیندهL_3820/564/040/568/0تأیید
ترسیم بازارهای قابل ورود در آیندهL_905/681/020/685/0تأیید
ترسیم توسعۀ محصولات جدید در بازار آیندهL_13۵۰/۵۷۰/۰۱۰/۶۸۲/۰تأیید
افشای مقایسهای اهمیت افشای دادهها از نظر خوانایی L_6 00/6 ۸۰/۰ ۲۰/۶ ۸۴/۰ تأیید
اهمیت افشای دادهها از نظر ملموسبودن لحن گزارشها
L_36 20/5 64/0 40/5 68/0 تأیید
اهمیت افشای دادهها از نظر سهولت دسترسی L_2240/568/065/577/0تأیید
اهمیت افشای هزینهیابیهای عملیاتی
L_40 05/6 81/0 20/6 85/0 تأیید
افشای محتوایی مشخصکردن نحوۀ قیمتگذاری راهبردی
L_30 ۵۰/۵ ۷۰/۰ ۱۰/۶ ۸۲/۰ تأیید
مشخصکردن فرصتهای سرمایهگذاری
L_15 ۱۰/۶ ۸۲/۰ ۳۰/۶ ۸۵/۰ تأیید
مشخصکردن سیستمهای اطلاعاتی پشتیبان
L_23 20/5 64/0 40/5 68/0 تأیید
مشخصکردن فرایند تخصیص منابع
L_25 ۱۵/۵ ۵۸/۰ 35/5 68/0 تأیید
افشای راهبری شرکتی تناسب تعداد اعضای هیئتمدیرۀ حرفهای به کل اعضای هیئتمدیره
L_3 ۳۰/۵ ۶۵/۰ ۴۵/۵ ۶۸/۰ تأیید
تناسب تخصیص پاداش هیئتمدیره به موفقیتهای تجاری شرکت L_1120/685/030/688/0تأیید
تناسب انتصاب مدیران اجرایی حرفهای به کل مدیران منتصبL_840/568/065/577/0تأیید
تناسب دورۀ تصدی مدیرعامل به تعداد پروندههای حقوقیL_1800/550/0۳۰/۵۶۵/۰تأیید
افشای حقوقی شفافیت طرحهای حمایتی از حقوق سهامداران اقلیت L_26 00/6 ۸۰/۰ ۲۰/۶ ۸۴/۰ تأیید
شفافیت نتیجۀ ارزیابی نظارتهای بازرسان قانونیL_29۱۰/۶۸۲/۰۳۰/۶۸۵/۰تأیید
شفافیت سطح سلامت مالی شرکت طبق استانداردهای مشخصL_21۱۵/۵۵۸/۰35/568/0تأیید
شفافیت روند اعادۀ دادرسی پروندههای حقوقیL_2010/555/040/568/0تأیید
با ارجاع 32 مضمون گزارهای تأییدشده از «CVI» در تحلیل دلفی، مشخص میشود تمامی مضامین گزارهای تشکیلدهندۀ مقولههای مرتبط با پدیدارشناسی پیوستۀ دو پدیدۀ «عامل» و «مبنا» میتوانند الگوی نهایی ماتریس خلق ارزشِ ناشی از انسجامسازی گزارشگری یکپارچه تحت رخدادهای قابلیت فینتکها در بازار سرمایه را طبق شکل (7) تشکیل دهند تا به افزایش اهمیتهای ادراکی ذینفعان در شناخت از عملکردهای شرکتهای بازار سرمایه کمکی شایان توجهتر کنند.
شکل 7: جمعبندی نهایی مقولههای پدیدارشده بر اساس محورهای زمینهای در الگوی ماتریس خلق ارزش
Figure 7: Final summary of the categories that emerged based on contextual axes in the value creation matrix model
در یک جمعبندی نهایی، میتوان 8 رُبع الگوی نهایی ماتریس خلق ارزش را که از سه محور اصلی (عمودی «X» و افقی «Y» و مورب «Z») برآیندهای توسعۀ فینتکها برآمدهاند، برای انسجامسازی گزارشگری یکپارچه مدنظر قرار داد تا به هویتی بالاتر از افشای اطلاعات برای ذینفعان در عصر حاضر منتج شود.
بحث و نتیجهگیری
هدف این مطالعه انسجامسازی گزارشگری یکپارچه در بستر برآیندهای توسعۀ فینتکها بر پایۀ اجرای پدیدار شناسی پیوسته در سازوکار ماتریسی خلق ارزش برای ذینفعان است. در واقع، این مطالعه به دنبال همگرایی سازههای اولیۀ گزارشگری یکپارچه به دلیل رخدادهایی نوظهورتر از فینتکها در کارکردِ شرکتهای بازار سرمایه است تا به شفافیتهای اطلاعاتی بیشتر در تصمیمگیریهای ذینفعان منتج شود. به همین دلیل، در فاز اول اجرای تحلیلی مبتنی بر پدیدارشناسی پیوسته، به شناسایی زمینههای اثرگذار قابلیتهای فینتک در عرصۀ گزارشگری مالی به عنوان پدیدۀ «عامل» در چارچوب این پژوهش اقدام شد تا سازههای اولیۀ ماتریس خلق ارزش پدیدار شوند. از این رو، بر اساس سه محور اصلی زنجیرۀ ارزش مالی در محور عمودی «X»؛ انعطافپذیری ساختاری در محور افقی «Y» و همافزایی اطلاعاتی در محور مورب «Z»، مصادیقی دوبُعدی برای هر محور در نگارۀ (16) تعیین شدند. برای مثال، در محور عمودی، برای نشاندادن مصادیق زنجیرۀ ارزش مالی از دو بُعد «زنجیرۀ ارزش متعالی» و «زنجیرۀ ارزش رقابتی» بهره برده شد که نگارۀ زیر برای آگاهی بهتر از ابعاد هر محور اصلی ارائه شده است.
نگارۀ 16: معرفی زمینههای محوری پدیدۀ عامل در شناسایی رُبعهای ماتریسی پدیدۀ مبنا
Table 16: Introduction of the pivotal areas of the agent phenomenon in identifying the matrix quadrants of the base phenomenon
محورهای ماتریس خلق ارزش مصادیق محوری هر بُعد نماد محوری ابعاد محورهای ماتریسی
محور عمودی زنجیرۀ ارزش مالی X زنجیرۀ ارزش رقابتی x_1
زنجیرۀ ارزش متعالیx_2
محور افقی انعطافپذیری ساختاری Y انعطافپذیری عملیاتی y_1
انعطافپذیری راهبردیy_2
محور مورب همافزایی اطلاعاتی Z همافزایی مدیریتی z_1
همافزایی حاکمیتیz_2
از این رو، بر پایۀ زمینههای محوری پدیدۀ عامل، یعنی برآیندهای توسعۀ فینتکها که در نگارۀ (16) در محورهای اصلی سازۀ اولیه معرفی شدند، نسبت به تدوین پرسشهای مصاحبه با کنشگران به عنوان گام بعدی ماتریس خلق ارزش اقدام شد تا با تعیین «293» کد باز اولیه و حذف زوائد تکراری و هممعناکردن کارکردی مضامین، در مجموع «40» مضمون گزارهای شناسایی شوند تا بر اساس ساخت یک چکلیست مقیاسهای امتیازی، هر یک از «40» مضمون گزارهای ساخت یافتهشده با مقولههایی مشخص در قالب بازآرایی اصلوب اولیۀ گزارشگری یکپارچه تحت برآیندهای توسعۀ فینتکها در ماتریس خلق ارزش برای ذینفعان جایگزاری شوند. از این رو، طبق شکل (7) به عنوان ماتریس نهایی خلق ارزش، 8 مقوله برای این ماتریس ارائه شدند که در ادامه به تفکیک هر مقوله، رُبعهای ماتریسی پس از تأیید روایی و پایایی تشریح میشوند؛ زیرا در گام آخر، «40» مضمون گزارهای به «32» مضمون گزارهای برای ساخت مقولههای منسجمسازی گزارشگری یکپارچه تقلیل یافتند.
]1[ رُبع اول ماتریس: تقاطع زنجیرۀ ارزش رقابتی با انعطافپذیری عملیاتی به عنوان رُبع اول ماتریس خلق ارزش معرفیکنندۀ مقولۀ «اثربخشی افشای نتایج عملکردی» به عنوان اولین اصل بازآراییشدۀ گزارشگری یکپارچگی بر اساس توجه به برآیندهای توسعۀ فینتکهاست. در این رُبع ماتریسی، عملکردهای مبتنی بر نتیجۀ شرکت به طور خلاصه در گزارشگری یکپارچه بر اساس مصادیق قابلی اتکاتر از فینتکها ارائه میشوند تا سازوکارهای محاسبههای عملیاتی دستیابی به اهداف و شاخصهای کلیدی ارزیابی عملکردهای فنی شرکتها از طریق دسترسی کاربران در بستر فناوریهای مالی قابل حصولتر باشند و ذینفعان بتوانند از میزان پیشرفتها در طرحها و پروژههای سرمایهگذاری آگاهانهتر اقدام به تصمیمگیری کنند.
]2[ رُبع دوم ماتریس: تقاطع زنجیرۀ ارزش رقابتی با انعطافپذیری راهبردی به عنوان رُبع دوم ماتریس خلق ارزش معرفیکنندۀ مقولۀ «اثربخشی افشای ماهیت کسبوکار» به عنوان دومین اصل بازآراییشدۀ گزارشگری یکپارچگی بر اساس توجه به برآیندهای توسعۀ فینتکهاست. در این رُبع ماتریسی، سازههایی از جهتگیریهای راهبردی شرکتها در بازار رقابتی، نحوۀ چیدمان اکوسیستمهای مالی و کارآفرینی شرکتها بر اساس سیکل سیستمی قابلیتهای فناوری مالی از نظر اولویتبندی نیازهای بازار، تأمین منابع، برآوردهای مالی انتخاب بازار هدف و... تعیین میشوند تا هم به شرکتها در بهکارگیری مسیرهای رقابتی دارای اولویت و هم به ذینفعان به ویژه به سرمایهگذاران در تشکیل پرتفویهای مالی یا اصطلاحاً سبد سرمایهگذاری کمک کنند.
]3[ رُبع سوم ماتریس: تقاطع زنجیرۀ ارزش متعالی با انعطافپذیری عملیاتی به عنوان رُبع سوم ماتریس خلق ارزش معرفیکنندۀ مقولۀ «اثربخشی افشای فرصتها و ریسکها» به عنوان سومین اصل بازآراییشدۀ گزارشگری یکپارچگی بر اساس توجه به برآیندهای توسعۀ فینتکهاست. در این رُبع ماتریسی، کارکردهای گزارشگری یکپارچه در پسزمینۀ فینتکها، ظرفیتهایی از تعیین دامنۀ ریسکپذیری شرکت در شرایط تهدید و فرصتهای موجود در بازار رقابتی را نشان میدهند که این امر به تصمیمگیرندگان مالی در شناخت توانمندیهای شرکتها در کنترل ریسکهای احتمالی و پیشبینی وقوع احتمالات آینده کمک میکند که ممکن است منافع ذینفعان را دچار صدمه کند و به عنوان اصل سوم بازارآراییشدۀ گزارشگری یکپارچه میتواند قابلیتهای کنترل داخلی شرکتها را نیز برای صیانت از حقوق ذینفعان توسعه بخشد.
]4[ رُبع چهارم ماتریس: تقاطع زنجیرۀ ارزش متعالی با انعطافپذیری راهبردی به عنوان رُبع چهارم ماتریس خلق ارزش معرفیکنندۀ مقولۀ «اثربخشی افشای چشماندازها» به عنوان چهارمین اصل بازآراییشدۀ گزارشگری یکپارچگی بر اساس توجه به برآیندهای توسعۀ فینتکهاست. در واقع، در این بخش ماتریسی، کارکردهایی از ترسیمسازی چشماندازهای قابل حصول شرکتها برای ذینفعان مدنظر قرار میگیرند تا بتوان ضمن ارتقای شناخت سرمایهگذاران از جایگاه رقابتی شرکت در بازار یک صنعت، میزان پشتوانههای اعتباری شرکت در تأمین منابع مالی برای پیشبرد اهداف راهبردی شرکتها را در آینده مشخص کرد تا ماهیت شرکت از نظر مزیتهای رقابتی نسبت به سایر شرکتها در عرصۀ بازار و توسعۀ محصولات جدید شفافتر به ذینفعان مخابره شود.
]5[ رُبع پنجم ماتریس: تقاطع انعطافپذیری عملیاتی با همافزایی مدیریتی به عنوان رُبع پنجم ماتریس خلق ارزش معرفیکنندۀ مقولۀ «اثربخشی افشای مقایسهای» به عنوان پنجمین اصل بازآراییشدۀ گزارشگری یکپارچگی بر اساس توجه به برآیندهای توسعۀ فینتکهاست. در این بخش، در واقع گزارشگری یکپارچه مکانیسمهایی از همافزایی مدیریتی را در قالب گزارشهای مرتبط همچون گزارش تفسیری، به طور منظم و دورهای به ذینفعان منعکس میکند تا بتواند معنای دوبارهای به افزایش قابلیتهای مقایسهای صورتهای مالی برای استفادهکنندگان از اطلاعات بدهد. از این رو، تحتِ لوای چنین کارکردی از گزارشگری یکپارچه، ضمائمی از سطح خوانایی، سهولت دسترسی و لحن گزارشگری میتوانند به ادراکسازی واقعبینانهتر شرکتها در تصمیمگیریهای مالی کمک کنند.
]6[ رُبع ششم ماتریس: تقاطع انعطافپذیری راهبردی با همافزایی مدیریتی به عنوان رُبع ششم ماتریس خلق ارزش معرفیکنندۀ مقولۀ «اثربخشی افشای محتوایی» به عنوان ششمین اصل بازآراییشدۀ گزارشگری یکپارچگی بر اساس توجه به برآیندهای توسعۀ فینتکهاست. در راستای این مقوله، اطلاعاتی خلاصهتر از سیاستگذاریهای تعیین قیمت راهبردی توسط شرکتها در بازار رقابتی به ذینفعان در کنار ارائۀ اطلاعات مرتبط با فرصتهای سرمایهگذاری عرضه میشود تا مشخصکنندۀ این موضوع باشد که این دست از شرکتها بر اساس چرخۀ سیستمی که به پشتوانۀ شبکۀ اطلاعات تقویتشده بر پایۀ فینتکها (مانند بانکهای اطلاعاتی، سیستم اطلاعات مدیریت) به دست آوردهاند، بهتر میتوانند اطلاعاتی دقیقتر مانند نحوۀ تخصیص منابع به واحدها یا ارزشهای واحدهای تولید را در اختیار ذینفعان قرار دهند.
]7[ رُبع هفتم ماتریس: تقاطع انعطافپذیری عملیاتی با همافزایی مدیریتی به عنوان رُبع هفتم ماتریس خلق ارزش معرفیکنندۀ مقولۀ «اثربخشی افشای راهبری» به عنوان هفتمین اصل بازآراییشدۀ گزارشگری یکپارچگی بر اساس توجه به برآیندهای توسعۀ فینتکهاست. در واقع، هفتمین مقولۀ شناساییشده سازوکارهای عملگرایانۀ ساختار هیئتمدیره را به لحاظ تأثیر ترکیب منسجم حاکمیت شرکتی به ذینفعان از طریق قابلیتهای فناورانه (فینتکها) و ارجاع گزارشهای همراه مخابره میکند؛ زیرا ترکیب هیئتمدیره از نظر حرفهایبودن و نحوۀ منتصبکردن دورهای مدیران شرکت در کنار تعداد سالهای تصدی در شرکت از یک سو و ارزیابیهای انجامشده از نتایج عملکردی مدیران از سوی دیگر، میتواند به شفافیتهای ادراکی مسنجمتر ذینفعان از گزارشگری یکپارچه از نظر راهبری شرکتی منتج شود.
]8[ رُبع هشتم ماتریس: تقاطع انعطافپذیری راهبردی با همافزایی حاکمیتی به عنوان رُبع هشتم ماتریس خلق ارزش معرفیکنندۀ مقولۀ «اثربخشی افشای حقوقی» به عنوان هشتمین اصل بازآراییشدۀ گزارشگری یکپارچگی بر اساس توجه به برآیندهای توسعۀ فینتکهاست. در راستای آخرین مقولۀ شناساییشده، باید به ظرفیتهای زمینهای از فینتکها اشاره کرد که با اضافهکردن بُعدی جدید به اصلوب گزارشگری یکپارچه تحت عنوانی با کارکرد افشای اطلاعات حقوقی، میتواند به افزایش اعتماد ذینفعان نسبت به شرکت در بازار رقابتی منتج شود. تحت این دایره از گزارشگری یکپارچه، اطلاعاتی دربارۀ حمایت شرکت از حقوق اقلیتها، نسلهای آینده، بازرسیهای قانونی و روند بررسی پروندههای حقوقی به صورت فراگیرتر در اختیار ذینفعان قرار میگیرد تا آنها آگاهانهتر بتوانند ماهیت شرکت را در تصمیمگیریهای خود ارزیابی کنند.
از این رو، بر اساس ماتریس نهایی خلق ارزش که به عنوان مرجع تحلیلی در فرایندهای پدیدارشناسی در این مطالعه مدنظر قرار گرفت، حائز اهمیت است که اذعان شود، به طور دورهای چه در عرصۀ علمی و پژوهش و چه در عرصۀ سیاستگذاری، توجه به بازنگری به شیوههای گزارشگری مالی و افشای اطلاعات میتواند به پویایی نظام بازار سرمایه کمک کند و پیش از وقوع بحرانهای مالی فراگیر بینالمللی یا حوادث اجتماعی متأثر از سیاستگذاریهای عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی، تدابیری بر مبنای ترسیم چشماندازهای آینده اتخاذ شوند. بنابراین، این مطالعه گزارشگری یکپارچه را در سایۀ برآیندهای توسعۀ فینتکها به عرصهای برای بازنگری اصلوبهای قبلی تلقی کرد تا بتواند به طرزی اثربخشتر نسبت به افشای اطلاعات قابل اتکاتر برای ذینفعان انجام وظیفه کند. به همین دلیل، در راستای نتایج بهدستآمده، اولاً به سیاستگذاران توصیه میشود تا چکلیستهای گزارشگری یکپارچه به عنوان یک رویۀ افشای اختیاری اطلاعات را بازنگری کنند؛ زیرا بسیاری از ابعادِ قبلی گزارشگری یکپارچه ممکن است پس از بروز همهگیری کرونا یا ظهور فناوریهای مالی با قابلیتهای آنلاین و حتی رباتیک، در آینده از هنجار کافی برای تغییر رویکردهای سنتی شرکتها در ارائۀ اطلاعات فراگیرتر به ذینفعان برخوردار نباشند. ثانیاً باید به شرکتها توصیه کرد تا برحسب مسئولیتپذیریهای اجتماعی و در راستای تغییر نسل سوم فناوریهای مالی به نسل چهارم آن، زیرساختهای خود مبنی بر بهکارگیری فینتکهایی با ظرفیتهای اثربخش هوش مصنوعی را آماده کنند تا در مواجهههای احتمالی با بحرانهایی مانند ویروس کرونا، از قابلیتهای بیشتری برای کسب مزیتهای رقابتی برخودار باشند. ارائۀ چنین چشماندازهایی در قالب گزارشگری یکپارچه میتواند به آگاهی شناختی بیشتر ذینفعان در ترسیم اُفقهای سرمایهگذاری بلندمدتتر در بازارهای مالی کمککننده باشد.